موج سوم اعتراضات ایرانیان علیه جمهوری اسلامی

- اعتراضات آبان ۹۸ ادامه‌ی دو موج قبلی یعنی جنبش ۸۸ و تظاهرات سراسری ۹۶ است.
- رژیم به دلیل تحریم‌های شدید و دردناک آمریکا کاملا در گوشه‌‌ی انزوا قرار گرفته و هیچ راه نجاتی برای آن وجود ندارد به همین دلیل تنها ابزار بقای آن مشت آهنین، سرکوب، قتل و شکنجه است. شاید در آینده نزدیک رژیم، خود حسن روحانی را قربانی این بحران کند اما این اقدام نیز مشکلی از آن را حل نخواهد کرد.

چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹


عبدالرحمن الراشد (شرق الاوسط) – اعتراضات در ایران گسترده‌تر از آن است که تلویزیون‌ها،  وبسایت‌ها و شبکه‌های خبری نشان داده‌اند زیرا رژیم جمهوری اسلامی تمام اینترنت را در اقدامی بی‌سابقه قطع کرد. خشم مردم و اعتراضات به بیش از ۶۰ شهر گسترش یافت و جوانان علیه عالی‌ترین نمادهای مذهبی و سیاسی رژیم شعار دادند . اعتراضات از  موضوع اصلی اعتراض یعنی سه برابر شدن قیمت بنزین گذشت و کلیت رژیم و مشروعیت و موجودیت آن را هدف قرار داد.

قبل از اینکه در مورد نتایج تظاهرات و سرنوشت نهایی رژیم صحبت کنم، بهتر است تصویر کلی موج سوم ایرانیان را بررسی کنیم. موجی که رژیم را حسابی به لرزه درآورده است.

اولین موج ایرانیان سال ۲۰۰۹ بود، وقتی میلیون‌ها ایرانی در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در خیابان‌های پایتخت در تهران سرازیر شدند و با عبور از فرمول و مرزهای مشخص شده توسط موسوی و کروبی دو رهبر جنبش سبز از آنها گذر کردند و علیه کلیت نظام شعار دادند.آن قیام بسیار گسترده بود و درواقع شکاف بزرگ میان نهادهای حاکم را برملا کرد. جنبش سبز سرکوب شد و رهبران آن بدون روند قانونی و با وجود کهولت به حصر خانگی محکوم شدند.

موج دوم در سال ۲۰۱۶ – ۲۰۱۷ و اوایل ۲۰۱۸ به علت گرانی کالاها و ناکارآمدی رژیم در ارائه خدمات به مردم ایران شکل گرفت. این جنبش نه‌تنها خارج از تهران شروع شد و شهرهای زیادی در خارج از پایتخت را فرا گرفت بلکه اولین نشانه بارز آن مخالفت با کلیت نظام حاکم و مشارکت همه طبقات مختلف جامعه ایرانی در آن بود. از معلم، کارگر، راننده، کامیوندار تا بازاری و کسبه همگی علیه کلیت رژیم شعار می‌دادند. اما رژیم باز هم به روش‌های امنیتی و به کار گرفتن ابزار سرکوب و خشونت و قتل روی آورد. دومین نشانه و ویژگی این اعتراضات سراسری که آن را از جنبش ۲۰۰۹ متمایز می‌کرد، خودجوش بودن قیام بود.

و اکنون سومین موج قیام ایرانیان آغاز شده که بر اساس شواهد بسیار بزرگتر، گسترده‌تر و کامل‌تر از جنبش‌های گذشته است و به همین دلیل نیز رژیم ایران را به لرزه درآورد. در این جنبش  تقریباً همه گروه‌های جامعه با همه تنوعات قومی و مذهبی و صنفی شرکت دارند. طبقات محروم، دانش‌آموزان و طبقات متوسط شهری در تهران و سایر شهرهای نیز در آن مشارکت داشته‌اند.

