وحید سرخگل، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج که در ارتباط با اعتراضات سراسری بازداشت و زندانی شده است، در نامهای از داخل زندان، تصویری تکاندهنده از وضعیت زندانیان سیاسی در اوین و قزلحصار ارایه داده و از ضربوشتم، تحقیر، نگهداری طولانیمدت در سلولهای انفرادی، محدودیت ارتباط با خانواده و محرومیت از حداقل امکانات انسانی سخن گفته است.

او در این نامه با هشدار نسبت به تداوم فشارها بر زندانیان سیاسی و افزایش خطرات جانی برای آنان، از رسانههای مستقل، نهادهای بینالمللی و مدافعان حقوق بشر خواسته است برای وضعیت زندانیان سیاسی، از بازداشتشدگان اعتراضات اخیر تا زندانیان بازداشتشده در جریان جنگ اخیر، «چارهای مؤثر» بیندیشند. متن کامل این نامه در ادامه بدون هیچگونه دخل و تصرف منتشر میشود:
به نام ایران
بیهیچ زیادهگویی و فارغ از تقسیمات جناحی، باید چارهای برای این حجم از فشار و ظلم سیستماتیک علیه زندانیان سیاسی اعتراضات اخیر اندیشید؛ زندانیانی که در قفسی چون اوین و دخمهای چون واحد ۳ زندان قزلحصار، با بدترین شرایط، مورد توهین، تحقیر، فحاشی و حتی ضربوشتم قرار میگیرند.
در زندان اوین، گرگی ددمنش چون یوسفی، معاون بهاصطلاح «سلامت»، قلادهدار مأمورانی شده است که با زندانیان سیاسی گویی با بردگان رفتار میکنند و جز توهین، تحقیر و سوق دادن آنان به سمت مخدرهای صنعتی که یقین داریم برنامهریزیشده است، مشغلهای دیگر ندارند.
از سوی دیگر، زندانیان سیاسی محبوس در قزلحصار، از بدو ورود مورد ضربوشتم قرار گرفتهاند. برخی از آنان بیش از چهار ماه را در سلولهای انفرادی گذراندهاند که چندین برابر ظرفیت خود زندانی در آنها نگهداری میشد؛ بدون تماس، بدون هواخوری و حتی بدون دسترسی کافی به آب برای نظافت.
اکنون نیز در سالنی از همان واحد که منتسب به زندان رجاییشهر است و در مجاورت بندهای جرائم قتل و تجاوز قرار دارد، بدون کمترین امکانات نگهداری میشوند؛ بدون فضای کافی و مناسب، بدون حق تلفن روزانه، با محدودیت در هواخوری، محرومیت برخی از حق ملاقات کابینی و با دهها کمبود دیگر که حتی آب آشامیدنی مناسب را نیز شامل میشود.
بعید است مسئولان ارشد زندان از این وضعیت بیاطلاع باشند. آنان بازیگران تئاتری حکومتیاند؛ سناریویی که در آن از فرزندان همین خاکِ به تاراجرفته برای ایجاد ترس در دل مردمان سرزمینم استفاده میشود.
در حالی که هر روز خطری تازه بر جان برادران و خواهرانمان سایه میاندازد و طنابهایی که گردنها را کبود و نفسها را بند میآورند، همچنان قربانی میگیرند، نباید درگیر نمایشهای حکومتی شویم.
از تمامی رسانههایی که واقعاً دغدغه ایران دارند و نه سرگرم لودگیهای حزبیاند، از نهادهای بینالمللی و حقوق بشری، و از مردم فهیم و ترسگریز ایران درخواست میکنم برای وضعیت زندانیان سیاسی از بازداشتشدگان جنگ دوازدهروزه گرفته تا معترضان بازداشتشده در اعتراضات اخیر و جنگ کنونی چارهای مؤثر بیندیشند.
این جوانان شیردل، فریاد و نعره سکوتِ مردمی بوده و هستند که سالها ظلم دیده و سرکوب شدهاند.
پاینده ایران
خرداد ۲۵۸۵
وحید سرخگل
زندان قزلحصار کرج

