هزینه سنگین امامان جمعه در ایران

جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۲۹ اوت ۲۰۲۵


خلیل نیک‌خصال – دکتر رضا مشگینی مقدم اقتصاددان اخیراً سؤال تندی پرسید: آسیب واقعی ناشی از امامان جمعه در ایران چیست؟

چهل و هفت سال است که خطبه‌های نماز جمعه در سراسر ایران، از بزرگترین شهرها تا کوچکترین شهرها، طنین‌انداز شده است. در تئوری، این خطبه‌ها برای هدایت جامعه، ارائه شفافیت اخلاقی وخدمت به عنوان صدای مردم در نظر گرفته شده بودند. در واقعیت، آنها به یکی از پرهزینه‌ترین وکم‌ اثرترین نهادها در جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند که از منابع ملی گسترده استفاده می‌کنند و در عین حال چیزی بیش از تکرار، تبلیغات و بی‌توجهی ارائه نمی‌دهند.

طبق اعلام وزارت مسکن وشهرسازی، ایران امروز ۱۱۴۸ شهر دارد. نزدیک به پنجاه سال است که هر شهر تقریباً هر هفته میزبان نماز جمعه بوده است. با یک تخمین محافظه‌کارانه، این تعداد بالغ بر ۲,۵۶۳,۰۰۰ خطبه است که از منبرهای سراسر کشور ایراد می‌شود. و با این حال، پس از میلیون‌ها سخنرانی، این سؤال فوری همچنان باقی است: چه چیزی به دست آمده است؟

صداهایی که هرگز از جانب ایران سخن نگفتند. امامان جمعه با وجود امتیازات متعدد، تا حد زیادی در مورد مسائل حیاتی برای بقای ایران سکوت کرده‌اند:

  • فروپاشی محیط زیست: خشک شدن رودخانه‌هایی مانند زاینده رود و کارون؛ کوچک شدن دریاچه ارومیه و تبدیل آن به یک دشت نمک؛ تخلیه سفره‌های آب زیرزمینی؛ و جنگل‌زدایی گسترده و فرونشست زمین. آیا منبر هرگز به عنوان تریبونی برای دفاع از جنگل‌های مازندران، تالاب‌های خوزستان یا گونه‌های در معرض خطر انقراض برای همیشه عمل کرده است؟
  • بی‌عدالتی اقتصادی: تورمی که عزت کارگران و بازنشستگان را ربوده است؛ بیکاری که جوانان را به ناامیدی یا تبعید سوق می‌دهد؛ فقری که خانواده‌ها را به بی‌خانمانی سوق می‌دهد. چه تعداد از خطبه‌ها واقعاً بجای سرزنش دیگران، خواستار راه‌ حل بوده‌اند؟
  • میراث فرهنگی: ایران سرزمین شاعران، دانشمندان و مصلحان، از فردوسی تا ابن سینا، از حافظ تا شریعتی است. با این حال، خطبه‌های نماز جمعه به ندرت از این گنجینه حکمت تجلیل می‌کنند، در عوض ترجیح می‌دهند به “غرب” حمله کنند یا درگیری‌های خارجی را ستایش کنند.
  • حقوق بشر: حق آموزش، مراقبت‌های بهداشتی، دستمزد عادلانه و آزادی بیان- این موارد از منبر غایب هستند. کودکان در سیستان و بلوچستان و کردستان فاقد مدرسه و آب تمیز هستند، با این حال میلیاردها تومان به سرزمین‌های دیگر منتقل می‌شوند. بطور خلاصه، منبر صدایی برای ایران نبوده است. صدایی برای رژیم بوده است.

هزینه سکوت: این سکوت بهای سنگینی داشته است. تقریباً به همه امامان جمعه خانه، ماشین، محافظ شخصی، دفتر و امتیازات سیاسی داده می‌شود – تجملات با بودجه ملی.

