«فدرالیسم قومی»: نسخه کهنه‌ی جدایی‌طلبان برای تجزیه‌ی ایران

- انگیزه اصلی تشکیل دولت فدرال و اصرار بر خط‌کشی‌های قومی که مورد پشتیبانی عقیدتی گروه مارکسیست- اسلامی مجاهدین خلق نیز قرار دارد، تقسیم ظرفیت‌های مشترک دولت مرکزی ایران و از میان بردن منابع قدرت رقابت منطقه‌ای کشور با توسل به شیوه تقسیم «غیرمتمرکز» و در نهایت به صفر رساندن عمق دفاعی و تجزیه آن است.
- نوحه‌خوان‌های امروزین «فدرالیسم قومی» که در شکل دادن به انقلاب مخرب مذهبی سال 57 سهم قابل داشته‌اند، امروز با رسیدن بوی مرگ نظام حاکم به مشام، همسو با مارکسیست‌های اسلامی و جمهوریخواهان چپ، تلاش جمعی تازه‌ای را برای تجدید اتحاد نامقدس گذشته و انهدام نهایی آنچه پس از تخریب‌های چهل ساله جمهوری اسلامی برای ایران مانده، تدارک می‌بینند.
- علم و کتل تبلیغ «فدرالیسم قومی» در ایران به کسانی سپرده شده که پیشتر کمترین تعهدی نسبت به حفظ یکپارچگی، تمامیت ارضی و تاریخ، تمدن و میراث‌های فرهنگ ایرانی نداشته و سودای همیشگی آنها کشیدن خط جدایی اطراف اقوامی ‌بوده که قرن‌ها در کنار هم زندگی مسالمت‌آمیز داشته‌اند.

جمعه ۹ آذر ۱۳۹۷ برابر با ۳۰ نوامبر ۲۰۱۸


رضا تقی‌زاده – کاهش «عمق دفاعی ایران» که طی دو قرن گذشته هدف طرح‌های راهبردی قدرت‌های جهانی و انگیزه حملات نظامی متعدد از شرق تا غرب و شمال تا جنوب کشور بوده، از زمان انقلاب سال ۵۷ و تغییر نظام پادشاهی، به سیاست خارجی غیررسمی ‌شماری از همسایگان و قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل و پیگیری آن در طرح‌های پیدا و پنهان سازمان‌های امنیتی- اطلاعاتی مربوط گنجانده شده است.

حدود جغرافیایی ایران در دوران صفویه

عمق جغرافیایی ایران، و یا فاصله مرکز با مرزهای مورد تهدید خارجی و خطوط مقدم رویارویی با نیرو‌های مهاجم، با اهمیت‌ترین وجه در ترکیب عمق استراتژیک کشور و عامل تعیین‌کننده در حفظ امنیت ملی است .

وجوه دیگر «عمق استراتژیک» Strategic depth))، یا به تعبیری «عمق دفاعی» ایران عبارتند از: وسعت خاک؛ شمار جمعیت؛ جغرافیای سیاسی و آمیزه  بی‌نظیر ثروت‌های ملی (بخصوص ذخایر انرژی) که در صورت پرهیز از سوء مدیریت می‌توانند کشور را در باروی دفاعی مقاوم و غیرقابل شکست قرار داده و ساکنان آن را از رفاه در بالاترین سطح ممکن، برخوردار سازند.

پس از روی کار آمدن حکومت اسلامی در تهران، کاربرد «عمق استراتژیک» و ظرفیت‌های رو به رشد (قدرت) ایران که می‌باید در خدمت دفاع از تمامیت کشور و تثبیت امنیت منطقه و همسایگان و توسعه همکاری‌های جمعی به کار گرفته می‌شد، در اجرای نظریه توسعه و تحکیم «هلال شیعه»، و انگیزه صدور انقلاب اسلامی، به عامل تهدید  علیه موجودیت و تمامیت کشورهای منطقه تبدیل شد.

از آن زمان تا کنون، شماری از کشورهای عموما مسلمان همسایه، بعلاوه اسرائیل،  به منظور مقابله با تهدید‌های امنیتی بر آمده از حکومت مذهبی ایران، طی تمهیداتی «پیشگیرانه» و یا «بازدارنده»، کاهش عمق دفاعی و به تحلیل بردن ظرفیت‌های کشور را هدف طرح‌های پیدا و پنهان خود قرار داده‌اند.

تقسیم ایران در «بازی بزرگ»

دو امپراتوری روسیه و بریتانیا طی قرن‌های ۱۹ و ۲۰ میلادی، بیش از گذشته، کاهش عمق دفاعی ایران را با منافع راهبردی خود همسو دیده و برای تامین این هدف به ظرفیت‌های نظامی و جنگ علیه ایران و سازش میان خود متوسل شده‌اند.

هجوم‌های نظامی نخستین امپراتوری روسیه علیه ایران، و جدا کردن سرزمین‌های آسیای مرکزی و خراسان بزرگ در شرق و گنجه، شیروان، تالش و باکو در شمال کشور از قرن نوزدهم و بعد از شکست نهایی ناپلئون، متاثر از تصمیمات کنگره وین (۱۸۱۹) و استقرار «نظم نوین» میان کشورهای برنده جنگ، شدت بیشتری گرفت.

پس از کاهش عمق دفاعی ایران از شمال شرق تا شمال غرب کشور، روسیه به موقعیت برتری دست یافت و با تکیه بر مواضع به دست آورده، پس از فتح بخارا، در رقابت با حضور بریتانیا در شبه‌قاره هند، متوجه اراضی ایران در هرات شد.

سربازان روسی در بازار اصفهان پس از اشغال مرکز ایران

هجوم بریتانیا به جنوب ایران در سال ۱۸۵۶ میلادی (اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار) اگرچه تا حدودی اقدام پیشگیرانه در مقابل پیشروی امپراتوری روسیه در آسیای مرکزی و به منظور خنثی کردن تهدید علیه منطقه نفوذ آن کشور بود، کاهش عمق دفاعی ایران را نیز مد نظر داشت.

