«بدجنس»؛ نمایشی در ستایش مقاومتِ زنان در ایران

- در قلب خیزش زن، زندگی، آزادی دختری ۱۶ ساله از  سطل زباله‌ای بالا می‌رود، آماده است تا  پیش روی جمعیت  روسری‌اش را بسوزاند،  در برابر تشویق‌های جمعیت و در حالی که ترس کم‌کم رنگ می‌بازد  تصاویرِ زندگی کوتاهِ این نوجوان شورشی در برابر گلوله‌های ساچمه‌ای ‌نظامیان چونان کتابی  ورق می‌خورد.
- «بدجنس» که در قالب تک‌گویی درونی ( مونولوگ)  روایت می‌شود نام   رمانی از دلفین مینویی است.  رمانی که با زبانی صمیمی، تجربه بلوغ و خیزش نسلی تازه را به تصویر می‌کشد؛ نسلی سرشار از تب‌ و تاب، بی‌پروا و خلاق که با هنرنمایی آلیس رحیمی و هورا میرشکاری و رونو  سَتر به روی صحنه رفت.
- دلفین مینویی توضیح می‌دهد: «بدجنس  لقب شخصیت اصلی رمان من از نسل زِد است و می توان گفت نوه انقلابِ سال  ۱۹۷۹ که با  تبلیغات مذهبی و فرهنگ شهادت و در عین حال معتاد به تیک‌تاک و شبکه‌های اجتماعی و  با حس دائمی گناه و خطا پرورش یافته، اما عصیان در خون‌اش جریان دارد.

شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵


کتایون حلاجان – در سالگرد کشته شدن مهسا (ژینا ) امینی پرفورمنسی از رمان «بدجنس» نوشته دلفین مینویی در پاریس به روی صحنه رفت.

هورا میرشکاری و آلیس رحیمی در نمایش «بدجنس»

این خوانش نمایشی با هنرنمایی آلیس رحیمی بازیگر و همراهی آواز هورا میرشکاری و موسیقی رنو سَتر زندگی دختری جوان را در میانه‌ی  جنبش زن، زندگی، آزادی به تصویر می‌کشد.

شیراز پاییز سال ۲۰۲۲

در قلب خیزش زن، زندگی، آزادی دختری ۱۶ ساله از  سطل زباله‌ای بالا می‌رود، آماده است تا  پیش روی جمعیت  روسری‌اش را بسوزاند،  در برابر تشویق‌های جمعیت و در حالی که ترس کم‌کم رنگ می‌بازد  تصاویرِ زندگی کوتاهِ این نوجوان شورشی در برابر گلوله‌های ساچمه‌ای ‌نظامیان چونان کتابی  ورق می‌خورد.  تولدی ناخواسته، پدری سرکوبگر، تلفنی  پر از موسیقی‌های اعتراضی، روابط‌اش و  نخستین عشق‌ها…  بدنی تشنه آزادی ولی با قانون حجابی که آن را به بند کشیده است. تکه‌ای پارچه روی سر که او در رویای رهایی از آن است.  شاید راز رهایی او در لقبی که مادرش در زمان تولد به او داده است نهفته باشد «بدجنس».

«بدجنس» که در قالب تک‌گویی درونی ( مونولوگ)  روایت می‌شود نام   رمانی از دلفین مینویی است.  رمانی که با زبانی صمیمی، تجربه بلوغ و خیزش نسلی تازه را به تصویر می‌کشد؛ نسلی سرشار از تب‌ و تاب، بی‌پروا و خلاق.

دلفین مینویی

دلفین مینویی، روزنامه‌نگار ارشد  روزنامه «فیگارو» و برنده جایزه «آلبر لُندر» ایرانی‌تبار و ۲۵ سال است تحولات خاورمیانه را در این روزنامه پوشش می‌دهد.

او در سال ۱۹۹۷ به تهران  سفر و ده سال در آنجا  زندگی کرد. او همچنین چند سال در کابل، بغداد، بیروت، قاهره و استانبول اقامت داشت.

از او چندین کتاب  از جمله «از تهران برایت می نویسم»، «قاچاقچیان کتاب در داریا»، «الفبای سکوت» و  «بدجنس» منتشر شده است. او تا کنون  چندین جایزه نیز برای کتاب‌هایش دریافت کرده و جایزه بزرگ آکادمی فرانسه را  برای رمان «بدجنس» به دست آورده است.

