لزوم دوقطبی شدن جامعه: آخرین نبرد برای بازگشت ایران به هویت خویش!

پنج شنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۱ ژانویه ۲۰۲۶


داریوش عمران – ایران ما امروز در آستانه یک لحظهٔ تاریخی ایستاده؛ لحظه‌ای که دیگر نمی‌توان با سکوت، با میانه‌روی محتاطانه یا با امید به اصلاحات کوچک، از کنارش گذشت. قلب مردم تندتر می‌زند، اشک‌ها جاری‌تر شده و فریادها رساتر: «جاوید شاه»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده»، «رضا رضا پهلوی، این است شعار ملی»…

این شعارها فقط کلمات نیستند؛ این‌ها ضربان قلب ملتی است که پس از دهه‌ها تحقیر، خفقان و از دست دادن همه چیز، بالاخره تصمیم گرفته سرنوشتش را خودش به دست بگیرد. صدای ملتی که خواهان پس گرفتن هویت خویش است. این فریادها نشان می‌دهند که دوقطبی عمیق در جامعه شکل گرفته: یا ادامهٔ این نظام ویرانگر، یا بازگشت به ایران آزاد، سکولار و باشکوهی که زمانی بود و دوباره خواهد بود.

تاریخ به ما می‌گوید که هیچ انقلابی بدون این شکاف عمیق و غیرقابل بازگشت به پیروزی نرسیده است. در انقلاب فرانسه، جامعه بین سلطنت مطلقه و جمهوری تقسیم شد؛ هیچ میانه‌ای باقی نماند و مردم مجبور شدند انتخاب کنند. در انقلاب آمریکا، میان وفاداران به تاج و تخت بریتانیا و مبارزان برای استقلال، خطی کشیده شد که دیگر نمی‌شد از رویش گذشت.

اما امروز، این دوقطبی نه فقط سیاسی، بلکه احساسی و هویتی است. یک سو ملتی است که دیگر طاقت حجاب اجباری، اعدام‌های بی‌رحمانه، فقر فلج‌کننده و تحقیر جهانی را ندارد و دنبال هویت به سرقت رفته خود است. سوی دیگر، نظامی که فقط با سرکوب و ترس دوام آورده. در این میان، *شاهزاده رضا پهلوی* نه فقط یک نام، بلکه نماد امید و وحدت شده است؛ نمادی که بعد از ۴۶ سال تبعید، هنوز در قلب میلیون‌ها ایرانی زنده است.

او، امروز در جایگاه یک رهبر تاریخی ایستاده: کسی که نه قدرت نظامی دارد، نه نفت می‌فروشد، نه دولت در اختیارش است؛ اما چیزی دارد که هیچ‌کدام از این‌ها نمی‌تواند جایگزینش شود: *اعتماد تاریخی مردم به پادشاهان پهلوی* و *رویای بازگشت به ایران قدرتمند و آزاد*. او بارها گفته که به دنبال تاج و تخت شخصی نیست؛ می‌خواهد پلی باشد برای انتقال مسالمت‌آمیز قدرت به مردم، برای انتخابات آزاد، برای دادگاه‌های عادلانه و برای ایرانی که دوباره سربلند در جهان بایستد و اگر مردم پادشاهی را انتخاب کردند حاضر است نقش خودش را برای ساختن ایران ایفا کند.

این شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» فقط یک آرزو نیست؛ یک پیشگویی است که از عمق جان مردم برمی‌خیزد. مردم به این باور رسیده‌اند که این بار، رژیم در ضعیف‌ترین حالت خودش است. اقتصاد فروپاشیده، انزوای جهانی، اعتراضات مداوم، و مهم‌تر از همه، از دست رفتن مشروعیت. وقتی مادران داغدار، دانشجویان، کارگران و حتی بازاریان که بسیار محتاط هستند و حاضر به ریسک نیستند فریاد «جاوید شاه» سر می‌دهند، یعنی آن نقطهٔ بی‌بازگشت رسیده: جایی که دیگر نمی‌توان با وعده‌های پوچ یا سرکوب خشن، آتش خشم ملت را خاموش کرد.

دوستان، این دوقطبی تلخ است، دردناک است، گاهی خون‌بار می‌شود؛ اما بدون آن، ایران برای نسل‌های دیگر هم در زندان تاریک استبداد دینی باقی می‌ماند. این آخرین نبرد است؛ نبردی که پهلوی برمی‌گردد، نه فقط به معنای بازگشت یک نفر به تخت، بلکه بازگشت ایران به هویت خودش، به عزت، به آزادی، به آینده‌ای که شایستهٔ این سرزمین کهن و این مردمان شریف است.

ایستاده‌ایم تا آخر خط.
جاوید شاه.
پهلوی برمی‌گرده.
ایران آزاد می‌شود.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۶ / معدل امتیاز: ۳٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=393599