گزارش میدانی؛ تاریخ مصرف سلیمانی تمام شده بود؛ کشته شدنش دستپخت خودشان است!

- «این تجمع گسترده مردم در تشییع جنازه سلیمانی نشان داد که مردم مذهبی به دو دسته تقسیم می‌شوند، دسته اول مذهبی‌هایی که خود را از حاکمیت جدا می‌دانند و سلیمانی را یک فرد وفادار و از جان گذشته می‌دانند و دسته دوم مذهبی‌هایی که همواره با حکومت و همه سیاست‌هایش همراهند.»

پنج شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۸ برابر با ۰۹ ژانویه ۲۰۲۰


فیروزه رمضان‌زاده- تشییع جنازه قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس که در نخستین ساعات روز جمعه ۱۳ دی برابر با ۳ دسامبر ۲۰۲۰ در اتومبیلی حوالی فرودگاه بغداد در حمله پهپادی توسط آمریکا کشته شد، همراه با تبلیغات گسترده حکومتی، بزرگ‌نمایی و حواشی بسیار در شهر کرمان زادگاه او با کشته شدن دست‌کم ۵۶ نفر و بیش از ۲۰۰ زخمی همراه بود.

طرفداران جمهوری اسلامی و برخی با وجود مخالفت با نظام اسلامی در ایران، قاسم سلیمانی را به دلیل تلاش برای «اقتدار»، «سرباز وطن» می‌خوانند ولی مخالفان جدی حکومت او را دست راست بشار اسد رئیس رژیم سرکوبگر سوریه و نماد قتل و جنایت و ترور دانسته و وی را که در لیست تحریم و ترور کشورهای غربی نیز قرار داد یک تروریست می‌دانند.

آیا شرکت گسترده مردم در تشییع جنازه قاسم سلیمانی نشانه همسویی و همدلی آنها با نظام جمهوری اسلامی است؟ آیا با تغییر فضای سیاسی و احساسی کشور، ابراز مطالبات اقتصادی و اجتماعی مردم که در اعتراضات آبان هزاران کشته و زخمی و زندانی بر جای گذاشت، در سایه قرار خواهد گرفت؟

برای بررسی بیشتر جوانب این مسائل، کیهان لندن به سراغ تعدادی از شهروندان داخل ایران رفته است.

خانم آموزگاری که در تهران زندگی می‌کند می‌گوید: «یک شوهرخاله دارم که معلم بود، اول انقلاب به جرم داشتن افکار کمونیستی از مدرسه اخراج شد، اما خاله من که او هم معلم بود اخراج نشد، بعد از مدتی معاون و بعد مدیر شد و به تدریج از پلکان ترقی بالا رفت، ولی شوهرخاله‌ام که با او در یک زمان، تدریس را شروع کرده بودند به خاطر داشتن افکار چپی و سبیل‌های کمونیستی اخراج شد و یک نوشت‌افزارفروشی راه‌انداخت و شروع کرد به قلم و خودکار فروختن، هنوز مغازه‌اش در همان سطح خیلی کوچک است. فقط می‌رود که در مغازه باز باشد و درآمدی بابت آن ندارد، الان خرج خانه از طریق حقوق بازنشستگی خاله‌ام و کمک پسرشان تامین می‌شود، این آقا که همیشه گلایه می‌کرد که مرا اخراج کردند، می‌توانستم الان معلم باشم یا کاغذ و قلم و مداد گران شده و دیگر کسی مداد و خودکار نمی‌خرد، با یکی از خویشاوندان ما از قضا کرمانی است درگیر شد چرا که همین شوهرخاله معتقد است قاسم سلیمانی مرد بزرگی بوده و ما را نجات داده وگرنه ما از این وضع که هست بدبخت‌تر می‌شدیم! شما اتحاد اضداد را در افکار یک نفر ببینید! هم چوب اینها را خورده هم ۴۰ سال با سختی زندگی کرده ولی الان سر بزنگاه بجای اینکه منطقی باشد و دو دو تا چهارتا حساب کند، جوّگیر شده و بلیت خریده رفت تهران که در تشییع جنازه قاسم سلیمانی شرکت کند!»

