چرا خروج آمریکا از توافق اتمی‌خاورمیانه را امن‌تر نکرده است؟

- دیکتاتوری‌های در تنگنا می‌توانند خطرناکتر عمل کنند و کارنامه ۱۲ ماه گذشته جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران شاهد این فرض منطقی است.

دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ برابر با ۱۱ مه ۲۰۲۰


رضا تقی‌زاده – در پایان دومین سال خروج آمریکا از توافق اتمی ‌با جمهوری اسلامی ایران، مایک پمپئو وزیر خارجه آن کشور طی پیامی‌ مدعی شد که با تصمیم قاطع ترامپ به ترک توافق، « آمریکایی‌ها امروز امن‌تر و خاورمیانه صلح‌آمیز‌تر از پیش شده است»؛ داعیه‌ای که قطعا در جهت خلاف رویداد‌های یک سال گذشته و شواهد موجود قرار دارد.

ترامپ پس از امضای خروج از برجام؛ ۸ مه ۲۰۱۸

طی یکسال گذشته و تا پیش از شیوع کُرونا، آب‌های مجاور تنگه هرمز شاهد اقدامات متعدد تروریستی علیه نفتکش‌ها و گروگانگیری کشتی‌های غیرنظامی‌ بود و تأسیسات نفتی  کشور‌های عربی نوار جنوبی خلیج فارس نیز در چند نوبت هدف حملات موشکی قرار گرفت و به نوبه خود امنیت خطوط انتقال نفت و تجارت آزاد در آب‌های منطقه را مختل ساخت.

جنگ داخلی در یمن و سوریه اگر چه تحولات محدود و مثبتی را تجربه کرده ولی تحرکات یادشده نه در نتیجه‌ی اعمال فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی که بیشتر متاثر از اقدامات یکجانبه اسرائیل و ترکیه در خاک سوریه و عربستان و امارات در یمن بوده است.

بحران مزمن سیاسی در عراق که بخش مهمی ‌از آن متاثر از حضور و تحریکات جمهوری اسلامی در آن کشور است با تغییر سه نخست‌وزیر پس از اعلام شکست داعش همچنان تداوم یافته و در صورت ادامه‌ی حضور عوامل جمهوری اسلامی ضمانت محکمی ‌برای موفقیت بیشتر دولت کاظمی ‌نسبت به پیشینیان او در بین نیست.

ساقط کردن یک فروند هواپیمای بدون سرنشین آمریکا بر فراز آب‌های منطقه توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اوج بحران نفتکش‌ها که به بهانه «پرهیز از تلفات انسانی» بدون پاسخ ماند، حمله موشکی سپاه پاسداران علیه پایگاه نظامی‌عین الاسد در حومه بغداد به تلافی کشته شدن قاسم سلیمانی که گویا تعداد قابل ملاحظه‌ای مجروح نظامی ‌و غیرنظامی‌آمریکایی بر جا گذاشت و حمله موشکی دیگری از سوی کتائب حزب‌الله در ۱۱ ماه مارس سال جاری علیه پایگاه تاجی در بغداد حاکی از کاهش ضریب امنیت آمریکا و آمریکایی‌ها و افزایش تهدیدات علیه صلح منطقه است و نه عکس آن.

بعد دیگری که تمام قد در برابر ادعای وزیر خارجه آمریکا قد کشیده تجدید بخشی از ظرفیت‌های اتمی ‌جمهوری اسلامی طی یکسال گذشته زیر عنوان «کاهش پلکانی تعهدات برجامی» و از این راه، کاهش دادن فاصله دست یافتن تهران به ظرفیت ساخت بمب اتمی ‌به کمتر از چهار ماه است؛ ظرفیتی که در صورت خنثی نشدن، می‌تواند به دور تازه‌ای از مسابقات تسلیحاتی، اینبار با چاشنی اتمی‌ در منطقه منجر شود.

