دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، روز شنبه ترور فرمانده «نیروی قدس» قاسم سلیمانی را بهعنوان نمونهای از اقداماتی که ایالات متحده میتواند انجام دهد، مطرح کرد. او این مثال را در آغاز کنفرانس مطبوعاتی خود برای اعلام جزئیات عملیات نظامی ارتش آمریکا برای بازداشت نیکولاس مادورو رئیسجمهوری ونزوئلا و همسرش بیان کرد و گفت: «حملهی کاراکاس شبیه آنچه سلیمانی و بغدادی را هدف قرار داد و مانند نابودی تأسیسات هستهای ایران در ماههای اخیر بود.»

در همان زمان، دبیرکل «حزبالله» شیخ نعیم قاسم در پیامی ضبط شده که شبکه «المنار» به مناسبت ششمین سالگرد ترور سلیمانی و ابومهدی المهندس پخش کرد، ظاهر شد. قاسم در سخنان خود از «رابطه ویژه»ای گفت که سلیمانی با سلف او، دبیرکل حزبالله حسن نصرالله، داشت. او گفت: «به یاد دارم که یک روز پیش از شهادتش (سلیمانی)، وقتی از سوریه به لبنان آمد، فقط برای سلام دادن به حضرت سید آمد، سپس دوباره به سوریه رفت و آمریکا (ترامپ) او را در عراق و در فرودگاه ترور کرد.»
پیش از ترامپ و شیخ قاسم، رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، نیز در سخنانی ظاهر شد و در واکنش به تهدید رئیسجمهور آمریکا مبنی بر مداخله برای کمک به معترضان، تعهد داد که تسلیم نخواهد شد؛ آن هم در شرایطی که گروههای حقوق بشری از افزایش چشمگیر شمار بازداشتشدگان پس از چند روز ناآرامی ناشی از افزایش تورم خبر داده بودند.
خامنهای در پیامی ضبط شده که روز شنبه از تلویزیون پخش شد، گفت جمهوری اسلامی «در برابر دشمن تسلیم نخواهد شد» و افزود که باید «به رفتار آشوبگران پایان داده شود.»
ترامپ یک روز پیشتر اعلام کرده بود که ایالات متحده «آماده و مهیاست»، اما اقدام مشخصی را که ممکن است علیه جمهوری اسلامی انجام دهد، تعیین نکرد.
به این ترتیب، در یک روز واحد، رئیسجمهور آمریکا، رهبر جمهوری اسلامی و دبیرکل حزبالله ظاهر شدند. روشن شد که دیروز سوم ژانویه بود؛ همان روزی که شش سال پیش موشکهای آمریکایی کاروان سلیمانی را پس از فرود هواپیمایش در فرودگاه بغداد هدف قرار دادند.
بنابراین، سوم ژانویه ۲۰۲۶ روزی سرنوشتساز در منطقه و جهان به شمار میآید. در این روز، جهان با شگفتی، اخبار مربوط به بازداشت رئیسجمهور ونزوئلا توسط ارتش آمریکا را دنبال میکرد؛ رئیسجمهوری که از زمان به قدرت رسیدنش در سال ۲۰۱۳ همواره در برابر ایالات متحده موضعی چالشبرانگیز داشت.
در همین روز، حاکمان محافظهکار ایران نیز پس از هشدار رئیسجمهور آمریکا در حال بازنگری محاسبات خود بودند. به نوشته فایننشال تایمز، این هشدار در زمانی صادر شد که «اعتراضات گستردهای در ایران در پی بستهشدن مغازههای بازاریان در تهران در اعتراض به سقوط ارزش پول ملی و افزایش قیمتها شعلهور شد و سپس به بازار بزرگ، دانشگاهها و شهرهای دیگر گسترش یافت؛ این در حالی است که خشم ناشی از افت سطح معیشت رو به افزایش است.»
روزنامه «نداء الوطن» در گزارشی از تهران، نشان میدهد که چگونه موج کنونی، دستور کار به اصطلاح اصلاحاتی مسعود پزشکیان را در برابر آزمونی سرنوشتساز میان تلاش برای آرامسازی اوضاع و تشدید اقدامات امنیتی قرار داده است؛ آن هم در شرایطی که فشار اقتصادی ناشی از تحریمها، کاهش درآمدها و تورمی بیش از ۴۰ درصد، شدت گرفته است.
