س. روزبه – اگر جمهوری اسلامی فردا کنار برود، آیا پیروزی مردم به تنهایی برای عبور موفق ایران از آن روز کافی خواهد بود؟ و آیا میتوان اداره کشوری بزرگ و پیچیده را پس از تغییر حکومت، تازه شروع به طراحی کرد، یا بخش مهمی از دولت فردا باید پیش از رسیدن آن روز آماده شده باشد؟

در بیشتر انقلابها توجه ما به لحظه سقوط حکومت، خیابان، رهبران و نیرویی است که نظام قبلی را کنار میزند. اما کمتر درباره چیزی حرف میزنیم که شاید به همان اندازه مهم باشد: آنچه پیش از پیروزی برای فردای آن آماده شده است.
من این مجموعه را «سرمایه پیش از گذار» مینامم. منظور فقط پول یا نیروی انسانی نیست؛ مجموعهای از دانش، برنامه، متخصص، طرح اجرایی، قوانین موقت، سازوکار اداره کشور و آمادگیهایی است که باید پیش از رسیدن لحظه تغییر، شکل گرفته باشد.
برای فهم اهمیت این موضوع، تجربه رضاشاه در ایران و مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه نمونه تاریخی قابل تأملی است.
هر دو در کشورهایی بحرانزده و آسیبدیده از جنگ جهانی اول به قدرت رسیدند. ایران با ضعف دولت مرکزی، نفوذ قدرتهای خارجی، ناامنی، آشوب و مراکز متعدد قدرت محلی روبرو بود. در جنوب، شیخ خزعل با حمایت بریتانیا موقعیتی شبهمستقل داشت و در مناطق دیگر نیز دولت مرکزی برای اعمال حاکمیت با نیروهای محلی و عشایری درگیر بود. عثمانی شکست خورده نیز با اشغال و خطر تجزیه دستوپنجه نرم میکرد.
بسیاری از اصلاحاتی که بعدها به نام رضاشاه و آتاتورک شناخته شد، از قبل مطرح شده بود. در ایران، مشروطهخواهان، روشنفکران، حقوقدانان و مدیران درباره دولت قانونمند، دادگستری جدید، آموزش عمومی، ارتش ملی و اصلاح ساختار کشور بحث کرده بودند. در عثمانی نیز، دههها پیش از آتاتورک، در دوره تنظیمات، مشروطهخواهان و روشنفکران درباره آموزش، ارتش، قانون، علم و رابطه دین و حکومت سخن گفته بودند.
تفاوت اصلی در یک چیز بود: در دوره این دو رهبر، بخش بزرگی از آن اندیشهها از مرحله بحث به اجرا رسید.
رضاشاه و آتاتورک کشورهای خود را از صفحه سفید نساختند. آنچه انجام دادند، در بسیاری موارد تبدیل برنامهها و اندیشههای قبلی به تصمیم منطقی و سپس قدرت عمل بود.
در ایران، دستگاه قضایی بازسازی شد، بانک ملی شکل گرفت، دانشگاه تهران تأسیس شد، راه و صنعت توسعه یافت و راهآهن سراسری ساخته شد. در کمتر از شانزده سال، شمار بیمارستانهای کشور از حدود ۲۱ به بیش از ۱۵۰ رسید، شبکه جادهای به حدود ۲۴ هزار کیلومتر گسترش یافت و راهآهن سراسری ۱۳۹۴ کیلومتری با صدها پل و تونل ساخته شد.
اینها چیزهایی نبود که فقط در فرمانهای دولتی دیده شود. مردم آثار آن را در زندگی روزمره خود میدیدند.
در ترکیه نیز جمهوری جدید نظام آموزشی را یکپارچه کرد، قانون مدنی تازه تصویب شد، الفبای لاتین جای خط عثمانی را گرفت، شبکه راهآهن گسترش یافت، دانشگاه اصلاح شد، صنایع دولتی توسعه پیدا کرد و زنان به حقوق سیاسی، از جمله حق رأی و انتخاب شدن، دست یافتند.
طبیعتا هیچیک از این دو تجربه بینقص نبود.
هر دو حکومت اقتدارگرا بودند و آزادی سیاسی محدود شد. برخی اصلاحات نیز با اجبار از بالا به اجرا درآمد. با این حال، این اقتدارگرایی را باید در بستر همان دوره نیز سنجید. ایران با ضعف دولت مرکزی، نفوذ خارجی و مراکز متعدد قدرت محلی روبرو بود و شاید ایرانی بدین مفهوم نبود. و ترکیه نیز از دل جنگ و خطر تجزیه بیرون آمده بود.
این توضیح به معنای تأیید همه روشهای آن دوره نیست. اما اگر شرایط واقعی آن زمان را حذف کنیم، داوری تاریخی ما نیز ناقص خواهد بود.