در جریان حمله نظامی بریتانیا به جنوب کشور جزیره خارک به اشغال در آمد و ناصرالدین شاه پس از مقاومت اندک از ادامه محاصره هرات دست کشید و در پیامد آن افغانستان از خاک ایران جدا شد.

جدایی هرات از ایران- منطقه‌ای حاصلخیز و ثروتمند و مرکز پیشین خراسان بزرگ و محل تولد و رشد شاه عباس صفوی، نتیجه توطئه‌های خارجی و ضعف قدرت مرکزی بود که بعد از چند بار دست به دست شدن میان ابدالی‌ها، افغان‌ها و ازبک‌ها، سرانجام در جریان رقابت‌های بریتانیا و روسیه قطعیت یافت.

فرصت‌طلبی قدرت‌های بزرگ و قصد مستمر آنها برای کاهش عمق دفاعی ایران و تضعیف کشور تنها به جدا ساختن بخش‌های عمده‌ای از آب و خاک ایران ختم نشد.

تداوم طمع‌ورزی‌های خارجی و استفاده از ضعف دولت مرکزی ایران منجر به عقد پیمانی در سال ۱۹۰۷ میلادی میان امپراتوری‌های بریتانیا و روسیه و واگذاری  جنوب کشور به «دولت فخیمه» و شمال کشور به مناطق نفوذ انحصاری تزار‌ها شد.

بعد از توافق بر سر تقسیم کشور به حوزه‌های نفوذ شمال و جنوب، منطقه میانی هم به عنوان منطقه خنثی ظاهرا در اختیار دولت مرکزی قرار گرفت و در عمل این مناطق نیز صحنه تاخت و تاز و سهم‌خواهی‌ها و رقابت‌های دو قدرت برتر شد.

نقشه تقسیم ایران بر اساس قرار داد ۱۹۰۷ روسیه و بریتانیا

پس از پایان جنگ اول جهانی نیروهای بریتانیا با آگاهی از ضعف کامل دولت مرکزی ایران در روزهای پایانی سلسله قاجار و حکومت احمدشاه، در بوشهر پیاده شده و به منظور تصرف کامل شیراز به استان فارس حمله بردند.

روس‌ها نیز که پس از پایان جنگ اول و استقرار حکومت بلشویکی (سال ۱۹۱۷ ) برای مدتی کوتاه با ایران از در سازش درآمده بودند پس از تحکیم پایه‌های قدرت حکومت تازه در مسکو و بخصوص بعد از شکست آلمان نازی طی جنگ دوم جهانی، و در تکرار وضعیت بعد از شکست ناپلئون و برقراری «نظم نوین»، سودا‌های خود را برای تجزیه ایران از سر گرفته و تعقیب هدف کاهش هر چه بیشتر عمق دفاعی و تجزیه  ایران، ایجاد دو جمهوری قومی (جمهوری مهاباد) و (حکومت خودمختارآذربایجان) را پی گرفتند.

بسیج همسایگان علیه ایران

بعد از دگردیسی یکباره نظام سیاسی ایران و ظاهر شدن حکومتی انقلابی، عقیده‌گرا و توسعه‌طلب، بجای حکومت متعارف، ملی‌گرا و مشتاق همکاری‌های منطقه‌ای قبلی، همسایگان با استفاده از ابزار‌ها و ظرفیت‌های در اختیار خود برای مقابله با وضعیت تازه وارد عمل شدند.

هجوم نظامی تمام‌عیار عراق به خاک ایران در سال بعد از انقلاب و جنگ هشت ساله، پناه دادن به مجاهدین خلق و تجهیز نیروهای آنان در قالب «ارتش آزادیبخش»، شکل دادن به جنگ نیابتی در درون خاک ایران- «عملیات مرساد» و یا «فروغ جاویدان»، کمک به عوامل جدایی‌طلب در مناطق غرب و جنوب کشور- کردستان و خوزستان- سرفصل‌های اقداماتی است که تنها یک کشور همسایه ایران- عراق، به منظور کاهش عمق استراتژیک و مقابله با تهدید‌های حکومت مذهبی آن صورت داده است.

در نتیجه سوء استفاده جمهوری اسلامی از قدرت و ظرفیت‌های طبیعی ایران علیه کشورهای منطقه، پاکستان و ترکیه که پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ترتیب در پیمان‌های دفاعی  بغداد، سنتو، و عمران منطقه‌ای، دفاع از تمامیت ایران را دفاع از خود تلقی می‌کردند، اینک از سیاست تجزیه ایران (در پوشش تبلیغ فدرالیسم قومی) و احقاق «حقوق خلق‌ها» پشتیبانی می‌کنند.

پاکستان پناهگاه گروه‌های مسلح جدایی‌طلب در سیستان و بلوچستان است که هر از گاهی در درون خاک ایران سربازان گشت و ماموران رده پایین را به اسارت می‌گیرند و ترکیه در آنکارا گروه‌های آذری‌زبان را با تبلیغ «آذربایجان جنوبی» میزبان می‌شود و سازمان امنیت آن کشور «میت» (Millî İstihbarat Teşkilatı) با پرداخت هزینه‌های تجزیه‌طلبان در کشور‌های اروپایی، کنفرانس‌های به ظاهر مستقل «جمهوریخواهان» را سازمان می‌دهد.

گردهمایی جدایی‌طلبان منسوب به آذربایجان ایران در شهر آنکارا

حمایت غیررسمی ‌ترکیه از فکر پیوستن «آذربایجان جنوبی» به جمهوری آذربایجان با هدف کاهش عمق استراتژیک ایران و تحلیل بردن ظرفیت‌های آن،  به گوش عوامل دولت باکو چون موسیقی است که به نوبه خود تحریک‌های تجزیه‌طلبانه نظریه پردازان «فدرالیسم قومی» را طی دو دهه گذشته پشتیبانی کرده‌اند.

