مؤسسه تحقیقاتی «آلما»: اسرائیل باید راهبرد «پیش‌دستانه» را برای حفظ برتری خود ادامه دهد

-مؤسسه تحقیقاتی «آلما» در یک مقاله که سوم دسامبر (۱۲ آذرماه) منتشر شد می‌نویسد راهبرد دفاعی جدید اسرائیل یعنی عملیات «پیش‌دستانه» باعث شد با تهدیدات در همان مراحل اولیه تا پیش از تقویت دشمن و تشدید وضعیت امنیتی مقابله شود.
-راهبردی که اسرائیل در دو سال گذشته اتخاذ کرده، راهبردی متمرکز و حساب‌شده است؛ تهاجمی نیست بلکه دفاعی است. این سیاست از میل به گسترش و سلطه بر منطقه ناشی نمی‌شود، بلکه از نیازهای امنیت ملی سرچشمه می‌گیرد. اسرائیل به‌صورت محدود عمل می‌کند و هدفش کاهش آسیب و پرهیز از صدمه به غیرنظامیان است.
-جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران نیز اقدامی دفاعی و پیشگیرانه بود که هدفش جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک کشور هسته‌ای با تهدیدی وجودی علیه اسرائیل بود. پرسش آشکار این است که آیا بهتر بود منتظر بمانند تا تهدید هسته‌ای محقق شود و سپس واکنش نشان دهند؟
-اسرائیل رفتار تهاجمی ندارد، برعکس راهبرد فعلی آن از تشدید خطرناک جلوگیری می‌کند. رسیدگی به تهدیدها در مراحل اولیه امنیت منطقه‌ای را تقویت می‌کند، دست بازیگران میانه‌رو را بالا می‌برد، و مسیر را برای توافق‌ها و عادی‌سازی در منطقه هموار می‌سازد.

پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۰۴ دسامبر ۲۰۲۵


مؤسسه تحقیقاتی «آلما» در یک مقاله که سوم دسامبر (۱۲ آذرماه) منتشر شد می‌نویسد راهبرد دفاعی جدید اسرائیل یعنی عملیات «پیش‌دستانه» باعث شد با تهدیدات در همان مراحل اولیه تا پیش از تقویت دشمن و تشدید وضعیت امنیتی مقابله شود.

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و همکارانش عملیات هوایی در یمن را زیر نظر دارند

در این نوشتار آمده، تا پیش از عملیات مرگبار «هفت اکتبر» و به‌مدت بیش از دو دهه، اسرائیل در مقابل تهدیدها «سیاست مهار» را دنبال می‌کرد. هدف برقراری «آرامش به هر قیمت» بود؛ اسرائیل به حملات پاسخ می‌داد اما برای خنثی‌سازی تهدیدها به‌صورت پیش‌دستانه عمل نمی‌کرد.

اما پس از حمله تروریستی «هفت اکتبر»  تغییر مهمی راهبرد اسرائیل رخ داد و از سیاست مهار به سیاستی فعال و «پیش‌دستانه» روی آورد؛ سیاستی مبتنی بر خنثی کردن تهدیدها در مراحل اولیه برای جلوگیری از تقویت دشمن و تشدید وضعیت امنیتی.

این سیاست اغلب از سوی دولت‌های منطقه، بازیگران بین‌المللی و رسانه‌های خارجی مورد انتقاد قرار می‌گیرد و از سوی آنان به‌عنوان رفتار تهاجمی و کنترل‌نشده اسرائیل توصیف می‌شود؛ رفتاری که گویی یک هژمون دشمن را هر زمان و در هر مکان هدف قرار می‌دهد.

راهبردی که اسرائیل در دو سال گذشته اتخاذ کرده، راهبردی متمرکز و حساب‌شده است؛ تهاجمی نیست بلکه دفاعی است. این سیاست از میل به گسترش و سلطه بر منطقه ناشی نمی‌شود، بلکه از نیازهای امنیت ملی سرچشمه می‌گیرد. اسرائیل به‌صورت محدود عمل می‌کند و هدفش کاهش آسیب و پرهیز از صدمه به غیرنظامیان است؛ اما همزمان دیگر از برخورد با تهدید -اگر تنها یک تهدید بالقوه باشد- خودداری نمی‌کند. هدف این است که تهدید پیش از بالفعل شدن خنثی شود، نه اینکه پس از وقوع و با هزینه‌ای سنگین‌تر به آن پاسخ داده شود.

