دیوید اعتباری – پهپادها در دنیای امروز دیگر صرفاً ابزار جنگی نیستند. این پرندههای کوچک که روزگاری تنها در اختیار ارتشها قرار داشتند، به تدریج راه خود را به عرصههای غیرنظامی باز کردند: از کشاورزی و نقشهبرداری گرفته تا فیلمبرداری و امدادرسانی. همین دسترسی گسترده نشان میدهد که پهپاد به یک فناوری مدرن با کاربردهای گوناگون تبدیل شده؛ ابزاری که اگر درست به کار گرفته شود، میتواند در جنبشهای آزادیخواهانه نقش مهمی ایفا کند.
برای ایران اهمیت این فناوری در آن است که میتواند هزینه انسانی مبارزات مدنی و خیابانی را پایین بیاورد و در مقابل، هزینه و فشار را برای قوای سرکوب بالا ببرد. مردمی که بارها با خشونت خیابانی و سرکوب سازمانیافته روبرو شدهاند، با کمک پهپاد میتوانند بخشی از خطر را از دوش خود بردارند و در عوض حکومت را وادار کنند منابع و انرژی بیشتری برای مقابله با ابزاری کوچک و نسبتا ارزان صرف کند.
این ایده تازه نیست. در کشورهای مختلف موارد زیادی دیدهایم که نشان میدهد پهپاد میتواند نقشی فراتر از ابزار سرگرمی یا فیلمبرداری داشته باشد. در سوریه، نیروهای مخالف حکومت اسد از پهپادهای تجاری برای شناسایی مواضع و هماهنگی استفاده کردند. در اوکراین، پیش از جنگ تمامعیار با روسیه، داوطلبان مردمی پهپادها را برای ثبت تصاویر و کمک به دفاع محلی به کار گرفتند. در ونزوئلا نیز مخالفان رژیم مادورو از پهپادها برای ارسال پیام و نشان دادن ضعف حکومت استفاده کردند. هرچند شرایط ایران متفاوت است، اما این نمونهها نشان میدهند که این فناوری میتواند ابزار مهمی برای مقاومت مدنی باشد.
بر بستر وضعیت و رویدادهای ایران، کارکرد پهپادها را میتوان در چند سطح توضیح داد.
نخست، نقش دیدهبانی و هشدار است. یکی از بزرگترین مشکلات اعتراضات خیابانی، غافلگیر شدن مردم در برابر یورش ناگهانی نیروهای امنیتی است. یک پهپاد کوچک میتواند بر فراز میدان پرواز کند و مسیر حرکت ماشینهای سرکوب یا واحدهای موتوری را ثبت کند. این تصاویر و هشدارها اگر بهموقع منتقل شوند، میتوانند خطر سرکوب دهها نفر را تقلیل دهد. درواقع، بخشی از مسئولیت سنگینی که بر دوش جوانان حاضر در خط مقدم است، به دوش فناوری منتقل میشود.
دومین نقش، پشتیبانی و هماهنگی است. برای مثال پهپاد میتواند بستهای کوچک از ماسک یا سرم شستشو به نقطهای برساند که دسترسی زمینیاش بسته شده است. میتواند به عنوان پیامرسان به کار گرفته شود و نشانهای ساده برای هماهنگی میان دو گروه در دو سوی یک خیابان باشد. این کارکرد شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما در شرایطی که هر لحظه اهمیت دارد، میتواند به استمرار مبارزات کمک کند و جلوی پراکندگی جمعیت را بگیرد.
نقش سوم، بُعد نمادین و روانی پهپاد است. حکومت تلاش میکند فضایی از شکستناپذیری و کنترل مطلق ایجاد کند. دیدن یک پهپاد کوچک در آسمان، آنهم بر فراز میدانی که نیروهای امنیتی آن را محاصره کردهاند، میتواند این تصویر را بشکند. وقتی پرچم یا شعاری از آسمان به چشم مردم میرسد، پیام آن ساده اما عمیق است: رژیم بر آسمان هم تسلط کامل ندارد. چنین صحنههایی به مردم اعتماد به نفس میدهد و روحیه آنان را تقویت میکند.
و در نهایت، اگر سرکوب تشدید شود، پهپاد میتواند نقشی فراتر ایفا کند. نه در حد یک ابزار تعیینکننده، بلکه به عنوان عاملی برای ایجاد اخلال و تحمیل هزینه به قوای سرکوب. وقتی نیروهای امنیتی مجبور شوند برای مقابله با چند پهپاد ساده سامانههای پیچیده را فعال کنند، منابع بیشتری صرف کنند و تمرکز خود را از دست بدهند، این خود به معنای پیروزی روانی برای مردم است. پهپاد در این مرحله نماد خلاقیت مردمی است که حتی در برابر قدرت سنگین حکومت، راهی برای به چالش کشیدن آن پیدا کردهاند.