دلفین مینویی درباره انگیزه خود  برای نوشتن کتاب «بدجنس» می گوید: «من از طرف پدرم  ایرانی هستم.  مرگ مهسا امینی در سپتامبر ۲۰۲۲ پس از بازداشت او  توسط گشت ارشاد برای من بسیار  تکان‌دهنده بود. چند روز بعد مرگ نیکا شاکرمی ضربه‌ای عمیق‌تر بر من وارد کرد. دو ویدئو از او در شبکه‌های اجتماعی دست‌ به‌ دست می‌شد،  یکی که با موهای کوتاه و شلوار گشاد در حالی که با شادی برای دوستانش آواز می‌خواند و دیگری در میان تظاهرات روسری‌اش را دقایقی پیش از آنکه ماموران رژیم به او شلیک کنند  آتش می‌زند… چگونه ممکن است دختری چنین جوان و سرزنده، چنین خطری را به جان بخرد؟ چه شد که پس از او، نوجوانان دیگری با آگاهی از مرگ به استقبال آن رفتند تا از حق زندگی دفاع کنند؟»

او ادامه می‌دهد: «ماه‌ها صفحات اینستاگرام، کانال‌های تلگرام،  وبلاگ ها و یوتیوب را مرور می‌کردم.  با دختران ایرانی در نقاط مختلف کشور ارتباط برقرار کردم و  غرق در زبانی شدم که به اندازه‌ی  زندگی‌شان متناقض و پر از زخم بود؛ زبانی سرشار از ایموجی و شعر، اشتیاق به زندگی و افکار خودکشی.  تصمیم گرفتم با قلمم کلماتشان  را زنده کنم. کلمات نیکا، سارینا، آرمیتا و  همه جوانانی که کشته شدند.»

دلفین مینویی توضیح می‌دهد: «بدجنس  لقب شخصیت اصلی رمان من از نسل زِد است و می توان گفت نوه انقلابِ سال  ۱۹۷۹ که با  تبلیغات مذهبی و فرهنگ شهادت و در عین حال معتاد به تیک‌تاک و شبکه‌های اجتماعی و  با حس دائمی گناه و خطا پرورش یافته، اما عصیان در خون‌اش جریان دارد. او از تقلید تحمیلی در مدرسه سر باز می‌زند، آیات قرآن را که مادربزرگ مجبور به خواندنش می‌کند به خاطر نمی‌سپارد، با آهنگ‌های رپ زیرزمینی می‌رقصد، و نقشه‌هایی برای گریز از کنترل سختگیرانه‌ی  پدر می‌چیند. «بدجنس» در مقایسه با مادرش نیز متفاوت است. مادرش اهلِ سازش است، نماینده‌ی نسلی که با اصلاحات قطره‌چکانی و روسری‌های رنگی و چند تار موی بیرون‌افتاده به مصاف قانون پوشش رفت.»

دلفین مینویی تأکید می‌کند: «اما بدجنس  می‌خواهد همه‌چیز را یکباره فرو بریزد. روسری، رژیم و قوانین عقب‌مانده‌ای که زن را نیمه‌ی مرد می‌داند. با این‌حال، می‌داند که جسارتش را مدیون همان مادر است؛ مادری که در خفا  مدافع  آزادی است… آنچه خود هرگز نداشته است. تفاوت «بدجنس» و هم‌نسلانش با  مادرش در این است که آنها  حجاب را اولویت اصلی نمی‌دانستند و  می‌گفتند: نخست برای آزادی بجنگیم و  بعد برای رفع حجاب اجباری. اما پس از مرگ مهسا امینی، این دو مبارزه بهم پیوند خوردند و جدایی‌ناپذیر شدند. دختران نسل  «بدجنس» شفاف‌تر و رادیکال‌تر هستند، آنها  هیچ مصالحه‌ای را نمی‌پذیرند و می‌خواهند خود مالک بدنشان باشند و بگویند: من وجود دارم!»

