گزارش ویژه؛ معترضان در گفتگو با کیهان لندن: مردم آمده‌اند که کار را تمام کنند! اعتراضات به سوی انقلاب می‌رود…

- یک شهروند از استان البرز: «مردم چشم در چشم نیروهای بی‌سیم به دست امنیتی و نیروهای یگان ویژه مسلح نگاه می‌کنند و با خشم فریاد می‌زنند امسال سال خونه سید علی سرنگونه یا این آخرین پیامه هدف خود نظامه».
- «فاز اعتراضات از چهارشنبه بطور مشخص وارد فاز «انقلاب» شده. مردم آمده‌اند که کار را تمام کنند.»
- شهروندی از تبریز: «در تبریز فضای شهر یادآور همان سلحشوری و ایستادگی است که ما از مشروطه شنیدیم. انگار تاریخ تکرار شده و همان مردم فلاکت‌زده و درگیر با فقر و قحطی و بیماری، عزم خودشان را برای تغییر سرنوشت جمعی‌شان جزم کرده‌‌اند.»
  - یک شهروند از تهران: «ما نیازمند یک رهبر سازمانی هستیم. یعنی رهبری که نه تحلیل کند و نه در نقش یک رهبر معنوی فقط امید بدهد. ما در میدان مبارزه هستیم و رهبر سازمانی می‌خواهیم که تاکتیک‌های مبارزه را در سرتاسر ایران ترسیم و مردم را هدایت کند.»
- به نظر می‌رسد اتاق فکر جمهوری اسلامی که در ابتدا به دنبال پرژوه‌ی بی‌خطر «مطالبه» برای برچیده شدن گشت ارشاد بود و پس از ناکامی، برای سوزاندن پرچم جمهوری اسلامی «وامصیبتا» راه انداخت و باز هم شکست خورد، حالا در حال تجهیز یک جبهه‌ی روانی با چهارتا آدم برای جنگ روانی و ایجاد فضای وحشت با طبل توخالی و بلندگوی نوحه در سطح شهرهاست.

شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲


روشنک آسترکی – اعتراضات مردم در ایران شامگاه جمعه اول مهرماه با وجود تهدیدهای نهادهای امنیتی و قضایی، سرکوب مسلحانه و قطع سراسری اینترنت موبایل، باز هم در شهرهای مختلف کشور برگزار شد. مردم معترض در حالی خیابان‌ها را در دست داشتند که ساعاتی پیشتر از آن جمهوری اسلامی در راه‌ انداختن تظاهرات حکومتی پس از نماز جمعه شکستی مفتضحانه خورده بود. استیصال نیروهای حکومتی و پایداری مردم در خیابان‌های سراسر ایران، رویدادهای روزانه در کشور را از مرحله اعتراضات سراسری به سوی انقلاب ملّی و همگانی می‌راند.

شامگاه جمعه اول مهرماه ۱۴۰۱ مردم در شهرهای مختلف دوباره به خیابان آمدند و هفتمین روز اعتراضات سراسری را که با قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی توسط پلیس گشت ارشاد اسلامی آغاز و به سرعت در سراسر ایران گسترده شد و به بیش از ۱۲۰ شهر کشیده شده ادامه دادند.

شهرهای تهران، اشنویه، سنندج، فردیس، قم، تبریز، اصفهان، بوکان، مشهد، بجنورد، لنگرود، رشت، شاهین شهر، زنجان و قزوین شاهد اعتراضات خیلی گسترده مردم بودند.

«خامنه‌ای ضحاک، می‌کشیمت زیر خاک»، «‌امشب گودبای‌ پارتی رهبره»، «رضا شاه روحت شاد»، «امسال سال خونه، سید علی سرنگونه»، «ننگ ما ننگ ما رهبر الدنگ ما» ، «این آخرین پیامه هدف خود نظامه»، «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران»، «نه شیخ میخوایم نه ملا، لعنت به آیت‌الله» از مهمترین شعارهای مردم در شامگاه جمعه بود.

