پرسشی که تعهد می‌سازد؛ به چه دلیل پاسخ دادن به پرسش «چرا باید همراه شوم؟» ستون استراتژیک در مسیر تغییر ایران است؟

- این پرسش درواقع دریچه‌ای است به دنیای انگیزه‌ها، دغدغه‌ها و انتظارات. هیچ تغییر پایداری شکل نمی‌گیرد مگر آنکه هر فرد، گروه و ذینفعی بداند جایگاهش در تغییر کجاست و چرا برای آن انرژی، زمان، هزینه صرف می‌کند یا در مواردی در صورت لزوم حتی خطر کند.
- انقلاب ایران، همچون دیگر تحولات بزرگ، بر شانه‌ی آرمان‌های کلانی چون آزادی، عدالت، زندگی و کرامت انسانی بنا می‌شود. اما تجربه نشان داده است که آرمان‌های بزرگ زمانی به نیروی محرکه‌ی بزرگتری تبدیل می‌شوند که به زبان ملموس برای زندگی روزمره ترجمه شوند.
- یکی از اصول حیاتی در مدیریت تغییر این است که باید در پاسخ به پرسش «چرا باید همراه شوم؟» واقع‌گرا باشیم. وعده‌های بیش از حد و غیرقابل تحقق، خطرناک‌تر از سکوت هستند.

پنج شنبه ۳ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵


الن بستاکیان – در مدیریت تغییر، یکی از اصول بنیادین که موفقیت یا شکست هر تحول بزرگ را تعیین می‌کند، توان پاسخ دادن به پرسش ساده اما عمیق مردم و ذینفعان خارجی است: «چرا باید همراه شوم؟»

این پرسش درواقع دریچه‌ای است به دنیای انگیزه‌ها، دغدغه‌ها و انتظارات. هیچ تغییر پایداری شکل نمی‌گیرد مگر آنکه هر فرد، گروه و ذینفعی بداند جایگاهش در تغییر کجاست و چرا برای آن انرژی، زمان، هزینه صرف می‌کند یا در مواردی در صورت لزوم حتی خطر کند.

اما در فضای سیاسی و اجتماعی ایران، گاه این اصل دچار سوء برداشت می‌شود. برخی می‌پندارند که تأکید بر «چرا باید همراه شوم؟» یعنی مردم تنها برای منافع شخصی خود وارد میدان می‌شوند. در حالی که در مدیریت تغییر این اصل به معنای ایجاد شفافیت، اعتماد، حس مالکیت و همسویی است.

 ۱. «چرا باید همراه شوم؟» هنگام انقلاب

انقلاب ایران، همچون دیگر تحولات بزرگ، بر شانه‌ی آرمان‌های کلانی چون آزادی، عدالت، زندگی و کرامت انسانی بنا می‌شود. اما تجربه نشان داده است که آرمان‌های بزرگ زمانی به نیروی محرکه‌ی بزرگتری تبدیل می‌شوند که به زبان ملموس برای زندگی روزمره ترجمه شوند.

بطور مثال:

• برای شهروندی که سال‌ها سکوت بر او تحمیل شده، همراهی یعنی آزادی در بیان و انتخاب.
• برای تبعیض‌دیده، همراهی یعنی برابری در برابر قانون.
• برای جوانی که جلوی پیشرفت او گرفته شده، همراهی یعنی فرصت برابر برای شکوفایی.
• برای کارگر یا کشاورزی که تحقیر و غارت شده، همراهی یعنی بازگشت کرامت انسانی.
• برای والدینی که نگران آینده فرزندانشان هستند، همراهی یعنی امید به فردایی امن‌تر و عادلانه‌تر و مرفه برای فرزندان.

این ترجمه‌ی آرمان به زبان زندگی روزمره، همان چیزی است که در مدیریت تغییر «پیوند دادن چشم‌انداز آینده با نیازهای فردی» نامیده می‌شود.

