اجرای «مکانیسم ماشه» چه معنایی برای جمهوری اسلامی دارد؟

- با اجرای مکانیسم ماشه، اروپایی‌ها آخرین ابزارهای فشار خود علیه رژیم ایران را مصرف کردند. از این‌ رو، دیگر تنها دو مسیر پیش روی طرفین باقی مانده است: مسیر نظامی که اسرائیل به نمایندگی از واشنگتن وارد عمل شود؛ مسیر مذاکرات که محدودیت‌های بیشتری نه تنها بر برنامه هسته‌ای، بلکه بر برنامه موشکی جمهوری اسلامی نیز اعمال کند.
- رژیم ایران به این باور رسیده که بارها با وجود مذاکره با غرب، ضربه خورده است.
- در روزهای آینده ممکن است یا شاهد دور دوم جنگ ایران و اسرائیل باشیم یا توافقات کوتاه‌مدت بین تهران و واشنگتن؛ اما این توافقات شامل برنامه موشکی بالستیک نخواهند بود؛ برنامه‌ای که برای امنیت اسرائیل تهدید مستقیم و برای جمهوری اسلامی ایران ستون فقرات دکترین دفاعی‌اش به شمار می‌رود.

شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۱۱ اکتبر ۲۰۲۵


هدی رؤوف (ایندیپندنت عربی) – در روزهای آینده ممکن است یا شاهد دور دوم جنگ با اسرائیل باشیم یا توافقاتی کوتاه‌مدت میان تهران و واشنگتن که شامل برنامه موشکی بالستیک نخواهد بود. با اجرای مکانیسم ماشه، اروپایی‌ها آخرین ابزارهای فشار خود علیه رژیم ایران را مصرف کردند.

از این‌ رو، دیگر تنها دو مسیر پیش روی طرفین باقی مانده است:

مسیر نظامی که اسرائیل به نمایندگی از واشنگتن وارد عمل شود،
مسیر مذاکرات که محدودیت‌های بیشتری نه تنها بر برنامه هسته‌ای، بلکه بر برنامه موشکی جمهوری اسلامی نیز اعمال کند؛ مسئله‌ای که برای اروپایی‌ها به‌ ویژه به‌دلیل تأمین پهپادهای ایران برای روسیه و تهدید امنیت اروپا، اهمیت بالایی دارد.

با فعال شدن این مکانیسم و بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران، عملاً توافق هسته‌ای که سال‌ها در حالت کما قرار داشت، پایان یافت و به یک دهه تلاش برای رسیدن به تفاهم با غرب پایان داد. این اقدام دیواری از بی‌اعتمادی عمیق‌تر میان تهران و مسیر مذاکره ایجاد کرد.

پیامدهای داخلی و خارجی

پیامدهای اجرای «اسنپ‌بک» و رأی‌گیری شورای امنیت برای بازگشت تحریم‌ها، تنها محدود به وضعیت اقتصادی ایران نیست، بلکه می‌توان تأثیرات آن را بر سیاست داخلی و خارجی رژیم نیز تحلیل کرد. این پیامدها در داخل کشور تنها شامل فشارهای اقتصادی فزاینده بر مردم نمی‌شود، بلکه بر روابط جمهوری اسلامی و غرب و شکاف بین دو جریان اصلی یعنی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان نیز تأثیر می‌گذارد.

به بیان دیگر، این تحولات سؤال قدیمی را بار دیگر به سطح آورده: مذاکره با غرب بهتر است یا تقابل با آن؟
اهمیت موضوع در آن است که بی‌اعتمادی به غرب عمیق‌تر شده و ذهنیت تصمیم‌گیرندگان ایرانی را بیش‌ از پیش متقاعد کرده که هدف اصلی، براندازی نظام است. بنابراین، وابستگی به «میدان» و تکیه بر نیروهای نیابتی منطقه‌ای و سامانه‌های موشکی تقویت می‌شود.

رقابت جناح‌ها و انتقاد از دولت چهاردهم

در فضای سیاسی داخلی، صدای اصول‌گرایان  بلندتر از قبل شده است، چرا که به باور آنها، مسیر دیپلماسی به بازگشت تحریم‌هایی انجامیده که یک دهه پیش لغو شده بودند. در مقابل، اصلاح‌طلبانی همچون حسن روحانی استدلال می‌کنند که این تحریم‌ها ابتدا در دوره محمود احمدی‌نژاد و به‌ خاطر مواضع ضدغربی او اعمال شد و میراثی سنگین برای کشور بجا گذاشت.

در این میان، تندروها از مسعود بزشکیان، رئیس‌ دولت چهاردهم، خواستار استعفا شده‌اند، چراکه وعده‌هایش در مورد رفع تحریم‌ها و حل پرونده هسته‌ای تحقق نیافته و تحریم‌هایی که یک دهه پیش لغو شده بودند، دوباره بازگشته‌اند. آنها این را نشانه شکست سیاست خارجی دولت می‌دانند، در حالی‌ که تورم بالا باقی مانده، ارز ملی در حال سقوط است و سهمیه‌بندی ناعادلانه در دانشگاه‌ها ادامه دارد.

خروج از معاهده «ان‌پی‌تی»

در سطح نهادهای حکومت نیز صداهایی برای خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای «ان‌پی‌تی» شنیده می‌شود. این موضوع در کمیسیون «امنیت ملی» مطرح شده و جلسه‌ای نیز با علی لاریجانی برای تقویت توافق نظام برگزار شده است.

