شاهزاده رضا پهلوی سهشنبه ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۴ برابر با ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ در چهارمین «کنفرانس ایران» شرکت کرد. این کنفرانس دوروزه چهارشنبه ۱۹ شهریور به کار خود پایان میدهد. شاهزاده در نخستین روز این کنفرانس سالانه که توسط «اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران» (نوفدی) در واشنگتن دیسی برگزار میشود، طی سخنانی بار دیگر به تشریح دیدگاهها و اقدامات خود پرداخت و نسبت به موفقیت مردم ایران در ساقط کردن رژیم جمهوری اسلامی ابراز خوشبینی کرد و شرط اصلی آن را حضور و بپا خاستن ملت ایران دانست.

وی همچنین اطمینان داد که مردم ایران برای تحقق دموکراسی و شکوفایی ایران آمادگی دارند و خود وی تیمی که با او کار میکنند، برای گذار بدون هرج و مرج و باثبات برنامههای عملی دارند.
متن کامل سخنان شاهزاده را در زیر میخوانید.
خانمها و آقایان، مهمانان گرامی و هممیهنان عزیز،
خوشحالم که بار دیگر به «نوفدی» در «کنفرانس ایران» میپیوندم. در طول چهار سال گذشته، این کنفرانس به چیزی بیش از یک رویداد سالانه و به همایشی پیشرو برای بحث و گفتگو در مورد ایران، سیاست ایران و آینده ملت ما تبدیل شده است. چهار سال پیش، شما در این مسیر گام نهادید و در سالهای بعد، گفتگو در واشنگتن را تغییر دادهاید تا سرانجام به مردم ما صدایی بدهید.
شما در حال ایجاد همبستگی در میان ایرانیان خارج کشور هستید. من مفتخرم که در کنار شما ایستادهام و مشتاقانه منتظر ادامه همکاری در ماهها و سالهای حساس پیش رو هستم.
ماموریت ما فوریست، اما بی سمت و سو نیست. من یک استراتژی روشن طراحی کردهام شامل پنج نکته که با هم مسیر ما را از استبداد به سوی آزادی ترسیم میکند.
نخست، فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی؛ این رژیم با مصونیت از مجازات و سکوت جهان استمرار مییابد. ما باید اطمینان حاصل کنیم که جهان هرگز جنایات این رژیم را فراموش نمیکند؛ از اعدامها و شکنجه گرفته تا فساد و دزدی در مقیاس ملی.
دوم، حمایت حداکثری از مردم ایران؛ مردم ما باید بدانند در حالی که میجنگند، در این مبارزه تنها نیستند بلکه جهان در کنار آنها ایستاده است. آنها میتوانند روی جامعه ایرانیان مهاجر نیز برای دفاع از حقوق خود حساب کنند.
سوم، ریزش حداکثری از رژیم؛ هر ایرانی که حمایت خود را از این نظام قطع کند، ما را به آزادی نزدیکتر میکند. چه در دولت باشند، چه در دستگاه نظامی یا اداری، ما آنها را تشویق میکنیم که ملت را به اشغالگران ترجیح دهند.
چهارم، بسیج و سازماندهی حداکثری فعالان در داخل و خارج کشور؛ مبارزه ما نیاز به نظم، هماهنگی و همبستگی دارد. جمهوری اسلامی میخواهد ما را دچار تفرقه و دلسردی کند. ما باید برعکس عمل کنیم؛ باید متحد شویم، بسیج شویم و ایستادگی کنیم.
و پنجم، طرحی برای شکوفایی پس از سقوط رژیم: پروژه شکوفایی ایران؛ این پروژه یک شعار نیست بلکه یک طرح کلی برای بازسازی ایران پس از آزادی است؛ بطوری که وقتی روز موعود فرا برسد، ما آماده باشیم. هفته گذشته، هیئت کارشناسان من به اسرائیل سفر کرد. آنها با پرزیدنت ایزاک هرتزوگ، گیلا گملیل وزیر علوم و نوآوری و فناوری و همچنین دانشمندان برجسته اسرائیلی دیدار کردند تا نه تنها به بحرانهای آب و برق و اقتصاد ایران بپردازند، بلکه زمینه را برای پیمان کوروش بین اسرائیل و یک ایران آزاد، دموکراتیک و شکوفا فراهم آورند.
این پنج نکته یکدیگر را تقویت میکنند. فشار، رژیم را تضعیف میکند. حمایت، مردم را توانمند میکند. ریزش، به پایان رژیم سرعت میبخشد. بسیج، قدرت میسازد. و برنامهریزی تضمین میکند که پیروزی منجر به روزی جدید برای ملت ما شود.