با این حال، وقتی از پهپاد به عنوان یک ابزار مدنی صحبت میکنیم، منظور صرفاً مدلهای گرانقیمت و پیشرفته نیست. درواقع، بسیاری از نمونههای ارزان و ساده میتوانند کارکردی مؤثر داشته باشند. ایندسته از پهپادها به دلیل قیمت پایین، در صورت از دست رفتن یا رهگیری، نگرانی بزرگی برای کاربران ایجاد نمیکنند و همین باعث میشود به گزینهای مناسب برای شرایط پرخطر بدل شوند.
برای نمونه، کوادکوپترهای دستساز یا سرهمبندیشده با قطعات آماده، معمولاً هزینهای بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار دارند و میتوانند حدود یک تا دو کیلومتر پرواز کنند. میکروکوادکوپترها، کوچکتر و ارزانترند (۵۰ تا ۱۰۰ دلار) و گرچه بُرد و زمان پروازشان کمتر است، اما به دلیل اندازه و صدای بسیار محدود، در محیطهای شهری سختتر قابل رهگیری هستند. پهپادهای مسابقهای یا همان FPV با هزینهای در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار، سرعت و چابکی زیادی دارند و به دلیل نداشتن GPS، کمتر در معرض اختلال و جمینگ قرار میگیرند. در نهایت، پهپادهای بال ثابت که میتوان آنها را با فوم یا مقوا ساخت، هزینهای حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار دارند و قادرند بین ۵ تا ۱۰ کیلومتر پرواز کنند؛ این پهپادها معمولاً مسیر از پیشبرنامهریزیشده را طی میکنند و نیازی به ارسال سیگنال زنده ندارند.
به بیان ساده، این پهپادها ابزارهایی نسبتا ارزان، سبک، و سختتر برای رهگیری هستند. توان حمل بار آنها محدود است، اما برای دیدهبانی، پیامرسانی یا اقدامات نمادین کفایت میکنند. درست به همین دلیل است که میتوانند بخشی از ابزار مقاومت مدنی باشند: بدون نیاز به فناوری پیشرفته یا سرمایهگذاری کلان، تنها با ابتکار و جسارت شهروندان.
با همه اینها، استفاده از پهپاد بدون خطر نیست. از نظر فنی، پهپادهای تجاری به راحتی توسط سامانههای اختلال و رهگیری میتوانند زمینگیر میشوند. راهکار این است که بجای اتکا به مدلهای آماده و قابل ردیابی، از پهپادهای سادهتر یا تغییر یافته استفاده شود. پروازها باید کوتاه باشد، مسیرها از پیشبرنامهریزی شده و هربار توسط واحدهای کوچک و ناشناس انجام گیرد تا خطر ردیابی کاهش یابد. از نظر سیاسی نیز، خطر خدشهدار شدن چهره مسالمتآمیز جنبش وجود دارد. اگر از پهپاد استفاده شتابزده و تهاجمی شود، رژیم میتواند بهانهای برای معرفی معترضان به عنوان «خشونتطلب» به دست آورد. بنابراین باید همواره از کارکردهای غیرخشونتآمیز آغاز کرد و هر گام فراتر، تنها زمانی قابل توجیه است که سرکوب به نقطهای برسد که دیگر راهی جز دفاع از جان مردم باقی نماند.
در سطح بینالمللی هم حساسیتهایی وجود دارد. برخی کشورها ممکن است هرگونه استفاده نادرست از پهپاد را با برچسب «تروریسم» بنگرند. اینجاست که اهمیت پیامرسانی شفاف آشکار میشود. باید به روشنی نشان داده شود که هدف، حفاظت از جان معترضان، کاهش خشونت و ایجاد امکان برای اعتراض مسالمتآمیز است. از طرفی اگر دانش و تجربه استفاده از پهپاد در دست شمار اندکی متمرکز شود، خطر نفوذ و شناسایی بسیار بالا میرود. بهترین راه، آموزش غیرمتمرکز و ایجاد شبکههای کوچک است؛ به گونهای که هیچ فرد یا گروهی همه اطلاعات را در اختیار نداشته باشد. ساخت و مونتاژ محلی قطعات نیز میتواند وابستگی به واردات را کاهش دهد و استقلال عملیاتی بیشتری فراهم آورد.
آنچه پهپاد به مبارزان خیابانی میدهد، نه قدرت سرنگونی فوری حکومت، بلکه فرصتی برای تغییر موازنه است: فرصتی برای آنکه مردم کمتر هزینه انسانی بدهند و نظام سرکوبگر بیشتر مجبور به هزینه شود. این همان نقطهای است که فناوری مدرن میتواند در خدمت آزادی و آیندهای بهتر برای ایران نیز قرار بگیرد.
*دیوید اعتباری، نویسنده کتاب Beyond Ideology: The Technocratic Roadmap to a Free Iran (۲۰۲۵)، همبنیانگذار سازمان Stop Child Executions و از نظریهپردازان گذار ساختارمند، دموکراتیک و فنسالار در ایران است.