بیایید فقط محافظه‌کارانه‌ترین تخمین مالی را در نظر بگیریم، به استثنای خانه، وسیله نقلیه، تجهیزات و سایر مزایا:

  •    ۱۱۴۸ امام جمعه
  • ۱۱۴۸ معاون
  •  ۳۴۴۴ محافظ
  • ۳۴۴۴ راننده، آشپز، باغبان
  • ۵۷۴۰ مشاور، مدیر و کارمند دفتر

این نهاد در مجموع ۱۴۹۲۴ نفر را استخدام می‌کند که هر کدام حداقل ۵۰ میلیون تومان حقوق ماهانه دارند. هزینه ماهانه نگهداری این نهاد ۷۴۶.۲ میلیارد تومان است که سالانه نزدیک به ۹ تریلیون تومان می‌شود، که برای ساخت ده‌ها مدرسه، بیمارستان و کارخانه در هر سال کافی است. در عوض، منابع را به نهادی منتقل می‌کند که نتوانسته است به بحران‌های اساسی ایران رسیدگی کند.

اولویت‌های خارجی و غفلت‌های داخلی. شاید مهم‌ترین آسیب نه تنها مالی، بلکه اخلاقی باشد. هفته به هفته، ایرانیان سخنرانی‌های آتشین درباره عراق، سوریه، لبنان، یمن و فلسطین می‌شنوند، در حالی که رنج در خوزستان، کردستان و سیستان و بلوچستان همچنان بی‌پاسخ مانده است.

آب رودخانه‌های کارون و دز آلوده است؛ اهواز با توفان‌های مکرر گرد و غبار دست و پنجه نرم می‌کند؛ کشاورزان اصفهان برای حقوق آب خود فریاد می‌زنند؛ و تهران غرق در آلودگی و ترافیک است. با این حال، منبر درباره جنگ‌های دور و دشمنان خارجی موعظه می‌کند.

چرا سرزمین ایران، خاکی که ما را حفظ می‌کند، میراثی که ما را متحد می‌کند، هرگز مورد تشکر، احترام و دفاع قرار نمی‌گیرد؟ چرا گیاهان، حیوانات، رودخانه‌ها و کوه‌ها در خطبه‌ها بی‌صدا می‌مانند، در حالی که میلیاردها دلار به کشورهای دیگر سرازیر می‌شود؟

چهل و هفت سال فرصت از دست رفته. بیش از ۲.۵ میلیون خطبه باید گنجینه‌ای از خرد برای مقابله با چالش‌های یک تمدن بزرگ ایجاد می‌کرد. در عوض، آنها بیابانی از شعارهای پوچ ایجاد کرده‌اند. تصور کنید اگر فقط بخش کوچکی از این خطبه‌ها بر موارد زیر متمرکز می‌شد:

  • تشویق به حفاظت از آب و جنگل
  • آموزش مسئولیت‌پذیری در قبال حیوانات و اکوسیستم‌ها
  • درخواست دستمزد و حقوق بازنشستگی عادلانه برای کارگران
  • الهام‌بخش پیشرفت در نوآوری، آموزش و علم
  • تجلیل از شاعران، متفکران و چهره‌های فرهنگی ایران

در عوض، منبر تمرکز خود را به سیاست، اطاعت و خصومت محدود کرده است. فرصت ارتقای جامعه را از دست داده است.

فریادی برای رحمت، عدالت و خرد. مردم ایران بار این غفلت را به دوش می‌کشند. کودکان در مدارس فرسوده می‌مانند، بیماران در بیمارستان‌های کم‌بودجه می‌میرند، کارگران بدون امنیت رنج می‌برند و روستاها به دلیل خشکسالی و مهاجرت ناپدید می‌شوند. در همین حال، منبر جمعه همچنان گران، ممتاز و غیرپاسخگو است.

خودِ سرزمین، خواهان عدالت است. رودخانه‌ها، جنگل‌ها و کوه‌ها در شگفتند که چرا نادیده گرفته می‌شوند. مردم می‌پرسند چرا ثروتشان صرف ساخت خانه‌ها و بیمارستان‌ها در کشورهای خارجی می‌شود در حالی که خودشان از آن محرومند.

چهل و هفت سال کافی است. اگر موعظه‌ها نتوانند رحمت، عدالت و خرد را به این سرزمین بیاورند، پس به مردم ایران خدمت نمی‌کنند. آنها فقط به قدرت خدمت می‌کنند. این سوال همچنان باقی است و هر سال بلندتر می‌شود: چرا ایرانیان باید همه چیز را برای دیگران فدا کنند در حالی که سرزمین مادری خودشان رها شده است؟

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۰ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=385457