برای تحقق این چشمانداز، اجازه دهید در مورد دو ستون که برای موفقیت ما ضروری هستند توضیح دهم: فشار حداکثری و حمایت حداکثری.
در مورد حمایت حداکثری: میخواهم از کار فوقالعاهای که «نوفدی» در این زمینه انجام داده، قدردانی کنم. دفترچه «حمایت حداکثری» با معرفی ابزارهای عملی برای سیاستگذاران، روزنامهنگاران و شهروندان در سراسر جهان آزاد تا در کنار مردم ایران بایستند. و طرح سیاسی ۱۵ مادهای برای قانونگذاران غربی و دوستان ایران در واشنگتن، بروکسل، اتاوا شامل گامهای مشخصی که آنها میتوانند برای منزوی کردن رژیم و توانمندسازی مردم ما بردارند. اینها فقط یکسری سند نیستند بلکه ابزارهای عملی هستند که ما، با هم، برای شکل دادن به تغییرات واقعی سیاستگذاری در راهروهای قدرت از آنها استفاده کردهایم.
در مورد فشار حداکثری: طی سال گذشته، من به پایتختهای کشورهای غربی، از لندن تا پاریس و فراتر سفر کردهام و برای اقدام قویتر علیه جمهوری اسلامی به استدلال پرداختهام. این تلاشهای دیپلماتیک نتیجه میدهد. در بریتانیا، ما بیش از هر زمان دیگری به ممنوعیت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک سازمان تروریستی نزدیک شدهایم. در استرالیا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اکنون رسماً در این فهرست قرار گرفته و سفیر رژیم اخراج شده است. اینها پیروزیهای مهمی هستند. هر تحریم، هر اخراج، هر به رسمیت شناختن سپاه به عنوان سازمان تروریستی، حلقه محاصره رژیم را تنگتر میکند، بر هزینه بقای آن اضافه میکند و به مردم ما نشان میدهد که جهان نه تنها میشنود، بلکه عمل میکند.
در مورد ریزش حداکثری: تیم من گامهای بیسابقهای برداشته تا به آندسته از مقامات و وابستگان رژیم که مایل به ایستادن در کنار مردم هستند، یک راه خروج ارائه دهد. دهها هزار ایرانی در نیروهای مسلح، ادارات و دستگاههای دولتی به پلتفرم ریزش که تابستان امسال راهاندازی کردیم، پیوستهاند. آنها فراخوان سرپیچی از رژیم و پیوستن به ملت را پذیرفتهاند. این مردان و زنان شجاع و میهنپرست، در حال حاضر اقداماتی انجام میدهند که ما را به پیروزی نزدیکتر میکند.
در مورد بسیج حداکثری: تابستان امسال در مونیخ میزبان همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» بودم؛ لحظهای بیسابقه در تاریخ جنبش ما. بیش از ۵۰۰ کنشگر و فعالان گروههای مخالف از طیفهای متنوع فرهنگی، مذهبی و سیاسی ایران، با اعلام جسورانهای از همبستگی و هدف گرد آمدند. نشانهای آشکار مبنی بر اینکه این مبارزه دیگر نه با گذشته، بلکه با آینده مشترکی که در حال ساختن آن هستیم، تعریف میشود. این همبستگی نمادین نبود؛ بلکه عملی و استراتژیک بود. این نشان داد که اپوزیسیونِ دموکراتیک، هم سازمانیافته و فراگیر و هم قادر است برای گذار آماده شود.
این همایش همچنین نشان داد که ایرانیان از هر قشری آماده همکاری برای ساختن آیندهای پس از جمهوری اسلامی بر اساس این اصول اساسی هستند: تعهد به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و برابری شهروندان، جدایی دین از دولت و حق مسلم مردم ایران برای انتخاب شکل آینده دموکراسی خود. مونیخ تنها یک آغاز بود. من یکبار دیگر دست خود را دراز کرده و از همه کسانی که با این اصول موافقند دعوت میکنم تا در این کارزار به ما بپیوندند.
سال گذشته، در همین کنفرانس، «پروژه شکوفایی ایران» یا IPP را اعلام کردم. این یک چشمانداز و نویدی به مردم ایران بود که ما در نخستین روز پس از سقوط این رژیم آماده خواهیم بود.
ما در یکسال پیشرفت چشمگیری داشتهایم.