عربستان سعودی نیز که پیش از انقلاب با ایران روابط دوستی و همزیستی مسالمت‌آمیز داشت و چیرگی منطقه‌ای ایران را پذیرفته بود، برای مقابله با عمق استراتژیک ایران و با هدف تضعیف آن، از قافله دیگر کشور‌های همسایه (و کشورهای فرامرزی مانند اسرائیل) عقب نمانده و به نسبت ظرفیت و قابلیت‌های خود، از بحرین تا بصره و درون خاک خوزستان عملیات میدانی، و در عرصه رسانه‌ای و دنیای مجازی با صرف هزینه‌های چند صد میلیون دلاری از گروه‌های جدایی‌طلب، «الاحواز»ی‌ها و پیشگامان «فدرالیسم قومی» که در نقشه‌های شوم خود نام بیش از هزار ساله خوزستان را «عربستان» کرده‌اند، پشتیبانی مالی، تبلیغاتی و تدارکاتی می‌کند.

دولت اسرائیل، هم‌پیمان نظامی غیررسمی ‌ایران در گذشته، با وجود ابراز همدلی‌‌های اخیر دولت تل‌آویو با مردم ایران در مقابله‌ی آنان با جمهوری اسلامی، نظریه ایجاد کردستان بزرگ و جدا کردن بخشی از خاک ایران را در جهت مصالح امنیتی خود می‌بیند و با چراغ روشن و خاموش از پیشبرد چنین فکری پشتیبانی می‌کند.

تلاش برای تجزیه‌ی ایران، سامان دادن شورش‌های مسلحانه جدایی‌طلبان در مناطق مرزی، تبلیغ نظریه «فدرالیسم قومی» زیر پوشش عبور مدیریت شده از جمهوری اسلامی، و استقرار «جمهوری فدرال سکولاردمکرات» هر یک، بخش‌های جداگانه طرح واحدی است که وجوه متفاوت آن از سال‌ها پیش با هزینه و هدایت سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای همسایه، و رضایت قدرت‌های بزرگ علیه موجودیت ایران تعقیب می‌شده است.

تلاش‌های جاری مدعیان «فدرالیسم قومی» برای یارگیری در گروه‌های اپوزسیون نیز به تقلید از «تقیه خمینی» که با خدعه، مارکسیست‌ها و به اصطلاح ملی- مذهبی‌های مخالف پادشاهی ایران را زیر عبای خود برد، به منظور دادن شکل مشروع و پوشاندن صورتک غیروابسته به این فکر خارجی، صورت می‌گیرد.

علم و کتل تبلیغ «فدرالیسم قومی» در ایران به کسانی سپرده شده که پیشتر کمترین تعهدی نسبت به حفظ یکپارچگی، تمامیت ارضی و تاریخ، تمدن  و میراث‌های فرهنگ ایرانی نداشته و سودای همیشگی آنها کشیدن خط جدایی در اطراف اقوامی ‌بوده که قرن‌ها در کنار هم زندگی مسالمت‌آمیز داشته‌اند.

انگیزه اصلی برقراری دولت فدرال و اصرار بر خط‌کشی‌های قومی که گروه مارکسیست- اسلامی مجاهدین خلق نیز در گذشته از آن پشتیبانی کرده، تقسیم ظرفیت‌های مشترک دولت مرکزی ایران و از میان بردن منابع قدرت رقابت منطقه‌ای کشور با توسل به روش تقسیم «غیرمتمرکز» و در نهایت به صفر رساندن عمق دفاعی و تجزیه‌ی کامل آن است.

نوحه‌خوان‌های امروزین «فدرالیسم قومی» که در شکل دادن به انقلاب مخرب مذهبی سال ۵۷ سهم قابل داشته و چهل سال پیش حزب ساختگی «خلق مسلمان» را به منظور سهم‌خواهی قومی علم کرده و از رسیدن به نتیجه باز ماندند، امروز، با رسیدن بوی مرگ نظام اسلامی به مشام،  در خط موازی با مارکسیست‌های اسلامی و جمهوریخواهان چپ، و در اجرای طرح‌های تدوین شده در سازمان‌های اطلاعاتی خارجی، تلاش تازه‌ای را برای تجدید اتحاد نامقدس گذشته و انهدام نهایی آنچه پس از تخریب‌های جمهوری اسلامی برای ایران مانده، تدارک می‌بینند.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=138413

48 دیدگاه‌

  1. ناشناس

    خطاب کردن سازمان مجاهدین خلق بدین شکل همانند ان است که کسی برای طرفداران پادشاهی بنویسد :
    (گروه بهایی – لامذهب سلطنت طلبان ) که با مخالفت و ناراحتی این جریان مواجهه خواهد شد .
    سازمان مجاهدین خلق هیچگاه از فدرالیسم حمایت نکرده و این یک تهمت و دروغ بزرگ است . به بیانیه ده ماده ای این تشکیلات مراجعه کنید تا به اشتباه خود پی ببرید . حمایت از حق و حقوق قوم کرد با تجزیه و فدرالیسم تفاوت فاحشی دارد . نمیدانیم که چرا سلطنت طلبان گاهی اوقات در مخالفت و بکار بردن جملات ناروا با حکومت ملاها بر علیه سازمان مجاهدین در یک راستا قرار میگیرند ؟!

  2. ریرا

    نه بزرگ به امثال روح اله زم و جلالی تهرانی و بقیه اراذل و اوباش….
    جانم فدای ایران

  3. ایران برای همه

    از آقای تقی زاده برای نگارش مقاله در نقد فدرالیسم قومی تشکر میکنم. در همین زمینه آقای دکتر امیر احمدی دبیر کل تشکل آبان هم مقاله ای در نقد ایده فدرالیسم قومی نوشتن که توصیه میکنم برای مطالعه به کانال آبان @abanorg مراجعه کنید.

  4. ناشناس

    اقاى شریعتمدارى طرفدار این تز میباشد( قرون وستا و عقب مانده )
    بنابراین باید تمام اذرى هـا و ترک زبانان تهـران را ترک کرده
    و تقاضاى روادید تهـران را بنمایند
    رضا شاه روحت شاد

  5. بیداد

    یک:
    با تشکر از نویسنده مقاله، چند نکته در تشریح دلایل مخالفت ایشان با مقوله فدرالیسم مغفول مانده که برای خواننده مقاله بدون پاسخ و مبهم‌اند! سؤال اول این است که این تهدیدهای بالقوه خارجی که بعد از استقرار حکومت فدرال برای کشور ایجاد می‌شوند کدامند؟ آیا ترکیه به ایران فدرال حمله خواهد کرد، یا عراق یا افغانستان؟ بنابراین، بیان عمق استراتژیک در این مقوله کمی بی‌ربط بنظر می‌رسد. زمانیکه جمهوری اسلامی از عمق استراتژیک نام می‌بَرد، منظور عمقی است که در خارج مرزهای کشوری در داخل سوریه و عراق و لبنان کشیده شده، که نوعی بازدارنگی است برای حمله احتمالی اسرائیل.