کشته شدن قاسم سلیمانی دستپخت خودشان بود

دو نفر حدود ۳۵- ۳۶ ساله و دیگری ۶۵ ساله از خرید در یک فروشگاه مواد غذایی برگشته‌اند.

مرد ۶۵ ساله می‌گوید: «همه‌شان بد هستند ولی این خیلی خوب بود، این حسابش از بقیه جدا بود. به خاطر همین آمریکا مستقیم زد او را کشت!»

مرد سالمند که می‌رود با مرد جوانتر صحبت می‌کنم.

می‌گوید: «ببین خانم، بالاخره آدم باید یکی را دوست داشته باشد، ما هم حالا این را دوست داریم چکار کنیم؟می‌گویند این را دوست داشته باش!»

به داخل یک خرازی در خیابان مولوی سر می‌زنم.

صاحب خرازی که یک مرد میانسال است می‌گوید: «من کاری ندارم.»
می‌گویم: یعنی چه کاری ندارید؟
می‌گوید: «برای من، همینکه مغازه‌ام باز باشد و مشتری داشته باشم کافیست؛ من کاری ندارم!»

در ادامه با یک فارغ‌التحصیل روابط بین‌الملل که می‌گوید از تدریس در دانشگاه خسته شده گفتگو را ادامه می‌دهم.

می‌گوید: «من تحلیلگر سیاسی نیستم، هیچ ادعایی ندارم، ولی اخبار را همیشه دنبال کرده‌ام؛ بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر تصمیم گرفتم که تلویزیون نداشته باشم و فقط اخبار را از طریق رادیو دنبال کنم تا مبادا تحت تاثیر پروپاگاندای تصویری صداوسیمای حکومت قرار بگیرم.»

وی ادامه می‌دهد: «در زمان به قول خودشان فتنه ۸۸ فرانسه بودم، تمام تلویزیون‌ها و تحلیل‌های سیاسی فرانسوی و امریکایی روی ایران بود، هر کانالی که می‌گرفتی چپ و راست درباره ایران صحبت می‌کردند، یک دفعه زد و مایکل جکسون مُرد، دنیا زیر و رو شد! یعنی ایران کاملا از رادار محو شد و همه زوم کردند روی مایکل جکسون که به هرحال غولی بود در دنیای موسیقی و جذابیت خبری بیشتری نسبت به اخبار ایران داشت و همه زوم کردند روی او و تمام شد! این حمایت را از دست دادیم به اضافه اینکه هیلاری کیلینتون وزیر امور خارجه وقت آمریکا بر استقلال و تمامیت ارضی ایران تاکید کرد. جنبش ۸۸ که می‌توانست با حمایت قدرت‌های بزرگ، اروپا و آمریکا تبدیل به یک انقلاب شود برگشت سرجایش؛ جوان‌های زیادی جان دادند و تعداد زیادی هم به زندان افتادند. از آن موقع به بعد چه ۹۶ چه ۹۸ بارها با خودم می‌گویم نکند دوباره یک مایکل جکسون دیگر از بین برود و این خیزش زیر و رو بشود!

حالا هم فکر می‌کنم کشته شدن سلیمانی یک برنامه بوده؛ رژیم نیاز داشت که یک نفر از بین برود، بنابراین مثل قلعه حیوانات که خوک‌ها رفتند آن خوکچه کوچولو را کشتند تا به اهداف‌شان برسند و بتوانند بیشتر فساد کنند، رژیم هم مجبور بود یک نفر را فدا کند. چه کسی مظلوم‌‌نماتر و مثلاً جذاب‌تر از نظر رخنه کردن در قلب‌ها بیشتر از قاسم سلیمانی؟ کسی دیگری نبود که ذبح‌اش کنند و به اهدافشان برسند. جامعه نیاز به یک قهرمان دارد و در هر کشوری یک نفر را پیدا می‌کنند. سلیمانی هیچوقت نگفته بود قهرمان ملی هستم ولی او یک دفعه شد «قهرمان ملی» با اینکه دخترش مدام می‌گوید بشار بیاید کمک کند، عمو سیدحسن بیاید کمک کند ولی هی دارند می‌چسبانند که او یک «قهرمان ملی» بوده. طرفدار تئوری توطئه نیستم ولی این اتفاق دست پخت خودشان است!»