 ۲. «چرا باید همراه شوم؟» در دوران گذار

پیروزی انقلاب پایان یک مسیر  نیست بلکه تازه آغاز مرحله‌ی گذار است. این مرحله از منظر مدیریت تغییر، حساس‌ترین بخش هر تحول است. اگر در این دوره هم پاسخ شفافی به پرسش «چرا باید همراه شوم؟» داده نشود، امید مردم به سرعت جای خود را به ناامیدی و مقاومت خواهد داد.

بطور مثال:

• کشاورز باید بداند سیاست‌های نوین چگونه از او حمایت خواهند کرد.
• معلم باید جایگاه خود را در نظام آموزشی آینده بشناسد.
• کارگر، کارمند و بازاری باید مطمئن شوند امنیت شغلی و فرصت‌های تازه در انتظارشان است.

در مدیریت تغییر، این همان اصل «مدیریت مقاومت» است: مردم وقتی احساس کنند تغییر برای آنها مفید نیست  یا ابهام فراوان وجود دارد، ناخودآگاه و در عمل در برابر آن مقاومت می‌کنند حتی اگر چیزی بر زبان نیارند. پاسخ به پرسش «چرا باید همراه شوم؟» کلید پیشگیری از این مقاومت است.

 ۳. «چرا باید همراه شوم؟» برای بازیگران خارجی

یکی از توهمات رایج در سیاست‌گذاری این است که تصور شود سازمان‌های بین‌المللی یا شرکت‌های بزرگ جهانی صرفاً به دلیل ارزش‌های اخلاقی مانند حقوق بشر یا بیان رنج‌های مردم ایران، دست به اقدام عملی خواهند زد.

واقعیت این است که گرچه بیان ظلم‌ها ضروری و ارزشمند است، اما برای جلب حمایت واقعی افراد و جریانات مؤثر خارجی کافی نیست. بازیگران خارجی هم پرسش خود را دارند: «چرا باید همراه شوم؟»

• برای کشورهای همسایه، ثبات ایران مساوی با امنیت منطقه، ثبات مرزها ، و فرصت‌های سرمایه‌گذاری است.
• برای قدرت‌های جهانی، ایران نوین می‌تواند شریک باثبات در تجارت و امنیت انرژی باشد.
• برای شرکت‌های بزرگ، ایران بازاری عظیم برای سرمایه‌گذاری و قراردادهای کلان خواهد بود. بطور مثال مدیران ارشد شرکتی مثل بویینگ قدرت لابیگری زیادی در کنگره دارند. به آنها باید یادآوری کرد که آنها چه قراردادهایی می‌توانند برای نوسازی صنعت هوایی ایران بگیرند.

همدردی لفظی سیاستمداران (مثلا «ما متوجه رنج شما هستیم») به ندرت به عمل سیاسی یا اقتصادی مؤثر تبدیل می‌شود. آنچه عمل را شکل می‌دهد، پاسخ روشن به پرسش «چرا باید همراه شوم؟» است.

 ۴. «چرا باید همراه شوم؟» یک ارزش مثبت است

پاسخ به این پرسش نباید نشانه‌ی خودخواهی مردم یا دینفعان برداشت شود، بلکه در واقع ساز و کار برای ایجاد وضعیت برد– برد است.

• وقتی هر گروه بداند چرا باید همراه شود، حس تعلق شکل می‌گیرد.
• حتی گروه‌های موسوم به قشر خاکستری- کسانی که تا کنون به اعتراض‌ها یا اپوزیسیون نپیوسته‌اند- با دریافت پاسخ روشن، می‌توانند در لحظه‌ی حساس گذار به نیروی پشتیبان تبدیل شوند.
• شفاف‌سازی منافع، مقاومت را کاهش می‌دهد و تعهد را افزایش می‌دهد.

در مدیریت تغییر، این همان اصل «برانگیختن میل و انگیزه برای تغییر» است.