به همین دلیل اقدام رژیم خیلی سریع‌تر از اقداماتش در  گذشته بود این‌بار با خشونت بیشتری با موج سوم جنبش آزادیخواهی ایرانیان مقابله کرد. مقامات رژیم برای جلوگیری از جمع‌آوری و پخش فیلم‌های تأثیرگذار، به قطع شبکه اینترنت و وسایل ارتباطی متوسل شدند و در حقیقت رژیم با پیکر فرسوده خود میلیاردها خسارت اقتصادی را به جان خرید تا صدای ایرانیان به خارج کشور نرسد. قطع اینترنت و ادامه قیام برای یک هفته حتی بعد از قطع شدن اینترنت نشان داد که برخلاف ادعای مقامات رژیم ایران این جنبش به تحریک عوامل خارجی نبوده بلکه قیامی اصیل ریشه‌دار و کاملا ایرانی است.

واکنش مردم و اعتراضات خیابانی برای رژیم غافلگیرکننده نبود زیرا جمهوری اسلامی از عمق نفرت و خشم مردم نسبت به عملکردهای خود به خوبی با خبر است. خامنه‌ای مخالفت با تصمیم خود برای سه برابر کردن قیمت بنزین را خیانت دانست و حسن روحانی نیز همان جملات را تکرار کرد. رژیم بر باقی ماندن بنزین به قیمت سه برابر تعیین شده  اصرار می‌ورزد. این رژیم به دلیل تحریم‌های شدید و دردناک آمریکا، کاملا در گوشه‌‌ی انزوا قرار گرفته و هیچ راه نجاتی برای آن وجود ندارد به همین دلیل تنها ابزار بقای آن مشت آهنین، سرکوب، قتل و شکنجه است. شاید در آینده نزدیک رژیم، خود حسن روحانی را قربانی این بحران کند اما این اقدام نیز مشکلی را برای نظام جمهوری اسلامی حل نخواهد کرد.

به نظرم، روح ددمنشی و اعتقاد راسخ  رژیم به راه‌ سرکوب فعلا مانع سرنگونی رژیم توسط این موج خواهد شد.  جمهوری اسلامی از قتل هزاران انسان معترض ابایی ندارد. فراموش نکنیم این رژیم در قتل نزدیک به یک میلیون سوری شریک بوده است بنابراین از قتل ایرانیان نیز پروایی ندارد. شاید جمهوری اسلامی در این موج اعتراضات سرنگون نشود اما هیچ پایگاهی در میان ملت ایران برایش باقی نخواهد ماند و به شدت تضعیف شده و ‌حیثیت خود را چه در داخل و چه در منطقه و جهان به کلی از دست خواهد داد. رژیم جمهوری اسلامی با سرکوب این اعتراضات شاید فعلا جان سالم به در ببرد اما بیش از هر مرحله از تاریخ ۴۰ ساله‌اش تضعیف و فرسوده شده است. با این اعتراضات، مفهوم انقلاب اسلامی برای همیشه پایان یافت و انقلابی که بر همه چیز در داخل ایران مسلط و حکمفرما بود و حتی خارج از مرزهایش را نیز تهدید می‌کرد، متلاشی شده و به خط پایان رسیده است.

*منبع: روزنامه شرق الاوسط
*نویسنده: عبدالرحمن الراشد
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=177848

10 دیدگاه‌

  1. آریا

    در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ یک اجرای هنری به مفهوم مدرن داشت.
    او اعلام کرده بود که در طی اجرای ۶ ساعته، مانند یک شیء بی‌حرکت و بدون هرگونه واکنش خواهد بود.
    در این مدت شرکت‌کنندگان اجازه داشتند هر کاری می‌خواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیله‌ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند.

    این اجرا «ریتم ِ صفر» نام داشت.

    روی میز یادداشت زیر به چشم می‌خورد:
    ۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می‌توانید آنها را روی من بکار ببرید.
    من برای مدت ۶ ساعت صرفاً یک مدل خواهم بود و مسئولیت هر نوع عواقبی را برعهده می‌گیرم.

    ۶ساعت از ۸شب تا ۲صبح می‌باشد.
    روی میز هم ادوات لذت مانند پَر، دستمال‌های ابریشمی، گُل، آب و … بود و هم ابزار شکنجه مانند: چاقو، تیغ، زنجیر، سیم… و حتی یک اسلحه پُر.

    منتقد هنری، توماس مک‌اویلی، که در این پرفورمنس شرکت کرده بود به خاطر می‌آورد که چگونه رفتار مردم رفته‌رفته، خشن‌وخشن‌تر شد.

    «اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد… دیگری به نقاط خصوصی بدنش دست زد…»

    مردی جلو آمد و با تیغ ریش‌تراشی که برداشته بود گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید.