جامعه دوقطبی در مواجهه با پروپاگاندای نظام

یک روزنامه‌نگار ممنوع از کار هم معتقد است: «بعد از رویدادهای آبان‌ماه تمام مردم و مسئولین و رسانه‌ها در فکر این بودند که چطور این مسئله را لاپوشانی کنند یا شدت و وخامت‌اش را بگیرند؛ یکبار در جاده چالوس بودم از یک روزنامه به من زنگ زدند و گفتند به نظر شما چگونه می‌توان مشروعیت نظام را دوباره احیا کرد؟ آنموقع نتوانستم آنجا جواب بدهم، بعد آمدم یک مقاله نوشتم که آن روزنامه اجازه انتشارش را ندادند و بعد اخراجم کردند. در مورد ترور «رهبری» نوشتم که اگر وی به صورت صوری ترور شود و ناموفق باشد دوقطبی بودن در جامعه ایجاد می‌شود.

همان موقع تحلیلم این بود که یا آنها قاسم سلیمانی را ترور می‌کنند یا ظریف را. این دو تا در صدر لیست بودند. قاسم سلیمانی تاریخ مصرف‌اش تمام شده بود برای منطقه. از او توانستند یک «سردار ملی» قالب کنند با اینکه خودش هیچوقت نگفت و همیشه می‌گفت سرباز اسلامم ولی روزنامه‌ها با انتشار عکس پرچم جمهوری اسلامی کنار سلیمانی او را به عنوان «سردار ملی» معرفی می‌کنند و توانستند افرادی که عِرق ملی و میهنی دارند و به دنبال رستم و کوروش و… هستند به خود جلب کنند.

این مسئله باعث شد مسائل آبان‌ماه در سایه قرار بگیرد و می‌بینیم که الان پروپاگاندای رژیم توانسته آحاد بسیاری از مردم را جلب کند؛ مردمی‌ که نمی‌دانند واقعاَ سلیمانی چه کار کرده! نمی‌دانند او به راستی سردار ملّی نیست بلکه اسلامگرا و قصاب است. اینها هم به این جریان پیوسته‌اند و یک جامعه دوقطبی ایجاد شده.»

وی ادامه می‌دهد: «هرقدر ملتی ذلیل‌تر و خوارتر می‌شود بیشتر دنبال قهرمان می‌گردد، در همین اعتراضات آبان‌ماه پدر پویا بختیاری یک قهرمان بود برای مردم ولی الان بعد از این مرگ و پروپاگاندای نظام، حالا حاج قاسم سلیمانی شده قهرمان!

این مسئله را اینها کش می‌دهند تا زمان انتخابات تا ۲۲ بهمن که با چهلم‌ او منطبق است؛ خیلی دقیق محاسبه شده بعد هم رای‌گیری است. اینها با هیزم آوردن قاسم سلیمانی باعث می‌شوند این رای‌گیری و انتخابات به نوعی باز به نظام مشروعیت بدهد.»

کارمند یک شرکت بازرگانی ساکن تهران که از نزدیک شاهد مراسم تشییع جنازه قاسم سلیمانی در تهران بوده به این بحث می‌پیوندد و می‌گوید: «چون می‌دانستم روز دوشنبه تشییع جنازه خواهد بود و مسیرها را مشخص کرده بودند، نیم ساعت زودتر از خانه حرکت کردم برای رفتن به سر کار، وقتی وارد ایستگاه اتوبوس شدم جمعیت خیلی زیادی از مردم را دیدم که منتظر اتوبوس هستند و اتوبوس‌هایی که می‌آمدند پر بودند و نمی‌توانستم سوار شوم بنابراین برای رفتن به سر کار از یک موتوری خواستم که مرا ببرد؛ نزدیکی‌های میدان «حُّر» که رسیدم ترافیک آنقدر زیاد شد که حتی موتور هم نمی‌توانست برود، از تمام فرعی‌های میدان، مردم سرازیر شده بودند به کارگر جنوبی و حرکت می‌کردند به سمت میدان انقلاب.»