 ۵. صداقت در پاسخ: پرهیز از وعده‌های غیرقابل تحقق

یکی از اصول حیاتی در مدیریت تغییر این است که باید در پاسخ به پرسش «چرا باید همراه شوم؟» واقع‌گرا باشیم. وعده‌های بیش از حد و غیرقابل تحقق، خطرناک‌تر از سکوت هستند.

• وعده‌های غیرواقعی، اگر تحقق نیابند، به سرعت اعتبار را از بین می‌برند.
• ایجاد انتظارات غیرقابل تحقق، منبع تازه‌ای برای مقاومت و بی‌اعتمادی می‌شود.
• اعتبار با هماهنگی گفتار و عمل حفظ می‌شود، نه با شعارهای پرشور اما بی‌پشتوانه.

 ۶. چارچوب مرحله‌ای: مدیریت تغییر در سطح ملی

برای آنکه اصل «چرا باید همراه شوم؟» به‌ درستی پیاده‌ شود، می‌توان از چارچوب پنج‌ مرحله‌ای مدیریت تغییر بهره گرفت:

• ارزیابی: شناخت گروه‌های مختلف مردم، نگرانی‌ها و پرسش‌های آنها.
• استراتژی: طراحی پیام‌های متناسب با هر گروه (کشاورز، معلم، کارگر، بازاری، دانشجو، شرکت‌های خارجی، کشورهای همسایه، نمایندگان مجلس در خارج، و…)
• برنامه‌ریزی: تدوین برنامه‌های مشخص برای پاسخ به پرسش‌ها و کاهش ابهام.
• اجرا: گفتگو با مردم، اطلاع‌رسانی شفاف و بعدا، عمل به وعده‌ها.
• تثبیت: پایش اعتماد عمومی، تقویت نقاط قوت و اصلاح مسیر در صورت نیاز.

این چرخه باعث می‌شود اصل «چرا باید همراه شوم؟» نه فقط یک شعار، بلکه یک ساز و کار عملیاتی برای مدیریت گذار ملی باشد.

 نمونه‌‌ای عینی از پاسخ به پرسش «چرا باید همراه شوم؟»

شاهزاده رضا پهلوی در بیانیه‌ی خود در سپتامبر ۲۰۲۳ با خطاب قرار دادن گروه‌های مختلف جامعه، دقیقاً به پرسش «چرا باید همراه شوم؟» پاسخ داده است. او کارگر، معلم، دانشجو، بازنشسته، نظامی، هنرمند، ورزشکار و فعالان  محیط‌ زیست را جداگانه مورد خطاب قرار می‌دهد و برای هرکدام توضیح می‌دهد که همراهی با تغییر چه معنایی دارد و چه اثری بر زندگی آنها خواهد گذاشت.

این نوع بیان، نمونه‌ی روشن «ترجمه‌ی چشم‌انداز ملی به زبان فردی و صنفی» است که در مدیریت تغییر توصیه می‌شود.

کلام آخر

پرسش «چرا باید همراه شوم؟» جوهره‌ی مدیریت تغییر در سطح ملی است. پاسخ به آن:

• آرمان‌های انقلاب را به زندگی روزمره مردم پیوند می‌دهد.
• در دوران گذار، اعتماد و تعهد پایدار ایجاد می‌کند.
• حمایت خارجی را با شفاف‌سازی منافع واقعی جلب می‌نماید.
• اتحاد ملی و بین‌المللی را بر پایه‌ی وضعیت برد– برد می‌سازد.
• و در نهایت، اعتبار را با صداقت و واقع‌گرایی حفظ می‌کند.

بنابراین، «چرا باید همراه شوم؟» نه نشانه‌ی خودخواهی مردم یا دیگران، بلکه ضامن موفقیت و پایداری تغییر ملی ایران است.

*دکتر الن بستاکیان دارای دکترای مدیریت و متخصص مدیریت و رهبری تغییر

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۰ / معدل امتیاز: ۴٫۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=387456