  6. بیداد

    دو:
    اگر جمهوری اسلامی سرنگون شود، به احتمال بسیار زیاد اسرائیل دوباره به یک هم‌پیمان استراتژیک ایران فدرال تبدیل خواهد شد. لذا ترس از همسایگان بی مورد است. در مورد کردستان عراق و سوریه، بخشهای فدرال کُردی تنها بازدارندگان داعش بودند، پس استدلال فدرالیسم بعنوان تضعیف کننده حکومت مرکزی تقریباً محلی از اعراب ندارد!
    مورد بعدی در خصوص درخواست یک حکومت فدرالیسم است که بر اساس قوانین مدرن دمکراسی پایه گذاری شود. این درخواست را جمعی از روشنفکران ملیت‌های مختلف کُرد و ترک و عرب و بلوچ که چهار ملیت عمده ایرانی هستند، دارند.

  7. بیداد

    سه:
    چه کسی باید این علم و کتل را بدست گیرد تا مورد تأیید باشد؟ آیا نگارنده محترم مقاله، مقوله ملیت را که مطابق با منشور ملل متحد و نیز میثاق بین المللی حقوق مدنی-سیاسی است به رسمیت می‌شناسند: در تعاریف حقوق بین الملل ازملت، گذشته از اشتراک در زبان و تاریخ و فرھنگ، ملیت را بر احساس تعلق جمعی و پیوند و ھمبستگی گروھی نیز تعریف می‌کنند. ضمناً تمامی اعضای جامعه بین المللی موظف به احترام و رعایت بی چون و چرای آن ھستند. بنابراین، اصل حق تعیین سرنوشت ملتھا، اصلی غیرقابل مناقشه است.
    بفرض اینکه نگارنده محترم در آینده رئیس جمهور کشور شود؛ با این اصل مترقی میثاق بین‌المللی چگونه کنار می‌آید؟

  8. بیداد

    چهار:
    آیا بدلیل عمق استراتژیک! آن را نادیده می‌گیرد؟ آیا قرار است بندی به مواد قانون اساسی آینده اضافه شود و حق تعیین سرنوشت را خط بکشند، یا با یک دستور مستقیم -بخوانید حکم حکومتی- این حق را از ملیتهای ایران می‌گیرند؟ هر یک از تصمیمات فوق نشانی از دمکراسی در خود ندارد و بسمت استبداد پیش خواهد رفت که بمعنی دور باطل استبداد و دیکتاتوری است. آنچه که کشور را در معرض تهدید خارجی و داخلی و تجزیه قرار می‌دهد، استبداد و ناعدالتی است، تمرکز قدرت و پول در دستان عده‌ای در مرکز است که فردای پس از به قدرت رسیدن کودکان بلوچستانی را فراموش می‌کنند.

  9. بیداد

    پنج:
    از نگارنده محترم که قطعاً درد مردم ایران را هم به اندازه یکپارچگی ایران دارند، انتظار می‌رود مقاله‌ای در خصوص مینهای پدالی که هر روزه جان هموطنانمان را در شرق و غرب کشور می‌گیرد بنویسند. از کشتن هر روزه کولبران با تیر مستقیم بنویسند. این جنایتها و بالاخص سکوت مرگبار روشنفکران است که کشور را به سمت تجزیه سوق می‌دهد، نه فدرالیسم! حکومت آینده ایران باید قطعاً به رأی مردم تعیین شود. اما آنها که درد ایران دارند باید قبلاً درد مردم ایران را داشته باشند، در غیر اینصورت باید در ادعایشان شک کرد.

  10. امید

    هردم از این باغ گلی میرسد. دریغ از اقای تقیزادە این دستە از بە اصطلاح روشن فکران تنها خودشان و افکار خودشان را قبول دارند و بە هر خواستەای کە در جهت تایید خواستەهایشان نباشد میتازند. برادر من ایران تنها بە شما تعلق ندارد. اگر بنا باشد حکومتی قلدر و متمرکز در ایرانمان فرمانروایی بکند هم در گذشتە شاە بود و هم حالا رهبر.پس مبارزە برای آزادی و دمکراسی چە مفهومی دارد. من جای شمابودم مردم رابە اتحاد دعوت میکردم . در فردای رهایی از چنگ این رژیم این ملت ایران و صندوقهای رای مردم هستند کە چەنوح سیستمی را برای کشورشان میخواهند. توصیەمیکنم بیشتر در مودر فدرالیزم و بافت قومی ایران مطالعە بکنید. در هیچ لغت نامەای فدرالیسم از هر نوع کە باشد بە معنی تجزیە نیست.
    با درود امید

  11. بانو

    بسیار مغرضانه نوشته شده… چرا هیچ حرفی از گروههای پژاک و پ.ک.ک که اینهمه هرروز سرباز میکشند صحبتی به میان نیامده؟؟؟ هیچ کدام از گروههایی که اینجا نام برده شده به اندازه تروریستهای پژاک قدرت ندارن…. یا اگر اشتباه نکنم این مقاله فقط در راستای تغییر سوی افکار عمومی به سمتی غیر از عملیات تروریستهای دموکرات نوشته شده….

