مهدی دهقان – کشور ایران از لحاظ فساد رسانهای، محدودیت، سانسور، خفقان و زندانی کردن خبرنگاران جزو سه کشور نخست جهان است یا به عبارتی ایران مرداب و زندان بزرگ برای خبرنگاران است.
گاهی اوقات شغل خبرنگاری در ایران با عبارتهایی مانند خبرنویسی، میرزانویسی، بازاریابی خبر و «کیهاننویسی» مترادف و هممعنی می شود. کیهانی که زمانی یکی از معتبرترین روزنامههای خاورمیانه به شمار میرفت و پس از انقلاب اسلامی به تدریج به منفورترین و دروغپردازترین روزنامه تاریخ معاصر ایران تبدیل شد: کیهانِ تهران. اگر هم خبرنگاری نخواهد چنین شیوهای را در پیش بگیرد باید خانه بهدوشی، نبود امنیت شغلی، تهدید، زندان، سانسور و خفقان را تحمل کند. این روزها بسیاری از خبرنگاران در ایران مجبور به نوشتن به شیوهی کیهانِ تهران و تهیه گزارشهای جهتدار و معنیدار و سفارش شده و گاهی به دور از اخلاق هستند.
از یک سو ثروت، قدرت و ثبات کاری در رسانههای اصولگرا سبب شده تا خبرنگاران به سمت اینگونه رسانهها تمایل داشته باشند، رسانههایی که حتی با لغو مجوز به کار خود ادامه میدهند و از سوی دیگر حقوق پرداختی رسانههای اصولگرا و اصلاحطلب نیز تفاوت فاحشی دارد. به عنوان نمونه روزنامهای مانند «تعادل» که مالک آن همان مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه «اعتماد» است به خبرنگاران خود همچنان ماهانه ۸۰۰ هزار تومان پرداخت میکند و خبرنگاران آن باید هر روز ترس تعطیلی یا توقیف روزنامه را داشته باشند اما حداقل پرداختی خبرنگاران روزنامه و خبرگزاریهای اصولگرا مانند کیهانِ تهران، میزان و حمایت بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان با بیمه، سنوات و پاداش است و حتی پرداختی خبرنگاری در خبرگزاری فارس ۹ میلیون تومان بوده است؛ رسانههایی که پاداشهای پرداختی آنها با حقوق ماهانه خبرنگاران رسانههای اصلاحطلب برابری میکند. همچنین در جریان فاش شدن فیشهای حقوقی، رقم حقوق دریافتی ماهیانه مدیر مسئول روزنامه کیهان ۱۴۰ میلیون تومان اعلام شد که تنها واکنش به این خبر، سکوت بود.
به احترام محمود صارمی، روزنامهنگار کشته شده در افغانستان، روز ۱۷ مرداد در تقویم ایرانی روز خبرنگار نام گرفته است که با نزدیک شدن به این روز، وزارتخانهها، ادارات و ارگانها، روز خبرنگار را به خبرنگاران حوزه خود با کارتهای هدیه ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان تبریک میگویند و در پیامکهای تبریک، خبرنگاران را وجدان آگاه جامعه، سرداران و پاسداران کلام، کلمه و قلم مینامند اما باید گفت که وجدان آگاه جامعه چند سالی است به کما رفته و دیگر جانی در بدن ندارد. به امید روزی که رسانههای ایران نیز توسط بخش خصوصی اداره و خبرنگاران بتوانند آزادانه و بدون ترس قلم بزنند.




