تلاش رژیم ایران برای انتقال میدان جنگ به کویت و یمن

- جمهوری اسلامی دیگر رویارویی را به طرفین اصلی آن، یعنی ایالات متحده و اسرائیل، محدود نمی‌کند، بلکه درگیری را به کشورهای همسایه و گذرگاه‌های استراتژیک منتقل کرده است. این رفتار بیش از آنکه واکنشی دفاعی باشد، بیانگر رویکردی استراتژیک است که پروژه نظامی رژیم ایران طی دهه‌ها آن را دنبال کرده و بر گسترش نفوذ و سلطه‌ی ژئوپلیتیک آن بر کشورهای پیرامون استوار است.
- خبرگزاری «تسنیم» بیانیه‌هایی منتشر کرده که شباهت زیادی به بیانیه‌های بغداد پیش از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ دارد. رژیم ایران تنها به تهدید لفظی علیه کویت بسنده نکرده، بلکه حملات به تأسیسات آب و برق را نیز تکرار کرده و دامنه تهدیدها را به بحرین نیز گسترش داده است.
- واکنش‌های احتمالی به چنین تحولی اما تنها به بُعد نظامی محدود نخواهد بود، بلکه عرصه دیپلماسی در این جبهه می‌تواند گسترده‌تر باشد. قدرت‌های بزرگی که به کشتیرانی در دریای سرخ وابسته‌اند، از جمله چین، هند و همچنین کشورهای اروپایی، منافع مستقیم در تضمین آزادی کشتیرانی دارند. از این‌ رو، هرگونه اقدام نظامی برای پایان دادن به تهدید حوثی‌ها علیه این گذرگاه دریایی، احتمالاً از تفاهم بین‌المللی گسترده‌تری برخوردار خواهد شد، زیرا چنین اقدامی دفاع از اصل آزادی کشتیرانی بین‌المللی تلقی می‌شود، نه ادامه جنگ جاری در خلیج فارس.

جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶


عبدالرحمن الراشد (الشرق الاوسط) – از نظر میدانی، رژیم ایران اجرای بخشی از تهدیدهای خود برای گسترش دامنه درگیری را با فعالیت در دو جبهه مرزی جدید آغاز کرده است. نخست، در جنوب دریای سرخ از طریق تهدید به بستن تنگه باب‌المندب به‌ وسیله حوثی‌ها. و دوم، در شمال خلیج فارس از طریق تهدیدهای مستقیم و بی‌سابقه علیه کشور کویت.

باب‌المندب در جنوب دریای سرخ / ۲ آوریل ۲۰۲۶

خطر این تحول تنها به کویت یا دریای سرخ محدود نمی‌شود، بلکه کل ساختار امنیت منطقه‌ای را در بر می‌گیرد. جمهوری اسلامی دیگر رویارویی را به طرفین اصلی آن، یعنی ایالات متحده و اسرائیل، محدود نمی‌کند، بلکه درگیری را به کشورهای همسایه و گذرگاه‌های استراتژیک منتقل کرده است. این رفتار بیش از آنکه واکنشی دفاعی باشد، بیانگر رویکردی استراتژیک است که پروژه نظامی رژیم ایران طی دهه‌ها آن را دنبال کرده و بر گسترش نفوذ و سلطه‌ی ژئوپلیتیک آن بر کشورهای پیرامون استوار است.

از همین رو، آنچه از سوی نهادها و رسانه‌های رژیم ایران منتشر می‌شود، شایسته توجه است؛ زیرا افزایش و شدت تهدیدها علیه کویت را نشان می‌دهد.

خبرگزاری «تسنیم» بیانیه‌هایی منتشر کرده که شباهت زیادی به بیانیه‌های بغداد پیش از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ دارد. تهران حضور محدود نظامی آمریکا در کویت را بهانه‌ای برای حمله معرفی می‌کند، در حالی که این حضور از دهه‌ها پیش وجود داشته و اساساً نقشی بازدارنده در برابر هرگونه تجاوز احتمالی ایفا کرده و پایگاه اصلی عملیات‌های اخیر آمریکا علیه رژیم ایران نیز نبوده است.

پرسش در حال حاضر این است که کویت و دیگر کشورهای خلیج فارس چگونه باید با این تهدید برخورد کنند؟

این چالش فراتر از توانایی‌های ملی هر کشور است و نیازمند بازگشت به مفهوم اقدام جمعی از طریق ایجاد جبهه‌ای منسجم در سطح منطقه، با حمایت یک ائتلاف بین‌المللی است که هرگونه تلاش برای گسترش جنگ یا مشروعیت‌ بخشیدن به تجاوز علیه کشورهای همسایه را بطور صریح رد کند. شاید در شرایطی که واشنگتن درگیر مدیریت رویارویی نظامی است، انتظار نرود که ابتکار دیپلماتیک را بر عهده بگیرد، اما می‌تواند خطوط قرمز روشنی ترسیم کند و تأکید نماید که امنیت خلیج فارس و مسیرهای دریایی آن بخشی از منافع استراتژیک حیاتی آمریکاست. رژیم ایران تنها به تهدید لفظی علیه کویت بسنده نکرده، بلکه حملات به تأسیسات آب و برق را نیز تکرار کرده و دامنه تهدیدها را به بحرین نیز گسترش داده است.

