میراث کیهان از تهران تا لندن

-کیهان، در دوران پهلوی دوم با انتشار نشریه‌های گوناگون، دامنه نفوذ اجتماعی خود را گسترش داد و به عنوان یک رسانه مهم فراملی تثبیت شد. 
-وقتی تیراژ کیهان در دهه ۵۰ خورشیدی (۱۹۷۰میلادی) از مرز یک میلیون نسخه در روز گذشت، ثابت شد که مردم ایران تشنه تحلیل‌های عمیق ساختاری هستند تا تبلیغات سطحی.
-پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، حکومتگران جدید، سازمان مطبوعاتی کیهان را مصادره کردند و مدیریت و مالکیت اصلی آن را  برهم زدند. گذار و زوال امور پس از انقلاب موسوم به شکوهمند بسیار شتاب آلود بود.
- کیهان لندن بدون گزافه، به همت همه همکاران پیشین و کنونی‌اش در این هر سه زمینه پیروز و سرفراز بوده و میراث کیهان از تهران تا لندن را به شایستگی پاس داشته است.

دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۸ ژوئن ۲۰۲۶


توضیح: (نوشتار زیر به‌مناسبت هشتاد و پنجمین سال تأسیس روزنامه کیهان و به بهانه دیدار با پرویز مصباح‌زاده دوست سال‌های دیر و دور نگاشته شد که طی آن تمام صحبت‌ها بر محور کیهان و نقش و جایگاه آن در تاریخ بیداری ایرانیان و خاطرات شخصی دور زد و نیز یادآوری این تأسف که چگونه و چرا در نیمه دهه ۸۰ میلادی، به دلایل شخصی نتوانستم توصیه دوست و استاد نازنینم دکتر ناصر رحیمی از همکاران پیشین کیهان و از استادان دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی و دعوت زنده یاد دکتر مصباح زاده را برای سردبیری کیهان لندن عهده‌دار شوم.)

پرویز مصباح زاده و نادر صدیقی

 

*******

نادر صدیقی – انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ خورشیدی (۱۹۷۹میلادی) در ایران، چشم‌انداز اجتماعی-اقتصادی کشور را بکلی دگرگون کرد. از جمله عمیق‌ترین تحولات، اختلال سیستماتیک در مدیریت صنعتی و نهادهای کشور بود که منجر به مصادره شرکت‌های بزرگ در ایران و جابجایی مدیران نوآور، خانواده‌های کارآفرین و چهره‌های برجسته اقتصادی و فرهنگی شد. در میان این نهادها، سازمان مطبوعاتی کیهان قرار داشت که برای دهه‌ها به‌عنوان یکی از بزرگترین و پویا‌ترین شرکت‌های رسانه‌ای در غرب آسیا و خاورمیانه بزرگ، نوآوری‌های شگفت‌آوری ارائه داده بود.

بنیان‌گذاری و گسترش یک امپراتوری رسانه‌ای

مؤسسه کیهان که در سال ۱۳۲۱ خورشیدی، (۱۹۴۲م) با تلاش مشترک «دکتر مصطفی مصباح‌زاده» یک حقوقدان برجسته به‌عنوان صاحب امتیاز و نویسنده فرهیخته و نامدار «عبدالرحمن فرامرزی» در سمت سردبیر آن تأسیس شد، زیرساخت رسانه‌ای بی‌سابقه‌ای را در ایران بنا نهاد و در کنار اطلاعات، روزنامه معاصر خود، شد سنگ بنای روزنامه‌نگاری مدرن ایران در دوران پهلوی. این سازمان با استخدام دهها نویسنده، تحلیلگر و خبرنگار و آموزش صدها روزنامه‌نگار میدانی و تحقیقی، چارچوبی قوی برای اخبار روزانه و محتوای تخصصی ایجاد کرد.

کیهان که در اوایل اشغال ایران توسط نیروهای متفقین تأسیس گردید، به‌سرعت از یک روزنامه ساده روزانه به یک شبکه مهم و تاثیرگذار اجتماعی- سیاسی ایران تبدیل شد. سرمقاله‌های زنده یاد عبدالرحمن فرامرزی نخستین سردبیر کیهان، بازتابی از این تأثیرگذاری خوانده شده است. اولین شماره کیهان در ششم خردادماه سال ١٣٢۱ خورشیدی همان روز نایاب شد. در آن شماره و شماره‌های بعدی این پیام ارزشمند، البته با واژگانی متفاوت ولی با این مفهوم بازتاب یافت که وظیفه یک روزنامه انعکاس فرضیات راحت یک کابینه نیست، بلکه ایجاد اصطکاک خام برای تفکر یک جامعه است. در واقع هنگامی که به تحولات مدنی پس از ظهور کیهان نگاه می‌کنیم، به‌خوبی در می‌یابیم که روزنامه‌ای در شکل و ابعاد فرهنگی آن، صرفا یک ناظر منفعل برای چاپ وقایع نیست، بلکه آینه‌ای اجتماعی، دادگاهی برای افکار عمومی و سازوکاری برای بسیج عمومی و موتور تحولات مدنی  است؛ اگرچه ممکن است که در مقاطعی چنین ارزش‌هایی حاصل نشده باشد!

در چارچوب علوم اجتماعی که روزنامه‌نگاری در حوزه آن قرار دارد، یک جامعه نمی‌تواند بدون مخزن مشترکی از حقایق و مباحثات به یک «آگاهی عمومی» دست یابد. قبل از ظهور رسانه‌های چاپی گسترده و حرفه‌ای، آگاهی سیاسی محلی، تکه ‌تکه و به‌راحتی توسط نخبگان حاکم کنترل می‌شد.