دیشب اعتراضات در محله‌های مختلف و در سراسر پایتخت جریان داشت. در شهرک اندیشه شهریار، نیاوران، بلوار فردوس، آریاشهر، تهران پارس، ستارخان، شهرک اکباتان، نازی آباد، شهرک امید، چیتگر، بلوار کشاورز، نارمک، قیطیریه، پل «صدر»، پل رومی، تجریش ، جنت آباد و پارک وی مردم به خیابان آمدند.

در اعتراضاتی که طی سال‌های گذشته در ایران رخ داده بود، چنین گستردگی که مشارکت همه اقشار اجتماعی در همه مناطق را به همراه داشته باشد دیده نشده بود. چنین فراگیری اجتماعی در اعتراضات چهل و سه ساله ایرانیان علیه حکومت مذهبی و رژیم جمهوری اسلامی بی‌سابقه است.

از سوی دیگر مردم به عنوان شهروندان معترضی که آمده‌اند تا انتقاد یا اعتراضی را به یک موضوع خاص نشان دهند عمل نمی‌کنند. آنها به صراحت و روشنی خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند و در شعارها و نمادهایی که به دست می‌گیرند، از جمله پرچم ملّی و تاریخی شیروخورشید، تمایلات خود را برای پس از این رژیم نیز بیان می‌کنند: آزادی و پیشرفت و سربلندی کشور!

در اعتراضات شامگاه جمعه نیز در بسیاری نقاط ایران شعار «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه» و «توپ تانک فشفه، آخوند باید گم بشه» سر داده شد.

ویدئوهای منتشر شده و گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد نیروهای حکومتی دارای انسجام لازم برای سرکوب مردم مانند شب‌های گذشته یا اعتراضات پیشین نیستند. این موضوع را می‌توان نشانه‌ای از تردید و شکاف در میان نیروهای حکومتی ارزیابی کرد. برخی گزارش‌ها حاکی از درگیری بین نیروهای سرکوب هستند.

همچنین در بسیاری از خیابان‌ها که نیروهای رژیم بطور مسلحانه به مردم حمله‌ور می‌شوند مردم در حمله با دست خالی و یا با سنگ آنها را به عقب می‌رانند.

اشنویه در استان آذربایجان غربی یکی از مهمترین کانون‌های اعتراضات مردم در شامگاه جمعه اول مهرماه بود. نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی مجبور به عقب‌نشینی شدند و گزارش‌ها از کنترل بیشتر شهر به دست مردم خبر می‌دهد.

مردم در این شهر منزل مسکونی حسن بداغی و مغازه فتحی زرزا از عوامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را که در سرکوب‌های روزهای گذشته نقش داشتند آتش زدند.

معترضان در الوند در استان قزوین یک اتوبوس پلیس که نیروهای سرکوبگر را به این شهر آورده بود آتش زدند و با سنگ توانستند نیروهای امنیتی- نظامی را عقب برانند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد در شهرهای اصفهان، اردبیل، تبریز و بوکان اعتراضات گسترده‌تر از شب‌های گذشته در جریان بوده است. مردم در اردبیل با سنگ از آرایش گرفتن نیروهای ضدشورش جلوگیری کردند و آنها را وادار به فرار کردند. در شهر بوکان مانند بسیاری دیگر از شهرها، نیروهای ضدشورش و امنیتی با شلیک مستقیم اسلحه‌های جنگی تلاش در کشتار و زخمی کردن مردم داشتند. ویدئویی از اعتراضات جمعه شب در بوکان نشان می‌دهند مأموران به دنبال معترضان وارد یک کوچه شده و یکی از تیرهای شلیک شده به کنار پنجره‌ای اصابت کرده که یک پسربچه خردسال از آن بیرون را تماشا می‌کرد.