هدف خنثی‌سازی توانایی‌های بالقوه دشمن پیش از آن است که دشمن بتواند اهداف خود را محقق کند (چیزی که پیش‌بینی آن بسیار دشوار است).

همزمان، اسرائیل مسیرهای دیپلماتیک مستقیم یا غیرمستقیم را نیز پیش می‌برد و آماده توافق است، مادامی‌که این توافق‌ها نیازهای امنیتی اسرائیل و ثبات منطقه را تأمین کنند.

در بخشی دیگری از این مقاله اشاره می‌شود، اسرائیل به‌طور مستمر در همه جبهه‌ها برای خنثی‌سازی تهدیدها اقدام می‌کند؛ در جبهه شمالی حملات هوایی و یورش‌های زمینی علیه زیرساخت‌ها و عوامل تروریستی انجام می‌دهد تا از استقرار دوباره حزب‌الله و دیگر سازمان‌های تروریستی در امتداد مرز جلوگیری کند. در لبنان، از زمان آتش‌بس، بیش از ۶۷۰ حمله هوایی صورت گرفته و بیش از ۲۰۰ عضو حزب‌الله (و نزدیک به ۳۰ عضو دیگر از گروه‌هایی همچون حماس) از میان برداشته شده‌اند. این فعالیت روزانه علیه هرگونه نقض آتش‌بس است و هدف آن جلوگیری از تلاش‌های بازسازی حزب‌الله است.

برخلاف گذشته، راهبرد کنونی اجازه بازتوانی و احیای قدرت به حزب‌الله نمی‌دهد، بلکه در پی حفظ دستاوردهای جنگ و ضعیف‌ نگاه‌داشتن حزب‌الله است. اسرائیل همچنین علیه زیرساخت‌های غیرنظامی که پوششی برای فعالیت نظامی حزب‌الله هستند اقدام می‌کند.

وضعیت پیچیده سوریه

در سوریه، وضعیت پیچیده است؛ رژیم جدید برای اعمال کامل نظم و قانون با مشکل روبه‌روست، بنابراین اسرائیل علیه چندین تهدید در جنوب سوریه اقدام می‌کند: تهدیدهای ناشی از سلول‌های تروریستی (وابسته به ایران، حزب‌الله، داعش، حماس، جهاد اسلامی فلسطین و الجماعه الاسلامیه)، تلاش‌ برای قاچاق سلاح و درگیری‌های خشونت‌آمیز میان اقلیت‌ها و نیروهای امنیتی که می‌تواند از کنترل خارج شود و به متحدان اسرائیل آسیب برساند.

حضور فیزیکی اسرائیل در پنج نقطه استراتژیک در لبنان و دست‌کم ۹ نقطه در منطقه حائل سوریه ناشی از منافع سیاسی یا تلاش برای تصرف سرزمینی -چنان‌که ادعا می‌شود- نیست، بلکه نیاز به دور کردن تهدیدها از خط تماس و حفاظت از جوامع اسرائیلی نزدیک مرز آن را ایجاب می‌کند.

مقابله با ایران اتمی

جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران نیز اقدامی دفاعی و پیشگیرانه بود که هدفش جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک کشور هسته‌ای با تهدیدی وجودی علیه اسرائیل بود. پرسش آشکار این است که آیا بهتر بود منتظر بمانند تا تهدید هسته‌ای محقق شود و سپس واکنش نشان دهند؟ حکومت ایران طی سال‌ها راهبرد حمله ترکیبی از همه جبهه‌ها علیه اسرائیل را دنبال کرده است؛ بنابراین اسرائیل نیز در همه جبهه‌ها علیه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی عمل می‌کند. اسرائیل با دشمنی مصمم مواجه است که نیت خود برای نابودی اسرائیل را پنهان نمی‌کند و از هیچ ابزاری دریغ نمی‌ورزد، در حالیکه اسرائیل ناچار است خویشتنداری کند.

در انتهای این مقاله آمده بازگشت به «سیاست مهار» اشتباه خواهد بود؛ اسرائیل باید همچنان قاطعانه با هرگونه تهدید مقابله کند و برتری راهبردی خود نسبت به دشمن را حفظ کند.

اسرائیل رفتار تهاجمی ندارد، برعکس راهبرد فعلی آن از تشدید خطرناک جلوگیری می‌کند. رسیدگی به تهدیدها در مراحل اولیه امنیت منطقه‌ای را تقویت می‌کند، دست بازیگران میانه‌رو را بالا می‌برد، و مسیر را برای توافق‌ها و عادی‌سازی در منطقه هموار می‌سازد.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=391893