گزارش رسمی‌ ماه آوریل سال جاری وزارت خارجه آمریکا در زمینه مقررات و پیروی از ضوابط کنترل، خلع سلاح  و منع گسترش تسلیحات، و رعایت توافق‌ها و تعهدات (Adherence to and Compliance with Arms Control, Nonproliferation, and Disarmament Agreements and Commitments) حاکی است که «جمهوری اسلامی به نحوی فزاینده فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی و توسعه ذخیره اورانیوم خود را که دارای نقش کلیدی در تعیین زمان فرار اتمی ‌(زمان دستیابی به ظرفیت ساختن بمب اتمی) است افزایش داده است.

برای اقدام به ساخت بمب اتمی ‌۲۵ کیلوگرم اورانیوم با غلظت نظامی ‌(WGU) مورد نیاز است.  گزارش وزارت خارجه آمریکا و ارزیابی دانشگاه ویرجینیا در آن کشور که با استفاده از گزارش‌های رسمی ‌آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌از فعالیت‌های اتمی جمهوری اسلامی ‌ایران، عمل کرد سانتریفیوژهای مورد استفاده در ایران و مدل‌سازی‌های پیچیده صورت گرفته، بازه زمانی دست پیدا کردن جمهوری اسلامی به بمب اتمی ‌را از ۳٫۸ تا ۴٫۶ ماه برآورد می‌کند که حدود یک چهارم هدف تعیین شده در برجام به منظور افزایش فاصله زمان دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتمی‌ است.

رویداد نظامی‌ روز یکشنبه، ۱۰ ماه مه ۲۰۲۰، در بندر جاسک که طی آن یک فروند ناوشکن مسلح ارتش جمهوری اسلامی ایران، ناوچه غیرمسلح دیگری را که با چشم غیرمسلح نیز قابل رؤیت بود هدف حمله مرگبار موشکی قرار داد و دست‌کم ۱۹ کشته بر جای گذاشت، فاجعه فراموش نشدنی حمله مرگبار موشکی ماه ژانویه توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه پرواز هواپیمای مسافری اوکراین را که همه ۱۷۶ سرنشین آن کشته شدند به‌روز کرد. اینهمه مخاطرات ناشی از دست یافتن محتمل جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی ‌عقب‌مانده و تعلیم ندیده آن را به سلاح‌های کشتار جمعی بار دیگر به نمایش گذاشت.

در ارزیابی بهبود یا کاهش ضریب امنیت نفرات و دارایی‌های آمریکا و همچنین صلح در منطقه، نه اظهارات وزیر خارجه که نظر ژنرال کنت مکنزی فرمانده سنتکام که یک روز بعد از حمله موشکی عوامل نظامی ‌جمهوری اسلامی در عراق علیه پایگاه تاجی بغداد، در سنای آمریکا عنوان شد با واقعیت‌های در صحنه مطابقت بیشتری دارد.

در توئیتر سنتکام آمده است که ژنرال مکنزی فرمانده سنتکام در جلسه کمیته نیروهای مسلح آمریکا گفته است «در اوایل ماه ژانویه رژیم ایران با پرتاب بیش از ده‌ها موشک بالستیک به دو پایگاه عراق به نیروهای ایالات متحده و نیروهای ائتلاف حمله کرد. این حملات موشکی توسط یک دولت در مقایسه با حملات قبلی وارد مرحله جدیدی شد.»

این فرمانده نظامی ‌آمریکا حکومت ایران را در وضعیت کنونی که تا حدودی مدیون کاهش درآمد‌های خارجی و قرار گرفتن در تنگنای مالی بعد از اعمال تحریم‌هاست، خطرناک‌تر از گذشته می‌بیند و ارزیابی او با استناد بر شواهد، واقعی‌تر از تصویر خوش‌بینانه‌ای است که وزیر خارجه آمریکا از آن ترسیم می‌کند.

دیکتاتوری‌های در تنگنا می‌توانند خطرناکتر عمل کنند و کارنامه ۱۲ ماه گذشته جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران شاهد این فرض منطقی است.

سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ بدون تردید مناسب‌تر از سیاست شکست خورده سازش محدود و ناپایدار اوباما با جمهوری اسلامی در ایران است ولی سیاستی هدفدار وراهبردی نیست و به تغییر مثبت در رفتار حکومت مذهبی ایران نیز منجر نخواهد شد؛ زخم زدن به مار سمی ‌آن را خطرناک‌تر کرده است.