  12. یحیایی

    جناب تقی زاده مطلب درازی را در بیان فدرالیسم مطرح فرمودند که با واقعیت جامعه چند فرهنگی، چند زبانی و حتا با تاریخ ایران همخوانی و همسویی ندارد. تقسیم قدرت سیاسی و اقتصادی و گسترش نهاد های نظارتی به گستره ایران و تشکیل حکومت های محلی یکی از موانع استبداد خواهد بود. از تقسیم قدرت سیاسی ترس و هراس نداشته باشید به گسترش دمکراسی کمک خواهد کرد. یکی از موانع مهم دمکراسی تمرکز قدرت در نظام جمهوری اسلامی و شاهنشاهی در چند دهه گذشته است. از این اندیشه ارتجاعی باید گذر کرد و مشارکت سیاسی را تا تعیین سرنوشت سیاسی گسترش داد. یکی از راه های مشارکت سیاسی استفاده از قانون اساسی گذشته و اصل ایالتی و ولایتی است که از سیاسیون انقلاب مشروطه پیشبینی شده بود!

  13. ناشناس

    آقای تقی زاده بسیار دقیق و روشن و با هشدار واضح نوشته اید. امیدوارم که جوانان دل سوخته ایران با چشمان باز حرکت کنند.

  14. علي تبريزلي

    این “مقاله” بیشتر به این میماند که توسط سپاه پاسداران نوشته شده تا توسط یک “پژوهشگر” بیطرف. من موافق فدرالیسم قومی نیستم ولی طرفدار فدرالیسم هستم. هر استانی حق دارد استاندار خودش را انتخاب کند. هر شهری حق دارد شهردار خودش را انتخاب کند. هر استانی حق دارد قاضی منتخب مردم و دادگاه های مستقل خود را داشته باشد.

  15. سمانه

    آقای ناشناس،
    آزموده را دوباره آزمودن خطاست، مجاهدین متحدان قدیمی خمینی بوده اند و هرگز در مواضع خود شفاف نبوده و دروغ می گویند، مثلا الان آقای مسعود رجوی کجا هست؟ اگر ایشان فوت کرده ، چرا یک بیانیه رسمی منتشر نمی کنند؟ ده ها سوال این گونه مطرح است که صداقت مجاهدین را نفی می کند ونشان می دهد که اهداف اصلی مجاهدین حتی برای طرفدارانشان مبهم است.
    در خصوص اتحاد سلطنت طلبان و بها ییان که گفته اید، اولا بهاییان در سیاست دخالت نمی کنند، دوما اینان مردمانی سخت کوش و با شرف هستند که هرگز دروغ (تقیه) نمی گویند و مورد ظلم و ستم جمهوری اسلام بوده اند و حتی مجاهدین در زمان پادشاه فقید علیه بهاییان با آخوندها همکاری داشته آمد.

  16. ناشناس

    این طرح فدرالیسم قومی علی الظاهر توسط اپوزیسیون بیرون مطرح شده اما حقیقت امر این است که اصل و اساس آن توسط راس نظام و از درون کشور پیگیری می شود
    اگر کسی با شخصیت رهبر جمهوری اسلامی آشنا باشد به خوبی متوجه خواهد شد که نه ایران، نه انقلاب و نه حتی اسلام ذره ای برای خامنه ای اهمیت ندارد
    خامنه ای بیش از همه به مرگ خود و سرنوشت اعضای بیت رهبری می اندیشد و این فدرالیسم یا همان تجزیه تنها راه نجات اعضای بیت رهبری است
    هیچ بعید نیست که با زد و بندهای پشت پرده با روسیه و ترکیه به یکباره شاهد پیاده شدن نیروهای نظامی این دو کشور در مشهد و تبریز باشیم و تجزیه طلبی وارد فاز عملی گردد.

  17. بشر

    آقای تقی زاده تعریفی خاص و محدود از ایران ارائه داده اند، بگونه ایی که کشوری است که دارای چند استان مرکزی و مهم است و استانهای پیرامونی و یا به قول ایشان مناطق اتنیکی زوائد آن هستند و صرفا کاربرد عمق استراتژیکی دارند. ثانیا ایشان با اشاره به تاریخ چند صد سال گذشته ایران و دخالت بیگانگان، به این نتیجه رسیده اند که فدرالیسم بد است. در صورتیکه همه کشورها چه در گذشته و چه در حال با منازعات ژئوپلیتیک مواجه بوده و هستند

  18. بشر

    و از سویی دیگر بسیاری کشورها فدرال هستند و از قدرت ملی بالایی برخوردارند. اگر قرار باشد فدرالیسم منجر به تجزیه ایران شود پس لابد خلافت شیعه بهترین گزینه برای ایران است. هراس فدرالیسم نیز به هراس سوریه ایی شدن و هراس جنگ و هراس تحریم و غیره نیز افزوده شد. مبارک است !!!!!!!

  19. bahram

    TAJZIE TALABAN HOOL SHODAND BA IN MAGALE..IRAN TO BEMAN

  20. ۲ آریون ۲

    بسیار مقاله جالبی بود و با خواندن کامنت های زیر ان به ویژه مخالفین میتوان پی برد گروهی فرصت طلب که در پی مقام و جمع آوری مال هستند مانند علیف ها و بارزانی ها همچنان ابله وار بر طبل فدرالیسم یا همان تجزیه خواهی میکوبند . ظلمی که بر مردم در حکومت دزدان اسلامی میرود دقیقا بر همه مردم به جز نیروهای خودی آنها یکسان است این بهانه های بچه گانه برای ایران دوستان کهنه شده به ویژه بهانه های قومی و مذهبی که در جهان امروز سبب خنده است . در اینجاست که سخنان پیامبر گونه آریامهر کبیر آشکار میشود : میخواهند ایران را ایرانستان کنند و بعد نابود . زنده و جاوید باد سلسله پهلوی .

  21. حسن شريعتمدارى

    نویسنده مقاله دروغ گوئى بیش نیست زیرا من مخالف فدرالیسم قومى میباشم و طرفدار تمامیت ارضى ایران هستم . و همه جا این مواضع من بوضوح وجود دارد .
    شرمتان باد که شهامت رودرروى شرافت مندانه با مخالف خود ندارید و جنجال پیشه اى بیش نیستید .

