آیا کشور ایران توسط ملایان تجزیه خواهد شد؟                                                 

شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ برابر با ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰


جمشید عنبرستانی – کشور کهنسال و پهناور ایران با ترکیبی از اقوام مختلف و گویش‌ها و آداب و سنن گوناگون و زیبا و موقعیت جغرافیایی خاص و استراتژیک و منابع فراوان ثروت و تنوع آب و هوایی، الماس گرانبها و درخشنده‌ای است که همواره بیگانگان در طول تاریخ برای تصاحب کردن آن بارها این سرزمین را مورد تاخت و تاز قرار داده و به اشغال خود در آورده‌اند. حاکمان دزد و مرتجع کنونی نیز بی‌رحم‌تر و ظالم‌تر از بیگانگان با اشغال ایران این الماس گرانبها را به تصاحب خود درآورده‌اند و با به فقر و نکبت کشاندن صاحبان اصلی این الماس درخشان، خود به ثروت‌های افسانه‌ای دست یافته‌اند.

ایران کشوری بی‌نظیر در زیبایی‌های طبیعت است و می‌تواند بدون فروش یک قطره نفت و تنها از طریق گردشگری و توریسم  بین‌المللی اقتصاد موفقی داشته باشد. در کمتر کشوری در جهان مانند ایران می‌توان در فصل زمستان در نقاط سرد و برفگیر به تفریحات زمستانی و اسکی پرداخت و در جنوب آن کشور از ساحل و آفتاب و شنا در دریا لذت برد. رژیم ملایان نه تنها از پتانسیل گردشگری مانند کشورهای ترکیه و امارات بهره‌ای نبرده بلکه به تخریب مناطق زیبا و توریستی کشور نیز اقدام نموده  است. جالب آنکه مناطق ثروتمند و توریستی و طبیعت زیبای کشور نیز عمدتأ در استان‌های مرزی کشور قرار دارند و غالب مردم این استان‌ها نیز مانند مردمان نقاط دیگر کشور در اثر بی‌کفایتی مسئولان و مدیران دزد و بی‌سواد در فقر و تنگدستی بسر می‌برند.

درطول حیات رژیم منحوس جمهوری اسلامی ‌شاهد بوده‌ایم که قدرت‌های اروپایی تمایل و اراده‌ای برای گوشمالی فرزند خلف خود (حکومت روضه‌خوان‌ها و لات‌ها) به خاطر ارتکاب اعمال تروریستی و گروگانگیری و جنایاتش در داخل و خارج از ایران نداشته و ندارند و فقط به تشر زدن و نصیحت کردن بسنده کرده‌اند.از طرفی قدرت‌های استعمارگر، ظلم و ستمی ‌که این حکومت وحشی در حق مردم ایران روا می‌دارد را مشکل  داخلی کشور تلقی کرده و اهمیتی به آن نمی‌دهند مگر در موارد خاصی  که برای فریب افکار عمومی‌ مجبور شده‌اند به یک محکوم کردن آبکی و بی‌مایه اقدام کنند.

کشورهای اروپایی و خاصه آمریکا و کانادا خانه‌ی دوم خانواده و نزدیکان سران نظام و اوباشان دزد و جنایتکار حکومت و دستمال به دستان رژیم آخوندهاست که میلیاردها دلار پول ملت ایران را در حساب‌های بانکی خود در این کشورها تلنبار کرده‌اند وبا خرید ملک و املاک و تجارت و کارآفرینی به اقتصاد این کشورها نیز سود فراوان می‌رسانند و بی‌جهت نیست به فرزند «خاوری» دزد بزرگ «بانک ملی ایران» در کشور کانادا به جهت سرمایه‌گذاری و کارآفرینی لوح تقدیر اهدا کرده‌اند بی‌آنکه جویا شوند این شخص این حجم سرمایه کلان (پول‌های غارت شده ملت) را چگونه و از کجا به دست آورده است. دزدان اموال و ثروت ملت و کشور ایران همواره با آغوش باز در این کشورها پذیرفته می‌شوند و مورد حمایت قرار می‌گیرند.