در این میان، سخنرانی نعیم قاسم نیز در این روز برجسته بود؛ سخنرانیای که به نظر میرسد پیش از آنکه بتواند تحولات مربوط به متحد ونزوئلایی ایران را دنبال کند، در مقر مخفی او ضبط شده بود و از همین رو کاملاً فاقد هرگونه اشارهای به سرنوشت مادورو بود. میتوان میزان نگرانی جانشین نصرالله را درک کرد؛ او در حالی تحولات را مینگرد که «هلال شیعی مورد نظر رژیم ایران» با مصیبتهای گوناگونی روبهرو شده است، از جمله خسارتهایی که «حزبالله» در جنگ اسرائیل در سال ۲۰۲۴ متحمل شد و همچنان نیز احتمال خسارتهای بیشتری پس از تصمیم مشترک آمریکا و اسرائیل برای حذف «حزب الله» وجود دارد.
با این حال، «حزبالله» خلاء سخنان قاسم درباره سقوط مادورو را با صدور بیانیهای جبران کرد و در آن «تجاوز تروریستی و زورگویی آمریکا علیه جمهوری ونزوئلا» را محکوم نمود و بر «همبستگی کامل خود با ونزوئلا – ملت، ریاستجمهوری و دولت آن- در برابر این تجاوزگری و تکبر آمریکایی» تأکید کرد.
به ذهن متبادر میشود که همبستگی حزبالله با مادورو از سوی هواداران این حزب در ونزوئلا نیز بازتاب خواهد داشت؛ جایی که درباره نفوذ آنان بسیار گفته شده است. یک خبرگزاری عربی در ششم اکتبر گذشته به نقل از منابع دیپلماتیک لبنانی گزارش داد که «میلیشیای حزبالله با گسترش دامنه فعالیتهای خود مبتنی بر معاملات سیاه در ونزوئلا از پولشویی گرفته تا تولید و قاچاق مواد مخدر مانند کوکائین و کپتاگون، حضور خود را تقویت کرده و با انتقال جوانانی از پایگاه اجتماعی خود از بیروت به کاراکاس، این فعالیتها را تشدید کرده است؛ آن هم با وجود تنشهای پیرامون ونزوئلا و افزایش احتمال وارد آمدن ضربهای از سوی آمریکا به این کشور.»
این منابع در گفتوگو با «إرم نیوز» توضیح دادند که «چهار خانواده لبنانی وابسته به پایگاه اجتماعی حزبالله طی دهههای اخیر، حضور و نفوذ خود را تثبیت کردهاند و با نظام رئیسجمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، روابط همکاری مستقیم در سطوح اقتصادی، سیاسی و نظامی دارند و معتقدند تنش جاری در کاراکاس باید برای ایجاد پایگاهی بزرگتر برای حزب در کشوری با تأثیرگذاری بالا در منازعات محوری میان ایالات متحده از یک سو و چین و روسیه از سوی دیگر، مورد بهرهبرداری قرار گیرد.»
از سوی دیگر، وزیر امور خارجه و مهاجران لبنان، یوسف رَجّی، دیروز بدون توجه به گرایشهای سیاسی اعضای جامعه لبنانی، وضعیت لبنانیهای مقیم ونزوئلا را پیگیری کرد و با سفیر لبنان در آن کشور، نسرین بوکرم، تماس تلفنی گرفت و از اوضاع هموطنان اطمینان حاصل کرد. وزیر رَجّی سفیر را مأمور کرد تا وضعیت جامعه لبنانی را از نزدیک دنبال کرده و در صورت بروز هرگونه حادثه، تمامی اقدامات لازم را برای تأمین امنیت آنان اتخاذ کند.
از تهران تا ضاحیه جنوبی بیروت، عملاً عزای رسمی برای «فقید جدید» (مادورو) محور مقاومت آغاز شد. اگرچه سوم ژانویه ۲۰۲۶ ششمین سالگرد ترور سلیمانی است، اما ترامپ ابایی نداشت از اینکه در اندوه این محور شریک شود؛ البته از باب یادآوری این نکته که آنچه دیروز برای مادورو رخ داد و پیشتر برای قاسم سلیمانی افتاد و میتواند برای خامنهای در تهران و نعیم قاسم در ضاحیه جنوبی لبنان هم رخ بدهد.
نویسنده: احمد عیاش
منبع: روزنامه «نداء الوطن»
ترجمه: کیهان لندن