    یک نفر تفنگ را به دستش داد و دستش را تا بالای گیجگاهش برد.
    یک نفر دیگر آمد تفنگ را گرفت و از پنجره به بیرون پرت کرد.

    با این آزمایش آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی خشونت را اعمال می‌کنند.

    بعداز پایان ۶ساعت پرفورمنس، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت

    همه از نگاه‌کردن به صورت او اجتناب می‌کردند.

    بازدید کنندگان هم آنقدر عادی رفتار می‌کردند که انگار اصلاً از خشونتی که دمی پیش به خرج داده بودند و اینکه چگونه از آزار و حمله به او لذت برده بودند چیزی در خاطرشان نمانده بود.!

    این اثر نکته‌ای دهشتناک را در باب وجود بشر آشکار می‌کند.

    به وضوح به ما نشان می‌دهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی می‌تواند به همنوع خود آسیب برساند و به چه سادگی می‌شود از شخصی که از خود دفاع نمی‌کند یا نمی‌جنگد بهره‌کشی کرد و این که اگر بسترش فراهم باشد اکثریت افراد به ظاهر «نرمال» جامعه می‌توانند در چشم‌برهم‌زدنی به موجودی حقیقتاً وحشی و خشن تبدیل شوند.

    خودداری و عدم واکنش او چنین هزینه‌ای به او تحمیل کرده بود.
    مارینا آبراموویچ و آزمایش ریتم صفر به ما یاد می‌دهد که وقتی منفعل باشید، هم خودتان نابود می‌شوید و هم بخش نابودگر دیگران را بیدار می‌کنید.

    وقتی منفعل باشید آدم‌ها وحشی می‌شوند، زورگو می‌شوند، اخلاق و شأن انسانی شما را دیگر هر کسی محترم نمی‌شمارد و امیال و عقده و غده‌هایی که درونش وجود دارد مجال ابراز وجود پیدا کرده و خودنمایی می‌کند!!!

    حالا ببینید اینها آدم‌های معمولی و تحصیل کرده بودند که قادر به این اعمال بودند.
    مردم ایران چهل سال است که به مزدوران خمینی این امکان را داده که هر کاری که بخواهند بکنند، هر قدر که بخواهند دزدی کنند ، هر کس را که بخواهند بگیرند و اموالش را غصب نمایند، هر کسی را که مخالف آنها است سر به نیست کنند و به توصیه رهبرشان همه امکانات کشور را فقط برای خود و دیگر تروریست‌ها بردارند .

    آزمایش خانم آبراموویچ فقط شش ساعت طول کشید ، وظرف شش ساعت انسان‌های عادی که مقاومتی را در برابر خود ندیدند تبدیل به افرادی پرخاشگر و حتی جانی شدند، در حالیکه آخوندها که ذاتأ تبهکارند چهل سال است که بی دلیل از سوی مردم تحمل شده و برای تحقیر و سرکوب مردم ایران از هیچ جنایت و شناعتی کوتاهی نکرده اند.

    آیا زمان آن نرسیده که به این آزمایش ننگین پایان دهیم؟

  2. محیددلبندم

    چشم‌انداز روز
    آیا علی خامنه ای در پی تحمیل یک جنگ داخلی به ایران است؟-گفتگو با کاظم کردوانی
    چشم‌انداز روزآیا علی خامنه ای در پی تحمیل یک جنگ داخلی به ایران است؟-گفتگو با کاظم کردوانی
    چشم‌انداز روزهدف اولیه افزایش بهای بنزین در ایران رفع کسری بودجه است-گفتگو با فریدون خاوند

