میلاد ایوبی ایروانلو – ایران امروز در شرایطی ایستاده که بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست به دست هم دادهاند و کشور را در مسیر فروپاشی ساختاری قرار دادهاند. نظام جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری مشروعیت خود را از دست داده و در مقابل، جامعه مدنی آگاهتر و مقاومتر شده است.
فساد در پروژههای عمرانی
به عنوان کسی که سالها در پروژههای عمرانی ایران فعالیت داشتهام، به چشم دیدهام که چگونه پروژههایی چون فرودگاه ماکو، سدسازیهای بیفایده و طرحهای قرارگاه «خاتمالانبیاء»، بیش از آنکه برای رفاه مردم طراحی شده باشند، ابزاری برای پولشویی، رانت و تثبیت قدرت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودهاند. منابع ملی صرف ساختارهایی شد که یا ناتمام ماندند یا عملاً کارآیی چندانی برای مردم نداشتند.
بحران مشروعیت و سرکوب
انتخابات نمایشی، سرکوب اعتراضات از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی از تا ۱۴۰۱ و پس از آن و تکیه حکومت بر ابزار ارعاب نشان میدهد که جمهوری اسلامی دیگر هیچ پایه اجتماعی واقعی ندارد. اکثریت مردم تغییر را میخواهند و فاصله میان دولت و ملت به نقطه بازگشتناپذیر رسیده است.
بحرانهای پیش رو
۱. اقتصاد: سقوط ارزش ریال، فساد سیستماتیک و تحریمها کشور را در لبه ورشکستگی قرار داده است.
۲. محیط زیست: خشک شدن دریاچهها و رودخانهها نتیجه مدیریت غلط و پروژههای نمایشی است.
۳. اجتماع: مهاجرت نخبگان، بیکاری، فقر و اعتیاد آینده جامعه را تهدید میکند.
۴. سیاست خارجی: ماجراجوییهای منطقهای ایران را بیش از پیش منزوی کرده است.
مردم و اپوزیسیون
اعتراضات کارگری، اعتصابات و جنبش «زن، زندگی، آزادی» نشان دادند که نیروی واقعی تغییر مردم هستند. اما اپوزیسیون خارج از کشور باید با صدای واحد و برنامه مشخص عمل کند تا این انرژی اجتماعی به سمت گذار موفق هدایت شود.
نتیجهگیری
جمهوری اسلامی دیگر توان اصلاح ندارد. آینده ایران ناگزیر و در گرو تغییر بنیادین است؛ هرچه این تغییر زودتر رخ دهد، هزینه آن برای مردم کمتر خواهد بود. ایران نیازمند بازسازی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است تا بتواند از این بحران همهجانبه عبور کند.
*میلاد ایوبی ایروانلو مهندس ژئوتکنیک و تحلیلگر سیاسی