تا سر کارم که در خیابان «جمهوری» ست رفتم دیدم که ماشین تردد نمی‌کند و جمعیت مردم است که پیوسته به هم جمع شدند و شروع می‌کردند به شعار دادن و حرکت می‌کردند به طرف میدان انقلاب.»

وی ادامه می‌دهد: «محل کارم به میدان انقلاب خیلی نزدیک است، یک ساعت مرخصی گرفتم که بروم ببینم چه خبر است، در راهپیمایی‌های سال‌های اخیر می‌گویند مردم روز به روز از طرفداری نظام دست می‌کشند و در راهپیمایی‌ها و جاهای دیگر حضورشان کمتر است ولی به ضرس قاطع می‌گویم فرعی‌ها، خیابان‌های اصلی ازدحام جمعیت بود، اصلاً برای خود من باورنکردنی بود، ولی بیشتر تیپ‌ها و قیافه‌ها از قشرهای پایین شهر و مذهبی بودند که همچنان به یکسری آرمان‌ها و اعتقادات خودشان باورمندند.»

این شهروند ساکن تهران می‌افزاید: «کسانی را هم می‌شناسم از نزدیکانم که مخالف حکومت هستند ولی در این تشییع جنازه حضور داشتند یعنی برای اینها قاسم سلیمانی جدا از حاکمیت بود. قاسم سلیمانی یک شخص مستقل، فداکار، مبارز و تداعی‌کننده یک حماسه‌سازی بود که در جبهه‌های جنگ فعالیت می‌کرد. این تیپ آدم‌ها در مورد قاسم سلیمانی می‌گفتند «همون بچه رزمنده خاکی‌ست، درویش مسلکه با اینها فرق می‌کنه» و با وجود اینکه می‌دانند با رهبری انس و الفت خوبی داشته و سیاست‌های جمهوری اسلامی را در خارج از مرزهای کشور پیاده می‌کرده ولی همچنان این افراد بر این باورند که او از مرزهای کشور ما دفاع کرد و توانست داعش را در منطقه خودش منکوب کند تا وارد کشور نشوند و به ملت و نوامیس و دین ما ضربه‌ای نزنند! حتی خواهرها و پدرم که با حکومت مخالفت دارند این شخص برای آنها مقدس است! این تجمع گسترده مردم در تشییع جنازه سلیمانی نشان داد که مردم مذهبی به دو دسته تقسیم می‌شوند، دسته اول مذهبی‌هایی که خود را از حاکمیت جدا می‌دانند و سلیمانی را یک فرد وفادار و از جان گذشته می‌دانند و دسته دوم مذهبی‌هایی که همواره با حکومت و همه سیاست‌هایش همراهند.»

در شبکه‌های اجتماعی کاربران ساکن ایران یکسری از همکاران روزنامه‌نگار و آشنایانی را می‌بینم که یا عکس پروفایل خود را به عکس قاسم سلیمانی تغییر داده‌اند یا با انتشار تصاویر وی از کشته شدن او ابراز تاسف کرده‌اند.

با یکی از آنها تماس می‌گیرم که او را در تهران به خوبی می‌شناختم. می‌دانستم که برای همسرش محدودیتی قائل نمی‌شود و اهل مشروب و مهمانی‌های مختلط است. از دلیل اظهار تأسف او از مرگ قاسم سلیمانی می‌پرسم.

می‌گوید:« نه این فرق می‌کند!»
می‌گویم: «فرقش چیست؟ او مثلاً با محسن رضایی چه فرقی می‌کند؟»
می‌گوید: «این آدم خیلی به ما نزدیک است، از حریم ما دفاع کرده، اگر نبود ما این همه آزادی را نداشتیم!»
می‌پرسم: «وقتی می‌گویی آزادی، تعریفت از آزادی چیست؟»
می‌گوید: «کسی به زن و ناموس ما کاری ندارد!»

