رژیم اسلامی ایران در بزنگاه تاریخی

- اعتراضات ایرانیان مصمم به تغییر از ابعاد ملی و منطقه‌ای فراتر رفته و صدای طنین‌انداز آنها به سراسر جهان رسیده و اینبار رژیم جمهوری اسلامی نتوانسته به نزاع ملی و فرقه‌ای و قومی برای  تفرقه انداختن بین تظاهرکنندگان در داخل و خارج دامن بزند و اگرچه تا کنون ده‌ها  نفر بر اثر گلوله‌های نیروهای امنیتی رژیم کشته شده‌اند اما ایرانیان بیش از هر زمان دیگری متحد، مصمم به میدان مبارزه وارد شده و با وجود همه خشونتی که علیه معترضان به کار گرفته می‌شود، رژیم هنوز نتوانسته آنها را از میادین اعتراضات خارج کند.

دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۳ اکتبر ۲۰۲۲


مصطفی فحص (شرق الاوسط) – رژیم ایران به راه‌ها و شیوه‌های مختلف در تلاش است تا بحران اعتراضات سراسری را که با قتل مهسا امینی دختر  جوان به دست گشت ارشاد آغاز شد، به مسئله کردها ربط داده و با هدف انحراف توجه انظار عمومی جهان از اعتراضات دو هفته‌ای داخل ایران، مصمم است بحران داخلی خود را به عامل خارجی ربط دهد. پس برای اثبات ادعای خویش خشم خود را بر سر حزب دمکرات کردستان ایران ریخته و مواضع این حزب در شمال عراق را با ۷۳ موشک بالستیک بمباران کرد که یکی از آنها در نزدیکی دبستانی در حوالی شهر اربیل فرود آمد و باعث قتل شماری از کودکان شد. در این میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازوی نظامی رژیم نیز روی این موضوع که گویا در حال جنگ با «عامل خارجی» و علیه یک گروه مسلح مرتبط با دشمنان جمهوری اسلامی است که تلاش می‌کند کشور را بی‌ثبات کند، مانور می‌دهد و تبلیغ می‌کند.

با اینهمه در حالی که اعتراضات مردم ایران وارد سومین هفته خود شده، رژیم اسلامی در رسیدن به این هدف خود موفق نشد. اعتراضات ایرانیان مصمم به تغییر از ابعاد ملی و منطقه‌ای فراتر رفته و صدای طنین‌انداز آنها به سراسر جهان رسیده و اینبار رژیم جمهوری اسلامی نتوانسته به نزاع ملی و فرقه‌ای و قومی برای  تفرقه انداختن بین تظاهرکنندگان در داخل و خارج دامن بزند و اگرچه تا کنون ده‌ها  نفر بر اثر گلوله‌های نیروهای امنیتی رژیم کشته شده‌اند اما ایرانیان بیش از هر زمان دیگری متحد، مصمم به میدان مبارزه وارد شده و با وجود همه خشونتی که علیه معترضان به کار گرفته می‌شود، رژیم هنوز نتوانسته آنها را از میادین اعتراضات خارج کند.

جنبش اعتراضات ایرانیان برای آزادی با وجود سرکوب شدید همچنان ادامه دارد. با اینکه اعتراضات فعلا به طبقه متوسط ​​و دانشجویان محدود ماند ولی تاکتیک تجمعات کوچک را در  پیش گرفته تا سرعت حرکت و استمرار آن را تضمین کند. تجمع و اعتراضات اینبار به ابتکار زنان و جوانان با مقاومت و گریز و عقب‌نشینی موقت و ظهور مجدد در برابر سرکوبگران همراه بوده است. این تظاهرات ممکن است چندین هفته آینده با همین گستردگی و سرعت ادامه یابد اما انتقال آن به سطح یک خیزش مردمی سراسری برای براندازی نیازمند تغییرات بنیادین در حال و هوای افکار عمومی همه ایران در تمام سطوح طبقاتی و قومی است تا بتواند عملا آن را از اعتراضات قبلی متمایز و به خطرناک‌ترین نوع خود در تأثیرگذاری بر ماهیت رژیم ایران تبدیل کند. برای اینکه این جنبش سراسری به سرنوشت جنبش‌های اعتراضی ده سال گذشته دچار نشود، باید بتواند بر شرایط سنتی جامعه ایران که خود را بر هر جنبشی تحمیل می‌کند، غلبه کند تا سرنوشت خود را برای حرکت در مسیر رهایی به دست گیرد.

جنبش تغییر در ایران نیازمند دو اتصال بزرگ از یکسو بین اقوام ایران از جمله به میدان آمدن آذربایجانی‌هاست و از سوی دیگر اتصال بین طبقه متوسط با کم‌درآمدها و اتحاد همگی آنها در مبارزه با رژیم است.

اتحاد طبقه کم‌درآمد با طبقه متوسط شتاب و سرعت تغییر و فروپاشی رژیم را تضمین و درهای تطمیع و رام کردن محرومان را با وعده و وعید یارانه و غیره به روی رژیم جمهوری اسلامی خواهد بست و از انزوای طبقه متوسط ​و​روشنفکران به ویژه دانشجویان جلوگیری خواهد کرد.

از سوی دیگر، به نظر می‌رسد ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری رژیم ایران، با دستوری که برای تحقیق و بررسی شرایط جان باختن مهسا امینی داده، قوه قضائیه رژیم را وارد یک معضل و مخمصه حل نشدنی کرده و آن را در برابر یک مشکل جدی قرار داده است. اکنون قوه قضائیه یا به اشتباه پلیس ارشاد باید اعتراف کرده و عاملان آن را مجازات کند که در صورت اقدام به چنین کاری، پیامدهای منفی بر روابط بین سازمان‌های امنیتی و نهادهای دولتی در آینده خواهد داشت و چه بسا این تصمیم عناصر و ماموران امنیتی را به سمت کنار گذاشتن خشونت و محتاط بودن در برخورد با شهروندان سوق ‌دهد تا از هرگونه مجازات در آینده جلوگیری کنند که این باز به توسعه توقعات و خواست‌های مردم به ویژه زنان منجر خواهد شد.

اما اگر قوه قضائیه رژیم ایران تصمیم بگیرد که عاملان قتل را مجازات نکند و مرگ مهسا امینی را ناشی از شکنجه‌های نیروهای امنیتی نداند، واکنش‌های زیادی را در داخل ایران به همراه خواهد داشت، آنگاه خود رئیسی با یک معضل بزرگ روبرو خواهد شد. او اکنون نیز با دو گزینه بسیار مشکل روبروست: یا قاتل و گشت ارشاد را باید محکوم کند، یا با سکوت خود مهر تأیید بر محکومیت قربانی، مهسا امینی، بزند. هر کدام از این گزینه‌ها پس‌لرزه‌های بزرگی به همراه خواهد داشت.

بر این اساس، به نظر می‌رسد روزهای آینده ایران آبستن رویدادهای غافلگیرکننده‌ خواهد بود. آنچه مسلم است اینکه ایران در حال عبور از تحولات بزرگ و بنیادین است که جمهوری اسلامی را بر سر دوراهی پیچیده‌ای قرار می‌دهد؛ تغییراتی که  بدون تحمل زیان‌های بزرگ نمی‌تواند به سادگی از آن عبور کند.

*منبع: شرق الاوسط
*نویسنده : مصطفی فحص
*ترجمه و تنظیم از  کیهان لندن

 

 

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=300892