آتش‌بس شکننده؛ آماده‌سازی برای ضربه بعدی به جمهوری اسلامی؟

-آنچه امروز از آن با عنوان «آتش‌بس» میان دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی یاد می‌شود، دیگر یک فرض یا تحلیل تئوریک نیست. این آتش‌بس، پس از یک جنگ واقعی، پرهزینه و بی‌سابقه شکل گرفته است. جنگی که در کمتر از چهل روز، ساختار فرماندهی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد و توازن قدرت را به‌طور جدی دگرگون کرد.
-واقعیت میدان این است که این آتش‌بس نه از موضع برابری، بلکه در نتیجه یک شوک راهبردی به تهران شکل گرفته است.
-برخلاف تمام درگیری‌های پیشین، این‌بار هدف صرفاً زیرساخت یا تأسیسات نبود. استراتژی آمریکا و اسرائیل بر «قطع سر سیستم» متمرکز شد.
-ترامپ به‌دنبال جنگ فرسایشی نیست بلکه به‌دنبال ضربه‌های سریع، پرقدرت و تعیین‌کننده است. هدف او تغییر موازنه است نه اشغال، به همین دلیل با حذف خامنه‌ای، به دنبال ایجاد خلأ قدرت است. همچنین او با نابودی زیرساخت‌های کلیدی نظامی و انتقال فشار به حوزه اقتصادی و کریدورها یک استراتژی چندلایه را پیش می‌برد.

شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۱۱ آپریل ۲۰۲۶


شهرام سبزواری- آنچه امروز از آن با عنوان «آتش‌بس» میان دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی یاد می‌شود، دیگر یک فرض یا تحلیل تئوریک نیست. این آتش‌بس، پس از یک جنگ واقعی، پرهزینه و بی‌سابقه شکل گرفته است. جنگی که در کمتر از چهل روز، ساختار فرماندهی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد و توازن قدرت را به‌طور جدی دگرگون کرد.

تشییع جنازه صادق خرازی

واقعیت میدان این است که این آتش‌بس نه از موضع برابری، بلکه در نتیجه یک شوک راهبردی به تهران شکل گرفته است.

جنگ ۴۰ روزه؛ ضربه به رأس هرم قدرت

برخلاف تمام درگیری‌های پیشین، این‌بار هدف صرفاً زیرساخت یا تأسیسات نبود. استراتژی آمریکا و اسرائیل بر «قطع سر سیستم» متمرکز شد.

در جریان این عملیات:

۱. علی خامنه‌ای در یک حمله مستقیم کشته شد
۲. ده‌ها فرمانده ارشد نظامی و امنیتی، از جمله سطوح عالی سپاه و ساختار اطلاعاتی حذف شدند
۳. زنجیره فرماندهی دچار اختلال جدی و حتی فلج موقت شد

این دقیقاً همان چیزی است که در ادبیات نظامی به آن «Decapitation Strike» گفته می‌شود. ضربه‌ای که هدفش نه شکست تدریجی، بلکه فروپاشی سریع مرکز تصمیم‌گیری است.

در نتیجه، جمهوری اسلامی وارد یک وضعیت بی‌ثباتی درونی شد که هنوز هم آثار آن قابل مشاهده است.

چرا آتش‌بس شکل گرفت؟

پس از حدود ۴۰ روز درگیری، یک آتش‌بس موقت دو هفته‌ای میان طرفین برقرار شد . اما این توقف، نه از سر تمایل به صلح، بلکه نتیجه یک معادله پیچیده بود.

از یک‌سو، گزارش‌ها نشان می‌دهد که زیرساخت نظامی ایران به‌شدت آسیب دیده و توان عملیاتی آن کاهش یافته است  از سوی دیگر، تهران تلاش کرد پیش از فروپاشی کامل، جنگ را متوقف کند.

در همین حال، آمریکا نیز به هدف اصلی خود که تغییر موازنه و وارد کردن شوک به ساختار قدرت ایران بود، تا حد زیادی رسیده بود. ادامه جنگ می‌توانست هزینه‌های پیش‌بینی‌ناپذیر ایجاد کند.

بنابراین، آتش‌بس شکل گرفت. اما این آتش‌بس، بیشتر شبیه «توقف در میانه عملیات» است تا پایان آن.

وضعیت فعلی؛ آتش زیر خاکستر

نشانه‌های میدانی نشان می‌دهد که این آتش‌بس به‌شدت شکننده است:

۱. تنگه هرمز عملاً به یک نقطه بحران تبدیل شده و عبور نفتکش‌ها مختل شده است
۲. ایران حتی در دوره آتش‌بس، به دنبال اعمال فشار اقتصادی از طریق کنترل مسیرهای انرژی است
۳. تهدید به بازگشت درگیری‌ها به‌صورت علنی از سوی هر دو طرف مطرح شده است

به بیان ساده، جنگ متوقف نشده است. فقط از فاز «برخورد مستقیم» وارد فاز «فشار ترکیبی» شده است.

دکترین ترامپ؛ جنگ کوتاه، اثر بلند

رفتار ترامپ در این جنگ، یک الگوی مشخص را نشان می‌دهد:

او به‌دنبال جنگ فرسایشی نیست. بلکه به‌دنبال ضربه‌های سریع، پرقدرت و تعیین‌کننده است. هدف، تغییر موازنه است، نه اشغال.

در این چارچوب:

۱. حذف رهبری، به‌عنوان ابزار ایجاد خلأ قدرت
۲. نابودی زیرساخت‌های کلیدی نظامی
۳. انتقال فشار به حوزه اقتصادی و کریدورها

این ترکیب، یک استراتژی چندلایه است که جنگ را از میدان نظامی به میدان کنترل مسیرها منتقل می‌کند.

کریدورها؛ میدان واقعی تقابل

پس از این جنگ، اهمیت کریدورها بیش از گذشته آشکار شده است. آمریکا به‌خوبی می‌داند که کنترل مسیرهای انرژی و تجارت، معادل کنترل آینده قدرت است.

در این چارچوب:

۱. تنگه هرمز به ابزار فشار ایران تبدیل شده است
۲. آمریکا به‌دنبال کاهش وابستگی به این مسیر و ایجاد گزینه‌های جایگزین است
۳. پروژه‌هایی مانند زنگزور، نمونه‌هایی از این رویکرد هستند، نه میدان اصلی درگیری فعلی

زنگزور در حال حاضر خط مقدم نیست، اما نشان می‌دهد که جنگ آینده، بر سر «مسیرها» خواهد بود، نه صرفاً مرزها.

جمع‌بندی؛ آتش‌بس یا تنفس قبل از فاز دوم؟

اگر این وضعیت را با ادبیات نظامی توصیف کنیم، با یک «Operational Pause» مواجه هستیم. توقفی که برای ارزیابی، تجدید قوا و طراحی مرحله بعدی انجام می‌شود.

سه واقعیت کلیدی را نمی‌توان نادیده گرفت:

۱. جمهوری اسلامی ضربه‌ای بی‌سابقه در سطح رهبری و فرماندهی دریافت کرده است
۲. آمریکا به هدف تغییر موازنه نزدیک شده، اما بازی را تمام نکرده است
۳. میدان تقابل در حال انتقال به حوزه اقتصاد و کریدورهاست

در چنین شرایطی، این آتش‌بس نه نشانه صلح، بلکه نشانه ورود به فاز پیچیده‌تر و خطرناک‌تری از تقابل است.

فازی که در آن، جنگ کمتر دیده می‌شود، اما اثرات آن عمیق‌تر و تعیین‌کننده‌تر خواهد بود.

 

توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵ / معدل امتیاز: ۴٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=400344