به نظر می‌رسد تهران دریافته است که تشدید محاصره دریایی بنادر ایران و احتمال گسترش عملیات نظامی آمریکا در سواحل این کشور، ممکن است نفوذ آن بر تنگه هرمز، که مهم‌ترین ابزار فشارش در جنگ و مذاکرات بوده، تضعیف کند. از این‌ رو می‌کوشد ابزارهای جایگزین ایجاد کند از جمله تبدیل باب‌المندب به نقطه‌ای برای اعمال فشار استراتژیک از طریق حوثی‌ها و نیز تلاش برای تحمیل یک واقعیت امنیتی جدید در شمال خلیج فارس؛ اقدامی که با وجود تفاوت شرایط، یادآور برخی جنبه‌های سیاست تحمیل «امر واقع» از سوی رژیم صدام حسین در سال ۱۹۹۰ است.

همچنین مشاهده می‌شود که این الگوی رفتاری حکومت ایران پیشتر نیز تکرار شده است: هر زمان که یک اهرم استراتژیک را از دست می‌دهد، به سرعت جبهه‌ای تازه می‌گشاید تا ابزارهای فشار و باج‌گیری خود را بازسازی کند. برای کاهش هزینه‌های سیاسی و حقوقی و پرهیز از آنکه مستقیماً به‌ عنوان حکومتی متجاوز شناخته شود، احتمالاً بیش از گذشته بر نیروهای نیابتی منطقه‌ای خود، مانند شبه‌نظامیان یمنی و عراقی، تکیه خواهد کرد.

اما احتمال موفقیت این آرایش جدید جمهوری اسلامی تا چه اندازه است؟

پاسخ به این پرسش آسان نیست، زیرا تحلیل رفتار حکومت ایران تنها بر پایه فرضیات عقلانی متعارف امکان‌پذیر نیست. رهبری رژیم ایران با معادلات پیچیده داخلی نیز روبروست و بیم دارد که هرگونه برداشت از شکست، جایگاه داخلی آن را متزلزل کند؛ به‌ ویژه پس از آنکه دهه‌های متمادی منابع کشور را صرف توسعه توانمندی‌های نظامی و تأمین مالی جنگ‌های خود کرده است.

در حال حاضر به نظر می‌رسد به حوثی‌های یمن مأموریت داده شده است که با کاهش توان رژیم ایران در پی حملات نظامی آمریکا، در استفاده از تنگه هرمز به‌ عنوان ابزار فشار، باب‌المندب را به جایگزین عملیاتی آن تبدیل کنند. با توجه به اینکه حوثی‌ها عملاً در مسیر تهدید کشتیرانی گام برداشته‌اند، احتمال می‌رود نیروهای یمنی و ائتلاف به رهبری عربستان از حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی برای جلوگیری از اختلال در یکی از مهم‌ترین شریان‌های تجارت جهانی برخوردار شوند.

واکنش‌های احتمالی به چنین تحولی اما تنها به بُعد نظامی محدود نخواهد بود، بلکه عرصه دیپلماسی در این جبهه می‌تواند گسترده‌تر باشد. قدرت‌های بزرگی که به کشتیرانی در دریای سرخ وابسته‌اند، از جمله چین، هند و همچنین کشورهای اروپایی، منافع مستقیم در تضمین آزادی کشتیرانی دارند. از این‌ رو، هرگونه اقدام نظامی برای پایان دادن به تهدید حوثی‌ها علیه این گذرگاه دریایی، احتمالاً از تفاهم بین‌المللی گسترده‌تری برخوردار خواهد شد، زیرا چنین اقدامی دفاع از اصل آزادی کشتیرانی بین‌المللی تلقی می‌شود، نه ادامه جنگ جاری در خلیج فارس.

در هر حال، تشکیل این ائتلاف منطقه‌ای و بین‌المللی دیگر صرفاً یک گزینه سیاسی نیست، بلکه به ضرورتی استراتژیک تبدیل شده است؛ نه تنها برای مقابله با تهدیدهای کنونی، بلکه برای مواجهه با هرگونه ترتیباتی که ممکن است در آینده از نتایج جنگ فعلی پدید آید. حکومت ایران تنها در پی مدیریت یک بحران موقت نیست، بلکه می‌کوشد نقشه استراتژیک منطقه را بر اساس روایت جدید خود بازترسیم کند؛ به گونه‌ای که حتی اگر جنگ زودتر پایان یابد، با حوزه‌های نفوذ و قواعد درگیری متفاوتی نسبت به پیش از جنگ از آن خارج شود. از این رو، بحث دیگر تنها درباره چگونگی پایان دادن به جنگ نیست، بلکه درباره شکل نظام منطقه‌ای است که پس از آن شکل خواهد گرفت.

*منبع: الشرق الاوسط
*نویسنده: عبدالرحمن الراشد
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=405526