حضورِ غایب؛ ‌سلامت روانی ایرانیان مهاجر در زمان اعتراض و سرکوب

چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶


علی سرکوهی، روانشناس، سوئد – با وجود همه‌ی مشکلاتی که از آغاز انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون بر ایران گذشته است، زندگی در شرایط کنونی برای ایرانیان، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، با دشواری‌های عمیق و چندلایه‌ای همراه است. هرچند ایرانیان خارج از کشور غالباً از رفاه نسبی در محل اقامت خود برخوردارند، اما بسیاری از آنان، فارغ از انگیزه‌های مهاجرت، با وضعیت روانی نامطلوبی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این وضعیت بیش از هر چیز ناشی از سرکوب ساختاری حکومت استبدادی ایران، نامعلومی آینده، و گسست از خانواده، جامعه و بستر فرهنگی آشناست.

برای بسیاری، اقامت در خارج از ایران صرفاً جابه‌جایی جغرافیایی نیست، بلکه به معنای گسستی عمیق در هویت، پیوندهای عاطفی و احساس حس تعلق داشتن است. این گسست برای کسانی که ناخواسته یا به اجبار وطن را ترک کرده‌اند، معمولاً در دو مقطع به‌طور حاد تجربه می‌شود: نخست در لحظه‌ی ترک سرزمین مادری، و بار دیگر در زمان بروز بحران، سرکوب یا خشونت در وطن؛ زمانی که حتی امکان ارتباط نیز از میان می‌رود. در چنین شرایطی، اگرچه بدن در امنیت به‌سر می‌برد، اما روان و عاطفه درگیر رنج کسانی می‌ماند که در متن بحران زندگی می‌کنند.

مهاجرت و تجربه‌ی «حضورِ غایب»

افراد مهاجر  (اجباری یا اختیاری) اغلب در وضعیتی متناقض زندگی می‌کنند: از نظر فیزیکی دور، اما از نظر روانی و عاطفی در دل رویدادها. اخبار، تصاویر، روایت‌ها و حتی سکوت‌های خبری، ذهن آنان را به‌طور مداوم اشغال می‌کند. این وضعیت نوعی «حضورِ غایب» می‌سازد، حضوری که نه امکان مداخله‌ی مستقیم دارد و نه توانِ کنارکشیدن کامل.

در روان‌شناسی، این تجربه به‌عنوان نوعی آسیب ثانویه یا «تروما از راه دور» شناخته می‌شود، حالتی که در آن فرد بدون حضور مستقیم در صحنه‌ی خشونت، نشانه‌هایی مشابه اضطراب، وحشت، اندوه عمیق یا بی‌حسی عاطفی را تجربه می‌کند.

قطع ارتباط و واکنش روانی

قطع اینترنت و ارتباطات، صرفاً یک مسئله‌ی فنی یا سیاسی نیست، بلکه ضربه‌ای عمیق به احساس امنیت روانی محسوب می‌شود. نرسیدن پیام‌ها، بی‌خبری از وضعیت عزیزان و سکوت‌های طولانی، ذهن را به‌سوی بدترین سناریوها سوق می‌دهد. هر تماس ناموفق یا پیام بی‌پاسخ می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از فاجعه تعبیر شود.

در چنین وضعیتی، سیستم عصبی در حالت هشدار دائمی باقی می‌ماند، حالتی که در صورت تداوم می‌تواند به فرسودگی روانی، بی‌خوابی و اختلالات اضطرابی منجر شود.

زندگی در خارج از ایران هم‌زمان با تداوم بحران در ایران می‌تواند فشارهای قابل‌توجهی بر سلامت روان مهاجران وارد کند. یکی از شایع‌ترین تجربه‌ها، احساس گناه است، احساسی که از مقایسه‌ی ناخواسته‌ی امنیت نسبی خود با رنج دیگران شکل می‌گیرد. بسیاری با این پرسش درونی درگیرند که آیا حق دارند زندگی عادی داشته باشند، شاد باشند یا حتی استراحت کنند، وقتی دیگران در خطرند. اگر این احساس پردازش نشود، ممکن است به خودسرزنشی مزمن و افسردگی بیانجامد. حال آنکه از منظر روان‌شناسی، زنده‌ماندن و در امان بودن یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه پیامد شرایط است. با این نگاه، احساس گناه می‌تواند در صورت آگاهی به نیرویی برای کنش‌های معنادار مانند آگاهی‌رسانی، حمایت، یا حتی شاهد بودن تبدیل شود.

در کنار این تجربه، مهاجران ممکن است با اضطراب مزمن و نگرانی دائمی، احساس درماندگی و فقدان کنترل، فرسودگی هیجانی، کرختی عاطفی، و اختلال در خواب و تمرکز مواجه شوند. شناخت و نام‌گذاری این نشانه‌ها، نخستین گام در مسیر مراقبت از خود و پیشگیری از فرسایش روانی است

راهبردهای روان‌شناختی برای مراقبت از خود

مدیریت آگاهانه‌ی دریافت اخبار  از طریق محدود کردن زمان پیگیری و انتخاب منابع مشخص ‌می‌تواند به کاهش تحریک‌پذیری سیستم عصبی کمک کند. هدف از این کار بی‌تفاوتی نیست، بلکه حفظ تعادل روانی در مواجهه با شرایطی دشوار و فرساینده است. پذیرش احساسات بدون قضاوت نیز اهمیت بنیادین دارد؛ ترس، خشم، اندوه یا حتی بی‌حسی، واکنش‌هایی طبیعی به شرایطی غیرطبیعی هستند و سرکوب آن‌ها معمولاً رنج روانی را تشدید می‌کند. ارتباط با افراد هم‌تجربه و گفت‌وگو با کسانی که وضعیت مشابهی را از سر می‌گذرانند، می‌تواند حس درک‌شدن و تعلق را تقویت کرده و از تنهایی روانی بکاهد.

هم‌زمان، توجه به بدن به‌عنوان پایه‌ی سلامت روان نقش مهمی ایفا می‌کند. تنظیم خواب، تمرین تنفس آرام و حرکت بدنی ملایم، به کاهش شدت واکنش‌های اضطرابی کمک می‌کند و بدنِ آرام، زمینه‌ساز ذهنی آرام‌تر است. همچنین، انجام کنش‌های کوچک اما معنادار مانند اشتراک‌گذاری آگاهانه‌ی اطلاعات یا حمایت غیرمستقیم می‌تواند حس عاملیت را تقویت کرده و از احساس درماندگی بکاهد. با این حال، در صورت تشدید علائمی چون بی‌خوابی شدید، حملات پانیک یا افکار آسیب به خود، بهره‌گیری از کمک حرفه‌ای و گفت‌وگو با روان‌درمانگر، حتی به‌صورت آنلاین، امری ضروری و حیاتی است.

در بک جمع‌بندی، زندگی دور از کشور بخصوص در زمان سرکوب مردم در داخل کشور و قطع ارتباط، تجربه‌ای است از رنجی خاموش اما مداوم. مراقبت از سلامت روان در چنین شرایطی نه نشانه‌ی خودخواهی، بلکه شرط بقا و حفظ توان انسانی برای دیدن، گفتن و معنا بخشیدن به تجربه‌هاست. امید شاید زخمی باز باشد، اما تا زمانی که زنده است، امکان ایستادن و ادامه‌دادن نیز وجود دارد.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۴ / معدل امتیاز: ۳٫۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=394627