در حالى که جمهورى اسلامى بار دیگر سرکوب معترضان را شدت می‌بخشد، سکوت جهانى قابل پذیرش نیست

- مردم رنج‌ كشيده ایران در آستانه‌ى لحظه‌ای سرنوشت‌ساز از تاریخ خود ایستاده‌اند. از بدو تأسیس جمهوری اسلامی در ۴۷ سال پیش، حکومت در برابر مطالبات آزادی و رفاه، همواره با اعدام، زندان و شکنجه پاسخ داده است.
- سیاست سرکوبِ خشونت‌ بار، از بالاترين سطوح رهبری جمهوری اسلامی نشأت می‌گیرد. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و دیگر مقامات ارشد به نیروهای امنیتی دستور داده‌اند اعتراضات را «بی‌هیچ‌گونه اغماض» در هم بشکنند و معترضان را «دشمنان خدا» قلمداد کرده‌اند. اتهامی که مجازات آن اعدام است.
- قطع سراسری اینترنت و شبکه‌های مخابراتی کشور، نشانه‌اى هولناک و دلالتی نگران‌کننده دارد. این اقدام می‌تواند حکایت از آن داشته باشد که مقامات، با هدف تضمین بقای خود، در صدد اجرای سرکوبی مرگبار، در مقیاس وسیع و در شرایط قطع جریان اطلاعات هستند.
- در برابر این یورش، سکوت نه احتیاط است و نه خردمندی؛ بلکه به معنای اعطای مجوز كشتار با مصونیت از مجازات است. از این‌ رو، همزمان با تداوم این محنت، جهان باید در کنار مردم دلیر ایران در پيكارِ قهرمانانه‌ی آنان براى رهايى و دستيابى به آينده‌اى بهتر بایستد.
- هنگامى که جامعه‌‌اى به فراتر از آستانه تحمل رانده می‌شود، هیچ سازوکار یا نیرویی قادر به مهار آن نخواهد بود؛ زیرا در چنین وضعی، عملا آنها چیزی برای از دست دادن ندارند. آن روز در راه است که آمران و عاملان این جنایات علیه بشریت، مورد تعقیب قرار گیرند و پاسخگو شوند. ایران نیز نورنبرگِ خویش را خواهد دید: روز داوری به نام عدالت، تا این سرزمین از زخم‌ هاى نفرت و خشونتِ گذشته شفا یابد.

سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶


شیرین عبادی، پیام اخوان – مردم رنج‌ کشیده ایران در آستانه‌ى لحظه‌ای سرنوشت‌ساز از تاریخ خود ایستاده‌اند. از بدو تأسیس جمهوری اسلامی در ۴۷ سال پیش، حکومت در برابر مطالبات آزادی و رفاه، همواره با اعدام، زندان و شکنجه پاسخ داده است. در سال ۲۰۲۲، قتل مهسا امینیِ ۲۲ ساله به‌ دلیل آنچه «عدم رعایت صحیح حجاب» خوانده شد، جرقه‌ی جنبش «زن، زندگی، آزادی» را زد. خیزشی فمینیستی و بی‌سابقه در خاورمیانه که با سرکوبی خشونت‌بار خاموش شد. با این همه، آتش نارضایتی زیر خاکستر همچنان فروزان مانده‌است.

شیرین عبادی، پیام اخوان

در نخستین روزهای سال ۲۰۲۶، این آتش بار دیگر زبانه کشید؛ این بار در بستر یأسِ ناشی از فاجعه اقتصادی و فسادِ فراگیری که میلیون‌ها نفر را به فقر رانده، آنان را به خیابان‌ها کشانده است. بار دیگر، پاسخ حاکمیت چیزی جز ضرب‌ و شتم بی‌امان و تیراندازی تک‌ تیراندازان از بام‌ ساختمان‌ها نبود؛ تیراندازی‌هایی که هزاران نفر را به خاک و خون کشیده‌اند. جنگی بی‌رحمانه علیه مردم است، همراه با صحنه‌هایی هولناک اما متأسفانه قابل پیش‌بینی: جوانانی که در حالی که غرق در خون‌اند، آزادی را فریاد می‌زنند و خانواده‌هایی داغدار که بر پیکر عزیزان‌شان در سردخانه‌ها شیون سر می‌دهند.

قطع سراسری اینترنت و شبکه‌های مخابراتی کشور، نشانه‌اى هولناک و دلالتی نگران‌کننده دارد. این اقدام می‌تواند حکایت از آن داشته باشد که مقامات، با هدف تضمین بقای خود، در صدد اجرای سرکوبی مرگبار، در مقیاس وسیع و در شرایط قطع جریان اطلاعات هستند.

در برابر این یورش، سکوت نه احتیاط است و نه خردمندی؛ بلکه به معنای اعطای مجوز کشتار با مصونیت از مجازات است. از این‌ رو، همزمان با تداوم این محنت، جهان باید در کنار مردم دلیر ایران در پیکارِ قهرمانانه‌ی آنان براى رهایى و دستیابى به آینده‌اى بهتر بایستد.

