KayhanTour
«کیهانتور» در تور اینترنتی خود مطالب قابل توجه رسانههای دیگر را از سراسر جهان برای شما تور میکند.
دکتر امیر مبارز پرستا جراح چشم که تحقیقات وی در یاری با سایر پزشکان، درباره کشتهشدگان انقلاب ملی ایران مورد استناد رسانههای بینالمللی نظیر «ساندی تایمز» قرار گرفته، در گفتگویی تکاندهنده با سیما ثابت، شمار شهروندانی را که توسط جمهوری اسلامی کشتار شدهاند بسیار بیش از آنچه تخمین میزند که تا کنون در رسانهها و شبکههای اجتماعی اعلام شده است.
کانال «پالس مدیا» دربارهی یافتههای این گفتگو در برنامه سیما ثابت از جمله مینویسد: «۶۰ هزار کشته، بر اساس دادههای بیمارستانی و شنیدههای میدانی از خیابانها؛ این است که تعداد واقعی کشتهشدگان میتواند به حدود ۶۰ هزار نفر برسد؛ بسیار فراتر از آمارهای رسمی و حتی برآوردهای محافظهکارانه. ۱۶٬۵۰۰ تا ۱۸٬۰۰۰ کشته… (برآورد علمی محافظهکارانه): تخمین رسمی تیم پژوهشی، بر پایه دادههای ثبتشده در بیمارستانها و تحلیل آماری، که بهعنوان حداقل واقعیت ارائه شده است. ۱۵ هزار کیس بیمارستانی بهعنوان کف محاسبه: این عدد فقط شامل افرادی است که به بیمارستان رسیده و ثبت شدهاند؛ بسیاری از مجروحان و کشتهشدگان هرگز وارد سیستم درمانی نشدهاند. بیش از ۵۰٪ کشتهها هرگز به بیمارستان نرسیدهاند.»
همچنین «فقط در یک مرکز فوقتخصصی چشم در تهران، بین روز اول تا ۲۰ ژانویه، حدود ۷ هزار مورد جراحت چشمی ثبت شده است.»
علاوه بر ویدئوی این مصاحبه در ادامه بخشهایی از سخنان دکتر امیرمبارز پرستا را در گفتگو با سیما ثابت میخوانید.
علاوه بر ویدئوی کامل این مصاحبه، در ادامه بخشهایی از سخنان دکتر امیرمبارز پرستا را در گفتگو با سیما ثابت میخوانید.
دکتر پرستا درباره چگونگی جمعآوری اطلاعات مربوطه میگوید که «زحمت اصلیاش را همکاران ایران کشیدهاند و من فقط اینجا برای اینکه از لحاظ علمی یک پایه داشته باشیم ونسبت به نقد علمی پایدار باشد، بهاصطلاح کار نوشتن و علمی و جمع کردن را انجام دادم و البته کار اصلی را همکاران ایران انجام دادند… جمعا از تخصص شخصی جراحی چشم و شبکه اولیهای که من همیشه به آن دسترسی دارم همکاران خوب ایرانی هستند که معمولا در مراکز دانشگاهی یا خصوصی بزرگ هستند و من بیشتر باز نمیکنم که از نظر امنیتی برای این دوستان اشکالی پیدا نشود. همچنین در بیمارستانهایی که در کادر دانشگاهی یا مرکزی هستند و بخش اورژانس دارند، بخش جراحی دارند. دسترسی در کل کشور بود که این شبکه داخل کشور این دسترسی را برای ما ممکن کرد. یعنی هر کدام از همکاران باز سعی کردند که با همکاران دیگر در رابطه باشند و اعداد مستندی در دست داشته باشیم. جمعا به شانزده بیمارستان یا بخش اورژانسی که جراحی شده و جراحی و اورژانس سطح بالا هست در شهرهای بزرگ یعنی تهران، شیراز، مشهد، تبریز و اصفهان دسترسی داشتیم و از این دوستان خواهش کردیم که با بیمارستانهایی که در دور و برشون همکاری میکنند سعی کنند اطلاعات رو جمع کنند که ما هرچه پایهی محکمتری داشته باشیم، تخمین طبیعتا محکمتر و علمیتر خواهد بود. این ارقام تا روز شانزده ژانویه که ما این را به عنوان روز «کات آف» یعنی روزی که از آن شروع کردیم به اندازهگیری و تخمین علمی. دلیلش هم اینست که از ۲۰ ژانویه تقریبا ما دیگر ارتباط زیاد خوبی نداشتیم و دوستان هم سرشان اینقدر شلوغ بود که واقعا فقط بیشتر به مجروحان میتوانستند برسند تا اینکه به کار اطلاعاتی در مورد آنها.»
