افزایش جمعیت حاشیه‌نشین در ایران و گرفتاری در «تله فقر»

- افزایش هزینه زندگی، به ویژه اجاره‌بهای مسکن، در کنار درآمدهایی که به علت تورم با کاهش ارزش واقعی و سقوط قدرت خرید روبرو شده‌اند، سبب شده بسیاری از خانوارها امکان تأمین اجاره مسکن را نداشته باشند. مهاجرت به محلات ارزانتر و مناطق حاشیه‌ای از جمله پدیده‌های بارز در جابجایی مستأجران طی سال‌های گذشته بوده است. 
- کمال اطهاری کارشناس اقتصاد سیاسی و توسعه شهری: ساکنان این مناطق فقط از بازار رسمی مسکن بیرون نمی‌مانند، از مدرسه و خدمات متعارف و فرصت‌های شغلی هم فاصله می‌گیرند. همین تمرکز فقر است که یک سکونتگاه کم‌درآمد را به «تله فقر» تبدیل می‌کند.
- محمدمهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه: مسئله تهران را نمی‌توان با یک پروژه مترو، چند هزار واحد مسکن یا چند بزرگراه جدید حل کرد. مشکل، ساختار توسعه است. اگر اشتغال در تهران متمرکز بماند، مسکن در حاشیه ساخته شود و حمل و نقل بین این دو نقطه توسعه پیدا نکند، نتیجه چیزی جز گسترش ترافیک و فشار اجتماعی نخواهد بود.
- امیر آریازند مدیرعامل مؤسسه املاک و مستغلات سازمان تأمین اجتماعی: حاشیه‌نشینی را نباید صرفا ساخت‌ و ساز و ایجاد محله‌هایی در حاشیه شهرها در نظر گرفت بلکه حاشیه‌نشینی همزمان ابعاد مختلف و در هم پیجیده اجتماعی، فرهنگی و امنیتی را نیز در بر می‌گیرد.
- به گفته مقامات حکومتی، در کل ایران بیش از ۱۹ میلیون نفر حاشیه‌نشین، بدمسکن یا ساکن بافت‌های فرسوده هستند. 

سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۰۱ سپتامبر ۲۰۲۶


شکاف میان درآمد خانوار و هزینه‌‌های مسکن بسیاری از ساکنان محله‌های درون محدوده کلانشهرها در ایران را به سوی حاشیه‌ها سوق داده و سبب افزایش آمار سکونتگاه‌های غیررسمی در کنار پدیده‌هایی چون پشت‌بام‌خوابی شده است.

افزایش هزینه زندگی، به ویژه اجاره‌بهای مسکن، در کنار درآمدهایی که به علت تورم با کاهش ارزش واقعی و سقوط قدرت خرید روبرو شده‌اند، سبب شده بسیاری از خانوارها امکان تأمین اجاره مسکن را نداشته باشند. مهاجرت به محلات ارزانتر و مناطق حاشیه‌ای از جمله پدیده‌های بارز در جابجایی مستأجران طی سال‌های گذشته بوده است.

بر اساس آمارها، ۴۰ درصد از جمعیت کشور و نیمی از جمعیت تهران را مستأجران تشکیل می‌دهند و برای این جمعیت قابل توجه تأمین هزینه مسکن به چالشی جدی تبدیل شده است. آمارها نشان می‌دهد تورم بازار اجاره‌بها در مناطق مختلف کشور ۵۰ تا ۱۰۰ درصد است و اغلب کارگران و بازنشستگان مستأجر حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از درآمد خود را برای پرداخت اجاره صرف می‌کنند.

محمدمهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه در یادداشتی با اشاره به افزایش جمعیت حاشیه‌نشین در ایران نوشته، خرید مسکن برای بسیاری از خانوارها از یک هدف اقتصادی به یک افق دوردست تبدیل شده است. در چنین شرایطی، اجاره‌نشینی نیز الزاماً به معنای ثبات نیست. خانوار اجاره‌نشین برای حفظ سطحی مشابه از کیفیت مسکن، ممکن است هر سال مجبور شود سهم بیشتری از درآمد خود را به مسکن اختصاص دهد یا از متراژ، کیفیت و موقعیت مکانی خانه خود بکاهد. در نهایت، یک انتخاب اجباری شکل می گیرد: یا کوچکتر زندگی کن، یا ارزانتر زندگی کن، یا دورتر زندگی کن. و برای بسیاری از خانوارها، گزینه سوم عملی‌تر است.

او افزوده، در نتیجه حرکت تدریجی به سمت مناطق جنوبی‌تر، حاشیه‌ای‌تر و شهرهای اقماری است. درواقع، بازار مسکن تهران در حال انجام کاری است که سیاست‌گذاری شهری نتوانسته انجام دهد: توزیع جمعیت به پیرامون کلانشهر. اما این توزیع، بدون انتقال متناسب اشتغال و خدمات، توسعه‌ی متوازن نیست؛ بلکه انتقال هزینه‌های زندگی از مرکز به حاشیه است.