  22. ناشناس

    با فدرالیسم قومیتی مخالفم اما از طرفی با تاسیس چند ده استانداری ویژه با کاربرد و ظرفیت بدست گیری اقدامات حاکمیتی کاملا موافقم چرا که عدم رشد متوارن کشور طی این چند دهه و تجمیع امکانات و خدمات و فرصت ها در پایتخت و یکی و دو شهر دیگر مثل اصفهان و مشهد حاکی از این حقیقت است که دولت یکپارچه مرکزی یارای پایش دقیق و لحظه به لحظه جای جای وطن و ارائه خدمت مناسب و استاندارد را ندارد و فقط زیر دماغ خود یعنی تهران و نهایتا حومه آنرا بعنوان حوزه استحفاظیش می پندارد و الباقی مملکت را به امان خدا رها نموده است!

  23. عسگرآقا (1)

    فــــــــــتنه فـــــــــــدرالیسم؛ ایران کجاست و ایرانی کیست؟

    ۱ـ تعریف ساده فدرالیسم: یک ساختار و روش حکومتی را گویند که وحدت و یگانگی را بر شالوده ” تفاهم و رضایت ” و” تعهد ” از طریق یک قانون اساسی فراگیر، بر قرار میسازد. بعبارت دیگر شکلی از نظام سیاسی غیرمتمرکزاست که در آن قدرت سیا سی بشکل عمودی، بین حکو مت مرکزی و زیر مجموعه های آن (ایالات) تقسیم میشود. در ایران ما این بدان معناست که مردمان سرزمینهای جغرافیایی فعلی را غربال کرده و بکوچانیم؛ کردها بسوی ایالت کردستان، آذری ها بطرف ایالت آذرآبادگان و… و بعدا اگراین ایالات دلشان خواست و تفاهمی بین هم بوجود آمد، دوباره همه باهم یک کشور فدرال ایران را تشکلیل دهند!؟ بقول ما آذری ها ” هیچ دخلی واردی؟ …ادامه

  24. به سرکار خانم سمانه

    لطفا بفرمایید به دستور چه کسی در زمان پهلوی دوم ساختمان اصلی بهائیان ایران در خیابان حافظ شهر تهران
    بنام حظیره القدس تخریب گردید و چه کسی ناظر و مسئول تخریب ان بود ؟
    اگر نمیدانی از اینترنت پرس و جو کن و بی جهت غیبت نکن و تهمت به دیگران نزن ؟!

  25. عسگرآقا (2)


    ۲ ـ قومیت در ایران

    سرزمین ایران از نظر گوناگونی زبانی و فرهنگی پدیده کم ‌نظیری در دنیا است. جنگ و کشتار آدمیان بیشتر برسراختلافات نژادی، سرزمین، دین وزبان بوده است. در گذشته با زور” سپاه و شمشیر ” ، امروزه اما شایسته تر آنکه با ” دیالوگ و سازش ” به همزیستی مسالمت آمیزبین انسانها دست یابیم؛ درغیر اینصورت در ایران و خاورمیانه، شاهد نسل کشی فجیع وغیر قابل تصوری خواهیم بود. بسیار هم مهم است که همه بدانیم که ایران به شکل امروزی خود، یک ساخت طبیعی است که در سه‌ هزار سال قبل شکل گرفته است. هیچ بخشی از این کشور در طول تاریخ با جنگ و لشکرکشی تسخیر نشده است که سپس به آن الحاق شود. …

  26. عسگرآقا(3)

    …گرچه ایران راغالبا کشوری ” کثیرالاقوام ” می پندارند اما درحقیقت قومیت در آن به مفهوم عام آن وجود ندارد. قومیت بر چند اصل بنیادین استوار است از جمله خاستگاه نژادی، حافظه تاریخی مشترک و… و مهمتر ازهمه خودآگاهی و هویت قومی است ( که پدیده‌ای بسیار نوسان‌پذیر است ). از نظر پژوهشگران در ایران پیش از اسلام، از دو قوم شرطی، یکی «فارس» در جنوب ایران با مردمی که به گویش‌های جنوب‌ غربی صحبت می‌کردند و دیگری «ماد»؛ یعنی کسانی که به گویش‌های شمال غربی تکلم می‌کردند. قوم «فارس» بعدا تمام اقوام و خرده ‌فرهنگ‌هایی را به وجود آورد که اکنون به گویش‌های جنوب ‌غربی صحبت می‌کنند….

  27. بشر

    صرف نظر از بحث توطئه های تجزیه طلبان، آقای تقی زاده توضیح نداده اند که تجزیه ایران در اثر حکومت نالایق و شیعه محور و مرکز گرای قاجار و همچنین دخالت بیگانگان در آن دوران، چه ربطی با فدرالیسم که یک نظام سیاسی نوین است دارد. مگر در دوران قاجار ایران یک‌کشور فدرال بود؟ ضمنا آیا ایشان فقط با فدرالیسم قومی مخالف هستند و یا کلا با فدرالیسم به معنای عام آن؟ از سویی دیگر، مگر حکومت تمرکز گرای پهلوی منجر به خلافت شیعه نشد و حکومت تمرکز گرای شیعه در حال فروپاشی ایران نیست؟ عجیب است که یکی از لابی های شارلاتان جیم الف به نام هوشنگ امیر احمدی نیز ،همین امروز در سایت گویا مقاله ایی مشابه نوشته است. خوشا به سعادت مقام عظما با این اپوزوسیون اش !!!

  28. عسگرآقا(4)

    …و قوم «ماد»، نخست مادهای میانه، پارت‌ها، آذری‌ها و سپس خرده‌ فرهنگ‌هایی را تشکیل داد که به زبان‌ها و گویش‌های شمال‌ غربی صحبت می‌کنند؛ مثلا بلوچ‌ها، کردها، سیوندی‌ها، کاشی‌ها، سمنانی‌ها، گیلک‌ها، مازندرانی‌ها، تالش‌ها، مردم اطراف اصفهان و… . درواقع در ایران پیش از اسلام، فقط این دو پدیده قومی وجود داشته‌اند و این دو نیز در بیشتر موارد با یکدیگر همگون شده و از نظر زبانی نیز قادر به درک یکدیگر بوده‌اند. قوم‌هایی که امروز در ایران می‌بینید همه در دوران پس از اسلام به وجود آمده‌اند. بنابراین هیچ‌یک از ‌- به‌اصطلاح – اقوام یا خرده‌ فرهنگ‌ها یا ساکنان یکی از مناطق ایران نمی‌توانند ادعا ‌کنند این سرزمین از بدو تاریخ متعلق به ماست!!