اپوزیسیون و تشکیلات سیاسی مخالف جمهوری اسلامی‌در کشور آمریکا حتا به اندازه تشکیلات کوچک «نایاک» که لابی جمهوری اسلامی ‌در کشور آمریکا هستند توانایی ندارند. سران این تشکیلات در دوره ریاست جمهوری اوباما در کاخ سفید خیمه زده بودند و مجلس سنا و کنگره آمریکا محل تردد و تماس روزانه و هفتگی این افراد با نمایندگان و سناتورهای آمریکایی بود. وظیفه و واکنش یک اپوزیسیون و یا رهبر سیاسی فقط بیانیه صادر کردن و توئیت زدن نیست بلکه وظیفه اصلی آن در جهت تلاش برای جلب حمایت بین‌المللی از مردم ایران و سازماندهی تشکیلات مبارزاتی در داخل کشور و برقراری تماس با نیروهای نظامی ‌که حامی‌ مردم هستند می‌باشد و برای روزی که اعتراضات هدفمند در سراسر کشور آغاز شود. اما  شوربختانه اپوزیسیون در این چهار دهه هم بیراهه رفته و هم بازیچه دست نفوذی‌های حکومت ملایان بوده است.

سران جمهوری اسلامی‌از شروع اعتراضات گسترده در سراسر کشور در ترس و هراس هستند زیرا اگر اعتراضات مردم علیه حکومت در مقیاسی گسترده‌تر از اعتراضات گذشته باشد، رژیم نیرو و توان کافی برای کنترل و سرکوب آن نخواهد داشت و در این صورت کلیت نظام در معرض تهدید و فروپاشی قرار خواهد گرفت.

محتمل است ملایان نیرنگباز و هفت‌خط و اوباشان نظامی ‌و کاسه‌لیسان حکومت، با شانتاژ و فضاسازی و فریب مردم گرسنه و تنگدست استان‌های مرزی کشور از طریق دادن وعده و وعیدهای فریبنده برای زندگی و آینده بهتر و بذل و بخشش‌های مالی (شکم گرسنه دین و ایمان ندارد و می‌توان اضافه کرد غیرت ملی نیز ندارد) آنان را برای پذیرش جدایی از مام وطن و تشکیل یک کشور مستقل ترغیب و مصمم کنند و سناریویی ترتیب دهند که این احتمال خیانتبار و کابوس دهشتناک که تجزیه کشور است را به انجام برسانند زیرا با تبدیل استان‌های مرزی به کشورهای کوچک و مستقل و متحد، بیش از نیمی ‌از جمعیت ایران را از ثروت منابع نفت و گاز و… حذف کرده و به امان خدا رها می‌کنند و از این طریق نگرانی از شورش‌های غیرقابل کنترل و فروپاشی نظام نیز با ملاخور کردن مناطق حاصلخیز و ثروتمند کشور در غالب کشورهای مستقل از میان خواهد رفت و ملایان برای همیشه صاحب چند کشور کوچک و ثروت و مکنت و قدرت خواهند بود.

انگلستان و قدرت‌های دیگر اروپا که والدین جمهوری اسلامی ‌هستند با حمایت کردن از این سناریو (تجزیه ایران) که همواره  نیت و خواسته دولت فخیمه بریتانیا بوده و جلب حمایت چین و روسیه، با حفظ منافع خود یک آرامش نسبی را در منطقه ایجاد خواهند کرد و با سرمایه‌گذاری در این کشورهای کوچک تازه تاسیس شده که تحریم‌های آمریکا را نیز به دوش نمی‌کشند به چپاول خود ادامه خواهند داد.

آمریکا تنها کشور قدرتمند در جهان است  که تا کنون از تجزیه شدن ایران نه تنها حمایت نکرده بلکه جلوگیری نیز کرده است. اما آمریکا اگر منافع‌اش با تجزیه ایران تامین شود و کشور اسراییل از جانب این کشورها به رسمیت شناخته شود به راحتی سیاست خود را تغییر داده و سناریوی تجزیه ایران بزرگ را خواهد پذیرفت، همانگونه که به آسانی به متحد خود شاه ایران پشت کرد و فروپاشی حکومت شاهنشاهی ایران را با فریب و نیرنگ و دسیسه دولت انگلیس پذیرفت.

