موج جدیدی از ناامنی در آبهای آزاد خلیج فارس، بخشی از استراتژی گستردهتری است که رژیم ایران برای اعمال فشار بر دولت ترامپ در مذاکراتِ بینتیجه در پیش گرفته است.
جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر با افزایش حملات نامتقارن و چریکی در تنگه هرمز، تلاش کرده است جریان عبور نفت از خلیج فارس را همچنان مختل نگه دارد و موقعیت تضعیفشدهی خود را در درگیری جاری با آمریکا پنهان نماید. این موج جدید از ناامنی در آبهای آزاد خلیج فارس، که شامل استفاده از پهپادهای زیرآبی بمبگذاریشده، نارنجکهای راکتی (آرپیجی) و مینهای چسبنده میشود، بخشی از استراتژی گستردهتری است که رژیم ایران برای اعمال فشار بر دولت ترامپ در مذاکراتی در پیش گرفته که فعلا به بنبست رسیدهاند.

والاستریت ژورنال در گزارشی بر اساس اطلاعات مقامات منطقهای، شرکتهای امنیتی و تحلیلگران، با تشریح جزئیات تائید میکند، تنگه هرمز که پیش از آغاز درگیریها حدود ۲۰ درصد از تأمین جهانی نفت از آن عبور میکرد، به میدان نبرد «سایه»ها تبدیل شده است.
رژیم ایران که به دلیل محاصره دریایی آمریکا و ضربات نظامی، میلیاردها دلار درآمد نفتی خود را از دست داده، اکنون بجای رویارویی مستقیم با نیروی دریایی قدرتمند آمریکا، به تاکتیکهای کمهزینه و پراکنده متوسل شده است.
طبق گزارشها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هفتههای اخیر به چسباندن مین به بدنهی کشتیها، شلیک نارنجکهای آرپیجی و همچنین پهپادهای زیرآبی حامل مواد منفجره پرتاب اقدام کرده است. این حملات عمدتاً کشتیهایی را هدف قرار میدهد که نفت را از خلیج فارس به تانکرهای بزرگتر منتقل میکنند.
دادههای مرکز عملیات تجارت دریایی (UKMTO) وابسته به نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا نشان میدهد که رژیم ایران در اکتبر ۲۰۲۶ با بیش از ۳۵ مورد تهاجم به کشتیها در تنگه هرمز، بیشترین حملات از آغاز جنگ را انجام داده است.
در روزهای نخست ماه نوامبر نیز حداقل پنج کشتی مورد حمله قرار گرفتهاند. این آمار شامل حمله به تانکرهای نفت، کشتیهای کانتینری و حامل گاز شده و فقط به نفت محدود نمیشود. برخی گزارشها از حملات متعدد در یک روز، مانند شش حادثه در ۱۱ اکتبر، حکایت دارند که برخی از آنها با تأخیر گزارش شدهاند. خدمه در بسیاری از موارد سالم ماندهاند، اما آسیبهای ساختاری و آتشسوزیهای محدود گزارش شده است.
استفاده از تسلیحات ارزانقیمت، هزینههای نامتقارن این راهزنی چریکی را نشان میدهد. هر راکت آرپیجی ۷ حدود ۴۰۰ دلار قیمت دارد و مینهای چسبنده، ارزان و در دسترس توصیف میشوند، در حالی که یک تانکر بسیار بزرگ (VLCC) جدید حدود ۱۳۰ میلیون دلار ارزش دارد و قیمت بازار آن تا ۲۳۵ میلیون دلار میرسد. یک حملهی موفق میتواند کشتی چندمیلیون دلاری را از کار بیندازد یا بیمه و هزینههای حمل و نقل را به شدت افزایش دهد.
این مدل حملات چریکی دریایی، که رژیم ایران دهههاست با عنوان «ناوگان پشهای» توسط قایقهای تندرو سپاه پاسداران تمرین کرده، برای افزایش هزینهی عملیات آمریکا و ایجاد فضای ناامنی طراحی شده است.
هدف اصلی جمهوری اسلامی، بازگرداندن فضای ترس و فلج در تجارت دریایی است که در ابتدای درگیری، جریان عبور نفت را تقریباً متوقف کرده بود. با وجود تلاشهای آمریکا برای تسهیل عبور کشتیهای (بجز کشتیهای متعلق به جمهوری اسلامی) و محاصره بنادر ایران، رژیم که موقعیتاش به سرعت در حال فرسایش است، از این حملات برای اهرم فشار در مذاکرات استفاده میکند.
