بهزاد پرنیان – برخوردهای نظامى بین رژیم جمهورى اسلامى و کشور اسرائیل که از دههها پیش آغاز شده است، با تهاجم غیر مستقیم رژیم جمهوری اسلامیبه کشور اسراییل در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ توسط نیروهای نیابتی خود به درون مرزهاى اسراییل، ابعاد گستردهترى یافت و اینک با حملات هوایی ارتش اسراییل به مراکز سیاسی، نظامیو سایتهای هستهای رژیم ملاها، به یکى از مسائل حاد اوضاع کنونى بدل گشته است.
فارغ از دلایلی که دولت اسرائیل برای مقابله با تهدیدات رژیم ملاها تا این لحظه آورده است، و نیز دلایلی که دولتمردان آن در پیوند عمیق با منافع ملی و شرطی لازم برای بود و نبود کشور اسرائیل قلمداد کردهاند تا از طریق اقدام نظامی آن را تامین نمایند، محتواى عملى سیاست دولت اسراییل، به عنوان تنها کشور دموکراتیک در خاورمیانه، برای گرفتن چنین تصمیمی (اقدام نظامی) بسیار حائز اهمیت است.
الف – احیاى ثبات و امنیت کشور و ملت خود، که در اثر ماجراجوییها و اقدامات تروریستی نیروهای نیابتی رژیم جمهوری اسلامی از چهل و پنج سال پیش به اینسو، ضرباتى کارى بر آن وارد آمده، و تامین و صیانت از منافع کشور خود در منطقه خاورمیانه.
ب- رژیم جمهورى اسلامى، از آنجا که حکومتى آخرالزمانی و ایستاده بر ایدئولوژی ولایت فقیه است، و به عنوان جزء فعال از اندیشه مهدویت، حاکمیتِ بر مردم را تعریف میکند، در همه سالهای حیات خود نه تنها در خدمت سرکوب اندیشه ملیگرایی تحت عنوان باوری که در تقابل با دکترین بلاد اسلامی است عمل کرده، بلکه بنا بر ماهیت دینخویی و دشمنپرور خود، در برابر هر اعتراض یا مقابلهای با کوچکترین جزء از نظام اندیشناکی خود، ریشهها و دلایل اعتراضات را برآمده از افکار شیطانی و همسان محاربه با خدا تلقی میکند.
از این رو هرگونه مقابله و رویارویی با نیروهای غیرخودی، اعم از معترضین و مخالفین داخلی و یا واکنش به تهاجمِ یک نیروی خارجی را صرفا برای دفاع از موجودیت ایدئولوژیک مذهبی خود، و نیز حضانت از گروه و فرقهای که خود وابسته به آن بوده و حکمرانی مُطلقه را در دست دارند، در پیش میگیرد.
در چهل و پنج سال گذشته این رژیم نشان داده که برای مقابله با هر نوع تهاجمی، نمیتواند به ملت زیر سلطه خود اتکاء نماید و در پرتو جنگ با هر نیرویی اعم از معترضین و انقلابیون داخلی، و نیروهای مهاجم خارجی، به بهانه وجود شرایط اضطرارى (دشمن، دشمن، دشمن) به ضرورت “دفاع از میهن اسلامى” و جاری نمودن “حکومت امام عصر” ، با اتکاء به نیروهاى نظامى سازمانیافته خود در داخل و سرتاسر منطقه خاورمیانه، تنها با اقدامات تروریستی و یا با تضعیف دولتهای دیگر در منطقه تشنجآفرینی کرده است.
از این رو اقدام دولت اسرائیل در تهاجم حساب شده نظامی به کلیت رژیم استبدادی ملاها، نه فقط ضرورتی اجتنابناپذیر برای مقابله با تهاجمات گاه و بیگاه یک رژیم متخاصم میتواند تلقی گردد، بلکه اقدامی برای نابودی ایدئولوژی ویرانگر و ضد بشری گروهی فناتیک و قائل به جهانی شدن حکومت الله بر روی زمین از طریق صدور انقلاب اسلامی خود به دیگر نقاط گیتی است.
