سی و چهارمین سال قتل ناجوانمردانهی شاپور بختیار، بزرگمرد سیاسی ایرانزمین و آخرین نخست وزیر قانونی نظام مشروطه و دستیار باوفایش سروش کتیبه به دست جلادان جمهوری اسلامی، مصادف است با صد و نوزدهمین سالروز صدور فرمان مشروطیت به قلم مظفرالدینشاه قاجار؛ تقارنی که همزمان یادآور آغاز حکومت قانون و حاکمیت ملت و آزادی در ایران و نیز فاجعهی خونین قتل یکی از آخرین مدافعان آرمانهای مشروطه است.
سخنان دکتر شاپور بختیار که طی آنها به ما هشدار میداد هنوز طنین در آسمان تاریخانداز است. او میگفت: «دیکتاتوری نعلین به مراتب خطرناکتر از دیکتاتوری چکمه است»، «اینها ماموریت دارند که ایران را به نابودی ببرند، خب میبرند، ولی من ایستادهام که این کار نشود»، «هر تغییری باید از مجاری قانونی باشد»، «شاه در نظر من سمبلی است بر وحدت ایران نه بیشتر»، «چه بسا دیکتاتوری جدید از دیکتاتوری قدیم مهیبتر باشد»، «کشور به مرحلهی خطرناکی رسیدهاست»، «در اصول نه با خمینی سازش میکنم و نه با شاه»، «نباید کاری بکنیم که افراد این آب و خاک در مقابل یکدیگر قراربگیرند» و…
دکتر شاپور بختیار در ۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ میگوید: «…کلیه ی زندانیان سیاسی آزاد شدهاند و با وجود سوء استفاده مسلم از آزادی، بعضی از روزنامهها که ۲۵ سال مزدور دولت های فاسد بودند با انتشار اکاذیب و تحریک احساسات و به منظور ازدیاد تیراژ شروع به مسموم نمودن اذهان عمومی میکنند. آنچه را که به شخص من بگویند یا بنویسند در زیر سطح نفرت و بی تفاوتی من باقی خواهدماند ولی ادامهی اهانت و اتهام به ارتش یا افراد دیگر کشور بدون پاسخ نخواهد ماند. من برای آخرین بار تقاضا میکنم که پیش از درج مطالب با عقل سلیم به صحت و سقم آنها توجه شود. تمام اراجیف و شایعات استعفای من و خالی کردن سنگر مقدس قانون اساسی و حرکت به سوی مجهول مطلقاً بی اساس است…»
و یک هفته بعد دربارهی آزادیها میگوید: «من آزادی را میدهم و قانون را اجرا میکنم و انتخابات آزاد را انجام خواهمداد، ولی تسلیم زور و هو و جنجال نمیشوم، اگر میخواستم تسلیم شوم ۲۵ سال پیش میشدم. با دیکتاتوری به هر رنگ و شکل باشد مخالفم.»
در ۱۲ بهمن ماه یکبار دیگر هشدار میدهد: «تمام انقلابات جهان وقتی طولانی میشوند و مردم را خسته میکنند یک نظام دیکتاتوری در قفای خود هدیه میآورند. سعی کنیم که از این نهضت آزادی به نفع مردم کشور و با احترام به قانون استفاده بنمائیم و در غیر اینصورت علاوه بر خطرات گوناگون که ما را تهدید میکند، مملکت بدون تردید به یک دوران سیاه دیکتاتوری و شاید ملوک الطوایفی باز خواهدگشت…»
روز ۱۵ بهمن ماه اعلام کرد: «هرگونه تغییر حکومت باید از طریق انتخابات آزاد صورت گیرد نه توسط گروهی مردم هیجانزده که در خیابانها به راه میافتند.» در ادامه آمده است که: «من تمام عمر در راه دموکراسی مبارزه کردهام و در اصول عقاید نه با آیتالله خمینی سازش خواهمکرد نه با کس دیگر…»، دربارهی سیاستهای کلی خمینی میگوید: «بیمعنی است، زیرا به نظر وی هرچه در ۲۵ سال گذشته انجام شدهاست بیمعنی است، از جمله ملی شدن نفت. من به خود گفتم که ۲۵ سال گذشته زشت، دیکتاتوری فاسد بوده، ولی گذر از یک دیکتاتوری به دیکتاتوری پر ابهام، نه»، «…هیچکس نمیداند جمهوری اسلامی وی چیست و اگر کسی به متون گذشته مراجعهکند پشتش به لرزه درمیآید. او نه تعدد گروههای سیاسی را میپذیرد نه دموکراسی را. میخواهد روحانیت قانون الهی را اجرا کند؛ همه چیز اینجا شروع میشود و اینجا تمام میشود.»
