راگو کندری و بهروز فتحعلی – با آغاز جام جهانی فوتبال، این پرسش در میان ما مطرح شده است که آیا حضور در مکان مسابقات تیم ملی ایران به معنای تقویت روایت جمهوری اسلامی است و یا میتواند فرصتی باشد برای بازتاب صدای واقعی ملت ایران در برابر افکار عمومی جهان؟ پرسشی که برخلاف ظاهر سادهاش، ریشه در منازعات سیاسی و هویتی ملت ایران با رژیمی دارد که به زور اسلحه و کشتار باقیست.
در جهان امروز، فوتبال تنها یک ورزش نیست و جام جهانی نیز صرفا یک رویداد ورزشی در سطح رقابت میان ملتها به حساب نمیآید. در عصری که رسانهها، شبکههای تلویزیونی و ارتباطات دیجیتالِ جهانی، نقش محوری در برقراری ارتباط میان انسانها را ایفا میکنند، رقابتهای ورزشی و در آن میان، جام جهانی فوتبال، یکی از مهمترین عرصههایی است که میتوان از آن برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده کرد. بنا بر این، از آنجا که تعداد کثیری از جمعیت دنیا، مسابقات جام جهانی فوتبال را تماشا میکنند و نیز از آنجا که تیم فوتبالی که عنوان تیم ملی ایران را با خود حمل میکند، به این مسابقات راه یافته است، فرصت بزرگی برای ما ایرانیان ملیگرا ایجاد شده است تا از تصاویری که در قاب دوربینها ثبت میشوند، بهعنوان وسیلهای برای رساندن پیامهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ملت ایران استفاده کنیم.
در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی بارها تلاش کرده است موفقیتهای ورزشی و همت جوانان غیور ایران را به بخشی از سرمایه سیاسی خود تبدیل کند. نفوذ گسترده نهادهای حکومتی و امنیتی در ساختار ورزش کشور سبب شده است که تیم ملی فوتبال نیز از این روند سیاسیسازی مصون نماند. بهطوری که ساختار قدرت در ایران، همواره از محبوبیت فوتبال برای تقویت مشروعیت سیاسی خود، بهویژه در عرصه بینالمللی بهره برده و تصویری عادی و پذیرفتنی از جمهوری اسلامی ارائه داده است.
اما در سوی دیگرِ این ماجرا، میلیونها ایرانی قرار دارند که معتقد بوده و هستند که تیم ملی ایران متعلق به حکومت نیست و به ملت ایران تعلق دارد. بازیکنان تیم ملی، فرزندان همین سرزمین هستند؛ جوانانی که با تلاش و استعداد خود به بالاترین سطح فوتبال رسیدهاند و نماینده نام ایران در جهان هستند، نه نماینده ایدئولوژی اُمتیِ حاکم!
دقیقا به همین دلیل است که میدان را نباید خالی کرد. اگر ورزشگاهها و سکوهای جام جهانی بهطور کامل در اختیار روایت رسمی حکومت قرار گیرد، تصویری بهکلی نادرست از ایران به جهان مخابره خواهد شد. حضور سازمانیافته ایرانیان با نمادهای ملی، میتواند روایت متفاوتی را به نمایش بگذارد؛ روایتی که ملت ایران را از جمهوری اسلامی متمایز میسازد.
اینجاست که پرچم «شیر و خورشید» که نماد هویت، حافظه و تداوم تاریخی ملت ایران به شمار میرود، جایگاهی مرکزی پیدا میکند.
میهندوستان ایرانی، خواهان نمایش پرچم شیر و خورشید در ورزشگاههای جام جهانی هستند. با این حال، مقررات فیفا و محدودیتهای مربوط به ورود برخی نمادها به ورزشگاهها میتواند از امکان چنین اقدامی جلوگیری کند. حتی در این صورت نیز دنیای ارتباطات مدرن راههای تأثیرگذاری دیگری را باز میگذارد.
