تنها یک گناه و آن جهل و نادانیست

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ برابر با ۱۳ اکتبر ۲۰۲۰


خلیل نیکخصال – گویند خداوند انسان‌ها را یکسان آفریده است اما نگفته‌اند که در چه محیطی رشد می‌نمایند! انسان‌ها می‌توانند در اثر محیط زندگی و طرز تفکر اطرافیان خود و همچنین نوع  تعلیم و تربیت  کاملا متفاوت باشند. یکی بسیار خوب و مهربان و دیگری بی‌رحم و شکنجه‌گر؛ یکی دانشمند و کمک حال دیگران و دیگری بی‌سواد و خرافی و مخرب. در اثر همین  طرز تفکر است که انسان‌ها گاهی اوقات آنقدر یکطرفه فکر می‌کنند که ممکن نیست آنها را تغییر داد. و این یک واقعیت است وقتی  انسانی سال‌ها بلکه قرن‌ها زیر فشار افکار و موهومات قرار گرفته باشد و نسل اندر نسل همیشه در تمام عمرش شنیده و دیده که  این طرز تفکر واقعیت محض است و «فقط  من درست فکر می‌کنم و عمل می‌کنم» چگونه می‌توان در طول یک روز و یا چند سال افکار آنها را عوض کرد و طرز فکر آنها را تغییر داد! باید چند نسل بگذرد و کم کم با بازسازی و نوسازی فرهنگ‌ و آموزش صحیح به آنها آموخت و اینهم  باید اول پدر و مادر را تربیت نمود و از گهواره شروع کرد.

مردمانی که  قرن‌ها  با دین و مراسم آن خو گرفته‌اند و به  اسم این خدا و دین من زندگی کردند و مردمی‌ که  نتوانستند چیز دیگری را یاد بگیرند و بشنوند و از همه مهمتر بی‌سواد  نگه  داشته  شدند و با دنیای  جدید کاملا بیگانه چگونه می‌توان به آنها گفت  که طرز فکری دیگری  بجز آنچه  تو فکر می‌کنی هم وجود دارد.  او نمی‌تواند  تو را درک  کند و حرف تو را بشنود چون بر خلاف  آنچه است که تا حال  شنیده و عمل کرده و طبیعی است که واکنش نشان  می‌دهد و چون خرافی و بی‌سواد هم هست بنابراین  دست به هر عملی حتی  قتل  نیز می‌زند.  مخصوصا  به آنها مفهوم  شده و تاکید  می‌شود که با دگراندیشان  جنگ  کنند و آنها را از بین ببرند (یعنی جهاد کنند) و اگر هم کشته شوند  به سرای  جاویدان می‌روند و با حوریان  همدم  خواهند شد.

بیایید  قدری  بیشتر در این  مورد  فکر کنیم. البته در اینجا  نمی‌خواهم  نه  ارزیابی  کنم  و نه بررسی  تحقیقاتی.  فقط  برای روشن شدن اینکه  چگونه  مردم  قبلا و یا حال  اینگونه  رفتار  می‌کردند و می‌کنند.  تاریخ  ایران  پر فراز و نشیب  بوده  است  البته  تاریخ  هر کشوری  ممکن است چنین  باشد ولی ایران در یک  موقعیت خاص  قرار گرفته  که همیشه مورد حملات مختلف بوده و اکنون هم می‌گیرد  و این قوم آریایی یک خاصیت دارند که یا سیاه  سیاه  و یا سفید سفید  می‌بینند و کمتر خاکستری هستند (یعنی معتدل) از زمانی که اعراب  به ایران حمله کردند  مردم ایران آن  زمان  مردمانی با فرهنگی به مراتب غنی‌تر از اعراب بادیه‌نشین بودند و با آداب و رسوم خود و زندگی  شهری زندگی می‌کردند.  ولی با آمدن حمله اعراب  زن‌ها  را خانه‌نشین کردند  و زیر سلطه مردان و قوانین سخت مرد‌سالاری قرار دادند. اعراب  کتابخانه‌ها  را آتش  زده و فقط کتاب الهی خود را مقرر کردند. مردم زندگی دو گانه‌ای  را شروع کردند (یعنی رفتار در خانه متفاوت  بود با خارج از خانه و در اجتماع) و با آن خو گرفتند.  و در نتیجه  دروغ  شیوع  پیدا کرد و این  دوگانگی   ادامه پیدا  کرد و با داشتن  یکی  پس از دیگری  حکومت‌های استبدادی  و مردسالار با تفکر ملایان و داشتن مرجع تقلید  که جز خودشان دیگران همه صغیر هستند و نمی‌فهمند و آنها باید راه و روش را تعیین کنند سر کردند که بزرگترین ضربه  روحی  و فکری  را  بر پیکر فرسوده مردمان ایرانزمین  زد و هنوز هم می‌زند. مردم  مجبور بودند فقط  به  سخنان  ملا‌ها و مراجع  تقلید گوش بدهند و قوانین آنها را اجرا کنند. حالا و پس از یکهزار و چهارصد سال  دارای  تفکر تقلیدی و خرافی بودن یک مرتبه  شخصی  بیاید  و بگوید که آنچه شما فکر می‌کردید  صحیح  نیست  و مرجع  تقلید  یک  خرافه است، و به شما بگوید  تساوی حقوق زن و مرد، صلح عمومی‌، دین  باید  مطابق عقل و علم باشد و شما باید  سلاح‌ها را بر زمین بگذارید و…  معلوم است  که  آنها  پیروان  اینگونه  اندیشه‌ها و اصولا دگراندیشان را قتل عام کنند.

ایران مردمانی خرافی و بی‌سواد و مذهبی داشت. این طبیعی است  که مردمان آن زمان اینگونه  افکار  را درک  نکنند  و دست به  اقدامات ناخوشایند  بزنند و مخصوصا  نفوذ  ملا‌ها  در بین مردم  و مخالفت  آنها  برای  اینکه منافع خود را در خطر می‌دیدند  مردم  را به  شورش علیه  دگراندیشان  وادارد و چون مردم  بی‌سواد  و خرافی بودند  از آنها  سوء استفاده کنند.  مردم مثل  آینه  تصویر ملا‌ها  را  در خود منعکس می‌کردند  و  واقعا از خود هیچ  اراده‌ای  نداشتند و به نام خدا  و دین  جهاد  علیه  کفار  را شروع کرده  و دست  به  همه نوع  جنایتی می‌زدند.  در اینجا نمی‌خواهم درباره خوب و یا  بد دینی  و یا  مرامی‌ و قومی‌ حرفی  بزنم  فقط خواستم  پیش‌زمینه‌ای  برای  شناخت  افرادی  که  از خود اراده‌ای  ندارند و چشمشان  به دست  افراد محدودی که  جز به منافع  شخصی  خود  به چیز دیگری فکر نمی‌کنند  بگویم. این همان  آتشی است که یکهزار و چهارصد  سال  پیش  افروخته شد و شعله‌های  آن به انقلاب  سال ۱۹۷۹ در ایران  کشیده شد و هنوز هم ادامه دارد. باید فرهنگ ساخت و ایران‌شناسی را رواج داد. باید تاریخ ایران را آموزش داد و کتابخانه‌ها را توسعه بخشید. خواندن کتاب و داشتن اطلاعات و آگاهی می‌بایست وظیفه هر شخصی باشد. در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ و خرد است (مولانا).

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=215595

یک دیدگاه

  1. فرحناز کاظم اف

    این یک واقعیت است که باید گفته شود.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):