برخی نمایندگان تندرو خواهان خروج کامل از معاهده هستند، در حالی‌که عده‌ای دیگر پیشنهاد می‌دهند فقط از تصویب (اجرای داوطلبانه) آن خارج شد تا رژیم دیگر ملزم به حضور بازرسان آژانس نباشد، هرچند همچنان عضو معاهده بماند.

البته طبق ماده ۱۰ معاهده «ان‌پی‌تی»، هر کشوری می‌تواند به‌ دلایل امنیتی، پس از اطلاع‌رسانی سه ماهه به شورای امنیت، از این معاهده خارج شود. با این حال، جمهوری اسلامی ایران قصد خروج ندارد، چون می‌خواهد در چارچوب مشروعیت بین‌المللی باقی بماند و به اسرائیل و آمریکا بهانه‌ای برای بسیج جامعه جهانی علیه خود ندهد.
اما کاهش سطح همکاری‌ها و بیرون راندن بازرسان، می‌تواند زمینه‌ساز افزایش تردیدها نسبت به ماهیت برنامه هسته‌ای ایران شود.

جنگ روانی یا اقدام واقعی؟

در داخل ایران، فعال‌ شدن «اسنپ‌بک» بیشتر به‌ عنوان اقدامی نمادین و روانی تبلیغ می‌شود تا اقدامی واقعی، چرا که حجم تحریم‌های فعلی آمریکا و اروپا بسیار سنگین‌تر از شش قطعنامه قبلی شورای امنیت است.

در حالی‌که بریتانیا، فرانسه و آلمان اعلام کردند که در چارچوب تصمیمات شورای امنیت، تحریم‌ها را بازمی‌گردانند، اما همزمان اظهار داشتند که همچنان آماده مذاکره برای رسیدن به توافقی جدید هستند. وزارت خارجه آمریکا نیز تأکید کرده که مسیر دیپلماسی با ایران همچنان باز است.

از دید جمهوری اسلامی، این رفتار غربی‌ها نشان‌دهنده غرور و زورگویی است، و هدفشان اعمال شروط ناعادلانه در مذاکرات است. همچنین، تهران باور دارد که اروپا با سیاست فشار حداکثری واشنگتن همسو شده و تلاش دارد با رویکردی سختگیرانه، بر پرونده اوکراین تأثیر بگذارد.

در نهایت، رژیم ایران به این باور رسیده که بارها با وجود مذاکره با غرب، ضربه خورده است؛ از حملات اسرائیل و آمریکا قبل از دور ششم مذاکرات گرفته تا بازگشت تحریم‌ها با وجود همکاری با آژانس انرژی اتمی در قاهره و اعلام آمادگی برای مذاکرات مستقیم با واشنگتن.

موضع چین و روسیه

جمهوری اسلامی ایران همچنین تأکید دارد که فعال‌ شدن «اسنپ‌بک» غیرقانونی است و با مفاد برجام و قوانین بین‌المللی مغایرت دارد. چین و روسیه نیز این موضع  را تأیید کردند.معاون نماینده روسیه در سازمان ملل در جلسه رأی‌گیری اعلام کرد که به باور مسکو، اسنپ‌بک فعال نشده و بر این اساس، قطعنامه ۲۲۳۱ پس از ۱۸ اکتبر منقضی  تلقی می‌شود.

رژیم ایران تلاش می‌کند از مواضع چین و روسیه به‌ عنوان نماد تضاد با سلطه آمریکا بر نظم جهانی بهره ببرد و آن را نشانه‌ای از ظهور نظم چندقطبی و شکل‌گیری ائتلاف‌های منطقه‌ای بداند؛ همانگونه که رئیس‌ جمهور چین در نشست شانگهای از درهای باز پکن به روی کشورهایی که به نظم فعلی معترض هستند، سخن گفت.

آینده: جنگ یا مذاکره؟

با فعال‌ شدن اسنپ‌بک، ابزارهای فشار اروپا به پایان رسیده‌اند. از این‌رو، تنها دو مسیر باقی مانده است:
۱. مسیر نظامی که اسرائیل به نیابت از آمریکا اجرا کند.
۲. مسیر دیپلماتیک با محدودیت‌های شدیدتر نه فقط بر برنامه هسته‌ای، بلکه بر برنامه موشکی و ارسال پهپاد به روسیه.

در این فضای دوگانه، رژیم ایران و اسرائیل هر دو خود را برای مواجهه نظامی آماده می‌کنند.

از سوی دیگر، توافقی نادر نیز بین جمهوری اسلامی  و آمریکا برای بازگرداندن مهاجران ایرانی صورت گرفته است، که نشانه‌ای از نوعی توافق پشت پرده است.

بنابراین، در روزهای آینده ممکن است یا شاهد دور دوم جنگ ایران و اسرائیل باشیم یا توافقات کوتاه‌مدت بین تهران و واشنگتن؛ اما این توافقات شامل برنامه موشکی بالستیک نخواهند بود؛ برنامه‌ای که برای امنیت اسرائیل تهدید مستقیم و برای جمهوری اسلامی ایران ستون فقرات دکترین دفاعی‌اش به شمار می‌رود.

*منبع: ایندیپندنت عربی
*نویسنده: هدی رؤوف
*ترجمه و  تنظیم از کیهان لندن

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=388662