وقتی رشوه ۴۰۰ میلیون دلاری و پایگاه آمریکا نیز سپر هیچکس نمی‌شود

جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۵


سید عرفان نوربخش – اسرائیل  در بعد از ظهر ۹ سپتامبر حمله‌ای به دوحه انجام داد وسعی کرد مقامات ارشد حماس را هدف قرار داده دهد؛ اقدامی بی‌سابقه در پایتخت قطر، جایی که بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در خاورمیانه مستقر است. این حمله در حالی صورت گرفته که قطر سال‌ها نقشی دیرینه به‌ عنوان متحد نزدیک آمریکا و میانجیگر کلیدی در منازعات منطقه‌ای ایفا کرده است. آخرین بار که امنیت این کشور بطور مستقیم تهدید شد، ژوئن ۲۰۲۵ بود؛ زمانی که جمهوری اسلامی ایران در واکنش به حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای‌اش، در خلال جنگی دوازده‌روزه با اسرائیل، موشک‌هایی به سوی پایگاه آمریکایی پرتاب کرد.

تنش میان اسرائیل و قطر موضوع تازه‌ای نیست. اسرائیل بارها دوحه را به حمایت از حماس و تأمین مالی آن متهم کرده است؛ از جمله بسته کمک مالی ۴۰۰ میلیون دلاری اخیر قطر به غزه. نیروهای اسرائیلی همچنین خبرنگاران الجزیره را که توسط قطر تأمین مالی می‌شود،  هدف گرفته و دفاتر آن را در کرانه باختری بسته‌اند و گزارشگرانش را به ارتباط با حماس متهم ساخته‌اند. در ماه اوت، چهار خبرنگار الجزیره در حملات اسرائیل کشته شدند. اما این نخستین بار است که اسرائیل مستقیماً در خاک قطر دست به حمله زده است که نشانه‌ای از تشدیدی بی‌سابقه در منطقه و حمله به یکی از متحدان آمریکا برای اولین باراست.

برخی تحلیلگران معتقدند که این حمله حامل هشداری غیرمستقیم به ترکیه نیز بود؛ دولتی دیگر که از حماس و اخوان‌المسلمین پشتیبانی می‌کند. عده‌ای دیگر بر این باورند که نخست‌وزیر نتانیاهو به عمد چنین اقدامی را برای برهم‌زدن هرگونه روند توافق با حماس صورت داده است؛ مشابه حمله اسرائیل به نقاطی در ایران ایران در جریان مذاکرات جمهوری اسلامی با واشنگتن در اوایل سال جاری. فارغ از انگیزه‌ها، یک نکته روشن است: اسرائیل از موضع بیم و هراس دست به اقدام نزده و نگران پیامدهای جدی از جانب قطر نبوده است.

اسرائیل پیشینه‌ای طولانی در هدف قرار دادن رهبران «مقاومت فلسطین»، چه در منطقه و چه در خارج از آن، دارد. نمونه‌ای از آن در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۰ رخ داد، زمانی که محمود المبحوح در هتلش در دوبی ترور شد. پیش از حمله ۷ اکتبر حماس، اسرائیل اغلب چنین عملیات‌هایی را پنهانی انجام می‌داد، مسئولیت را انکار می‌کرد و به عوامل زمینی متکی بود. اما از آن زمان به بعد، رویکردش دگرگون شده است: اکنون اسرائیل آشکارا حمله می‌کند، بی‌پروا از خطر تشدید بحران در چندین جبهه علیه گروه‌ها و حتی دولت‌ها. با ورود قطر به این چرخه، نگرانی بزرگتر این است که کدام کشور یا جنبش بعدی در معرض چنین اقداماتی قرار گیرد.