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=182142

12 دیدگاه‌

  1. طوسی

    خبرگزاری فارس گزارش داده از دو روز بوی گندی در تهران بوده به کرمان رسیده و بعد از تحقیقات . کارشناسان محیط زیست دلیلش را عبای رهبر بوده که با لاشه سلیمانی چال کردن

  2. بزرگ امید

    قاسم سلیمانی ؛یک توده ای نفوذی ،قبل از فروپاشی اردوگاه و یک عامل وطرفدار ،نفوذ روسیه در شرایط کنونی ژیوپولیتیکی ؛که با چراغ سبز “خامنه ای” قرار بود که “شهید “شود ! اما کار شناسان “مربوطه” تشخیص و ترجیح دادند که “اصلش” را زنده از فرودگاه خارج کنند و “بدلش” را که همیشه حاج قاسم برای رد گم کردن؛ به همراه خود می برد ! شهید سازیش کنند!

  3. کوروش کبیر

    تنها آدم باشعور مورد مصاحبه همان بوده که گفته من کار ندارم. مخالف بوده ولی جرات و اعتماد نکرده بگوید. حداقل فهمیده سلیمانی جلاد خامنوف است و بس.

  4. کوروش کبیر

    ۱- چندی پیش تصویری در شبکه های اجتماعی بود که روسیه مقاله نوشته هوش سیاسی ایرانیان از گوسفند رومانوف کمتر است. متاسفانه گویا درست هست. با خود نظام مخالفند ولی با نفر دوم نظام خیر. خخخخخخ این ملی گرایی ایرانی هم بعضی وقت ها کاملا اثر معکوس دارد. مدت هاست مذهب را سوارش کردند. می پرسم از روزی که کمونیسم را سوارش کنند.
    ۲- عدم گردش آزاد اطلاعات نقش بسیار موثری در این موضوع دارد.
    ۳- اسلام که مغز را از بنیه تعطیل می کند هم نقش خود را دارد.
    ۴- جواب آشنا: نخست آن که اگر ملت همین ها را می خواهد چرا همین ها یک انتخابات آزاد حاضر نیستند برگزار کنند؟
    ۵- دموکراسی دیکتاتوری اکثریت (که البته این ها اکثریت هم نیستند) نیست. دموکراسی ذاتا سکولار است و بر اساس قوانین مدنی است نه مذهبی. مهم تر آن که دموکراسی حقوق اساسی اقلیت را نقض نمی کند. اما حمایت از یک تروریست ناقض حقوق بقیه است.
    ۶- با تحلیل های فعلی من هم به این که خودشان به کشتن داده باشند این دیوانه را بعید نمی دانم. فضا را موقتا عوض کرد.
    ۷- شاهزاده می توانست با یک توییت از این دیوانگی اجتماعی جلوگیری کند.
    ۸- وظیفه ما روشنگری از ماهیت واقعی سلیمانی است و نشان دادن حقیقت این هیولا به جامعه است. نباید بگذاریم فضا چنین بماند. به یک مستند تصویری با استدلال نیاز داریم که نشان دهد سلیمانی عامل ها امنی ملت ایران است.
    ۹- آن ابلهی که گفته کسی به زن و بچه اش کار ندارد گویا گشت ارشاد را در مرگ قاسم رمبو فراموش کرده. و اگر دقیق بنگریم او در پس ذهن خود از این که هنوز کسی زنش را از خانه بیرون نکشیده تا در خیابان به او تجاوز کند خوشحال است. سطح توقع و فکر جامعه را به این حد پایین رسانده است. و ناخودآگاه طرف می داند که در خاورمیانه و در اثر قدرت داشتن امثال سلیمانی توحش تا چه حد بالا رفته. خاک بر سر ملتی که بدره ای را داد و سلیمانی گرفت.
    ۱۰- آن روزنامه نگار نامحترم خیلی بی جا کرد به ج ا مشاوره داد چگونه فضا را عوض کنند. آخوند که خودش مغز ندارد. همیشه چپ ها با نام روزنامه نگار و تحلیل گر و الی آخر به آن ها کمک کرده اند و در جنایات آخوند شریک هستند.

