سامان سامنی* – تطور جنبش دانشجویی پس از شورش ۵۷ روند سکولار شدن مطالبات دانشجویی و فاصلهگرفتن دانشجویان از خوانشهای انقلابی از اسلام را نشان میدهد.
کاریزمای ایدئولوگهای چپ اسلامی، همچون علی شریعتی، در بین دانشجویانی که پس از شورش ۵۷ وارد دانشگاه شدند از بین رفت.
تقابل گفتمانی جنبش دانشجویی اصلاحطلبی در دهه هفتاد و جنبش دانشجویی در دهه هشتاد شمسی با نهادهای حاکمیتی مستقر در دانشگاهها گرایش دانشجویان به جنبشهای سکولار را نشان میدهد. دال مرکزی گفتمان جنبش دانشجویی در دهه هفتاد قانون، دموکراسی و لیبرالیسم بود در حالی که در یک دگردیسی گفتمانی در دهه هشتاد حقوق شهروندی، برابری و آزادی برجسته شد که نشان میدهد از خوانشهای اسلام سیاسی فاصله گرفتهاند.
بعد از تقریباً یک دهه انفعال سیاسی جنبش دانشجویی، در دههی نود، شکلگیری جنبش «زن، زندگی، آزادی» در شهریور ۱۴۰۱ دالهای مرکزی سکولاریسم را ذیل جنبش دانشجویی هژمونیک کرد.
هر چند پیش از شورش ۵۷ گفتمان چپ اسلامی، سازمان مجاهدین خلق ایران و سازمان چریکهای فدایی خلق، نقش محوری در فعالیتهای سیاسی جنبش دانشجویی علیه حکومت محمدرضاشاه پهلوی تأثیر داشتند اما پس از قدرت گرفتن اسلامگرایان تندرو فعالیت سیاسی دانشجویان در تضاد با حکومت اسلامی و جنگ با خدا تفسیر شد.
به طور کلی تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران را میتوان در سه مرحله توضیح داد. مرحله اول مربوط به تأسیس سازمان مجاهدین خلق و تئوریزه کردن اسلام بهمثابه امر سیاسی پیش از شورش ۵۷ بود. مرحله دوم مربوط به تمایل دانشجویان به سیاستزدایی از خوانشهای دینی در دوران اصلاحات است و مرحله سوم به حاشیهراندن اسلام سیاسی در جنبشهای اجتماعی بخصوص در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ شمسی است.
جنبش دانشجویی در سال ۱۴۰۱ به دلیل ماهیت سکولار خود گسستی گفتمانی از جنبشهای دانشجویی ماقبل خود دارد اما باید به این نکته نیز توجه داشت که رادیکال شدن جنبش دانشجویی در سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ از یک سو به دلیل استفاده نهادهای حاکمیتی از قوای قهریه و از سوی دیگر به دلیل شکاف دولت-ملت است.
در کنار ماهیت سکولار کنش اعتراضی جنبش دانشجویی شهریور ۱۴۰۱، شعارهایی که در این اعتراضات سر داده شد مانند شاه میاد به خونه ضحاک سرنگونه یا رضاشاه روحت شاد نیز نشان از این تحول گفتمانی دارد.
*سامان سامنی، هموند حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات)، شاخه لیژ در بلژیک