سیاست یعنی بیزنس و سیاستمدار کسی است که اهل مذاکره و معامله برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی کشور و دولت متبوع خود باشد. کشورهای استعمارگر و قلدر جهان پیرو یک سیستم مافیایی هستند که برای رسیدن به اهداف خود در از میان بردن حریفان و حتا دوستان خود نیز صرف نظر نمی‌کنند و از طرفی اگر منافع مالی و اقتصادی ایجاب کند  با بدترین دشمن و حریف خود نیز سازش و بیزنس می‌کنند. نکته قابل توجه این است که اخلاق و عواطف و نوع‌دوستی هیچ جایگاهی در مذاکرات سیاسی ندارند و مطرح کردن مسائل حقوق بشری از سوی سیاستمداران برجسته جهان چیزی در حد یک جوک است.

آمریکا کشوری که مهد آزادی و دمکراسی و اولین قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی‌در جهان است، تلاش دارد تا با منفورترین و کثیف‌ترین حکومت دیکتاتوری و فاسد و جنایتکار در جهان «حکومت اشغالگر ملایان ایران» به سازش و تفاهم برسد و روابط برقرار کند. اگر غیرتی در ایرانیان باقی مانده نباید اجازه دهند مام وطن که ناموس همه ایرانیان است توسط ملایان قواد با تعیین نرخ به آغوش مفتخوران و استعمارگران جهانی سپرده شود و یا در نهایت توسط ملایان و اوباشان مرتجع ملاخور شود.

اگر روزی این کابوس شوم و وحشتناک  (تجزیه ایران) رنگ واقعیت به خود بگیرد، ما شاهد یک ایران کوچک با مردمی‌ فقیر و در به در که برای بقای خود محتاج کمک‌های بین‌المللی هستند مانند مردم «فلسطین» روبرو خواهیم بود.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=211477

14 دیدگاه‌

  1. خندیدن به ریش خویش .

    وقتی در ایران در نشست مثلا روشنفکران در مجالس شعر خوانی میبینیم و میشنویم شاعر، مثلا ضد
    اخوند وطن پرست در پشت نام من ایرانی هستم و کوروش و فردوسی و سعدی و حافظ و مولانا را
    برای کلام به هم بافته و یا بازی بالغات ، شعله اتش عشق ایرانیت در جان شنونده را فروزان
    میکند ولی اخرین جملات را در وصف اخوند جدائی خواه و تجزیه طلب ، میرزا کوچک خان جنگلی
    با اعلام جمهوری گیلان از حاضرین با تشویق احنست و دست زدن های بی وقفه مواجه میشود ،
    دیگر تو خود بخوان ….

    اگر این چنین عاشقان اتحاد ایران داریم ،، دیگر برای تجزیه ایران از امریکا و اروپا و چین
    روسیه سخن گفتن ، خندیدن به ریش خویش میباشد .

  2. توماس جفرسون

    خلافت شیعه در حال فروپاشی است. فقط کران و کوران و‌ابلهان این واقعیت را نمی بینند. ولایت معاشان و استمرار طلبان نیز خود را گول میزنند که خلافت شیعه تا ظهور آقای عج ادامه خواهد یافت، جفنگ پراکنی و اراجیف گویی و یاوه سرایی و ژاژ خایی دیگر راه بجایی نمی برند.‌کوس رسوایی امثال شما در هر کوچه و برزن به صدا در آمده است.از عصبانیت بمیر.
    ایران تجزیه نخواهد شد، توهین کردی به اقوام ایرانی، در جوابت ففط می گویم:
    مه فشاند نور و سگ عو عو کند

  3. سودابه

    دوباره خواندم ؛ درست میگوئید اشتباه از من است ، پوزش میخواهم.
    با اینحال لحن و جملات بی ادبانهٔ پاسخ شما درخور یک نویسندهٔ « با معلومات » نیست ، همین بس !

