علی بردبار جهانتیغی – ایران امروز در حال خشکیدن است. از خراسان تا اصفهان، از خوزستان تا سیستان، ایرانیان بسیاری ساعتها از دسترسی به برق و آب آشامیدنی محرومند. این شرایط نتیجه مدیریت حکومتی است که در چند سال گذشته بجای آنکه بحران آب را مدیریت کند و منابع باقیمانده را برای تأمین نیاز مردم به کار گیرد، مسیر دیگری را انتخاب کرده: صدور «آب ایران» به کشورهای همسایه، به شکل میوه و سبزیجاتی که هر روز از بندر لنگه به دوبی و شارجه و حتی تا عربستان سعودی میروند.
افشاگری تازه در گزارشی ویژه از نشریه «اکونومیست» نشان میدهد جمهوری اسلامی در کمتر از یک دهه به صادرکنندهی برتر تولیدات میوه و سبزیجات در خلیج فارس بدل شده است. امروز بیش از ۹۰ درصد گوجه فرنگی، انواع سبزیجات و هندوانه وارداتی امارات از ایران تأمین میشود. در قطر و عمان نیز داستان مشابهی جریان دارد. اما برای مردم ایران، این «افتخار صادراتی» معنایی ندارد جز سفرههای خالی و قبضهای آب بدون قطرهای آب!
مردم بیآب، بازارهای دوبی پر از میوه و سبزیجات ایرانی
تصویر متناقضی پیش روی ماست: در ایران، خانوادههای بسیاری برای خرید یک کیلو گوجه فرنگی یا یک هندوانه ناچارند چند برابر توان مالی خود هزینه کنند، در حالی که همان محصول در بازارهای العویر دوبی به فراوانی و با قیمتی ارزان عرضه میشود. یک صادرکننده ایرانی به «اکونومیست» گفته است که در سال ۲۰۲۴ توانسته روزانه ده کانتینر گوجه فرنگی معادل ۲۰۰ تن به امارات صادر کند، تنها به بهای هر کیلو یک درهم.
این در حالیست که فروشندگان اماراتی میتوانند هر کیلو را تا دو برابر قیمتی که از ایرانیان میخرند، بفروشند آنهم در حالی که و واردات از کشورهای دیگر برایشان دستکم پنج برابر گرانتر تمام میشود. نتیجه روشن است: برای تاجر اماراتی، خرید محصول ایرانی چهار تا پنج برابر ارزانتر از واردات از اروپا یا ترکیه است. همین اختلاف قیمت، انگیزه اصلی سیل واردات از ایران است. فقر ایرانیان و کشاورزی برای صادرات در کشوری خشک و بیآب!
کشتهای گلخانهای با تجهیزات اسرائیلی
ایران در دهه اخیر شاهد رشد انفجاری کشت گلخانهای بوده است. سطح زیرکشت از اوایل دهه ۲۰۱۰ بیش از سه برابر شده است. اما بخش زیادی از تجهیزات مدرن آبیاری و فناوریهای هیدروپونیک در داخل کشور تولید نمیشود. «اکونومیست» تأکید میکند که بسیاری از این تجهیزات در اصل محصول اسرائیل است؛ پیشروترین کشور جهان در فن آبیاری. این کالاها معمولاً به عنوان بخشی از بستههای بزرگتر از هلند یا دیگر کشورهای اروپایی به ایران وارد میشوند و در سالهای اخیر چین و روسیه نیز به این بازار افزوده شدهاند.
به عبارت دیگر، رژیمی که شعار دشمنی با اسرائیل سر میدهد، برای پرکردن جیبهایش از صادرات کشاورزی، از فناوری همان کشور استفاده میکند. این طنز تلخ یک واقعیت را عیان میکند: برای نظام اسلامی هیچ چیز جز بقای سیاسی و انباشت ثروت برای خودش اهمیت ندارد، حتی اگر به بهای مصرف آب ایران و وابستگی غیرمستقیم به دشمن دیرینه باشد.
صادرات پنهان، قاچاق آشکار
محصولات ایرانی معمولاً بطور رسمی در گمرک شارجه ثبت میشوند، اما پرداخت هزینه بالاست، چرا که بانکهای اماراتی از معامله با ایران خودداری میکنند. به همین دلیل سیستم غیررسمی «هُندی» وارد عمل میشود: شبکهای از دفاتر کوچک در دوبی که با پوشش «حمل و نقل» و «خدمات» پول واردکنندگان اماراتی را جمع میکنند و در مقابل، لوازم خانگی، قطعات اتومبیل و ماشینآلاتی را که ایران نیاز دارد تأمین میکنند. در عمل، میوه و سبزیجات یعنی عملا آب شیرین ایران از کشور خارج میشود و درهم و دلار از امارات برمیگردد، بیآنکه ریالی جابجا شود.
