آخرین گام‌های جمهوری اسلامی برای اتمی شدن؛ چه می‌توان و چه باید کرد؟

- خسارت‌های سیاست  جمهوری اسلامی برای اتمی شدن چنان منافع ملی ایران را طی ۲۰ سال گذشته بر باد داده که حتا شماری از وفاداران نظام هم از آن انتقاد می‌کنند.
- گروهی پرنفوذ در نظام حتا با وجود اینکه به سوء مدیریت و فساد سیستماتیک و بحران اقتصادی و زندگی سخت مردم اعتراف می‌کنند ولی می‌گویند نظام باید برای حفظ خود «بمب اتم بسازد.» آنها معتقدند حتا اگر با پروژه‌های اتمی به کشور و مردم خسارت بخورد اما «توازن قدرت» و تأمین امنیت نظام بر هر چیزی مقدم است.
- اینان همانهایی هستند که ایران و مردم ایران را قربانی اهداف «عاشورایی» و «امام زمانی»  و منافع خودشان می‌کنند. به همین دلیل از اینکه جنگی به ایران تحمیل شود ترسی ندارند چون ایران را کربلایی دیگر می‌خواهند!
- اگر کره شمالی، درست یا غلط، سلاح اتمی را برای بقای خود «در برابر دیگران» می‌خواهد، در ایران اما فرماندهان سپاه پاسداران آن را «علیه دیگران»‌ و برای جهانگشایی می‌خواهند و قصدشان این است که «نماز را در اسرائیل بخوانند» و یهودی‌ها را به دریا بریزند! آنها راهی جز مقابله با خود، برای جلوگیری از این هدف، باز نمی‌گذارند!

شنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۱ برابر با ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۲


در آستانه برگزاری نشست فصلی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، رافائل گروسی مدیرکل این نهاد در گزارشی  که هفتم سپتامبر ۲۰۲۲ منتشر شد اعلام کرد ذخایر اورانیوم غیرمجاز در ایران به بیش از مقدار مورد نیاز برای ساخت بمب اتم رسیده است. وی همچنین اعلام کرد آژانس در موقعیتی نیست که تضمین دهد برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی منحصراً صلح‌آمیز است؛ یعنی نمی‌تواند به وظیفه‌ی خود که نظارت و تضمین صلح‌آمیز بودن برنامه‌های اتمی کشورهای عضو است عمل کند.

جو بایدن / ۱ سپتامبر ۲۰۲۲

هرچند مقامات جمهوری اسلامی ظاهراً برای دستیابی به توافق از برخی شروط اولیه مثل خارج شدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از فهرست سازمان‌های تروریستی آمریکا و آزاد ساختن پول‌های بلوکه شده و موارد دیگر عقب‌نشینی کرده اما «سیاست قطعی نظام» در مورد معامله اتمی با آمریکا این بوده که تا تحریم‌ها بطور کامل لغو نشود میزان ذخیره‌سازی اورانیوم و سطح غلظت آن افزایش پیدا می‌کند و همزمان دسترسی بازرسان آژانس به تأسیسات اتمی ایران محدودتر می‌شود.

اگرچه بخش زیادی از اختلافات میان تهران و واشنگتن برای معامله با میانجیگری اروپایی‌ها حل و فصل شد و طرفین انگیزه‌های زیادی برای توافق داشتند اما با وجود بیش از ۱۶ ماه مذاکره کلیدی‌ترین اختلافات همچنان حل نشده است.

خسارت‌های سیاست  جمهوری اسلامی برای اتمی شدن چنان منافع ملی ایران را طی ۲۰ سال گذشته بر باد داده که حتا شماری از وفاداران نظام هم از آن انتقاد می‌کنند. استدلال آنها براساس «صلح‌آمیز بودن» فعالیت‌های اتمی جمهوری اسلامی است. مثلاً می‌گویند در کشوری که ۳۰۰ روز از سال آفتاب است چه نیازی به توسعه نیروگاه‌های اتمی وجود دارد؟ یا می‌پرسند چرا میلیاردها دلار صرف تولید برق در نیروگاه هسته‌ای بوشهر شده در حالی که برق تولیدی آن کمتر از دو درصد از کل برق تولیدشده در ایران است!

