سرمقاله؛ تداوم سرکوب با توهمِ تأخیر در سقوط

جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶


تورم اقتصاد ایران برای بیستمین ماه پی‌ در پی با افزایش سریع روبرو بوده و فاصله اندکی تا سه رقمی شدن دارد. گرانی فزاینده سبب شده اقلام اساسی و حیاتی از جمله دارو و مواد غذایی ضروری از سبد خرید بسیاری از شهروندان حذف شود.

کشوری که رتبه دوم در ذخایر گاز طبیعی و رتبه سوم در ذخایر نفت جهان را دارد، با جمهوری اسلامی به چنان فلاکتی دچار شده که توان تأمین گاز و برق در زمستان پیش‌ِ رو را ندارد و مقامات ضمن اعتراف به احتمال قطع گاز در ۱۱ استان، از توزیع نفت سفید برای جلوگیری از یخ زدن شهروندان خبر می‌دهند.

جنگ و تحریم نیز همچنان ادامه دارد و مذاکره با ایالات متحده مانند همیشه به بن‌بست رسیده. در چنین شرایطی اما ماشین سرکوب نظام، علیه زندگی و جان شهروندان یک لحظه از کار نایستاده است.

جمهوری اسلامی با ناتوانی مزمن در حل مشکلات انباشته و آگاهی از نزدیک شدن به فروپاشی، دنبال آنست که با «سرکوب»، فاصله‌ای میان بحران‌های همه‌جانبه و سقوط نظام بیاندازد.

حکومتی که با ساختار معیوب، اقتصاد فروپاشیده و فساد رخنه کرده در تار و پودش، چهار دهه گذشته و حال کشور را به باد داده و قاعدتا توان ساختن آینده را نیز ندارد، تلاش می کند با توسل بر بقایای زنجیره قدرت و ته‌مانده توان امنیتی و نظامی و انتظامی، بقای خود را حفظ کند.

جمهوری اسلامی با سوء استفاده از شرایط جنگی، که خود مسبب آن است، و محدودیت‌هایی که جنگ تحمیلی توسط خودش، برای بخش پویای شهروندان ایجاد می‌کند، سرکوب را گسترش داده تا از بروز اعتراضات مردمی جلوگیری کند و در این راه، با ادعاهایی چون «مقابله با جنگ ترکیبی» و «نفوذ دشمن با سازماندهی جاسوسان»، برقراری شرایط شبه حکومت نظامی بر کشور را توجیه می‌کند.

با اینهمه محرکه‌ها و انگیزه‌های پرقدرت برای سقوط جمهوری اسلامی همچنان فعال هستند؛ از بحران معیشتی و اقتصادی که می‌تواند به اعتصابات گسترده و در نهایت از پا افتادن اقتصاد نیمه‌جانِ در خدمت حکومت منتهی شود تا خشم برآمده از سرکوب و اعدام و فقر و فلاکت که منتظر جرقه‌ایست تا با اعتراضات سراسری ضربه نهایی را بر پیکر فرسوده نظام وارد آورد.

در آنسو، بخشی از وابستگانِ جریان اصلاح‌طلب حکومت همچنان در درون و بیرون کشور تلاش دارند تا روند «تغییر» و سقوط حکومت را به «تبدیل» و گذار از این جناح به آن جناح تغییر دهند! تحقق چنین هدفی اما شاید با داشتن بستری باثبات، خارج از شرایط جنگی و بدون جوّ امنیتی حاکم، آنهم فقط برای مدتی، ممکن می‌بود تا بخشی از سهامداران حکومت، هزینه کمتری برای عبور از این مرحله‌ی بحرانی و «تبدیل» و «پوست‌اندازی نظام» بپردازند!  اما چنین معادله‌ای، در شرایطی که بدنه کل جمهوری اسلامی با ریزش پایگاه اجتماعی به اقلیتی ناچیز تبدیل شده، و در حالی که همین جناحِ نظام به دنبال «توافق» با آمریکا، و درواقع تسلیم، است تا بستر «پوست‌اندازی» را مهیا کند، چیزی جز خطای محاسباتی نیست؛ چراکه جناح دیگر با تکیه بر امکانات نظامی سپاه پاسداران و اصرار بر تداوم جنگ و جنگ‌افروزی، به دنبال گرفتن فتوای ساخت بمب اتم از رهبر ناپیدای حکومت است!

از سوی دیگر، رسیدن این اختلافات به شکافی چنان عمیق که یک جناح بتواند برای تبدیل نظام از آن بهره‌برداری کند نیز با تردیدهای جدی روبروست؛ زیرا به گفته‌ی «خودی»های هر دو جناح، همگی سرنشینان کشتیِ شکسته‌ی نظام‌اند و همچنان مشترک‌المنافع به شمار می‌روند.

نیروی تعیین‌کننده در این شرایط اما مردمی هستند که زیر بار فشار سرکوب و بحران‌های فزاینده معیشتی و پیامدهای جنگ و تحریم، هر روز و هر لحظه بر نارضایتی‌ و انگیزه‌‌های اعتراضی‌شان افزوده می‌شود. سابقه سازماندهی ضدحکومتی مردم دست‌کم از یک دهه پیش، از جمله در هفتم آبان ۱۳۹۵ و تجمع بی‌نظیر و بی‌سابقه‌ی شهروندان در پاسارگاد، و گذاشتن نقطه پایان بر سناریوی اصلاح‌طلبی به ویژه در اعتراضات دی‌ماه ۹۶، و همه اعتراضات سال‌های بعد نشان می‌دهد که سرنوشت ملت و میهن در دست معترضان میلیونی است که تا رسیدن به هدف‌شان برای براندازی جمهوری اسلامی و استقرار آزادی و دموکراسی ایستادگی و مبارزه خواهند کرد.

روشنک آسترکی |ایکس | اینستاگرام|

[کیهان لندن شماره ۵۸۶]

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=411220