در شارجه، بارها دوباره بستهبندی میشوند. گاهی محصولات ایرانی در کارتنهای تقلبی برندهای اروپایی قرار میگیرند، گاهی برچسب مبدأ تازه میخورند: جمهوری آذربایجان، ترکیه، اسپانیا؛ هر جایی جز ایران. برخی عمدهفروشان کل طبقات انبارشان را به این «عملیات استتار» اختصاص دادهاند.
نتیجه این چرخه آن است که حتی عربستان سعودی، که رسماً واردات میوه از ایران را ممنوع کرده، امروز از محصولات ایرانی مصرف میکند. تنها با چسباندن یک برچسب جدید یا استفاده دوباره از اسناد حمل و نقل، محمولههای ایرانی وارد خاک عربستان میشوند.
میلیاردها دلار سود، اما نه برای مردم
برآوردها نشان میدهد جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۴ حدود ۴ تا ۵ میلیارد دلار یا به عبارت دیگر ۴۷۵ هزار میلیارد تومان از صادرات کشاورزی به امارات درآمد داشته است. اما این پول کجا میرود؟ نه به جیب کشاورزان محلی و نه به سفرههای مردم. سودهای اصلی در دست شبکههای وابسته به قدرت و دلالانی است که با نفوذ سیاسی تجارت را کنترل میکنند.
«اکونومیست» مینویسد که حتی سوپرمارکتهای بزرگ اماراتی گاه در این فساد شریکاند. مدیران بخش میوه و سبزی، محصولات ایرانی ارزان را با محصولات اروپایی مخلوط میکنند و با قیمت بالاتر میفروشند. در برخی موارد، همان گوجه ایرانی که در ایران کیلویی چند ده هزار تومان از کشاورزان خریده میشود، در دوبی با بستهبندی لوکس کیلویی ۲۰ تا ۲۵ درهم فروخته میشود.
صادرات آب، نه سبزی و میوه!
پرسش اصلی اینجاست: ولی واقعا چه چیزی از ایران صادر میشود؟ گوجه و هندوانه؟ یا چیزی ارزشمندتر: آب! برای تولید یک کیلو گوجه فرنگی یا کاهو بالغ بر دویست لیتر آب مصرف میشود. وقتی این محصولات به امارات میروند، درواقع منابع آبی ایران است که صادر میشود.
ایران یکی از خشکترین کشورهای جهان است. هماکنون بیش از ۳۰۰ شهر با کمبود آب و خشکی روبرو هستند. در بسیاری از مناطق، آب آشامیدنی تنها چند ساعت در روز در دسترس است. تالابها خشکیده، رودخانهها بیآب شده، و دشتهای ایران دچار فرونشست زمین شدهاند. در چنین شرایطی، صادرات آب بطور غیرمستقیم و به شکل گوجه و هندوانه و… بزرگترین خیانت به ایران و ایرانی است.
خشکیدن ایران، سیرابشدن همسایهها
گزارش «اکونومیست» تصویری عریان از خیانت ساختاری جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی برای چند میلیارد دلار ، منابع حیاتی کشور را به شکل میوه و سبزیجات صادر میکند. مردمی که در ایران حتی آب آشامیدنی ندارند، امروز شاهدند که همان آب به صورت هندوانه و گوجهفرنگی به سفره مردم دوبی و ریاض میرود.
آنچه امروز در جریان است، نه تجارت مشروع که غارت سازمانیافتهی منابع ملی ایران است. در کشوری که مردم ساعتها در روز آب ندارند و حتی در برخی نقاط آن برای جرعهای آب در صف میایستند و میوه، گوشت و آجیل از سفرهی بخش بزرگی از آنان حذف شده ، صدور غیرمستقیم میلیاردها لیتر آب به شکل انواع میوه و سبزی به دوبی و ریاض معنایی جز خیانت ندارد.
ایران سرزمینی است با هزاران سال تمدن و ثروت طبیعی، اما این ثروتها توسط حکومتی به گروگان گرفته شده که بقای خود را بر نابودی آینده ملت ترجیح داده است. راه برونرفت روشن است: بازگرداندن حاکمیت ملی به دست مردم. تنها زمانی که منابع ایران دوباره در خدمت ایرانیان قرار گیرد ، میتوان امید داشت که سرزمین ما از خشکسالی، فقر و تباهی نجات یابد.
ایران و آب و خاک این کشور متعلق به ایرانیان است، و تنها با پایاندادن به این چرخهی خیانت و بازگشت حاکمیت ملی میتوان آیندهای ساخت که در آن، بجای تشنگی ملت و سیرابشدن همسایگان، مردم ایران خود وارث و مدیر واقعی ثروتهای سرزمینشان باشند.
*علی بردبار جهانتیغی مترجم و فعال سیاسی در حوزه توسعه و سیاست ایران با تمرکز بر سیستان و بلوچستان