  4. جمشید عنبرستانی

    تذکر به سودابه خانم: قبل از اینکه مغلطه کنی و معلومات خود را به رخ بکشی متن مورد نظر را یکبار دیگر بخوان بعد اظهار نظر کن چون عبارتی را که به ان اشاره دارید را بازرنگی بچه گانه میخواهید مفهوم و ماهیت کلام را تغییر دهید عبارت موحود در مقاله «آمریکا تنها کشور قدرتمند در جهان است که تاکنون از تجزیه شدن ایران نه تنها حمایت نکرده بلکه جلوگیری نیز کرده است» میباشد. و «جلوگیری نیز نکرده است» مغلطه و نوشته سودابه خانم است.

  5. جمشید عنبرستانی

    جناب آقای توماس جفرسون مشنگ، از شدت کدام مبارزه مردم خواب نما شده ای. از هشتاد میلیون ایرانی فقط چند ده هزار نفر در اعتراضات اخیر در آبانماه ۹۶ شهامت و شجاعت به کف خیابان آمدن و به چالش کشیدن رژیم و مزدوران آدمکش حکومت روضه خوانها را داشته اند که با خیانت میلیونها نظاره گر بزدل و بی تفاوت امثال تو که در پستو پنهان شده اید و با هشتک زدن و توئیت زدن و کامنت گذاشتن در فضا و هپروت مشغول به خیال خودتان مبارزه اید و نه بر روی زمین و کف خیابان، خونشان بر سنگفرش خیابانها ریخته شد و یا در سیاهچالهای رژیم مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفتند و یا کشته و یا علیل شدند. جناب مشنگ جفرسون چند ماه بیشتر از تجزیه دریای کاسپین و تغییر نقشه جغرافیایی کشور نگذشته است و تو و امثال تو فقط در تاریکی هارت و پورت میکنید و با توهین و تهمت و افترا بستن به دیگران خود ارضایی می کنید.

  6. سودابه

    یک اشتباه تاریخی مهم در این نوشتار وجود دارد ، جائیکه نویسنده میگوید: «آمریکا تنها کشور قدرتمند در جهان است که تا کنون از تجزیه شدن ایران نه تنها حمایت نکرده بلکه جلوگیری نیز نکرده است».
    در این مورد یاد آوری میکنم که تنها اقدام عملی برای تجزیهٔ ایران درپی جنگ جهانی دوم توسط اتحاد جماهیر شوروی انجام گرفت که ارتش خودرا درآذربایجان مستقر نموده ویک شورش جداسازی آن استان توسط عوامل محلی خائن خود راه انداخته بود.
    در سال۱۹۴۶ هری ترومن ، رئیس جمهور آمریکا ، استالین را تهدید کرد که «عواقب جدی از جمله استفاده از سلاح هسته ای در صورت خارج نشدن نیروهایش از ایران» خواهد داشت ونمایندهٔ آمریکا در سازمان ملل شوروی را تهدید به اقدام نظامی آمریکا درصورت بیرون نبردن ارتش خود ازشمال ایران کرد.
    درمورد نقش جلوگیرانهٔ قطعی دولت آمریکا دربرابر طمع روسیه به بلعیدن ایران میتوان درکتاب خاطرات ادوارد استِتینیوس وزیر امور خارجهٔ آمریکا ازکنفرانس یالتا با عنوان « Yalta , Roosevelt and the Russians» بخوانید که چطور استالین میخواست ایران را نیزمانند کشورهای اروپای خاوری جزو «منطقهٔ نفوذ اختصاصی» شوروی قرار دهد و پرزیدنت روزولت با آن شدیدأ مخالفت کرده بود.

  7. توماس جفرسون

    هر گاه مبارزات مردم شدت میگیرد، اتاقهای فکر و لانه های توطئه خلافت شیعه مستقر در ممالک فرنگ و ینگه دنیا به سردمداری اسلامیستها و شیعه ایستهایی نظیر اکبر گنجی و بهنود و مهاجرانی و دباشی و سهیمی و خوانساری و نگهدار و دیگر مزدوران توده ایی و‌مصدقیست و ملی- مذهبی و جبهه ملی و مارکسیست- اسلامی فعال می شوند و ملت را از سوریه ایی شدن و جنگ داخلی و حمله نظامی و تجزیه ایران می ترسانند.

