با پایان مهلت دو هفتهای آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، همزمان با محاصرهی دریایی ایران، دونالد ترامپ یکطرفه مهلت را تمدید کرد، بدون آنکه تاریخ مشخصی برای خاتمهی آن تعیین کند؛ اما تهدید کرد: «اگر توافق نکنند، کار را با استفاده از گزینهی نظامی به پایان میرسانم.» رئیس جمهوری آمریکا روی فروپاشی ساختار نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی حساب ویژهای باز کرده است، هرچند درون حکومت برخی ادعا میکنند: «بعد از جنگ ۴۰ روزه، جمهوری اسلامی یک ابرقدرت شد.»

دونالد ترامپ در سخنانی دربارهی جنگ با حکومت ایران، با مقایسهی این درگیری با جنگهای طولانی آمریکا در ویتنام، عراق، کره و جنگ جهانی دوم، تأکید کرد که عملیات کنونی تنها طی «شش هفته به نتیجه رسیده و ارتش آنها کاملا شکست خورده است.»
از مواضع ترامپ پیداست، او روی فروپاشی نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی حساب ویژهای باز کرده است. او دست روی مشکلات اقتصادی و نارضایتی نظامیها گذاشته است. در واقع در آمریکا به این جمعبندی رسیدهاند که با محاصرهی دریایی، اقتصاد بحرانزده ایران را فلج میکنند.
پیامدهای ناشی از ۴۰ روز جنگ تمام عیار، حکومت را دچار فرسودگی کرده است. این فرسودگی در تمام اجزای حکومت، از جمله در ساختار نظامی و امنیتی، پیداست. ناظران بر این باورند که شکاف میان مقامها بیشتر شده و اختلاف بر سر نحوهی مدیریت اوضاع تشدید شده است.
ترامپ در توصیف این وضعیت میگوید، پس از جنگ رهبران آنها از بین رفتهاند و ساختار رهبری جدید در ایران «درگیر کشمکش داخلی» است و «مثل سگ و گربه با هم میجنگند که چه کسی کنترل را بدست بگیرد.» بویژه آنکه واقعا وضعیت جسمی مجتبی خامنهای مشخص نیست؛ هرچند گزارش شد او زنده است، اما وضعیتش آنقدر وخیم است که فعلا در مخفیگاه بسر میبرد.

بر اساس گزارشهای میدانی، حکومت برای آنکه نشان دهد همچنان کنترل اوضاع را در دست دارد، تلاش میکند تجمعات خیابانی طرفدارانش را ادامهدار کند. برای نگهداشتن این تجمعات، حکومت دست به هر کاری زده است؛ از جمله به میدان آوردن زنان بیحجاب با سلاح، تبلیغ ازدواج موقت، صیغهخوانی و برگزاری مراسم ازدواج، پخش غذای نذری و چای و شربت صلواتی، تشییع جنازهی کشتهها، برگزاری موسیقی و دعوت از سلبریتیهای ولایی و حتا پرداخت دستمزد به کاروانهای خودرویی و مداحان برای شلوغ کردن تجمعات.
یکی از برنامههای حکومت، به میدان آوردن مزدوران خارجی است. گروههایی از شبهنظامیان عراق و شیعیان ترکیه گرفته تا اعضای «فاطمیون» و «زینبیون»، همانکاری را میکنند که سابقا بسیج و سپاه در خیابان انجام میدادند.
گزارش شد که اعضای حشدالشعبی به زنان تذکر حجاب دادهاند. همچنین گزارش شد که بعضی از آنها به زنان و دختران حامی حکومت در تجمعات تعرض کلامی و فیزیکی کردهاند. اما حکومت چشم بهروی این ننگها بسته است، زیرا به چیزی جز بقای خود فکر نمیکند.
گزارشها از ایران حاکی است که قیمت انواع خوراک و موادغذایی بعد از جنگ سرسامآور شده است. مخارج درمان و دارو دمار از روزگار مردم درآورده است. نرخ خدمات سر به فلک گذاشته و اجارههای مسکن حداقل ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
مردم بسیار نگراناند. حکومت بعد از جنگ، اعدامها و بازداشتها را افزایش داد. اموال صدها نفر را با اتهامات واهی امنیتی مصادره کرد. شهروندان میگویند مأموران امنیتی در سطح شهر رفتارهای خشن و توهینآمیز دارند. در ایستهای بازرسی مزاحم مردم میشوند. بسیاری از هموطنان شغل خود را از دست دادهاند و به معنای واقعی منبع درآمدی ندارند. اغلب آنها کسانی هستند که از طریق اینترنت امرار معاش میکردند یا معاش آنها وابسته به اینترنت بود.
طی همین مدت شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان اصلیترین رهبر مخالفان حکومت، تلاش کرد صدای مردم ایران را به گوش رهبران دولتهای اروپایی برساند. سفر او و همراهانش به فرانسه، سوئد، ایتالیا و آلمان برای دیدار رو در رو با سیاستمداران این کشورها در همین راستا صورت گرفت. شاهزاده رضا پهلوی از ۴۷ سال مماشات دولتهای اروپایی با جمهوری اسلامی انتقاد و به آنها توصیه کرد که اگر میخواهند نقشی مؤثر در معادلات بینالمللی داشته باشند، بجای حمایت از رژیم ملاها، از مردم ایران حمایت کنند.
شاهزاده پهلوی از دولتهای اروپایی خواست سپاه را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دهند و سفرای جمهوری اسلامی را از کشورهای خود اخراج کنند.
فرسودگی تمام عیار
با این شرایط، آنچه پیشروست بیشتر شبیه یک «تعلیق» است. تمدید بدون تاریخ آتشبس از سوی آمریکا، در واقع نگهداشتن ایران در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» است؛ وضعیتی که احتمالا حکومت به آن راضی است، زیرا همچنان در بقا میماند.
در داخل، نشانههای فرسودگی تمامعیار حکومت کاملا پیداست. تلاش برای شلوغ نگهداشتن فضا با هر ابزار ممکن، از پخش غذا تا آوردن نیروهای خارجی، بیشتر از آنکه نشانهی قدرت باشد، یادآور نگرانی از خالیشدن صحنه است. وقتی برای حفظ ظاهر اینهمه هزینه میشود، یعنی در پشت صحنه، اطمینان چندانی وجود ندارد.
از طرف دیگر، زندگی روزمرهی مردم بشدت تحت فشار است. گرانی و ناامنی روانی باعث شده بسیاری فقط به گذراندن روز فکر کنند، نه به آینده. نارضایتی عمیق وجود دارد، اما همچنان سرکوبگران با اسلحه در خیاباناند.
این امیدواری وجود دارد که با شدت گرفتن فشارهای بینالمللی، شکافهای درون حاکمیت عمیقتر شود؛ اما فرسایشی شدن این وضعیت، مردم را کلافهتر میکند و هزینهی عبور از جمهوری اسلامی را برای آنان سنگینتر خواهد ساخت.