قطر از منظر سیاسی نمونه‌ای جالب به شمار می‌آید. این کشور از آغاز قرن بیست‌ و یکم استراتژی «دیپلماسی نیچه‌ای» و «برندسازی بین‌المللی» را برای تضمین بقا در خاورمیانه پرآشوب در پیش گرفته است. این سیاست‌ها تا حد زیادی نتیجه داده‌اند. هرچند جایگاه تولید ناخالص داخلی قطر- رتبه ۵۵ در جهان- عمدتاً بر منابع طبیعی آن استوار است، اما تجربه تلخ کویت در سال ۱۹۹۰ به دوحه یادآور شد که ثروت عظیم همراه با وسعت سرزمینی اندک می‌تواند طمع‌ورزان خطرناکی را جذب کند. از همین رو، قطر از سال ۲۰۰۱ میزبان نیروهای آمریکایی در پایگاه العُدید شد؛ بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در منطقه. شایان ذکر است که تصمیم برای احداث این پایگاه به سال ۱۹۹۶ بازمی‌گردد- همان سالی که دوحه ابزار نیرومند دیگری از نفوذ را به کار گرفت، اینبار در عرصه قدرت نرم: شبکه الجزیره. طی سالیان، قطر هر دو ابزار- اتحاد استراتژیک نظامی و ابزار رسانه‌ای- را به کار بست تا خود را به‌ عنوان میانجی منازعات منطقه‌ای معرفی کند و اخیراً حتی در بحران‌های اروپایی همچون جنگ روسیه و اوکراین نیز نقش‌آفرینی نماید.

در سال جاری قطر دومین مقصد سفر دونالد ترامپ پس از آغاز دوران دوم ریاست جمهوری‌اش بود؛ توقفی که وزن فزاینده دوحه را در سیاست منطقه‌ای و منافع اقتصادی آمریکا منعکس می‌کرد. در جریان این سفر، شرکت هواپیمایی قطر توافقی تاریخی برای خرید ۲۱۰ هواپیما از کارخانجات بوئینگ امضا کرد؛ توافقی که ترامپ آن را «بزرگترین سفارش هواپیما در تاریخ بوئینگ» خواند. اندکی بعد، مقامات آمریکایی از قراردادهایی به ارزش بیش از ۲۴۳ میلیارد دلار با قطر خبر دادند. این توافق‌ها شامل یک قرارداد دفاعی یک میلیارد دلاری با ریتئون برای سامانه‌های ضدپهپادی، قراردادی دو میلیارد دلاری با جنرال اتمیکس برای پهپادهای MQ-9B، و تخصیص ۳۸ میلیارد دلار برای پایگاه العُدید بود. فراتر از این ارقام، قطر حتی یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۴۷  به ارزش حدود ۴۰۰ میلیون دلار به‌ عنوان هدیه به ترامپ تقدیم کرد؛ اقدامی نمادین که نه تنها نفوذ مالی دوحه بلکه اراده‌اش برای تحکیم پیوند با مهم‌ترین شریک امنیتی خود را به رخ می‌کشید.

با اینهمه، میلیاردها دلاری که قطر در دفاع و دیپلماسی هزینه کرده، اکنون تقریباً بی‌اهمیت جلوه می‌کند. اسرائیل که سالانه دست‌کم ۳/۸ میلیارد دلار کمک نظامی از آمریکا دریافت می‌کند، همچنان دست بالا را در منطقه دارد. این کشور نشان داد که توانایی ضربه زدن در عمق کشوری مجهز به فناوری‌ها و رادارهای آمریکایی- اغلب با پشتیبانی مستقیم واشنگتن- را داراست. این نابرابری شاید غیرمنطقی به نظر برسد، اما بازتاب واقعیت هژمونی منطقه‌ای است. اینکه حمله اخیر اقدامی حساب‌شده از سوی اسرائیل بود یا نتیجه دستور شخصی نتانیاهو، جای بحث دارد. اما آنچه انکارناپذیر می‌نماید، درسی است که این واقعه به همراه دارد: خرید حمایت آمریکا، امنیت را تضمین نمی‌کند. در خاورمیانه، زمان آن رسیده است که نه تنها مفهوم امنیت، بلکه استراتژی‌های دستیابی واقعی به آن از نو بازاندیشی شود.

*سید عرفان نوربخش کارشناس مسائل روسیه و اوراسیا

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳۳ / معدل امتیاز: ۴٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=386950