دلفین مینویی در ادامه می گوید: «ایران سنتی دیرینه در سرکشی هنری و شعری دارد؛ «بدجنس»  نیز در این تبار می‌گنجد. ۱۵۰ سال پیش  طاهره قره‌العین که شعرهایش امروز در ایران سانسور است پس از آنکه در جمع مردان حجاب از سر برداشت کشته شد. بعدها شاعران زن  دیگر مانند  فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی با ستایش آزادی، عشق، لذت و تنانگی، مرزها را شکستند. «بدجنس»  وارث همین عصیان علیه پدرسالاری اجتماعی و حکومتی است.»

آلیس رحیمی

دلفین مینویی درباره تصمیم برای به روی صحنه بردن این رمان به شکل خوانش نمایشی در همراهی با موسیقی توضیح می‌دهد: «بدجنس پیش از هر چیز رمانی در قالب تک‌گویی است  داستان دختری ایرانی که نادیده گرفته شده و می‌کوشد دوباره به روشنایی بازگردد.  این رمان بیش از همه کتاب‌هایم لحن شفاهی دارد. آن را در دل تظاهرات ایران نوشتم تا روزی به روی صحنه برود و صدای دختران ایران باشد. برای نشان دادن  زندگی دوگانه زنان ایران در بیرون و اندرون صحنه‌ای مینیمال طراحی کردم: آلیس رحیمی بازیگر افغان‌تبار، و هورا میرشکاری خواننده ایرانی در تبعید در دو سوی صحنه تک‌گویی‌های موازی اجرا می‌کنند، یکی با صدا و  دیگری با آواز کم‌کم صداها نزدیک می‌شوند و در هم می‌آمیزند تا به یک صدا  تبدیل  شوند و در این میان رونو  سَتر موزیسین و دی‌جی  نیز با ترکیب صدای تظاهرات و بداهه‌نوازی گیتار، فضای سومی را می آفریند و این دو را همراهی می‌کند.»

هورا میرشکاری و آلیس رحیمی

هورا میرشکاری در مورد همکاری خود با دلفین مینویی می‌گوید: «برای اولین بار با دلفین مینویی در یک کنسرت آشنا شدم. کمی بعد دلفین به یکی از پرفورمنس‌های من در گالری espace des femmes آمد و پس از مدتی اولین همکاری ما در تئاتر کنکورد پاریس برای معرفی کتاب «بدجنس» شروع شد. من با موسیقی او را همراهی می‌کردم تا اینکه پس از چند اجرا دلفین پروژه معرفی کتابش را به سمت تئاتر موزیکال پیش برد. این برنامه اولین تجربه اجرای تئاتر موزیکال بود. در این اجرا از ۴ قطعه موزیک که به صورت الکترو با آهنگسازی رونو  سَتر بود استفاده شد. دو قطعه اول با نام «هورا» منتشر شده و دو قطعه دیگر که از ساخته های جدید ماست به زودی منتشر می‌شود و احتمالا  نام «بدجنس» را انتخاب خواهیم کرد. در این مجموعه علاوه بر اجرای ترانه‌هایی به زبان سیستانی، آثاری هم به فارسی و فرانسوی  خواهیم داشت. اجرای ما برای رمان «بدجنس» یک معرفی معمولی کتاب و یا اجرای موسیقی و کنسرت  نیست بلکه به گونه‌ای  پرفورمنس و تئاتر موزیکال است. این چیزیست که برای من که تجربه‌های زیادی به عنوان هنرمند چندرسانه‌ای در زمینه‌ی پرفورمنس داشتم بسیار جذاب است. با این نوع اجرا  ارتباط خوبی برقرار می کنم.»

رونو ستر

وی سپس درباره این نمایش می‌گوید: «من و آلیس رحیمی درواقع بدجنس‌های کتاب هستیم. همان شخصیت‌هایی که انقلاب زن، زندگی، آزادی را در ایران رقم زدند. با هربار پرفورمنس روح آنها را قوی‌تر در خود برای مبارزه در راه آزادی احساس می‌کنم. ما نیکا هستیم. ما مهسا هستیم. ما حدیث هستیم. ما سارینا هستیم و آنها در ما زندگی می‌کنند و زنده‌اند.»

این برنامه با این شیوه اجرا برای اولین بار در پاریس در مجموعه فرهنگی ۳۶۰ در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۵ به روی صحنه رفت.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۸ / معدل امتیاز: ۴٫۹

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=387592