  29. ناشناس

    بعضی از کامنت‌ گزاران که با فدرالیسم مخالفند به خود حق هرگونه توهینی را به موافقان فدرالیسم می‌دهند بدون اینکه سخنی برای گفتن داشته باشند. این هموطنان باید بدانند که حتی اگر طرفدار شخص خاصی هستند، با توهین بدیگران و مغزی تهی از استدلال، طرفدارانی هستند که بیشتر مایه سرشکستگی‌اند تا مباهات، همانند امثال نقدی و جنتی و علم‌الهدی که رژیم مدام باید سوتی‌های این جماعت را رفع و رجوع کند و یا نادیده بگیرد. مثلاً صدیقی امام جمعه گفته بود وقتی خامنه‌ای پیامبر گونه بدنیا آمد نام علی را بر زبان داشت و گفت یاعلی!
    اینگونه طرفداران در اطراف شخصیتهای مطرح در خارج کشور فراوانند، که دوستیِ خاله خرسه آنها بیشتر مایه سرشکستگی است تا مباهات!

  30. بشر

    بورژوازی فاسد و رانتخوار و تمامیت خواه و واپسگرای شیعه ساکن در مرکز ایران در اثر مماشات حکومت تمرکز گرای پهلوی و رانت نفتی متولد شد و سرانجام انقلاب کرد و اکنون نیز با قبضه قدرت و سرکوب دیگر گروه های جمعیتی در حال فروپاشی و تجزیه ایران است. تبلیغ برای ادامه تمرکز قدرت در دستان بورژوازی شیعه در یک حکومت متمرکز دیگر پس از خلافت شیعه و رواج فدرال هراسی یعنی پیچیدن نسخه برای تجزیه ایران. بنظر می رسد یک توطئه هماهنگ بین لابی ها جیم الف و برخی اپوزوسیون های مرکز گرا وشیعه محور برای تجزیه ایران در حال شکل گیری است. این آقایان در ابتدا روشنفکران پهلوی ستیز و غرب ستیز بودند و اکنون تبدیل شده اند به اپوزوسیون مرکز گرا که خواهان فروپاشی ایران هستند،‌توطئه کثیفی است.

  31. خرمدین

    ایران ، یک ملت و یک کشور است .
    ملیت های دیگری در این سرزمین وجود ندارد . در آینده ، پس جمهوری اسلامی باید و باید حقوق اقوام ایرانی تثبیت و حفظ شود . عدم تمرکز بهترین نوع تضمین برای اقوام ایرانی است . در کردستان ، بلوچستان ، اذرابدگان وووباید حقوق سیاسی و اجتماعی این استان های ایران در قانون اساسی آینده تضمین شود .

  32. پرویز

    تنها کشور «فدرالیست قومی» کشور یوگسلاوی سابق بود که دیدیم چه بلاهائی بسرش آمد و با چه جنگهای داخلی خونینی تکه پاره شد. کشورهای فدرالیست دیگر جهان فدرالیست قومی نیستند وعمدتأ کشورهای جدیدالتأسیسی هستند مانند ایالات متحده که واژهٔ «قوم» در آن معنی ندارد. آشکار است که در ایران فدرالیسم سبک آمریکائی نمیتواند وجود داشته باشد وکسانی که در کشور ما سنگ «فدرالیسم قومی» را به سینه میزنند در حقیقت خواستار تکه پاره کردن این کشور کهنسال هستند.

  33. آرش کمانگیر

    ساده لوحان بیوطنی که آرزوی خام تکه پاره کردن ایران رامیکنند مطمئن باشند که این آرزو را بگور خواهند برد

  34. آزاده خراسانی

    سپاس از دکتر تقی زاده برای روشنگری هایشان در این برهه حساس از تاریخ کشورمان.
    امیدوارم بیشتر و بیشتر بنویسند
    یکپارچگی ایران حرف اول و آخر میهن پرستان واقعیست

  35. علي تبريزلي

    فراموش نکنیم که در زمان سلسله قاجار نام کشور ایران ممالک محروسه ایران بود. ممالک جمع مملکت است و این هم نوعی فدرالیسم بود از نوع ابتدائی و خام.

  36. نگاه

    مطرح کردن این مباحث پیش از سقوط جمهوری اسلامی و اتهام زنی به افراد فقط باعث ایجاد تفرقه بین مخالفان جمهوری اسلامی و ریختن آب در آسیاب جمهوری اسلامی است.

  37. علي تبريزلي

    فدرالیسم مدرن مثل امریکا و ألمان بر پایه اقوام تشکیل نشده اند. بلکه بر پایه مدیریت بهتر حکومت.

  38. بهمن

    در جنگهای داخلی یوگسلاوی سابق دولت ترکیه نقش ودخالت مؤثری داشت ؛ دولت ترکیه جمعیت تازه وارد آلبانیهای مسلمان درمنطقهٔ «کوسوو»ی یوگسلاوی را که ترک زبان و از تخم وترکهٔ اشغالگران , لشگریان عثمانی , هستند مسلح و آموزش نظامی داد و آن آدم کشان حرفه ای را بجان اهالی غیر مسلمان انداخت. جنایتهای هولناک «پاک سازی» اقوام دیگر آن دیارتوسط این ترکان آلبانیائی ، صفحات عمدهٔ تاریخ خونین جنگهای «قومی» یوگسلاوی را تشکیل میدهد.
    شهر بادکوبه در«جمهوری آذربایجان» نیز در تسط ترکهای استامبولی است که تلویزیونی بنام «Gunaz » دایر نموده است که برنامه های تجزیه طلبان را بسوی ایران پخش میکند.

  39. خسرو

    در قانون اساسی ایران ، پیش از فتنهٔ خمینی ، اثری ازقوانین تبعیض آمیزدینی ،زبانی و قومی وجود نداشت. زبان رسمی ایران نیز همان زبانی انتخاب شده است که بمدت هزاران سال زبان شهروندان این کشورپهناور کهنسال بوده وهست.