دوام حکومت سوسیالیست‌ها در ونزوئلای ثروتمند اما فقرزده به نوبه خود نشان داد که  دیکتاتوری‌های می‌توانند بدون تغییر رفتار، سال‌ها با هر فلاکتی در قدرت باقی بمانند.

دست به دست شدن قدرت در کره شمالی بعد از «رهبر» خواندن کوتوله سیاسی خامی‌ مانند کیم جونگ اون، دوام مادورو بعد از رفتن چاوز، و ۳۳ سال دوام قدرت بلامنازع علی خامنه‌ای در ایران که در روز پا کردن در نعلین خمینی، جانشینی خود را «فاجعه‌بار» خواند، نشان می‌دهد که تغییر رفتار و یا فروپاشی دیکتاتوری‌ها فرایندی پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی است و در صورت فقدان «فشار‌های گرم خارجی»  بخت پاپا دوک‌ها، با تمام ضعف‌های فردی، برای ماندگاری بلند‌تر از امکان سرنگونی آنها از درون است.

سیاست کم‌هزینه‌ی اعمال فشار‌های نرم آمریکا علیه جمهوری اسلامی به  تقویت صلح در منطقه و رعایت حقوق بشر در داخل منجر نشده که سهل است، تازه حکومت مذهبی تهران را به تغییر آرایش و اعمال خشونت بیشتر در داخل و افزایش تهدیدات خارجی تشویق کرده است.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=196232

5 دیدگاه‌

  1. بهروز

    عامل اصلی جنگ و کشتارو ویرانی و «نا امنی» درخاورمیانه «دین» اسلام وایدئولوژی حکومتی آن با احکام و قوانین شرعی خشونت آمیزش در بستر فرقه های مختلف است که رهبرانش با دسترسی به منابع مالی باد آورده ، به جنگ افزارهای کشنده وویران کنندهٔ مدرن مجهزشده وبجان همدیگر افتاده اند. افرادی که این فرقه های اسلامی وشعبه های متعدد آنرا رهبری میکنند هرکدامش توسط دولتهای قدرتمندی حمایت میشوند ، دولتهائی که بدینوسیله درآمدهای هنگفت ونفوذ سیاسی واقتصادی واستراتژیک بزرگی درمنطقه بدست میاورند.
    یکی ازمؤثرترین مسببین نا امنی های خاورمیانه دخالت سیاسی ونظامی دولت روسیه درمناقشات خونین فرقه های اسلامی است.

  2. آرش

    همانطور که آمریکا به مقر گروه های تروریستی در خاورمیانه حمله میکند می بایست به مقرهای سپاه در داخل خاک ایران حمله کند چون آمریکا سپاه را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کرده لذا می بایست همان برخورد را با آنها بکند

  3. آرش

    به نظرم توافقی بین قدرت های بزرگ شکل گرفته بود که جمهوری اسلامی با دستیابی به سلاح هسته ای به کره شمالی خاورمیانه تبدیل شود ولی فردی تاسیسات اتمی ایران را لو داد و برنامه را بهم ریخت اگر آمریکا با هسته ای شدن ایران مخالف بود آنقدر با جمهوری اسلامی شطرنج بازی نمی کرد بلکه همانند عراق و طالبان با یک حمله نظامی حاکمیت جمهوری اسلامی را نابود میکرد

  4. ذره بین

    آری چنین است که با قداره بند زورگو فقط بایست با زبان زور( هم گرم و هم سرد ) طرف شد. البته اگر واقعا بخواهند با او طرف شوند نه اینکه جنگ زرگری راه بیاندازند.

  5. نادر

    جمهوری اسلامی همیشه برای ایران و منطقه و کل جهان خطرناک بوده. آیا با جلوگیری از دسترسی و استفاده از مزایای برجام، خطرات کمتر نشده؟
    من فکر می‌کنم حتما شده. چون رژیم پول کمتری در دسترس داشته و با تحریم های شدید حال حاضر کمتر هم می‌شود. حداقل حرکاتش در منطقه در حد یک گروه نظامی یا میلیشا باقی می ماند نه بعنوان ارتش کلاسیک.
    این تصویر در بلند مدت بیشتر واضح میشود.

Comments are closed.