  3. Faryad

    مایلی کهن در نامه‌ای به پاسدار روحانی: «یک روز می‌گوییم خس و خاشاک و یک روز می‌گوییم اغتشاشگران عددی نیستند!؛ آیا این افراد هموطن ما نیستند!؟» برای مسئولین، پیدا کردن ارزاق عمومی، دارو و غیره «معنایی ندارد زیرا بدون مشکل در اختیارتان قرار می‌گیرد. یقیناً شما مردم را در جامعه نمی‌بینید».
    «هزاران اسف که مسئولین از جامعه جدا شده و این جدایی باعث شده که مشکلات هموطنان را نه تنها لمس، بلکه حتی حس هم نکنند.»
    «عنوان فرمودید کسی حق گران کردن کالا را ندارد، آیا فقط دولت مجاز به گرانفروشی است؟!»
    «چگونه انتظار دارید هموطن شریف من که مسافرکشی می‌کند، قیمت کرایه‌اش را افزایش ندهد؟ طبیعی خواهد بود که نخواهید توانست حتی به صورت نمایشی، قیمت‌ها را ثابت نگه دارید.»
    مقایسه قیمت بنزین در ایران با سایر کشورها را نادرست می‌داند و می‌نویسد: «درآمد سرانه مردم آن کشورها چقدر است و مردم عزیز ما چه میزان؟ نامناسب بودن وضعیت اسکان زلزله زدگان ، فساد اداری و بانکی ازدیگر نکاتی است که در نامه درج شده.

  4. پیمان جهان بین

    ای کاش میدانستم که ما ایرانی ها ,چه هیزم تری به مردم دنیا فروختیم , مرتکب چه گناهی ,آتش بیار کدام معرکه که آیت اله خداوند از ما قهر کرد و اسباب و اثاثیه و عبا و عمامه اش را جمع کرد و رفت حتی ما را شایسته همسایگی خود ندانست . ما ملتی بودیم خو شکل و خوشحال و خوش ,گرچه الکی خوش . شنبه ها خواب آلود جمعه ها ,چهار شنبه ها روز بزرگ خوشبختی , جمعه ها صدا و سیمان نبود , میخک نقره ای بود. کیهان بچه ها بود . تختی قهرمان بروی جلد کیهان ورزشی . مسابقه مشاعره رادیو تهران و فوتبال در امجدیه. و ناگهان خدا رفت ,آقای شاه جایش در کنار فراعنه ؟ انصاف این نبود . بنده فرمان توئیم خمینی ! و ملتی نا بینا که پیامش این بود . خوشی به زیر و بالای شکمش زده بود . دلار هفت تومانی. پیکان جوانان به قیمت دو کیلو پیاز و پرتقال دوران امامت سید علی قاتل . ما که همه میدانیم امام سیزده را روسیه اول به کره ماه فرستاد و بعد به فرانسه , در فرانسه برای یادگیری مسواک کردن دندان , حمام گرفتن ماهیانه و طریقه استفاده از دستمال کاغذی .امام آمد , با شماره سیزده نحس و نکبت . اعدام و چپاول و ظلم و جنایت ,بطور خلاصه بگویم ,آمدند و کشتند و سوزاندند و غارت کردند ولی ماندند و نرفتند .سهم امام , غارت در بار بیت رهبری , حق و حقوق بسیج و سپاهی و امامان جمعه و عیش و عشرت شب های جمعه و جیب خال ما . این است مختصری از قصه غم انگیز ما ,سقوط ما ولی این تنها خدا نیست که با ما قهر است ,تمامی دنیا ما را از یاد برده اند . دیروز خبرهای مطرح و مهم دنیا را می خواندم و نگاه میکردم . خودتان جستجویی کنید . در جهان امروز کشوری بنام ایران نمی بینید و کشتن و قتل عام صدها نفر بدست جلادان خامنه ای برای هیچکس مهم و مطرح نیست . سر خبر غم انگیز دیروز مردن لوئیس خرگوش وحشی – کوالا- حیوان زخمی آتش سوزی کشور استرالیا بود ! کار ما به جا ئی رسیده که یک خرگوش سوخته و مرده بیشتر از ما مهم و مطرح است ,افسوس , افسوس ای با وفا !

  5. شیلا موسایی

    یک اسراییلی ایرانی تبار
    جه باید کرد

    کوتاه می نویسم. برای آنان که این صفحه را باز می کنند و خود دارای تریبونها و شبکه های وسیع و مردمی فارسی زبان هستند.