شاپور بختیار در روز ۱۶ دیماه ۱۳۵۷ نخست وزیری مشروطه را پذیرفت. او به خطر حکومت دینی در یکی از سخنرانی های خود به آن اشاره میکند که: «از زمان سلاطین ساسانی تا کنون هر بدبختی که در ایران رخداده و هر شکستی که بوده بدانید که آخوندهای آن زمان یا این زمان در آن دخالت داشتهاند». از این رو بود که بهتر از هرکس خطری را که هست و نیست ملت و کشور ما را تهدید میکرد دیده بود.
خطر رژیم جهالت سیاه، فساد، تبهکاری، بیداد و سرکوب و ویرانگری؛ سیاه ترین نوع جهالتی که این کشور در یک تاریخ سههزار ساله به خود دیدهاست! اگر این تبهکاریها و جهالت سیاه قابلپیشبینی بود، برای این پیشبینی تجربه، هوشیاری و شجاعت مردی چون شاپور بختیار لازم بود.
از این رو، هرچند قیام بختیار در سال ۵۷ برای نجات کشور در سایهی احیاء مشروطه، در آن ایامِ شدیداً بحرانی به عدمموفقیت دچار شد اما به دلیل حقانیت قانونی و سیاسی و درستی پایهی تاریخی و فرهنگی آن، نطفهی همهی قیامهای بعدی بود؛ همهی قیامها، از ابتدا تا قیامهای سالهای اخیر، به ویژه خیزش شگفتانگیر مهسا در سه سال گذشته، که شایستگی ملت ایران برای آزادی را برجهانیان آشکارساخت.
میبینیم که با قتل کوردلانهی بختیار راه و آرمان او از میان برنخاست. به عکس به راه و آرمان همهی نسلهای ایراندوست و آزادیخواه پس از او تبدیلشد.
بختیار با قیام خود راهی را گشود که همهی نسلهای پس از او تا کنون آن را ادامه دادهاند.
راه مقاومت در برابر حکومت زور، خودکامگی؛ حکومت کور اعتقادات خصوصی مانند دین بر دانش و هنر کشورداری دموکراتیک.
به همین دلیل هدف رستاخیز کنونی نیز که مبتنی براینهمه فداکاری بوده و متحمل اینهمه قربانی شده نظامی است مبتنی بر قانون، قانونی که منشاء آن ارادهی آزاد مردم باشد، قانونی که احدی نتواند به خود اجازهی تخطی از آن را بدهد؛ خواه نامش پادشاه باشد خواه رییس جمهور.
دولت موقت آزادیخواهان نیز ادامهی دولت بختیار خواهد بود.
دولتی که تا تشکیل مجلس مؤسسان به ناچار بر اساس قانون اساسی مشروطه حکومت میکند ـ منهای اصولی از آن که ناقض برابری شهروندان است و با حقوق برابر شهروندان در انتخابات منافات دارد.
همهی آحاد ملت ایران که به تمامیت ارضی و دموکراسی و جدایی دین از حکومت باور دارند باید بتوانند صرف نظر از پایبندیشان به جمهوری یا سلطنت، در رقابت برای انتخابات مجلس مؤسسان با حقوق و امکانات برابر شرکت کنند.
از لحاظ تاریخ دموکراسی در ایران دولت موقت ادامهدهندهی کار دولت بختیار است: کار دولت موقت از همان نقطهای آغازمیشود که کار دولت شاپور بختیار در روز ۲۲ بهمن قطع شد.
یاد بختیار همواره زنده و گرامی باد
ایران هرگز نخواهد مرد
نهضت مقاومت ملی ایران
چهارشنبه ۱۵ مردادماه ۱۴۰۴ برابر با ششم اوت ۲۰۲۵