  5. آشنا

    این گزارش تصویر درستی از وضع جامعه ایران بدست می‌دهد.
    بیشتر کامنتها زیرآن ولی. بی اساس و بدون دلیل و مدرک فقط به ج ا فحش می‌دهند.
    باید بپذیریم که بیشتر مردم ایران همین ملاها را میخواهند. کسانی هم که اینجا بد وبیراه می‌گویند بهتر است که به خواسته اکثریت مردم احترام بگذارند. معنی دموکراسی هم همین است.

  6. احسان

    به نظرم مذهبیون همیشه مغزهای معیوبی هستند و بودند که این آش جمهوری اسلامی را برای ما پختند. معیوب به این دلیل که، مذهبیون هیچگاه نمی دانند چه می‌خواهند و چه می‌کنند. آنها همیشه دنبال یک قهرمانند که بیاید و نجاتشان دهد. این قهرمان یا امام زمانشان است که در چاه زندگی می‌کند، یا قاسم که مادر و خواهرشان را از دست داعش رهانیده است!
    به خودشان زحمت نمی‌دهند تا تحقیقی کنند و مسئله را برای خود به طریقی درست حل کنند.
    در مسجد هم همیشه چشمشان به دهان آخوند است تا مسئله را برایشان حل کند!!!! آخوند هم پدرشان را به طریقی درآورده که تا هفت نسل بعد متوجه نخواهند شد چه بر سرشان آمده است.
    بهرحال قاسم هم بنحوی، یکی از همین مذهبیون بود که به نام امام زمان آدم می‌کُشت. و به نام امام زمان و به کام امام خامنه‌ای فروخته و کشته شد و قربانی بقای نظام شد.

    از مرگ قاسم، نظام جمهوری اسلامی، منفعتهای زیادی را نصیب خود کرد، که جای باز کردن آنها شاید در مقاله‌ای تفسیری بگنجد!

  7. farid

    در ادامه شعار باطل جنگ جنگ تاپیروزی ؟! دهها موشک با هزینه میلیاردی از پول متعلق بمردم ایران را به بیابانهای عراق پرتاب کردند و هواپیمای اوکراینی را حامل دهها تحصیلکرده ایران عازم کانادا؛ با موشک ضد هوایی زدند تا بگویند بر آمریکا غلبه کردیم !
    دو روز دیگرکشته شدن سلیمانی ( مثل بن لادن و ابولبکر بغدادی) و راه پیمایی گریه و زاری وساندیس بسیجی ها و گروه ویژه قاتل از یادها خواهد رفت و واقعیت تلخ زندگی در ج.ا.برای مردم عادی (نه آغا زاده های پورش و بنز سوار ) بدتر از قبل رخ خواهد نمود.
    مردم بازناچارا اعتراض خواهند کرد و حکومت باز پاسداران نیروی ویژه را به خیابانها خواهد فرستاد.
    درگیری میان حکومت قرون وسطایی فاسد و طرفدار بمب و موشک با مردم در نهایت به جایی خواهد رسید که شیرازه ی حکومت از هم بپاشد و هر یک از آدمخواران و غارتگران حکومت و «مرده‌‌خوارهایی » مثل کرباسچی و خزعلی و زیدآبادی و تاجزاده و پسر رفسنجانی… که تروریست را قهرمان ملی مینامند! ویا امثال سازگارا که لباس مشکی پوشیده!؛ مثل قذافی به سوراخ سنبه ای بخزند.
    موگرینی و پلوسی ومسولین سی ان ان و تلویزیونهای فارسی مقیم لندن هم بخاطرهمنوایی با شوی مسخره تجاهل دچار سرمشاری تاریخی خواهند شد.

  8. قاسم سلیمانی

    قاسم سلیمانی را خامنه ای دستور داد بکشند!