    اخبار روزانه تایمز اسرائیل به فارسی را می توانید روزانه در ایمیل خود دریافت کنید اشتراک

    چه باید کرد.
    چه باید کرد تا مانع از فرو نشستن موج اعتراضات سراسری مردم ایران شد.
    چه باید کرد تا این زلزله مردمی همچنان ادامه پیدا کند و لرزه هایش پایه های آن رژیم فاسد و پوکیده را درهم ریزد.
    چه باید کرد تا مردم بیشتر به خیابانها بریزند و خسته و مایوس نگردند و خیابانها را ترک نکنند.
    چه باید کرد که مردم مثل شیفت جایشان را با یکدیگر عوض کنند و خیابانها را ترک نکنند.
    چه باید کرد که نیروهای مخالف و رقیب روحانی اما بر سر قدرت و یا وابسته به حکومت اسلامی بر روی این موج مردمی که می تواند به تسونامی برانداز تبدیل شود سوار نگردند و آن را به بیراهه و خاموشی مبدلش نسازند.

    چه باید کرد تا این اعتراضات در عدم وجود احزاب و یا اتحادیه های آزاد که مردم می توانستند در لوای آن به اعتراض بپردازند و حالا در نبود چنین نهادهایی همچنان معترض در خیابانها باقی بمانند و چه باید کرد تا این خروش توسط فرصت طلبان دو آستری واژگونه نگردد.

    چگونه باید اندیشید و طرح برانداخت تا کمک کرد نیروهای سرکوبگر به مردم بپیوندند و حاضر به سرکوبی و کشتار خواهر و برادر هموطن خود نشوند و اسلحه خود را بر زمین بگذارند و به جمع مردم بپیوندند.
    چگونه باید عمل کرد تا این نیروی ضد مردمی را خنثی ساخت. چگونه باید مردم را هوشمند و هوشیار و توانمند در مقابل آن ساخت.

    پاسخها تا حدی در خود همین سئوالها هستند و یا حتی اگر نه، طرح متمرکزشان ذهن را برای جمع بندی فعال خواهد ساخت. باید همین حالا و نه فردا همه راه حل ها را یکجا متمرکز ساخت و آگاهانه و متمرکز عمل کرد. چه باید کرد و نه آخ و ناله.

    چند نکته:

    یادمان نرود همانند دوران انقلاب مشروطه که روزنامه ها و بیانیه های انقلابی توسط روشنفکران ایرانی در تبعید نوشته و تنظیم می شدند و بعد در قهوه خانه ها و کوی و برزن برای مردم قرائت حالا نیز بر روشنفکران و فعالان ایرانی در تبعید است که هوشمندانه و مشق شب کار کرده و سریع در زمان و فرصتی که به آنها داده می شود عمل کنند. آنهایی که در رسانه های فارسی زبان خارج از کشور با زمان بسیار محدود و فشرده ای که به آنها داده می شود شرکت می کنند باید بدون تامل و مکث و لکنت و تردید بلکه سریع و قاطع و شورنده – حتی از قبل پیش خود چند بار تکرار و تمرین شده – راه حلهای عملی را پیش پای مردم داخل مملکت قرار دهند. همین امروز صبح در مصاحبه ای دیدم فعالی سیاسی در خارج از کشور با آنکه راه حل کارزار بکری در چنته داشت اما چنان شل شل و با تردید صحبت می کرد که مصاحبه کننده کلام کند او را قطع کرد و صد حیف فرصت از دست رفت. مشق شب تبعیدیان این است که هنگام عمل از پیش فکر و تمرین شده سریع عمل کنند.

    توصیه ای که بس اکنون می طلبد: سایتهای پربیننده فارسی زبان فعلا تا مدتی پخش خاطرات شکنجه و بازجویی فعالان در زندانهای حکومت اسلامی را کمتر سازند. منظورم به آن جانوری نیست که چند روز پیش در سوئد دستگیر شد. نه آن را انعکاس دهید. منظورم بدبخت پارتی های فراوانی است در سایتها که حالا سر سفره دل باز کرده اند. اینها را فعلا کاهش دهید. وقتش بزودی خواهد رسید و دادخواهی و نشر تمامی این بی عدالتی ها خواهد رسید و به پای شنیدن تک تک شان خواهیم نشست. حالا زمان بدبخت پارتی نیست. نباید شور انقلابی و خشم مردم را به ترس و یاس مبدل ساخت. به آنها قوت قلب و نیرو و جسارت و شور انقلابی دهید. آینده بهتر و روشن تر و پر امیدتر با تصویر جز به جز جلوی چشمانش بیاورید که نترسد. آینده را و نه گذشته را جلوی چشمانش بیاورید و در خاطره اش بسازید که برایش بجنگد. آینده و نه گذشته را. بس است تصویر گذشته که نیروی فعال و خشمگین مردم را به یاس و انفعال بدل می سازد و مانع از حرکتش می شود. بس است. باید به مردم امید به آینده را داد.