    این مورد اخیر خیلی تابلو است و‌ نوبرش را بر طبقی مضحک می فروشد و در روز روشن و در ملا عام استریپ تیز وقاحت آمیز کرده و صراحتا می گوید اگر استانهای مرزی بر ضد نکبت و فلاکت و ستم و تباهی و ویرانی خلافت شیعه بپا خیزند، با تحریک و هدایت خلافت شیعه خواهد بود. پس خفقان بگیرید و بگذارید خلافت به حیات ننگین اش ادامه دهد، در غیر اینصورت به شما اتهام تجزیه طلبی با همدستی مقام اوزما می زنیم..

    طبق این تز سخیف و بی شرمانه، لابد اکثریت ملت ایران از نظر این ابلهان هم مستاجران لاحق هستند و هم آلت دست اوزما و فقط شیعیان اثنی عشری ساکن حاشیه مناطق کویری که دستاوردی بغیر از تولید آخوند و امامزاده و اینتلیجنسیای فاسد و شارلاتان و فاشیست نداشته اند، شهروندان اصلی ایران هستند!!!!

    خیر، ایران تجزیه نخواهد شد و تشیع و‌فاشیستهای شیعه اثنی عشری به بیت الخلا تاریخ افکنده خواهند شد.

    برای حسن ختام،‌همین دو بیت از دیوان حافظ ، از سوی مرزداران و‌نگاهبانان راستین این مرز و بوم کفایت می کند:

    ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست

    عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

    تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم

    از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری

     

     

  8. سایه

    دولتهای استعمارگراروپائی قرنهاست که رؤیای تجزیهٔ ایران را در سر میپرورانند ولی تابحال برنامه هایشان شکست خورده وبه جزدرپی جنگهای مستقیم با ایران دردوران بشدت مذهبی ، خرافاتی وضعف نهادی حکومت ایران درعصرقاجاریه ، نتوانسته اند یک وجب ازخاک کشورمارا ازآن جدا سازند. یک نمونهٔ آن تلاش بی فرجام امپراتوری کمونیستی اتحادجماهیر شوروی ، بخوانید دولت روسیه ، برای جدا کردن استان آذرآبادگان پس از پایان جنگ جهانی دوم بود. در آن روزگارودرپی اشغال نظامی ایران توسط ارتش سه کشور«متفقین» (انگلستان وآمریکا وشوروی) درجنگ جهانی دوم ، استان آذرآبادگان در اشغال ارتش شوروی بود وپس ازپایان جنگ ومطابق قراردادشان با دولت ایران دودولت آمریکا وانگلستان ارتش هایشانرا از ایران بیرون بردند ولی تنها شوروی حاضربه بیرون بردن ارتش خود از ایران نبود. بدستوراستالین درماه آذر ۱۳۲۴توده ای های «حزب دموکرات آذربایجان» ساختهٔ دولت شوروی ، با حملهٔ غافل گیرانه ، استان آذرآبادگان را به همان شیوه ایکه احزاب کمونیست کشورهای اروپای خاوری آن کشورها را بچنگ آورده بودند، تصرف کردند. من درآنزمان هفت سال داشتم وخاطرات تلخی ازآن «غائلهٔ» دردناک دارم. شبی که توده ایها بکمک عده ای از دهاتیان فریب خورده وبا اسلحهٔ روسی به تنها پاسگاه ژاندارمری شهرکوچک ما حمله کردند هیچ نیروی دولتی دیگری بجز ده دوازده ژاندارم وافسرفرمانده پاسگاه بنام سرهنگ فاطمی درآنجا نبود که جلوی متجاوزان را بگیرد. شب طولانی بود وتا سحرگاه پاسگاه ژاندارمری که نزدیک خانهٔ ما بود تمام شب دلیرانه دربرابرمهاجمینی که تعدادشان ده ها برابر آنها بود مقاومت نموده وتا آخرین فشنگی که داشتند از شهر دفاع کردند. فرمانده آنها ، سروان فاطمی ، نشان داد که در این کشورهنوزمردان دلیر ومیهن پرستی یافت میشود که قادرند به نیروی اراده وعشق به میهن درمقابل دشمن پایداری کنند وتا پای جان به وظیفهٔ سربازی خود وفا دار بمانند. توده ای های وطن فروش آن افسر پاک نهاد و ژاندارم هائی را زیرفرمان وی جنگیدند به یکی ازدهاتی که سردستهٔ اشرار بنام غلام یحی اهل آنجا بود برده وهمه شانرا تیرباران نمودند. چنین جنایت هولناکی را بجز انسانهای مسخ شده ای که روان ووجدانشان را درگرو یک مکتب سیاسی یا مذهبی گذاشته اند نمیتوانند مرتکب شوند. درهیچ جنگی سرباز یا افسری را که در حین انجام وظیفه اسیر شده باشد بجوخهٔ مرگ نمی سپارند ــ اینکار در ایران درسال ۱۳۲۴ توسط پیروان مکتب کمونیستی برهبری سید جعفر پیشوری ودرسال ۱۳۵۷ توسط پیروان مکتب اسلامی برهبری سید روح اله خمینی انجام گرفت. این چنین حیوانات مسخ شده هر نام وعنوانی که روی خود بگذارند واعمال جنایتکارانهٔ خود را بنام هرمرام ومذهبی که مرتکب شوند همگی درحقیقت به یک فرقه تعلق دارند وآن فرقهٔ جنایتکاران است.
    اعضای فرقهٔ جنایتکاراول که موفق به جدائی یک استان ایران شده بودند یکسال بعد ، شکست خوردند وسزای اعمال خود را ازمردم میهن پرست آذرآبادگان دریافت کردند.
    اعضای فرقهٔ جنایتکار دوم که موفق به تسلط یکپارچهٔ کشور ایران شده اند , اینها هم دیریا زود سزای اعمال جنایتکارانهٔ خود را ازمردم فریب خوردهٔ ایران دریافت خواهند کرد.
    در۲۱ آذر ۱۳۲۵ مردم آذر آبادگان سیلی محکمی به دهان همهٔ آنهائیکه رؤیای تجزیهٔ ایران را درسر دارند زد و به تجزیه طلبان هشدار داد که :
    با شرط ادب بگذرزین خاک فلک انجم
    این بیشهٔ شیران است هان تا نکنی ره گم
    آتشکدهٔ زرتشت
    دیواردژ بهمن