تصور کنید هزاران ایرانی در نقاط مختلف ورزشگاه با تیشرتهای سفید مزین به نشان شیر و خورشید حضور داشته باشند. هیچ درگیری یا تنشی ایجاد نشود، اما دوربینهای جهانی بارها و بارها تصویری واحد را ثبت کنند؛ تصویری از یک نماد مشترک که بارها به نمایش گذاشته میشود. قدرت چنین حرکتی، در سادگی آن نهفته است. مخاطب جهانی پیش از آنکه متنها و بیانیهها را بخواند، تصویر را میبیند و پیام را از طریق همان تصویر دریافت میکند.
در عصر جنگ روایتها، تصویر مهمترین سلاح است. حکومتها میلیاردها دلار صرف تبلیغات میکنند تا روایت مطلوب خود را به افکار عمومی عرضه کنند. اما گاهی یک تصویر ساده، از هزاران کلمه تأثیرگذارتر است. حضور هماهنگ و سازمانیافته ایرانیان با نماد شیر و خورشید، میتواند این پیام را به جهان منتقل کند که هویت ملی ایران بسیار فراتر از ساختار سیاسی حاکم است و میلیونها ایرانی خود را در چارچوب روایت رسمی جمهوری اسلامی تعریف نمیکنند.
اگر تاکنون، جمهوری اسلامی از ابزارهای رسمی، رسانههای دولتی و امکانات گسترده برای ترویج روایت خود بهره برده است، جام جهانی فوتبال، فرصتی استثنایی را برای نمایش قدرت ملت ایران فراهم کرده است؛ فرصتی برای شناساندن «انقلاب شیر و خورشید» که حرکت مشترک میلیونها ایرانی داخل و خارج از کشور بهسوی کسب هویت ملی و برقراری آزادی، سکولاریسم و حاکمیت مردم میباشد. در این فرصت، ابزار قدرت ایرانیانی را که امکان حضور در این مسابقات را یافتهاند، پرچمهای برافراشتهی شیر و خورشید و پوششهایی تشکیل میدهند که با نماد شیر و خورشید آذین گشتهاند. آنها با این حرکت ملی، معرف نبرد ملت ایران با حاکمیت بنیادگرایان اسلامی خواهند بود و با انعکاس شعارهای نمادین ملت ایران، آیندهای را فریاد خواهند زد که در آن، ایران در چشم جهانیان بهعنوان کشوری آزاد و دموکراتیک شناخته خواهد شد.
فرصت استثنایی برای نمایش قدرت ملت ایران فراهم شده است. در طول چند هفته، نگاه رسانهها و افکار عمومی جهان به سمت ورزشگاهها و سکوهای تماشاگران مسابقات جهانی فوتبال معطوف خواهد بود. در چنین شرایطی، هر حرکت هوشمندانه، هماهنگ و صلحآمیز میتواند بازتابی جهانی پیدا کند. موفقیت در این میدان به معنای حذف فوتبال یا مقابله با تیم فوتبالی که ایران را نمایندگی میکند، نیست؛ بلکه به معنای استفاده از ظرفیت جهانی فوتبال برای رساندن پیام ملت ایران است.
باز پس گیری روایت ورزش، باز پسگیری ایران است! فراموش نکنیم که در سالهای اخیر، در ورزشگاههای ایران و در مخالفت با نظام ضد ملی جمهوری اسلامی، شعارهای کلیدی و راهبردی مهمی داده شد و بارها شعار «رضا شاه روحت شاد» در فضای ورزشگاهها پیچید. ما باید در مسابقات تیم ملی ایران، این فریادها را که پژواک صدای ملت بزرگ ایران است، به گوش جهانیان برسانیم.
جام جهانی صرفا مسابقهای برای تعیین قهرمان فوتبال جهان نیست؛ بلکه میتواند صحنهای جهانی برای رقابت روایتها نیز باشد. در این میدان، برنده نهایی نه تنها تیمی خواهد بود که جام طلایی را از آن خود ساخته و بالا میبرد، بلکه میتواند ملت بزرگ ایران نیز باشد که با همیاری هممیهنان خود در ورزشگاهها موفق شده است صدای خود را به گوش جهان برساند.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