وی سپس توضیح میدهد که در این مدت «ما حدود ۱۰ هزار کیس را توانستیم جمع کنیم. کیسهایی بودند که در داخل کلینیک ثبت شدند… خیلی زود به آنها بخشنامه آمد که باید همه افرادی را که آنجا کشته و ثبت شدند دقیقا به مراتب بالا گزارش بدهند و برایشان یک فرم اکسل فرستاده بودند که اینها را باید گزارش بدهید و دلیل مرگ را هم که در بیمارستان کشف کردید بنویسید. منتها ننویسید که گلوله بوده یا غیره… تا یک آمار داخلی دولت داشته باشد برای این کار و این را به عنوان یک برنامه خیلی فوق محرمانه به رؤسای بیمارستان بخشنامه کردند و نه به پرسنل بیمارستان که تحت فشار قرار دارند تا ارقام [مشخصی] را تحویل بدهند. ولی این ارقامی که ما داریم از خود تیم مستقیم بیمارستانهاست. یعنی از پرستاران و پزشکان و جراحان و خود تیم که داخل بیمارستانها هستد و این پایه پانزده هزار را ما خیلی محتاطانه حساب کردیم به بالا… از لحاظ اندازهگیری آماری شما میتوانید یک طیف بالا بگیرید. میتوانید طیف پایین بگیرید. ما همیشه فرضمان طیف پایین بوده و فرض کنید که فقط بیست درصد از کشتهشدگان به قول معروف پایشان به بیمارستان نرسیده که به احتمال زیاد فرض درستی نیست. ولی از لحاظ علمی ما معمولا باید حداقل را اندازه بگیریم. به خاطر اینکه افرادی در خیابان کشته شدند و اصلا دیگه به احیاء در بیمارستان نرسیدند. یعنی بلافاصله از آنجا مستقیم بردنشان… گزارشهایی که الان کم و بیش به دست ما میرسد اینست که تعداد زیادی که مجروح بودند قابل احیاء هم بودند ولی اینها را به عنوان مرده حساب کردند و بردند که مثلا یه کیس بوده که سه روز در به اصطلاح کیسه کفن بوده برای اینکه میترسیده اگر علائم زندگی از خودش نشان بدهد تیر خلاص به او بزنند و بعد از سه روز خانواده که برای تحویل جسد رفته بودند او را زنده در کهریزک پیدا کردند… تعداد زیادی از مجروحان مخصوصا در بیمارستانهای خارج از شهرهای بزرگ، بیمارستانهای شهرستانی و استانی قبل از تریاژ به قول معروف کیپ شدن یعنی بسیجی ها و یا نیروهای سرکوب و لباسشخصیها آمدند و اینها رو بردند که اصلا اسمشان و تعدادشان ثبت نشود.»
دکتر پرستا درباره شیوه علمی این بررسیها میگوید: «من باید تمیز بدهم که چه چیزی کار علمی هست و چه چیزی عقل شخصی من. و من سعی میکنم همیشه بین این دو یک دیوار بگذارم و جدا کنم. به خاطر اینکه برای رسیدن به ارقام علمی خوب از استودیوهای بینالمللی استفاده میکنیم. تخمینهایی که در بحرانها به وجود آمده؛ در جنگ به وجود آمده؛ نسبت به اینکه معمولا در یک چنین صحنهای مقدار کشتهشدگان و مجروحان چقدر بوده و روی این پایه آمار پیش میرویم و کاری میکنیم که کاملا پایه علمی و آماری داشته باشد. ولی در مورد اینکه چقدر مفقود داریم و چقدر کشته شده که به ثبت نرسیده، اصلا نمیتوانیم پایه علمی داشته باشیم چون وقتی پایه مفقود است، دیگر نمیتوان روی تعداد آنها حساب کرد. ولی چیزی که خودم شخصا فکر میکنم اینست که بیست درصد مفقودی بسیار طیف پایینی است. یعنی فکر میکنم بیشتر از چهل درصد شاید مفقود داشته باشیم که پایشان به بیمارستان نرسیده.»
وی همچنین با اشاره به خیزش ملی مهسا میگوید: «در قیام مهسا حدودا چهل نفر از آسیبدیدگان چشم را توانستیم از ترکیه و شمال عراق نجات بدهیم و به آلمان بیاوریم برای درمان… این چهل مورد همه مربوط به چشم نبوده بلکه جراحتهای دیگر هم بوده. ولی اینکه واقعا یک رژیم دستور بدهد که چشم را هدف قرار بگیرید خودش چیزیست که در جهان دیده نشده! ولی اینکه رژیم در حرکت بعدی بگوید از اول از تفنگ جنگی و از تیر جنگی استفاده کنید یعنی به هدف مرگ و بلافاصله کشتن و بدون انتخاب فکر کرده؛ بدون هیچ انتخابی به رده اول تظاهرکنندگان، جوانان و مردم که بدون هیچ سلاحی به خیابان آمدند و چیزی جز آزادی و رفاه ساده نمیخواهند شلیک کنید! این واقعا برای من که در آلمان بزرگ شدم با تاریخچه هولوکاست و نازیها آشنا هستم، جنایتی است که بشریت تا حالا به خودش ندیده!»