    خامنه ای که غریزی جاه طلب است و هر کاری برای جاه طلبی میکند
    – طبیعتا از جاه طلب ها خوشش نمیاد.
    در ذات جاه طلب ها از همدیگر بدشان میآید و از روی ترس از رقابت در ظاهر خود را کوچک و کوچک نشان میدهند و مخلص بازی.
    اما خامنه ای میداند که از کسی نباید ترسید که مثل شیر غره میکند, از کسی باید ترسید که سر بزیر دارد و روباه سفت دم لای پا چسبانده و تهنیت من کوچک هستم ادا میکند.
    – آن کسی که پای بوس توست ای پسر هشدار که چشم به تخت و تاج تو دارد -رومی
    ***
    بعد از دو خرداد همه مدانیم که سر سفره ی نفت حکومت آخوند های زیادی صندلی های مسولیت جا به جا میکردند
    و در چند نهاد حکومتی خود را جا به جا میکردند.
    مثل بازی موش و گربه ……
    در این میان تعداد کثیری هم حذف شده که موسوی و کروبی دو نمونه ی خوب.
    سپاه در اقتصاد بود که رقابت ها را با آقازاده های رانت خوار شروع میکنند.
    پروژه خواری – زمین خواری – تالاب خواری – دریاچه خواری – کوه خواری
    پشته پرده بین آخوند و سپاه تنها بخور بخور نیست, بکش بکش هم هست!
    با حذف و نفله کردن همدیگر
    خاتمی نفله شد
    رفسنجانی نفله شد
    موسوی نفله شد
    کروبی نفله شد
    و لیست را ادامه بده
    جا به جایی سپاه هم
    اما خامنه ی تلاش دارد که در بکش بکش پنهان برای بخور بخور حکومت خود را محور بالانس و تعادل قلمداد کند.
    چرا بعد اینکه برخی رسانه های غربی قاسم سلیمانی را “پهلوان پنبه” میکنند خامنه ای در ظاهر به او مدال داد – اما آرزوی شهادت برای او میکند؟؟
    سپاه هم به دروغ میگوید عوامل صهیونیستی قصد ترور سلیمانی را داشتند که خنثا شده است.
    نگارنده در کامنت چند جا نوشته است : ماندم چرا خامنه ای میخواهد قاسم سلیمانی کشته بشود؟
    آرزوی شهادت که رهبری برای کسی بکند یعنی بازی با مرگ!
    آوینی و بسیاری به صرف آرزوی خامنه ای کشته شدند!
    دختر قاسم سلیمانی حین صحبت کردن در دو حالت (بستن چشمان) وقتی جماعت الله اکبر میگفتند بخوبی نشان میدهد که چنین حسی ایجاد: اه من از خواندن این کاغذ دیکته شده متنفرم!

    در آخر سخنرانی هم با انتقال حس میگوید این را از روی “نوشته” نمیخوانم, این را “خودم” و از طرف خودم میگویم!!!

    تک تک کلماتی که دختر سلیمانی خوانده است ترتیبی است که حکومت آن را تبدیل به شعار اتحاد و وفاداری در محور خود “خامنه ای” کرده است.

    پس خامنه ای حکومت خود را لرزان میدید, و مثل دایی جان ناپلئون که برای اتحاد ترتیب محفل عزای امام عقیل را داده بود , خامنه ای هم قاسم سلیمانی را دست آویز “اتحاد” و تبلیغات اینکه رهبری محبوب است میکند……

    آیا ترامپ پاسخ چنین چیزی را داده بود؟
    آیا ترامپ حکومت خامنه ای را از فرو پاشی نجات داد؟
    که دور بعدی ………………… دارم عمیق تر فکر میکنم!

  9. ندا

    قاسم سلیمانی خونها ریخت در داخل و خارج، ثروتهای ایران خرج تروریست ها کرد و شما از یک ادمکش میخواهید با جملاتی از طرف عدهای ساندیسخور و خودفروخته چهره ای انساندوست / قدیس بسازید.نه جانم ، محافظان سابقش گفته اند که به خونسردی تمام ادم میکشت.