این نیروگاه برای چهارمین سال متوالی با کاهش شدید تولید برق روبرو شده و مخارج سنگین به‌روز نگه‌داشتن آن بدهی بسیار سنگین روی دست ایران گذاشته اما مقامات جمهوری اسلامی ادعا می‌کنند برای تولید برق هسته‌ای به دنبال ساخت نیروگاه‌های اتمی هستند. حتا محمد اسلامی رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ادعا کرده برای ساخت این نیروگاه‌ها «مشکل مالی نداریم» آنهم درحالی که حکومت حتا برای پرداخت طلب روس‌ها در نیروگاه بوشهر مجبور به تهاتر نفت و گاز شده است.

دلسوزی نابودگران ایران برای دارو و کشاورزی

مقامات جمهوری اسلامی ادعا می‌کنند پروژه‌های اتمی در ایران برای پیشبرد علم پزشکی و دارویی و همچنین صنایع کشاورزی حیاتی است. اما چطور باید باور کرد رژیمی که نه به فکر تأمین داروی مردم است و نه اهمیتی برای وضعیت فاجعه‌بار کشاورزی قائل است نگران رادیوداروها و کاربرد پرتوها در صنایع کشاورزی باشد؟! فراتر از اینها پرسش اساسی این است که افزایش غنی‌سازی اورانیوم به ۶۰ درصد  و ۹۰ درصد بجز مصرف نظامی برای ساختن بمب اتم چه استفاده‌‌ای دارد؟!

علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در یک فتوا اعلام کرد ساخت بمب اتم «حرام» است اما یک واقعیت پشت فعالیت‌های اتمی جمهوری اسلامی وجود دارد که حتا با وجود آنکه بارها مسئولان نظام آن را به صراحت ابراز کرده‌اند اما غربی‌ها آن را نشنیده می‌گیرند.

گروهی پرنفوذ در نظام حتا با وجود اینکه به سوء مدیریت و فساد سیستماتیک و بحران اقتصادی و زندگی سخت مردم اعتراف می‌کنند ولی می‌گویند نظام باید برای حفظ خود «بمب اتم بسازد.» آنها معتقدند حتا اگر با پروژه‌های اتمی به کشور و مردم خسارت بخورد اما «توازن قدرت» و تأمین امنیت نظام بر هر چیزی مقدم است. آنها می‌گویند «نباید رسیدن به ساخت سلاح هسته‌ای را یک هیولا تصور کرد.» برخی مقامات جمهوری اسلامی آشکار می‌گویند «از همان ابتدا که فعالیت‌های اتمی آغاز شد قصدمان ساخت بمب اتم بود.»

در این میان، همانهایی از غنی‌سازی ۹۰ درصدی اورانیوم برای ساختن بمب اتم دفاع و یا پروژه‌های ساخت موشک‌هایی با قابلیت حمل کلاهک اتمی را اجرا می‌کنند که در سرکوب اعتراضات مردم دست داشته و دست‌شان به خون مردم آلوده است!

سردار پاسدار اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی سال‌ها فرمانده «قرارگاه امنیتی ثارالله سپاه» بود که مأموریت اصلی آن سرکوب اعتراضات در تهران و حومه است. او اخیراً تهدید کرد، «می‌توانیم میزان غنی‌سازی ۶۰ درصد را تبدیل به ۹۳ درصد کنیم که به معنی بمب اتم است.» امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز متهم ردیف اول شلیک موشک‌ به هواپیمای مسافربری بر فراز تهران و مسئول قربانی شدن ۱۷۶ سرنشین آن است. او فرماندهی نیرویی را به عهده دارد که پروژه ساخت موشک‌های بالستیک دوربُرد سوخت جامد با قابلیت‌ حمل کلاهک اتمی در اختیار آن است.

یکی از افرادی که برای ساختن بمب اتم کار می‌کرد محسن فخری‌زاده بود. آنطور که حامد فخری‌زاده پسرش درباره او روایت می‌کند اصلی‌ترین دغدغه او دستیابی به بمب اتم برای حفظ نظام و ایجاد «تمدن بزرگ اسلامی» بود! فخری‌زاده یک مهره ضدمردمی بود. پسرش می‌گوید او مخالف برجام بود زیرا معتقد بود مشکل اصلی غربی‌ها با اصل نظام جمهوری اسلامی است و بعد از برجام اتمی، برجام موشکی و برجام حقوق بشری می‌آید!