با همه اینها، یک واقعیت باقی میماند: هر دو توانستند در مدت نسبتا کوتاهی تغییراتی ایجاد کنند که مردم آن را ببینند و لمس کنند.
مدرسه، بیمارستان، دادگاه، راه، بانک، دانشگاه، ارتش و دستگاه اداری چیزهایی هستند که برخلاف سخنرانی و شعار، در حافظه جامعه باقی میمانند.
شاید همین مسئله بخشی از پاسخ به یک پرسش مهم باشد: چرا با گذشت نزدیک به یک قرن، آتاتورک هنوز در ترکیه جایگاهی ویژه دارد و چرا رضاشاه، با وجود دههها تبلیغات جمهوری اسلامی علیه پهلوی، دوباره در جامعه امروز ایران مورد توجه و تمجید قرار گرفته است؟
مردم پس از چند نسل ممکن است سخنرانیهای یک رهبر را فراموش کنند. یا کتاب در دسترسی، جهت خواندن و بیطرفانه پیدا نکنند. اما نهادی که باقی مانده، دانشگاهی که نسلهای مختلف در آن تحصیل کردهاند یا قانونی که هنوز زندگی مردم را تنظیم میکند، حافظه میسازد.
بطور مثال در تحقیقی که داشتم ، حتی امروز نیز بخشی از میراث حقوقی آن دوره باقی مانده است. برای نمونه، قانون بیمه مصوب ۱۳۱۶ و قانون مربوط به احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه مصوب ۱۳۱۲، پس از نزدیک به یک قرن همچنان در نظام حقوقی ایران مورد استناد قرار میگیرند.
این استمرار را میتوان نوعی «حافظه کارکرد» دانست.
اما برای ایران امروز، مهمتر از داوری درباره گذشته، درس آینده است.
تغییر سیاسی در ایران دیر یا زود رخ خواهد داد. اما بزرگترین خطر فقط مقاومت جمهوری اسلامی و سرکوب نیست. خلأ قدرت، اختلال در خدمات عمومی، بحران اقتصادی، آسیب به شبکه انرژی، سردرگمی نیروهای نظامی و انتظامی، وضعیت زندانها، مرزها، بانکها، دادگستری، ادارات و دهها مسئله دیگر میتواند یک پیروزی سیاسی را به بحرانی بزرگ تبدیل کند.
آن روز، زمان مناسبی برای آغاز فکر کردن و زمان آزمون و خطا درباره این مسائل نیست.
کار اصلی باید پیش از رسیدن آن روز انجام شده باشد.
امروز پروژههای کارشناسی مختلفی برای اقتصاد، انرژی، امنیت، قانون، اداره کشور و دوران اضطراری و … در حال تهیه است و کارشناسان مستقل نیز در حوزههای مختلف طرح و پیشنهاد ارائه میکنند.
ارزش این کارها را نباید با تعداد صفحات یا نام افراد سنجید. پرسش سادهتر است: آیا این طرحها در لحظه بحران واقعا قابل اجرا هستند؟
اینجاست که به «مثلث گذار» میرسیم.
این مثلث سه ضلع دارد: مردم، به عنوان نیروی تغییر و منبع مشروعیت؛ سرمایه پیش از گذار، یعنی متخصصان، برنامهها و سازوکارهای آماده برای اداره کشور؛ و رهبری دوران گذار، که باید خواست مردم و دانش کارشناسی را به تصمیم، هماهنگی و اجرا تبدیل کند.
هیچیک بدون دو ضلع دیگر کامل نیست.
مردم بدون برنامه ممکن است حکومت را تغییر دهند، اما با خلأ قدرت روبرو میشوند. برنامه بدون مردم مشروعیت ندارد و مردم و برنامه بدون هماهنگی میتوانند در حساسترین روزهای انتقال گرفتار پراکندگی شوند.
پیروزی یک انقلاب در لحظه سقوط حکومت تمام نمیشود. شاید درست از همان لحظه آزمون اصلی آغاز شود.
یکی از درسهای کمتر دیدهشده تجربه رضاشاه و آتاتورک نیز همین است: بخشی از سرعت تغییرات دوران آنها حاصل اندیشهها، مدیران و طرحهایی بود که پیش از رسیدن لحظه اجرا وجود داشت.
ایران امروز میتواند از آمادگی، سرعت و توان اجرایی آن تجربه درس بگیرد، بدون آنکه اقتدارگرایی آن دوره را تکرار کند؛ با مشارکت مردم، محدودیت قدرت و حاکمیت قانون.
شاید تفاوت میان یک فروپاشی پرهزینه و یک گذار موفق دقیقا در همین جا باشد: اینکه کشور پیش از رسیدن لحظه تاریخی تا چه اندازه برای روز بعد آماده شده باشد.
آیا ما فقط برای روز پایان جمهوری اسلامی آماده میشویم، یا برای صبح نخست ایران پس از جمهوری اسلامی نیز به همان اندازه آمادهایم؟
ادامه دارد…..
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