در شهر اصفهان نیروهای امنیتی به شکل گسترده در خیابان حضور دارند. یکی از معترضان به کیهان لندن می‌گوید «نیروهای امنیتی در عمل اختیاردار سرکوب در اصفهان هستند و به نیروهای ضدشورش و انتظامی دستور می‌دهند. شمار زیادی از بسیجیان و لباس‌شخصی‌ها نیز تجهیز شده‌اند و در صف نخست سرکوب مردم قرار دارند.» وی ادامه می‌دهد «شب گذشته [جمعه اول مهر] من و دوستانم در خیابان چهارباغ اصفهان بودیم، نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی اگر تلفن موبایل دست هر کسی، چه جوان چه پیر چه کودک می دیدند، می‌گرفتند و خُردش می‌کردند. کنار من موبایل یک خانم را که خرید کرده بود و داشت به کسی زنگ می‌زد بیاید دنبالش گرفتند و با پا روی آن کوبیدند تا خُرد شد. نیروهای یگان ویژه و ضدشورش هم به کسی رحم نداشتند، با باتوم مردم را در عمل درو می‌کردند و اصلا نگاه نمی‌‌کردند، عین وحشی‌ها فقط می‌زدند.»

این شهروند با هیجان می‌افزاید «آنچه شگفت‌آور است حضور مردم است. یعنی مردم با این حجم سرکوب گسترده در اصفهان باز می‌آیند و می‌ایستند و باتوم می‌خورند و تلاش می‌کنند بزنند. این صحنه‌ها شبیه فیلمی است که یک کارگردان برای نشان دادن هدف مشترک یک جامعه زخم خورده برای آزادی آن را کارگردانی کرده است!»

شهر کرج و مناطق مهرشهر، فردیس و گوهردشت نیز شب گذشته به گفته اهالی محلی شدیدترین درگیری روزهای گذشته را پشت سر گذاشت. یکی از شرکت‌کنندگان در اعتراضات به کیهان لندن می‌گوید: «شعارهای مردم اصلا ملاحظه‌ای ندارد. مردم چشم در چشم نیروهای بی‌سیم به دست امنیتی و نیروهای یگان ویژه مسلح نگاه می‌کنند و با خشم فریاد می‌زنند «امسال سال خونه سید علی سرنگونه» یا «این آخرین پیامه هدف خود نظامه» و این موضوع برای من که از سال ۷۹ در اعتراضات حضور داشتم کاملا بی‌سابقه است. مأموران امنیتی مبهوت هستند و مأموران ضدشورش و یگان ویژه کاملا دچار تردیدند. انگار که فقط در انتظار شکست کامل خودشان صبر می‌کنند.»

این معترض به کیهان لندن تأکید می‌کند که «آنچه ما به ویژه از چهارشنبه [۳۰ شهریور] در خیابان‌های استان البرز که محل حضورمان در اعتراضات هست شاهد هستیم، مطلقا فضای اعتراضی سال‌های گذشته نیست. فاز اعتراضات از چهارشنبه بطور مشخص وارد فاز «انقلاب» شده. مردم آمده‌اند که کار را تمام کنند. مردم این را چشم در چشم به نیروهای حکومتی هم می‌گویند. حتی من خودم چند مورد دیدم بچه‌هایی را که بازداشت می‌شوند در حالی که مأموران آنها را با خود می‌کشانند تا ببرند، باز هم شعار می‌دهند و می‌گویند دیگه کارتان تمام است!»

معترض دیگری در شهر تبریز در گفتگو با کیهان لندن می‌گوید: «ما دیشب [جمعه شب] کمی با تردید رفتیم خیابان. فکر می‌کردیم با تهدیدهای قوه قضاییه و اطلاعات شاید مردم بترسند و نیایند. ولی وقتی نزدیک خیابان شهناز رسیدیم صداها و فضای شهر به شدت امیدوارمان کرد. مردم تبریز دیشب آمدند و اتفاقا به عقیده‌ی من، مردم چون جمهوری اسلامی تهدید کرده، محکم‌تر آمدند.»