ایران «قرارگاه حسین»!

تحلیلگرانی که ادعا می‌کنند جمهوری اسلامی در صورت دستیابی به بمب اتم امکان یا ظرفیت استفاده از آن را ندارد در نظر نمی‌گیرند که پروژه بمب اتم را همان کسانی پیش‌ می‌برند که  مردم را در داخل ایران را می‌کُشند و در منطقه دمار از روزگار مردم همسایگان درآورده‌اند و برای گسترش تروریسم بین‌المللی تا قلب اروپا و آمریکا توطئه می‌کنند و در آدمکشی سابقه‌ی بدون حد و مرز‌ دارند. برای این گروه «منافع ملی» و «ایران» و «مردم» اصلاً اولویت نیست. در  وصیت‌نامه  قاسم سلیمانی آمده «ایران، قرارگاه حسین‌بن علی است… بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌مانند. ا گر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی!»

اینان همانهایی هستند که ایران و مردم ایران را قربانی اهداف «عاشورایی» و «امام زمانی»  و منافع خودشان می‌کنند. به همین دلیل از اینکه جنگی به ایران تحمیل شود ترسی ندارند چون ایران را کربلایی دیگر می‌خواهند! در همین مورد بسیاری از تحلیلگران و آنهایی که دل در گرو ایران دارند می‌گویند «این نظام برای بقای خودش حاضر به تحمیل جنگ به مردم است.» آنچه دستیابی به بمب اتم را برای جمهوری اسلامی ضروری می‌کند حتی فراتر از «نابودی اسرائیل» و میل آنها به «ایجاد تمدن نوین اسلامی» است.

برپایی نماز در اورشلیم!

رهبران غرب می‌دانند حتا در صورت معامله با رژیم ایران فقط دستیابی آن به سلاح اتمی را به تأخیر می‌اندازند اما در نهایت براساس مصلحت و منافع‌شان از دولتی به دولت بعد و صرفاً با استفاده از ابزار دیپلماتیک و تحریم‌ بجای حل نهایی مسئله، فقط دست به گریبان شدن با ملاها را به تأخیر می‌اندازند. چه بسا جریاناتی در غرب امیدوارند که  جمهوری اسلامی توسط خود مردم رفع و دفع شود!

در هر صورت به نظر می‌رسد ایران در آستانه یک درگیری نظامی قرار گرفته است؛ نوعی جنگ با ابعاد نامشخص! این وضعیت را شاید بتوان چنین توضیح داد: اگر کره شمالی، درست یا غلط، سلاح اتمی را برای بقای خود «در برابر دیگران» می‌خواهد، در ایران اما فرماندهان سپاه پاسداران آن را «علیه دیگران»‌ و برای جهانگشایی می‌خواهند و قصدشان این است که «نماز را در اسرائیل بخوانند» و یهودی‌ها را به دریا بریزند! آنها راهی جز مقابله با خود، برای جلوگیری از این هدف، باز نمی‌گذارند!

اهود بَرَک نخست وزیر اسبق اسرائیل در مقاله‌ای در نشریه «تایم» نوشت برنامه اتمی جمهوری اسلامی تا جایی پیشرفت کرده که اسرائیل حتا با کمک آمریکا قادر به نابودی کامل آن نیست و حتا اگر هم نابود شود، دوباره مثل قارچ رشد خواهد کرد. او توصیه کرده تنها راه مقابله با این تهدید «تغییر رژیم» در ایران است. این همان راه سوم است که سال‌ها شاهزاده رضا پهلوی بر آن تأکید کرده است. وی همواره به غربی‌ها توصیه کرده برای مهارهسته‌ای جمهوری اسلامی بجای دوگانه‌ی مخرب یا جنگ یا معامله و مماشات، از مردم و اعتراضات آنان علیه رژیم ملایان حمایت کنند.
حامد محمدی

[کیهان لندن شماره ۳۸۷]

 

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=298185