ما نخستین کنفرانس «پروژه شکوفایی ایران» را برگزار کردیم و متخصصان و میهنپرستان را از سراسر جهان گرد آوردیم تا بر آینده ایران تمرکز کنند. در آن گردهمایی، ما شش سند سیاستگذاری اول را منتشر کردیم شامل پیشنهادهای عملی و ملموس در مورد چگونگی بازسازی نهادهای حیاتی، تثبیت اقتصادی و آغاز فرآیند بازسازی ملی.
سپس، از «دفترچه مرحله اضطراری» رونمایی کردیم؛ سندی حیاتی که آنچه را باید در ماههای حساس اولیه پس از فروپاشی رژیم انجام شود، مشخص میکند. از تضمین خدمات اساسی گرفته تا ثبات ارز و بازسازی نظم و قانون. این طرح اضطراری به جلوگیری از هرج و مرج و تضمین روند آرام گذار کمک خواهد کرد.
و شاید مهمتر از همه، ما یکدوره اظهار نظر عمومی راهاندازی کردیم. برای اولین بار در تاریخ مدرن ایران، پروژهای با این مقیاس و اهمیت برای بررسی، ارائه نظر و نقد در اختیار هر ایرانی قرار گرفته که بیش از ۶۰۰۰ نفر در آن شرکت کردهاند. این سطح از شفافیت بیسابقه است. این نشاندهنده باور ماست که آینده ایران نه متعلق به یک فرد یا یک گروه، بلکه متعلق به کل ملت ایران است.
در ماههای آینده، کارهای بیشتری انجام خواهد شد. این طرح از طریق بحث، بازخورد و گفتگو تکمیل خواهد شد. و هنگامی که روز آزادی فرا برسد، ما از قبل چارچوبهای لازم را برای بازسازی نظم و آغاز دوران جدیدی از شکوفایی در دست خواهیم داشت.
اینگونه است که ما تضمین میکنیم امروز فداکاریهای ایرانیان شجاع هدر نمیرود. اینگونه است که ما به کسانی که در این مبارزه جان باختهاند، ادای احترام میکنیم. و اینگونه است که به جهان نشان میدهیم که ایران مانند آزمایشهای شکستخورده گذشته نیست، بلکه ملتی قوی و مغرور است که ریشه در ۲۵۰۰ سال شکوه دارد و آماده بازگشت به جایگاه شایسته خود در میان ملتهاست.
دوستان من،
بسیاری از مردم در ایران و سراسر جهان میپرسند که آیا رژیم از این توفان اخیر جان سالم به در برده است؟ آیا با وجود ضربات ویرانگری که متحمل شده، قادر به تجدید قوا و بقاء خواهد بود؟
پاسخ من به این پرسش منفی است. ما از این مرحله عبور کردهایم. اکنون سوال فقط این است که رژیم چه زمانی و چگونه سقوط خواهد کرد و بعد چه خواهد شد.
رژیم ضعیف و چندپاره است. به جان خود افتاده و در حال فروپاشی است؛ و هزاران نفر از زمامداران و پرسنل آن در سرویسهای امنیتی پیشنهاد جدایی از آن میدهند.
نیروهای نیابتی آن، حماس، حزبالله و حوثیها، در تنگنا قرار گرفتهاند. اسد سقوط کرده است. این رژیم در سطح بینالمللی بیش از هر زمان دیگری در دوران اخیر منزوی شده است.
مردم ایران شجاعانه در سراسر کشور این حکومت را به چالش میکشند و هر روز جسورتر میشوند. اپوزیسیون متحدتر و مصممتر است. مونیخ این را نشان داد. و ما یک برنامه و سازماندهی مشخص داریم.
اما میخواهم این را نیز روشن بگویم: اگرچه رژیم ضعیف و آسیبپذیر است، اما تنها در صورتی سقوط خواهد کرد که مردم ایران بار دیگر بپا خیزند. آنها میدانند که آینده ایران در دستان آنهاست. وظیفه من، همراه با بسیاری از شما که امروز اینجا هستید، این است که مطمئن شویم شرایط موفقیت به سود مردم ایران فراهم شده است. و اطمینان پیدا کنیم که ما یک برنامه مشخص برای گذار به دموکراسی و بازسازی اقتصادی داریم.
من خوشبین هستم که موفق خواهیم شد؛ اما نه خودستا. ما میبایست منظم و مصمم باشیم. من متعهد میشوم که دوشادوش همه شما تا زمانی که ایران سرانجام آزاد شود، مبارزه کنم.
سپاسگزارم، باشد که خداوند مردم ایران را حفظ کند و باشد که به زودی آزادی به میهن ما برکت بخشد.

