Page 36 - (کیهان لندن - سال چهل و دوم ـ شماره ۵۵۸ (دوره جديد
P. 36
صفحه 36شماره ۲۰۲4
جمعه 28فروردین تا پنجشنبه 3اردیبهشت 14۰۵
مذاکرات اسلام آباد؛
نمایشی بعنوان پوشش ،وقفهای بعنوان ابزار!
است اغراقآمیز بهنظر برسد ،اما در سطحی محدودتر، واقعیت کلیدی همچنان پابرجاست :سطح تقابل بطور کوروش زمانی – آنچه امروز در فضای سیاسی و رسانهای
یعنی افزایش اشراف اطلاعاتی و کاهش ریسک کاملا قابل قابل توجهی افزایش یافته و وارد مرحلهای شده که در آن بعنوان «شکست مذاکرات» مطرح میشود و به نقل از
تصور است .استفاده از فناوریهای پیشرفته برای پایش «وقفههای دیپلماتیک» بیش از آنکه نشانه حرکت به سمت «جیدی ونس» معاون رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا
تحرکات دریایی ،شناسایی تهدیدات بالقوه مانند مینهای صلح باشند ،کارکردی تاکتیکی پیدا کردهاند .مذاکراتی که بازتاب پیدا کرده ،اگر در کنار تحولات میدانی اخیر قرار
دریایی یا زیردریاییهای کوچک ،و ایجاد توانایی واکنش در اسلامآباد و با نقشآفرینی پاکستان برگزار شد ،در همین بگیرد ،دیگر صرفا یک خبر دیپلماتیک نیست ،بلکه بخشی از
سریع ،بخشی از دکترین نظامی مدرن است .با این حال، چارچوب قابل فهم است .پاکستان ،با دارا بودن سابقه یک تصویر بزرگتر است؛ تصویری از تقابلی که مدتهاست
تبدیل کامل این تنگه به یک «مسیر غیرقابل انسداد» در طولانی همکاری با سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده از فاز پنهان عبور کرده و اکنون در مرحلهای قرار دارد که
کوتاهمدت ،همچنان با محدودیتهای جدی مواجه است و (سیا) و نقش کلیدی در معادلات منطقهای ،همواره بعنوان میتوان آن را «برخورد نیمهعلنی و چندلایه» میان ایالات
هرگونه تلاش در این جهت ،بطور بالقوه میتواند به تشدید یک بازیگر واسط و چندلایه عمل کرده است؛ بازیگری که متحده آمریکا ،اسرائیل و رژیم ایران دانست .با این حال،
میتواند هم کانال ارتباطی باشد و هم بخشی از معماری برای درک درست این وضعیت ،باید با دقت بین آنچه واقعا
درگیری منجر شود. تأیید شده و آنچه در قالب روایت ،تحلیل یا حتی جنگ
در سطح راهبردی نیز ،تفاوت رویکرد میان آمریکا و پیچیده انتقال پیام و مدیریت تنش. روانی مطرح میشود ،تمایز قائل شد؛ چرا که در غیر این
اسرائیل اهمیت زیادی دارد .آمریکا ،بویژه در دورههایی بنابراین ،شکست این مذاکرات را میتوان نه بعنوان صورت ،تحلیل بهجای روشنکردن واقعیت ،خود به بخشی
که ملاحظات سیاسی داخلی پررنگ است ،تمایل دارد به پایان یک مسیر دیپلماتیک واقعی ،بلکه بعنوان پایان یک
دنبال دستاوردهایی باشد که بتواند آنها را در قالب موفقیت «وقفه عملیاتی» تعبیر کرد؛ وقفهای که در آن هر یک از میدان نبرد روایتها تبدیل میشود.
دیپلماتیک یا مدیریتی ارائه دهد .در مقابل ،اسرائیل با از بازیگران اصلی تلاش کردهاند موقعیت خود را بهبود در این چارچوب ،اگرچه گزارشهایی از وارد آمدن ضربات
نگاهی عمیقتر ،بهدنبال رفع عناصر تهدیدآمیز است و تمرکز بخشند .برای آمریکا ،این به معنای تکمیل تصویر اطلاعاتی، سنگین به ساختار نظامی و امنیتی رژیم ایران منتشر شده،
آن بیشتر بر کاهش یا حذف تهدیدات مستقیم استوار است. بازتنظیم نیروها تحت فرماندهی سنتکام و آمادهسازی برای از جمله تلفات در میان فرماندهان ارشد و آسیب به برخی
این تفاوت ،اگرچه به معنای تضاد کامل نیست ،اما میتواند سناریوهای مختلف بوده است .برای اسرائیل ،این زمان زیرساختها ،اما هنوز هیچ تأیید قابل اتکای مستقلی
در نحوه تصمیمگیری و زمانبندی اقدامات تأثیرگذار باشد. فرصتی برای بهروزرسانی بانک اهداف ،ارزیابی مجدد وجود ندارد که نشان دهد «تمام توان نظامی ایران نابود
در طرف مقابل ،رژیم ایران با مجموعهای از چالشهای شبکههای نفوذ و آمادهسازی برای عملیاتهای احتمالی شده» یا اینکه ساختار حاکمیت بطور کامل فروپاشیده
همزمان مواجه است :فشار خارجی ،آسیبهای جدی به آینده فراهم کرده است .و برای ایران ،این دوره میتوانست است .حتی در مورد ادعاهای بسیار مهمتری مانند وضعیت
ساختار رهبری و فرماندهی و ضرورت حفظ انسجام داخلی. فرصتی برای بازسازی نسبی ،جابجایی منابع و تلاش برای مجتبیخامنهای ،اطلاعات منتشرشده متناقض ،تأییدنشده و
حتی در شرایطی که ضربات سنگینی وارد شده باشد، در بسیاری موارد بخشی از فضای مهآلود جنگ اطلاعاتی
ساختارهای حکومتی و نظامی رژیم ایران بهگونهای طراحی مدیریت فشارهای داخلی و خارجی باشد. است .این نکته اهمیت زیادی دارد ،زیرا هرگونه تحلیل
شدهاند که بتوانند تا حدی در برابر شوکهای ناگهانی مقاومت در این میان از منظر ژئوپلتیک ،یکی از مهمترین نقاط دربارهی «پایان جنگ» یا «مرحله نهایی» بدون اتکا به
کنند.پراکندگیجغرافیایی،وجودلایههایمختلففرماندهی، تمرکز ،تنگه هرمز است؛ گلوگاهی که نهتنها برای ایران ،بلکه دادههای قابل راستیآزمایی ،میتواند به نتیجهگیریهای
و استفاده از نیروهای نیابتی ،همگی عواملی هستند که مانع برای کل اقتصاد جهانی اهمیت حیاتی دارد .ایده تسلط
آمریکا بر این آبراه دریایی یا تلاش برای ایجاد یک مسیر نادرست منجر شود.
از فروپاشی سریع میشوند .به همین دلیل ،هرگونه امن در این تنگه ،اگرچه در بیانهای غیررسمی ممکن با این حال ،حتی اگر از اغراقها فاصله بگیریم ،یک