    در خاطره تاریخی جمعی مردم ایران تصویر آن داستان اسطوره ای حک شده که پادشاهی سوار بر اسب با لشکرش برای آزادی ملتی که خود در داخل برای برانداختن ضحاک در حال نبرد است وارد ایران زمین می شود. نماد آن اسطوره برای ایرانی یا کورش است و یا فریدون. کاری کنیم و امیدی دهیم که ملت ایران بداند آن پادشاه بر اسب خود او ملت است که باید این بار در تاریخ آنقدر بجنگد و بکوشد تا دینش را ادا کند و آن خفته در خاک مصر را به ایران زمین بازگرداند. کمکش کنیم که بداند این بار باید به دست خود تاریخ را اصلاح کند و سرنوشت خود را رقم بزند.

    همه مان آن مصراع معروف حافظ نازنین را به یاد داریم یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور… حالا باید بیتی جدید از خود در تاریخ باقی بگذاریم که آینده را به خود بازگردانده ایم و غمش را در تاریخمان دگر نخواهیم خورد

  6. قیام ملی ایرانیان

    شیر ایران دوباره برخواهد خاست و تروریسم شیعه و تروریسم سنی را در منطقه در هم خواهد کوبید .ایران دوباره ژاندارم منطقه خواهد شد و تمدن و انسان دوستی را در منطقه از افغانستان تا لبنان ترویج خواهد کرد. دوران تروریست های شیعه و خمینی چی ها به سر آمده و این بار ریشه ی اهرمین را خشک می کنیم .هرگز تروریسم شیعه یا سنی از ایران برنخواهد خاست .

  7. قیام ملی ایرانیان

    آخوندپرستی و بیگانه پرستی از ایران رخت بر بسته است .جز اقلیتی متعصب و شستشوی مغزی داده شده که رانت خواران حرفه ای هم هستند، اکثریت ایرانی ها درک کرده اند که عامل بدبختی ما، روحانیت اسلام و فرهنگ استعمار سیاه است .اگر کسی به اسلام هم باور دارد باید از طریق عرفان ایرانی و حافظ و مولانا اسلام را تفسیر کند نه از طریق رساله ها و یا آخوندهایی که شغل دیگرشان صیغه و دعانویسی و بالا کشیدن پول مردم به نام خمس و سهم امام است.
    خردگرایی و انسان گرایی و همینطور دین ها و آیین های صلح آمیز در ایران در حال گسترش است و فرهنگ جهاد و کشتار و جنایت و سنگسار در حال نابودی است .زن ستیزی بیخ ریش خود آخوندها و خانواده هایشان .زن و مرد برابرند و انسان حرمت اصلی را دارد و حقوق بشر بنیاد قوانین ایران خواهد بود. شیعه گری و سنی گری و فلستین و لبنان بماند برای خودشان .ما نیازی به توحش و جنایت نداریم .یهودیان و اسراییل دوستان ما هستند همانطور که آمریکا ، اروپایی ها و مردم جهان دوستانمان خواهند بود.
    زنده باد ایران .زنده باد پادشاهی مشروطه

  8. حکومت درندگان اسلامی

    ملایان آدمخوار شیعه و خارداران (پاسداران) بیش از ۴۰ سال است با ایران و مردم ایران در جنگ هستند و هم اکنون به نبرد تن به تن در خیابان رسیده است.
    شورش ننگین ۱۳۵۷ با کشتار و جنایت علیه بشریت توسط ملای کون نشسته ضد الله خمینی پایه گذاری شد.
    – جانباختگان سینما رکس آبادان
    – کشتار خلبانان٬ ارتشیان٬ وزیران و نخست وزیر دوران پادشاهی
    – جانباختگان جنگ هشت ساله
    – کشتار زندانیان سیاسی و عقیدتی
    – کشتار هموطنان کرد ( ایرانیان کرد زبان صاحبان اولیه و اصلی ایران زمین)
    – کشتار مردم ایران در خیابان با شلیک مستقیم گلوله بسیجی خونخوار
    – کشتار مخالفان در خارج از ایران
    – کشتار همه بی گناهان دیگر
    ما صدای تمامی این بی گناهان هستیم که حیوانات اسلامی زندگی را از آنها گرفتند.