  9. جمشید عنبرستانی

    جناب آقای توماس جفرسون هنوز هم معتقدم که از مرحله پرتی و در باغ قدم نمیزنی. افراد بنجلی چون شما در بقای جمهوری اسلامی شریک هستید و در پستوی خانه پنهان شده اید و به تخریب دیگران که مثل شما نمی اندیشند مشغولید و چون منطق ندارید مانند ملایان با اتهامات ساختگی و من دراوردی قصد تخریب شخصیت داری و نتیجه آنکه کمالات آخوندهای هفت خط در شما که ادعا میکنی ساکن ایران هستی تأثیر بسیار داشته است.

  10. توماس جفرسون

    حاج آقا عنبرستانی، قافیه کم آوردی، همچون همکیشان شیعه اثنی عشری ات زدی به جاده خاکی،

    در کامنت قبلی بخوان چه گفتم. به ساکنان استانهای مرزی و اقوام توهین می کنی که آلت دست آخوندها قرار خواهند گرفت.در حالیکه مبارزات اصلی با خلافت شیعه در آن مناطق است و نه مناطق شیعی و بخصوص دارالخلافه.

    آن مناطق از نظر منابع طبیعی ثروتمندتر هستند.

    میگویی آخوندها می خواهند استانهای مرزی را تجزیه کنند. در آنصورت غیر از برهوت کویر برایشان چه می ماند.

    این تز سخیفانه یعنی اینکه اگر استانهای مرزی با خلافت شیعه مبارزه کنند، پس آلت دست حکومت هستند. خب این تفکر همانقدر ابلهانه است که غیر اخلاقی،

    ساکنان مناطق مرزی صاحبان اصلی ایران هستند و در طول هزاران سال تاریخ همواره نگهبان این مرز و بوم بوده اند. حالا یک فاشیست شیعه بی بته به آنان تهمت تجزیه طلبی آنهم با هدایت آخوندها می زند.
    این همه وقاحت و بی شرفی فقط از مثال صادراتی هایی نظیر اکبر گنجی و بهنود و دیگر فاشیستهای شیعه بر می آید.