این کارشناس حقوق عامه افزوده: «مسئله تهران را نمی‌توان با یک پروژه مترو، چند هزار واحد مسکن یا چند بزرگراه جدید حل کرد. مشکل، ساختار توسعه است. اگر اشتغال در تهران متمرکز بماند، مسکن در حاشیه ساخته شود و حمل و نقل بین این دو نقطه توسعه پیدا نکند، نتیجه چیزی جز گسترش ترافیک و فشار اجتماعی نخواهد بود. اگر مسکن ارزان در حاشیه ساخته شود ولی مدرسه و درمانگاه ساخته نشود، مشکل حل نشده است. اگر جمعیت از تهران خارج شود ولی شغل همراه آن خارج نشود، مهاجرت معکوس رخ نداده؛ فقط جابجایی محل خواب نیروی کار اتفاق افتاده است. و اگر برای کاهش ترافیک بزرگراه بسازیم اما الگوی کار و سکونت را اصلاح نکنیم، چند سال بعد دوباره با همان مسئله مواجه خواهیم شد.»

حاشیه‌نشینی تنها مختص تهران نیست و در دیگر کلانشهرهای ایران نیز جمعیت حاشیه‌هایی طی سال‌های گذشته با افزایش روبرو شده است. خبرگزاری «مهر» گزارش داده، حاشیه‌نشینی در سال‌های اخیر به یکی از مشکلات جدی شهر کرمان تبدیل شده و بر اساس اطلاعات شرکت بازآفرینی شهری ایران، حدود ۶ هزار هکتار از مساحت کرمان زیر بار حاشیه‌نشینی رفته که این رقم بالاترین مساحت در میان کل شهرهای کشور محسوب می‌شود.

بر اساس گزارش خبرگزاری «مهر»، جمعیت حاشیه‌نشین این استان طبق آخرین آمار منتشر شده حدود ۱۳۳ هزار و ۸۴۸ نفر و معادل ۴ درصد از جمعیت ۳ میلیون نفری آن برآورد شده است و فاصله میان وسعت جغرافیایی این سکونتگاه‌ها و جمعیت ساکن در آنها نشان‌دهنده پراکندگی و گستردگی بی‌رویه این معضل است.

این در حالیست که به گفته مقامات حکومتی در کل ایران بیش از ۱۹ میلیون نفر حاشیه‌نشین، بدمسکن یا ساکن بافت‌های فرسوده هستند.

کمال اطهاری، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه شهری، در گفتگو با روزنامه «شرق» به بازتولید فقر در مناطق حاشیه‌ای اشاره کرده و سکونتگاه‌های غیررسمی و محله‌های حاشیه‌ای را «تله فقر» برای خانوار ارزیابی کرده که در تا نسل‌ها در آن گرفتار خواهد شد.

به گفته این کارشناس اقتصاد سیاسی و توسعه شهری، خانواده کم‌درآمد در محله‌ای ساکن می‌شود که مدرسه ضعیف‌تر و خدمات کمتر دارد، دسترسی‌اش به بازار کار محدودتر و تنوع اجتماعی در آن کمتر است. در چنین فضایی، نسل بعدی نیز با شانس کمتری برای خروج از فقر روبروست.

کمال اطهاری گفته: «ساکنان این مناطق فقط از بازار رسمی مسکن بیرون نمی‌مانند، از مدرسه و خدمات متعارف و فرصت‌های شغلی هم فاصله می‌گیرند.» از نگاه اطهاری، «همین تمرکز فقر است که یک سکونتگاه کم‌درآمد را به «تله فقر» تبدیل می‌کند.»

امیر آریازند مدیرعامل مؤسسه املاک و مستغلات سازمان تأمین اجتماعی نیز معتقد است، حاشیه‌نشینی را نباید صرفا ساخت‌ و ساز و ایجاد محله‌هایی در حاشیه شهرها در نظر گرفت بلکه حاشیه‌نشینی همزمان ابعاد مختلف و در هم پیجیده اجتماعی، فرهنگی و امنیتی را نیز در بر می‌گیرد.

او توضیح داده: «حاشیه‌نشینی درواقع نشانه‌ی شکست توازن در توسعه است. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که اشتغال، خدمات، آموزش، درمان و حتی امید به آینده، تنها در یک نقطه جغرافیایی متمرکز شده و سایر نقاط با کمبود و عقب‌ماندگی مواجه هستند.»

به گفته این کارشناس حوزه مدیریت شهری، ریشه بحران در الگوی توسعه‌ای نهفته است که فرصت‌ها و سرمایه‌ها را یکسویه در مرکز متمرکز کرده و در عوض، مناطق پیرامونی را از حداقل خدمات محروم گذاشته است. از نظر او، تا زمانی که این عدم توازن برطرف نشود، هر مداخله‌ای در سکونتگاه‌های غیررسمی صرفاً درمان موقتی خواهد بود و مسئله در شکلی دیگر بازتولید خواهد شد.

امیر آریازند با اشاره به تغییر الگوی مهاجرت به حاشیه شهر‌ها توضیح داد: «در گذشته، جمعیت عمدتاً از مناطق روستایی و شهرهای کوچک برای دسترسی به فرصت‌های شغلی در حاشیه‌ی کلانشهرها مستقر می‌شدند، اما امروزه با پدیده‌ی جدید “جمعیت رانده‌شده شهری” روبرو هستیم؛ یعنی کسانی که در مرکز شهر زندگی می‌کردند، اما به دلیل هزینه‌های گزاف زندگی، مجبور به ترک آن شده‌اند.»

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=407776