  9. قیام ملی ایرانیان

    ۱۲۲۰ آغاز حمله ی مغول
    ۱۳۵۰ طاعون سیاه ۳۰ درصد ایرانیان باقی مانده از حمله ی مغول را کشت
    ۱۵۰۲ آغاز سلطنت اسماعیل صفوی
    ۱۷۳۶ آغاز پادشاهی نادرشاه
    ۱۸۴۸ واقع ی بدشت
    ۱۸۵۱ تاسیس دارلفنون
    ۱۹۰۶ انقلاب مشروطه
    ۱۹۲۱ آغاز پادشاهی رضاشاه بزرگ
    ۱۹۶۳ انقلاب سفید شاه و مردم
    ۱۹۷۹ انقلاب اسلامی-مارکسیستی
    قیام ملی ایرانیان
    ۲۰۱۸ (ژانویه) اولین تظاهرات سراسری قیام ملی ایرانیان
    ۲۰۱۹(نوامبر) دومین تظاهرات سراسری قیام ملی ایرانیان

    چرا نام این قیام را قیام ملی ایرانیان می گذاریم ؟

    -حمله ی مغول و طاعون سیاه نیمی از جمعیت ایران ، مخصوصا جمعیت شهرنشین و متخصص ایران را نابود کرد.تا پیش از این بسیاری از ایرانیان مسلمان نبودند و به ادیان زرتشتی و مسیحی و یهودی و حتی مانوی و عرفان های ایرانی باور داشتند .اما این ضربه ی هولناک باعث شد حکومت صوفیه و لشکریان قزلباش ایرانِ تار و مار شده را به زور یک دست شیعه کنند .از آن پس، دستِ روحانیان شیعه و حکومتی های وابسته به روحانیان به جان و مال و ناموس مردم دراز بود .
    با ورود تجدد به ایران ، میهن پرستان و خردمندان جامعه توانستند به مدرنیزم ایرانی جبهه ی تازه ای را در مقابل روحانیت شیعه و فرهنگ اعراب ایجاد کنند .حرکت بزرگانی چون باب و شاگردانش و همین طور تحصیل کردگان ایران به انقلاب مشروطه ختم شد .
    انقلاب مشروطه نخستین پیروزی میهن پرستان در مقابل استعمار سیاه و آخوندپرستان بود.گام دوم را رضا شاه و سپس محمدرضا شاه عزیز برداشتند و با تاسیس دانشگاه و توسعه ی ایران توانستند تا حد زیادی استعمار سیاه را شکست بدهند . اما متاسفانه اتفاق هولناکی در ایران افتاد .استعمار سیاه و آخوندپرستان در پیوند با استعمار سرخ مارکسیستی توانستند جبهه ی از جهالت را تشکیل دهند و توانستند برای دو دهه مردم را فریب دهند .
    مردم ایران طی دو دهه ی قبل تلاش کردند به اصلاح جمهوری اسلامی بپردازند اما تمام تلاششان بی نتیجه بود. کارنامه ی این نظام چزی نیست جز مرگ میلیون ها و آوارگی دهها میلیون ایرانی و مردم خاورمیانه .همینطور صدها میلیارد دلار دزدی و هزاران میلیارد دلار خسارت .به همین دلیل در قیام دی ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ شعار مردم بر علیه کل نظام بود و حتی یک شعار اسلام خواهانه و الله اکبر داده نشد.در این دو قیام ، مردم وقتی که سرکوب می شدند به تخریب مراکز گسترشِ جهالت می پرداختند .بسیاری از حوزه های علمیه که و دفاتر ولی وقیح در بسیاری از شهرستان ها در آتش سوخت و تخریب شد .
    حال ایران است و اکثریتی از مردم که آگاه شده اند .به همین دلیل با شعارهای ملی و میهنی برخاسته اند .رضاشاه روحت شاد می گویند چون درک کرده اند باید استعمار سیاه را در ایران ریشه کن کرد.

  10. ١٣

    باید جمهـورى اسلامى بعنوان یک فرقه اشغالگر قلمداد شود
    و سران این فرقه باید در اسرع وقت مجازات شوند

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):