این معترض می‌گوید «در تبریز فضای شهر یادآور همان سلحشوری و ایستادگی است که ما از مشروطه شنیدیم. انگار تاریخ تکرار شده و همان مردم فلاکت‌زده و درگیر با فقر و قحطی و بیماری، عزم خودشان را برای تغییر سرنوشت جمعی‌شان جزم کرده‌‌اند.»

او در گفتگو با کیهان لندن می‌افزاید: «زدن برچسب به مردم کف خیابان از طرف مقامات، صداوسیمای رژیم و همینطور هواداران جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی مردم را عصبانی‌تر کرده. جمهوری اسلامی حتی در این شرایط هم دست از تحقیر مردم ایران بر نمی‌دارد اما با هربار سناریوسازی و تحقیر، کل نظام را به سرنگونی بیشتر نزدیک می‌کند.»

معترض دیگری در شهر تهران که جمعه شب در خیابان «پیروزی» بوده به کیهان لندن می‌گوید: «اعتراضات در این محله هر روز شدیدتر و جمعیت هر روز بیشتر می‌شود. بسیاری از معترضان بطور خانوادگی در تظاهرات حضور دارند. مردم شجاعانه بهم کمک می‌کنند. از بازداشت‌ها تا جایی که امکان داشته باشد جلوگیری می‌کنند. آنها که به هر دلیلی نمی‌توانند وسط میدان باشند، به شکل دیگری به مردم کمک می‌کنند. مثلا دیروز دنبال ما کردند و یک خانم خیلی سالمند در خانه‌اش را باز کرد و مردم را پناه داد. بعد دیدیم یک قابلمه بزرگ آش پخته به بچه‌های معترض گفت بیاید داخل یه ذره غذا بخورید و جون بگیرید و برید ریشه اینها را از ته درآورید. شنیدم پیرمردی هم که در خانه‌اش را به روی مردم فراری از دست ضدشورش باز کرده بود، دست آخر که بچه‌ها را راه داد و خواست در را ببندند باتوم خورده و سرش شکسته.»

این معترض می‌گوید: «مردم با شجاعت و اطمینان آمده‌اند وسط میدان اما هم خودم معتقدم و هم از زبان معترضان دیگر شنیدم که ما نیازمند یک رهبر سازمانی هستیم. یعنی رهبری که نه تحلیل کند و نه در نقش یک رهبر معنوی فقط امید بدهد! ما در میدان مبارزه هستیم و رهبر سازمانی می‌خواهیم که تاکتیک‌های مبارزه را در سرتاسر ایران ترسیم و مردم را هدایت کند.»

در آنسو اما جمهوری اسلامی به دنبال ایجاد محدودیت و خفقان بیشتر است تا مردم به خیابان نیایند. گزارش‌ها نشان می‌دهد در بسیاری از محله‌ها نیروهای بسیجی و اراذل و مزدورانی که در خدمت جمهوری اسلامی برای وحشت‌آفرینی به صورت گروهی با موتورسیکلت در خیابان‌هایی که محل اعتراضات است حرکت می‌کنند به همراه مأموران ضدشورش و ماشین‌های سرکوب در خیابان‌ها می‌گردند تا فضای رعب و وحشت ایجاد کنند. در برخی محله‌ها بسیجی‌ها  نوحه و سرودهای حکومتی را با بلندگو در خیابان‌ می‌گردانند.

به نظر می‌رسد اتاق فکر جمهوری اسلامی که در ابتدا به دنبال پرژوه‌ی بی‌خطر «مطالبه» برای برچیده شدن گشت ارشاد بود و پس از ناکامی، برای سوزاندن پرچم جمهوری اسلامی «وامصیبتا» راه انداخت و باز هم شکست خورد، حالا در حال تجهیز یک جبهه‌ی روانی با چهارتا آدم برای جنگ روانی و ایجاد فضای وحشت با طبل توخالی و بلندگوی نوحه در سطح شهرهاست.

 

 

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=299834