  10. هاج واج

    ای بابا این سردار ملی ما چقدر نحس بوده از روز کشته شدنش همین جور آدم داره کشته میشه از سقوط هواپیما تا له لورد شدن همشهریاش تا چپ کردن اتوبوس. فکر کنم هر کی بره سر قبرش یه بالایی سر خودش و یا خانوادش می آید.

  11. صمد اقا

    چه تقسیم بندی اشتباهی که مردم ۸۰ میلیونی ایران را فقط به دو دسته طر فدار مذهبی رژیم ، و طرفدار مذهبی پاسدار تروریست قاسم سلیمانی مثل رسانه های لندن نشین بی بی سی نشان به اکفار مردم و مخاطبان تزریق کردند .

    این جماعت ۳۰۰ هزار نفری که با بسیج همه نیروهایشان و حضور اجباری دانش اموزان و کارمندان و انتقال انان با اتوبوس و مترو و قطار و هواپیمای مجانی ازشهری به شهر دیگر و نشان دادن این جمعیت با لنز دوربین و مونتاژ فیلم های قبلی لا بلای ان توسط بی بی سی و فرزندانش برای نشان دادن وحشت و ترس از رژیم اخوندی در افکار غرب و اینکه جنگ با ایران از جنگ با هیتلر خطرناکتر است بوده و تاثیر گذار ،

    خلاصه توانستند ، حجت السلام ، زلفعلی ترامپ را در حسینه کاخ سفید راضی کنند ، با ۵۰ میلیارد دلار باج پشت پرده در مذاکرات مخفی اروپا و کارچاق کنی موسویان تروریست در امریکا ، اورا به معامله و قرارداد ، برجام جدید بکشانند و از حمله نظامی و سرنگون کردن مرغ تخم طلای ۴۰ ساله اسلامی ، منبع عظیم غارت و پولشوئی اتحادیه اروپا خودداری کند .

    در ضمن رژیم اخوندی مرغ طلا به اتحادیه غارتگر اروپا قول داده ، از این پس ، هرروز به جای یک عدد ، روزی ۲ تا تخم طلا بذاره . یعنی کشتار و دستگیری و سرکوب شکنجه بیشتر در داخل و اینده نزدیک درخارج .

    از قرارهای پشت پرده ، ۱ – برچیدن نیروهی نیابتی منطقه است ، که رژیم قول داده که همه تروریستهای حشدالشعبی و کتائب و حزب الله و حوثی را به مشهد وقم انتقال بدهد تا در این اماکن صیقه و حفاظت از خوهران اسلامی در این صنف را به عهده بگیرند .

    ۲ – از طرفی سلاح بر زمین خواهند گذاشت و از طرفی دیگر اشتغال در این اماکن همیشه روحیه شهادت طلبی را در سطح بالائی حفظ خواهد کرد .
    و همچنین ، برای هرلحظه ، ترور و سرکوب داخلی که خواسته اتحادیه اروپاست ، اماده برای دفاع از رژیم نوفل لوشاتوئی خمینیسم خواهد بود و اروپا مشغول غارت و پولشوئی ، چند هزار میلیارد دلاری ، برای ۴۰ سال دوم که خامنه ای قولش را داده . با تشکر از فیضیه اتحادیه اروپا و حسینیه کاخ سفید .
    خصوصا ، از حجت اسلام ، زلفعلی ترامپ . و مداح مایک پنس که اجازه انتقال جنازه به ایران را دادند تا ما نمایشی در این شور عزای بی بی سی نشان پخش کنیم . حاج حسین اوباما نامردی کرد جنازه بن لادن را تحویل نداد .

  12. محمدجواد

    تحلیل جالبی بود. حالا متوجه شدین چرا کار ترامپ اشتباه بود. چون بودن یا نبودن سلیمانی در سرکوب مردم تأثیر ملموسی نداره و فقط خوراک تبلیغاتی داشت برای رژیم. به هر حال این داستان هم میگذره. ولی تا چند ماه و یا حتی سال باعث شد که عمر رژیم افزایش پیدا کنه. چون ذهن مردم از قیام منحرف شده و تا دوباره به اصل قضیه برگرده طول میکشه.

Comments are closed.