در دوران اوج خود، مجموعه فعالیت‌های سازمان کیهان با بیش از یک میلیون نسخه در روز بسیار فراتر از یک روزنامه بود. این سازمان مجموعه‌ای از مجلات هفتگی را که به گروه‌های جمعیتی خاص می‌پرداختند، از جمله نشریاتی برای جوانان و زنان، در کنار مجلات علمی، اقتصادی و ورزشی منتشر می‌کرد. علاوه بر این، کیهان با انتشار نه تنها به زبان فارسی، بلکه به زبان‌ انگلیسی، دامنه‌ی نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی خود را گسترش داد و خود را به‌عنوان یک صدای رسانه‌ای فراملی مطرح کرد.

پس از رویدادهای نامیمون ۱۳۵۷ خورشیدی و استقرار چیزی به‌نام جمهوری اسلامی، مقامات حکومت جدید، سازمان مطبوعاتی کیهان را مصادره کردند و مدیریت و مالکیت اصلی آن را دگرگون کردند. در دهه‌های پس از آن، استقلال ساختاری و قابلیت دوام تجاری این مؤسسه به‌طور قابل توجهی کاهش یافت. تحت مدیریت حکومتی، وظیفه تحریریه این نشریه از روزنامه‌نگاری حرفه‌ای به پیام‌رسانی همسو با رژیم و رهبر آن تغییر کرد و این گذار مدیریتی، مدل اقتصادی این سازمان را هم برهم زد.

آنچه حکومتگران تازه به‌دوران رسیده نمی‌دانستند و نفهمیدند، این اصل مهم بود که روزنامه‌نگاری به‌عنوان یک موتور فعال واقعیت اجتماعی و سیاسی و تحول مدنی عمل می‌کند و صرفا وقایع‌نگاری نیست بلکه یک آینه اجتماعی، دادگاه افکار عمومی و مکانیسمی برای هدایت جامعه به سوی فردایی بهتر است.

وقتی تیراژ کیهان در دهه ۵۰ خورشیدی (۱۹۷۰میلادی) از مرز یک میلیون نسخه در روز گذشت، ثابت شد که مردم ایران تشنه تحلیل‌های عمیق ساختاری هستند تا تبلیغات سطحی. این روزنامه فضای فیزیکی و فکری گسترده‌ای را فراهم کرد که در آن طبقه متوسط ​​تحصیل‌کرده، دانشجویان دانشگاه و نیروهای کارِ تازه ظهور یافته، ایده‌های خود را هماهنگ می‌کردند.

جامعه‌شناسان اغلب به روزنامه‌نگاری چاپی به‌عنوان معماری بنیادی نگاه کرده‌اند؛ یک قلمرو مفهومی در زندگی اجتماعی که در آن افراد می‌توانند گرد هم آیند، بحث کنند و افکار عمومی را شکل دهند که مستقیما با اقتدار مطلق مقابله می‌کنند.

اگر در دوران بعداز اشغال ایران و بر اثر رویدادهای تأسفبار سیاسی ناشی از این اشغال و سرانجام با شورش شیعه – چپی نیمه دوم دهه ۵۰ خورشیدی، جامعه ایران بگونه ایده آل نتوانست به مخزن مشترکی از مباحث و آگاهی عمومی و یکپارچه دست یابد، کیهان در غربت (کیهان لندن) این نقیصه را با چنان موفقیتی پُر کرد که امروزه به‌عنوان معماری بنیادی نامیده می شود که در قلمرو مفهومی آن، افراد می‌توانند آراء و عقاید خود را بیان کنند، بحث کنند و نظرات عمومی را شکل دهند. زمینه‌ای که مستقیما با استبداد مطلقه رژیم اشغالگر مذهبی در ایران، اگرچه با چندهزار فرسنگ فاصله، مقابله می‌کند.

آنچه من روزنامه‌نگار که بیشترین بخش زندگیم با این حرفه سپری شده در کیهان لندن یافته‌ام، سه عنصر متمایز بوده است:

۱- همواره کوشیده است تا از قدرت دیکتاتوری‌ها و به‌ویژه استبداد مذهبی در ایران و پنهان‌کاریها و چپاول دارایی‌های ملی، راززدایی کند.

۲- کوشیده است تا یک زبان سیاسی مشترک ایجاد کند چرا که اگر شهروندان یک ملت واژگان مشترکی برای توصیف نارضایتی‌های خود نداشته باشند، نمی‌توانند بیداری مدنی را تجربه کنند. کیهان لندن طی سال‌های غربت، نقاط مرجع مشترکی ایجاد کرده و به‌سهم خود، ناامیدی‌های فردی را به جنبش سیاسی پیوند زده است.

۳- کوشیده است در توسعه قلمرو حقیقت به یک حق مدنی، سهم درخوری ادا کند. روزنامه‌نگاری را از عرصه «مقاله ادبی» و «نوشتارهای جنجالی» به حوزه یک رشته تجربی آنچنان که در علوم اجتماعی به آن تأکید شده، عرضه کند. اخیرا نیز با پیوند دادن قلم و سخن با امواج ماهواره‌ای و تولید برنامه تلویزیونی «پرتوی دیگر»، اندیشه‌های ملی – میهنی فرهیختگان ایرانی را در میان ایرانیان بپراکند.

کیهان لندن بدون گزافه، به همت همه همکاران پیشین و کنونیاش در این هر سه زمینه پیروز و سرفراز بوده و میراث کیهان از تهران تا لندن را به شایستگی پاس داشته است.

همه این روزنامه‌نگاران شریف، شایسته و سزاوار ارج و قدردانی هستند همچنان که بنیانگذاران کیهان.

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۴ / معدل امتیاز: ۳٫۶

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=403175