  40. بشر

    کیهان لندن،
    بنظر می رسد اخیرا بتدریج در برخی مقالات احساسات چندش آور یهود ستیزانه و اسراییل ستیزانه همسو با ایدئولوژی رسمی خلافت شیعه ، در حال انتشار است. یک نمونه همین مقاله است که صرف نظر از محتوای تفرقه آمیز آن در این موج گسترده اعتراضات بر علیه جیم الف، با ادعایی فرافکنانه ادعا می کند که اسراییل خواستار تجزیه ایران است. از سویی دیگرچند روز پیش. شخصی به نام معین زاده مدعی شد که اسراییل خواستار ادامه حیات جیم الف به عنوان لولوی سر خرمن است. البته متوجه هستم که تریبون شما آزاد است و ممکن است محتوای مقالات با سیاست شما همسو نباشد. اما این ملت از این روشنفکران مرتجع و شیعه محور و یهود ستیز و فاشیست آسیبهای فراوانی دیده است.

  41. شیخ خزعل و پیشه وری

    پیام ما از آن دنیا : مارا هم انگلیس و شوروی ها بازی دادند. این جریان فدرالیسم را ازباب هراس افکنی و تفرقه اندازی در بین ایرانیها خود حرام لقمه های فرقه تبهکار جمهوری ضد اسلامی ملا ها براه انداخته اند زیرا در حال فروپاشی هستند. گول نخورید! پاینده ایران ما.

  42. Pro-Russian Marxists in Russian freemasonery

    بودجه نود ونه درصد این رسانه های فارسی زبان از مالیات مردم بیچاره کشورهای لیبرال دموکرات غربی می آید و ظاهرا یک کسی از طرف دولت سرمایه داری متبوعه بر آنها نظارت دارد و قاعدتا باید هدف استراتژیک رسانه ترویج بینش و گسترش دموکراسی لیبرال و زمینه سازی برای تشکیل دولتی مشابه و همسو با غرب وفرهنگ سیاسی غربی باشد. اما همه این رسانه ها کاملا هماهنگ بر علیه لیبرال دموکراسی وکاملا همسو با روسیه واقمار مارکسیستی آن و اعضای کلوپ فاشیستی پوتین عمل می کنند. لاپوشانی مهم ترین خبر اجلاس گروه ۲۰که در راس اخبار همه رسانه های جهان است و دستمریزاد پوتین است به نوجوانی که به تازگی به کلوپ جنایت کاران حرفه ای حلقه پوتین از اسد و ملا و مادورو تا اورتگا و کیم جون پیوسته ،

  43. Pro-Russian Marxists in Russian freemasonery

    اما همه این رسانه ها کاملا هماهنگ بر علیه لیبرال دموکراسی وکاملا همسو با روسیه واقمار مارکسیستی آن و اعضای کلوپ فاشیستی پوتین عمل می کنند. لاپوشانی مهم ترین خبر اجلاس گروه ۲۰که در راس اخبار همه رسانه های جهان است و دستمریزاد پوتین است به نوجوانی که به تازگی به کلوپ جنایت کاران حرفه ای حلقه پوتین از اسد و ملا و مادورو تا اورتگا و کیم جون پیوسته ، به صورتی استالینیستی از تمام رسانه های اجاره ای فارسی به جز دو تا به قصد پاک سازی حافظه تاریخی و ادامه پخش دروغ های مارکسیستی روسی از بلند گوهای رسمی و نیمه رسمی غربی برای تامین منافع استعماری روسیه نشان از بزرگترین هک جهانی روسیه به مغز واعصاب امنیتی آمریکا و انگلیس و آلمان و هلند و فرانسه دارد

  44. پادشاهی مشروطه

    بعد از بیش از یک قرن از وارد شدن مفاهیم مدرن به ایران عده ایی چون احتمال میدهند در میدان مسابقه بدون دوپینگ نمیتوانند اقبال مردم را جلب کنند به دنبال احیای بساط خان خانی و ملوک الطوایفی و نتیجتا آماده کردن زمینه تجزیه هستند.
    چپ ها هم دارند کمک میکنند تا آخرین ضربه و تیغ نهایی را به پیکر ایران بزنند، انگار ۵۷ و تراژدی های بعدی کافی نبود.

  45. سودابه

    نوشتاری بسیار مفید وآگاهی دهنده در این روزگار سیاهی که مردم ایران در زیرستم حکومت غارتگران و آدم کشان اسلامی دست وپا میزند واوضاع کشوردر اثر دشمن تراشی های خارجی فرقه ای حکومت اسلامی یک راست بسوی تجزیه میرود ، هشدارهای این چنینی لازم وحیاتی است.
    سپاس ازآقای تقی زادهٔ گرامی که چنین هشدارجامع و لازمی را تهیه نموده است.

  46. ناشناس

    ترفند استمرار طلبان در مورد جنگ هراسی دیگر کارساز نیست، چون دولت آمریکا رسما اعلام کرده هدفش تغییر رفتار نظام ولایت فقیه است و نه سرنگونی آن. اینبار اپوزسیون نماها دست بکار شده اند تا مردم را از فدرالیسم بترسانند.
    هنوز نه به دار است و نه به بار، می خواهند اعتراضات مردم را متحرف کنند و فضای تبلیغاتی را برای برخورد خشن با معترضان استانهای مرزی و محروم به بهانه مبارزه با قوم گرایی و تجزیه طلبی فراهم کنند.
    لابد از نظر این اپوزسیون نماها مردم محروم خوزستان و کارگران هفت تپه یا خواستار فدرالیسم قومی هستند و یا تجزیه طلب. عجب آدم پلید و شارلاتانی است این ولی فقیه.

  47. ناشناس

    سپاس از روشنگرى اقاى تقى زاده مثل هـمیشه

  48. حر

    تاوقتی که سردمداران کشور بدون توجه به دین ومذهب، قومیت، رنگ پوست ، تعلقات حزب و ایدئولوژی بتوانند تمام آحاد و اقشارکشو رابرای شرکت در اداره مملکت شرکت بدهند، آنموقع امکان ترقی وپیشرفت کشور را میتوان مدنظر گرفت.
    تک تک هموطنان باید احساس هموطنان بدون چون وچرا برایشان مهیا و به آنها داده بشود

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):