دکتر حسن صبوری، پژوهشگر و تحلیلگر – در حالی که لایحه بودجه ۱۴۰۴ به عنوان یکی از «استقراضیترین» و «بحرانیترین» اسناد مالی تاریخ جمهوری اسلامی راهی مجلس شده است، یک ردیف بودجه خاص بیش از هر زمان دیگری خودنمایی میکند: بودجه سازمان صدا و سیما؛ سازمانی که با وجود ریزش شدید مخاطب و بحران مرجعیت رسانهای، همچنان از «کیک آبرفته» اقتصاد ایران، سهمی شاهانه برمیدارد.

رآوردها نشان میدهد که بودجه سازمان عریض و طویل صدا و سیما برای سال آینده، با احتساب درآمدهای اختصاصی و ردیفهای متفرقه، رقمی بین ۳۵ تا ۴۳ هزار میلیارد تومان خواهد بود. اما این عدد تنها یک رقم در ستون هزینهها نیست؛ این عدد نماد «اولویتهای وارونه» حکمرانی در ایران است.
برای درک عمق فاجعه، باید این ارقام انتزاعی را به زبان «فرصتهای از دست رفته» برای ملت ایران ترجمه کرد.
ماشین تبلیغات یا سلامت مردم؟
شاید دردناکترین مقایسه، قرار دادن بودجه این دستگاه تبلیغاتی در کفه ترازوی سلامت باشد.
کل مبلغی که دولت در ۱۰ ماهه سال جاری توانست برای «طرح دارویار» (یارانه حیاتی دارو) تخصیص دهد، حدود ۳۱ هزار میلیارد تومان بود. به بیان سادهتر، حاکمیت حاضر است برای «تولید محتوای ایدئولوژیک» در صدا و سیما، پولی بیش از کل بودجهای که برای جلوگیری از گران شدن دارو در داروخانهها نیاز است، هزینه کند. در حالی که بیماران خاص و سرطانی در جستجوی داروهای نایاب جان میدهند، بودجه کشور صرف شبکههایی میشود که بینندگانش روزبهروز کمتر میشوند.
دود در ریه شهروندان، پول در جیب جامجم
در شرایطی که کلانشهرهای ایران زیر لایهای ضخیم از دود مازوت و آلایندهها خفه شدهاند، «هزینه فرصت» بودجه صدا و سیما خود را نمایان میکند. با بودجه یک سال این سازمان، میشد حدود ۴۰۰۰ اتوبوس نوساز به ناوگان فرسوده حملونقل عمومی اضافه کرد یا نیمی از یک خط کامل متروی تهران را ساخت. اما در منطق بودجهنویسی فعلی، تنفس شهروندان در اولویت دوم نسبت به پخش برنامههای سیاسی قرار دارد.
مدارس کپری و مطالبات معوق
این ناترازی در حوزه آموزش نیز بیداد میکند. با ۳۵ هزار میلیارد تومان، میشد ۱۴۰۰ مدرسه ۱۲ کلاسه مجهز ساخت و برای همیشه پرونده مدارس کانکسی و کپری را که جان دانشآموزان را در مناطق محروم تهدید میکند، بست.
همچنین، این رقم دقیقاً معادل بدهیهایی است که دولت ماهها به گندمکاران زحمتکش بدهکار بود و یا میتوانست صف وام ازدواج ۱۱۶ هزار جوان ایرانی را در یک لحظه صفر کند.
نتیجهگیری
بودجه ۱۴۰۴ نشان میدهد که سازمان صدا و سیما نه یک رسانه ملی، بلکه یک «تاریکخانه بودجهخوار» است. سازمانی که بدون نظارت موثر و بدون بازدهی اقتصادی یا اجتماعی، منابعی را میبلعد که میتوانست مرهمی بر زخمهای عمیق زیرساختی و معیشتی جامعه باشد. تخصیص این ارقام نجومی در حالی که صندوقهای بازنشستگی ورشکستهاند و سفره مردم کوچکتر شده، پیامی روشن دارد: برای سیستم، «بقا» از طریق پروپاگاندا، بر «رفاه» و حتی «حیات» شهروندان ارجحیت دارد.
در نهایت، این بودجه سندی است بر اینکه در اقتصاد سیاسی ایران، منابع کمیاب نه بر اساس نیازهای واقعی جامعه، بلکه بر اساس میزان وفاداری نهادها به هسته سخت قدرت توزیع میشود.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