تحلیلگران معتقدند رژیم ایران با دسترسی به ویژگیهای جغرافیایی (تنگه باریک و اعماق محدود) و تجربهی طولانی در حملات تروریستی دریایی، از مزیت طبیعی برخوردار است. برخی مقامات آمریکایی هشدار دادهاند که پیروزی جمهوری اسلامی در این میدان، شکست «اقتصادی و امنیتی» برای ایالات متحده خواهد بود، زیرا آمریکا به عنوان قدرت دریایی و تجاری، به آزادی ناوبری وابسته است.
از سوی دیگر، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) به فرماندهی دریاسالار برد کوپر اعلام کرده که نیروهای آمریکایی بطور منظم مشغول گشتزنی هستند و در بازدیدهای هوایی اخیر، هیچ نیرویی از سپاه پاسداران را در منطقه مشاهده نکردهاند. فرمانده سنتکام گفته است آمریکا مینهای دریایی رژیم ایران را جمعآوری کرده و عملیاتهای محدودی انجام داده است.
در دوم نوامبر، نیروهای دریایی آمریکا به جزیره قشم ایران حمله کردند که بخشی از سلسله عملیاتهای اعلامنشده در تنگه هرمز بوده است. این ضربات در پاسخ به حملات جمهوری اسلامی بود که متهم به تهدید داراییهای آمریکایی و حمل و نقل تجاری است.
رژیم ایران نیز ادعاهای متقابلی دارد. سپاه پاسداران اعلام کرده که چهار تانکر نفتی ناقض محدودیتها به مین برخورد کرده و منهدم شدهاند، دو کشتی دیگر متوقف شده و پنجاه و ششمین پهپاد MQ-9 آمریکا بر فراز تنگه هرمز سرنگون شده است. این ادعاها بخشی از روایت رسمی و تبلیغاتی رژیم ایران برای نمایش کنترل است.
هزینههای بیمهی دوران جنگ برای عبور از خلیج فارس افزایش یافته و برخی کشتیرانان به خدمه تا ۲۵ هزار دلار برای هر سفر پیشنهاد میدهند تا نفت را از منطقه خارج کنند. حملات نه تنها تانکرها، بلکه کشتیهای کانتینری را نیز هدف گرفته و هزینههای حمل و نقل جهانی را بالا برده است.
در طی چند ماه گذشته، بقایای جمهوری اسلامی از قایقهای غیرنظامی و ماهیگیری برای جاسوسی استفاده میکند که شناسایی را برای نیروهای آمریکایی دشوارتر میسازد، اما در چند نوبت نیز توسط نیروی دریایی آمریکا هدف قرار گرفتهاند.
گزارشهای مختلف از بازگشت نسبی صادرات نفت خاورمیانه و تضعیف «چنگال» رژیم ایران بر تنگه هرمز سخن میگویند، هرچند فضای ناامن همچنان پابرجاست. اگر جریان عبور نفت بهبود یابد، بعید به نظر میرسد در کوتاهمدت با وجود جمهوری اسلامی، هزینههای بیمهی کشتیرانی در خلیجفارس کاهش یاید.
کارشناسان بر این باورند که چنین جنگ چریکی میتواند برای مدت طولانی ادامه یابد، زیرا رژیم ایران با یک ایدئولوژی افراطی و سابقهای طولانی، نیازی به پیروزی نظامی کلاسیک ندارد؛ کافیست هزینه را برای آمریکا و متحدانش بالا ببرد. از آنسو نیز، پیشرفت آمریکا در محاصره و تسهیل صادرات کشورهای حاشیهی خلیج فارس، فشار اقتصادی سنگینی بر جمهوری اسلامی وارد کرده است.
با این حال، بقایای جمهوری اسلامی تمام داشتهی زرادخانهی خود را برای متوقف کردن جریان نفت به کار گرفتهاند و راهزنی چریکی جزو آخرین تلاشها برای اینست که نشان دهند «تعیینکننده» هستند، در حالی که دزدان دریایی سومالی نیز با شبیخونزدن به کشتیها، ادعای قدرت بیشتری در این زمینه دارند!