وظایفى که در این برهه مشخص بر عهده نیروهاى ملیگرا قرار میگیرد چیست.
١) ملیگرایان ایران میبایست با گرایشها و جریاناتى که:
الف – در برخورد با شرایط کنونى، افراد شناخته شده و گروههایی را که به حمایت از رژیم جمهورى اسلامى و یا حمایت از جناحى از آن میکنند مورد حمله شدید خود از راه نقد در رسانهها و حتی در میان جامعه مستاصل از شرایط چهل و پنج ساله قرار دهند تا آنها نتوانند در میان مردم انشقاق به وجود آورند.
یادآوری آنچه در سالهای ۶۷، ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ بر سر این ملت آورده شده به همراه رویدادهای تلخی مانند موضوع کشتی سانچی، متروپل، ساختمان پلاسکو، انفجار در بندرعباس و فاجعه تجاوز به زندانیان در کهریزک، میتواند تلاش این افراد یا گروهها در تبرئه نمودن رژیم تنها به بهانه دشمن فرضی و محاربه با خدا را خنثی نماید.
ب – مقابله با بىتفاوتى و یا پاسیفیسم در برخورد با شرایط کنونی به بهانه که این جنگ به ملت مربوط نیست و تلاش بشود تا این جنگ را تحمیلیترین جنگ رژیم بر کشور و ملت ایران دانسته و تاکید بر این نکته این جنگ میبایست تا به دست ملت ایران پایان بیابد و نه توسط اسرائیل و نه هیچ نیروی خارجی دیگر.
ج – در برهه حساس کنونی، تنها و تنها مبارزه با رژیم را تبلیغ کرده و به درگیریهای حزبی، گروهی و سازمانی نیروهای فرصتطلب وقعی گذاشته نشود.
برای این منظور اکیدا پیامها و رهنمودهای شهریار ایران را دنبال کرده و دستورات آمده از اتاق فرماندهی و رهبری انقلاب را بدون کم و کاست اجرا نمایند.
٢- ملیگرایان میبایست در جهت ایجاد صف مستقل و تشکیل جبهه پادشاهیخواهان در مبارزه علیه این رژیم اهتمام ورزیده و برای خنثی کردن تحرکات و تبلیغات رسانهای گروههای تجزیهطلب و نیز پایان دادن به این جنگ تحمیلی به وظایف تشکیلاتى زیر بطور پیگیر عمل کنند:
الف – تلاش همهجانبه برای سازماندهی گروههای کوچک در محلات (خصوصا پایتخت)، برای نظم بخشیدن به جامعه و کنترل و ایجاد نظم در شهرها و محلهها برای جلوگیری از تشنج و هرج و مرج تحت نظارت دولت موقتی که شهریار ایران رضا شاه دوم آنرا معرفی خواهند کرد.
ب – افشا و برخورد با افراد و گروههایی که در پوشش این جنگ تحمیلی در تلاش هستند تا با تهییج شهروندان و تولید و پخش اخبار دروغ، حکومت را مدافع منافع آنان نشان داده و بخشی از جامعه را به همدردی با رژیم ترغیب نمایند.
ج – سازماندهى جوانان و همه اقشار جامعه برای حفاظت از بانکها، ادارات و مراکزی که در آنها اسناد مهم دولتی و حکومتی نگهداری میشوند.
د – سازماندهى کمیتههاى دفاع، در کارخانهها، محلات، مدارس، ادارات تا برقراری رسمی دولت موقت.
ج- تهیه و توزیع تصاویر جانباختگان خیزش ۱۴۰۱ و خیزشهای پیش از آن در کنار فرتورهای شهریار ایران رضا شاه دوم پهلوی برای ایجاد همبستگی ملی.