    امثال تو و شیعیان فاشیست همفکرت، با ژست ملی گرایی رفتید زیر عبای متعفن آخوندها دنبال شپش اسلامی و کشور را به گند کشاندید. اکنون طلبکارانه افاضات از خود صادر می کنی.

    با این نوشتار سخیف و بی مایه خود را لو دادی که یک سایبری بسیجی بی مقدار هستی.

    ایران یکپارچه از نکبت تشیع، شیعیان فاشیست، آخوندها و هر نوع نخبه شیعه اثنی عشری رها خواهد شد و روسیاهی خواهد ماند به ذغال و ذغال فروشان بی مقدار و شیعیان فاشیست اثنی عشری به دامن اجداد بیابانگرد خود باز خواهند گشت.

    همه می دانند که خلافت شیعه در آستانه سقوط قرار دارد و همه بسیجیان سایبری و صادراتی خود را بسیج کرده برای طرح موضوعات سخیف و بی شرمانه و بی شرفانه و وقیحانه.

    ضمنا، ادمین کیهان لندن می داند که من در ایران هستم. باید از نام مستعار استفاده کنم. یک تار موی گندیده آزادیخواهانی مانند توماس جفرسون می ارزد به همه فاشیستهای شیعه اثنی عشری .

  11. پژگچ

    آخوندها ایران را نمیتوانند اداره کنند چگونه تجزیه اش کنند. آنها به طور حتم کشور را به آشوب خواهند کشید و در این آشوب چنانچه مردم بر محور دین متحد شوند تجزیه احتمالش بالاست و چنانچه بر محور میهن دوستی متحد شوند خیر. در واقع اگر ایران تجزیه شود در اثر نادانی خود مردم خواهد بود نه زیرکی و سیاست آخوندی

  12. جمشید عنبرستانی

    از مسئولان کیهان لندن که اظهار نظرهای بی مایه و توهین آمیز جناب جفرسون را چاپ و جواب بنده به این جناب را سانسور کردید اظهار تآسف میکنم.

  13. جمشید عنبرستانی

    جناب جفرسون شما از مرحله پرتی و در باغ قدم نمیزنی. جنابعالی درک درستی از حال و روز مردم و کشور ایران نداری و ملایان حاکم بر ایران را دست کم گرفته ای.توصیه من به شما این است که بهتر است آویزان همان توماس جفرسون باشی و از اظهار نظرهای بی مایه و توهین آمیز خودداری کنی و بیهوده ژست روشنفکری به خودت نگیری.

  14. توماس جفرسون

    این احتمال که ایران با تبهکاری و فساد و نکبت ملایان و با کمک فاشیسم شیعیان اثنی عشری تجزیه شود وجود دارد.اما نه به آنصورت که در این نوشتار آمده است.
    پایگاه اصلی شیعیان اثنی عشری مقیم ایران مناطق حاشیه کویر است که نه خاک حاصلخیز دارند، نه آب و نه نفت و گاز. این مناطق غیر از تولید آخوند و فاشیسم شیعه اثنی عشری هیچ پتانسیل دیگری ندارند. آخوندها اگر ایران را با آن روش که نویسنده می گوید تجزیه کنند، غیر از شنزارهای کویر و چند امامزاده و‌گله های شتر چیزی برایشان نمی ماند.
    بیشتر منابع طبیعی در استانهای مرزی است.
    تز نویسنده ، با واقعیات جغرافیایی، دموگرافیکی، اتنیکی و فرهنگی ایران سازگار نیست.
    چه خوب است که با ژست ملی گرایی، آنهم از نوع شیعی، شیپور از سر گشادش نواخته نشود.
    انتشار این نوع نوشتارهای آبکی و توهین آمیز به اقوام ایرانی که صاحبان اصلی ایران هستند، در شان کیهان لندن نیست،

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):