سیاست سرکوبِ خشونت‌ بار، از بالاترین سطوح رهبری جمهوری اسلامی نشأت می‌گیرد. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و دیگر مقامات ارشد به نیروهای امنیتی دستور داده‌اند اعتراضات را «بی‌هیچ‌گونه اغماض» در هم بشکنند و معترضان را «دشمنان خدا» قلمداد کرده‌اند. اتهامی که مجازات آن اعدام است.

در میان افزایش شمار قربانیان، مقامات به الگوی آشنای انکار و سکوت متوسل شده‌اند: کشتارها را نادیده می‌گیرند یا مسئولیت آن را به گردن دیگران می‌اندازند و همزمان خانواده‌های قربانیان را تهدید به اقدامات تلافی‌ جویانه مى‌کنند تا در رسانه‌های دولتی به اعترافات اجباری تن دهند؛ از جمله با تهدید به دفن عزیزان‌‌شان در گورهای بی‌‌نام و نشان، تا حتی امکان سوگواری نیز از آنان سلب شود.

نمونه‌ی هولناک این قساوت، یورش نیروهای امنیتی به بیمارستان‌هاست؛ جایی که معترضین زخمى را از بستر درمان می‌ربایند و به سیاهچال‌های مخوف شکنجه می‌سپارند؛ جایی که بسیاری از آنان برای همیشه ناپدید می‌شوند.

حکومتی که مجروحان را در راهروهای بیمارستان شکار می‌کند، از خطی گذشته است که هیچ جامعه‌اى نباید آن را بپذیرد و جهان نیز نباید از کنار آن بی‌اعتنا بگذرد. این، تنها یکی از جلوه‌های قساوتی است که به شیوه‌ی حکمرانی بدل شده است.

اما هنگامى که جامعه‌‌اى به فراتر از آستانه تحمل رانده می‌شود، هیچ سازوکار یا نیرویی قادر به مهار آن نخواهد بود؛ زیرا در چنین وضعی، عملا آنها چیزی برای از دست دادن ندارند.

آن روز در راه است که آمران و عاملان این جنایات علیه بشریت، مورد تعقیب قرار گیرند و پاسخگو شوند. ایران نیز نورنبرگِ خویش را خواهد دید: روز داوری به نام عدالت، تا این سرزمین از زخم‌ هاى نفرت و خشونتِ گذشته شفا یابد.

در میان کشاکش‌ها و جدال‌هاى ژئوپولیتیکی خاورمیانه، همچنان برخی به افسانه‌ای رمانتیک، دل بسته‌اند که جمهوری اسلامی مدافعِ ستمدیدگان است و اعتراضات را محصولِ طراحی و مداخله‌ی خارجی می‌دانند! روایتی که در تضاد آشکار با واقعیت‌های میدانی است.

چنین موضع‌گیرى ایدئولوژیکی، با عملکرد حکومتی که بارها آمادگی خود را برای بکارگیرى سلاح علیه معترضانِ آرام در تظاهراتى مسالمت‌آمیز، – که درخواستى جز برخورداری از ابتدایى‌ترین کرامت انسانى ندارند- قابل توجیه نیست.

فارغ از منافع دیگر کشورها، اولویت باید شنیدن صدای میلیون‌ها ایرانی باشد که برای آینده‌‌اى دموکراتیک، جان خود را در خیابان‌ها به خطر می‌اندازند؛ آینده‌اى که نه‌ تنها وضعیت زیستِ رنج بار آنان را دگرگون خواهد کرد، بلکه در کاهش شکاف‌های عمیق و ایدئولوژی‌های فرقه‌ایِ دیرپایِ منطقه نیز مؤثر خواهد بود.

پایداری و دلاوری مداوم مردم ایران، یادآور ظرفیت عظیم آینده‌ای متمدن‌ است که دو هزار و پانصد سال پیش، با نخستین اعلامیه حقوق بشرِ کوروش بزرگ با متنی میخی بر استوانه‌‌ی گِلی آغاز شد؛ یادگارى که امروز در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

آنچه امروز در ایران می‌گذرد، نشان مى‌دهد که حکومت تمامیت خواه و مستبد، نزدیک به پنجاه سال هرگز نتوانسته این میراث نیرومند را خاموش سازد؛ میراثی برآمده از باوری دیرینه که سرانجام، نور بر تاریکی پیروز می‌شود. اکنون زمان آن است که جامعه جهانی از این بیداری پشتیبانی کند و در کنار آنان بایستد که با ایستادگی خویش، شگفتیِ پایداری و روح انسان را به ما یادآور می‌شوند.

 

  • شیرین عبادی، بنیان‌‌گذار کانون مدافعان حقوق بشر در ایران و برنده‌ی جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳ است
  • پیام اخوان، دارنده‌ی کرسی حقوق بشر در کالج مَسیِ دانشگاه تورنتو، از بنیان‌‌گذاران مرکز مستند‌سازىِ حقوق بشر ایران و دادستان پیشین سازمان ملل متحد در لاهه بوده است.

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=394523