پزشک خرافه سوز – متروی میرداماد– بازار طبق معمول شلوغ، مردم دست به میله، صورتها همه روبروی هم. رادیوی جیبی یکی از مسافرها روشن بود و داد میزد: «رئیس قوه قضاییه گفته دشمنان دنبال عملیات روانی برای تضعیف روحیه مردم هستن!»
یهو مردی با لهجهی مازنی و پوزخند سرد گفت: ها! روحیه ماره دیگه کی خانه تضعیف هَکِنه؟ دَلار هر روز شه سه عملیات چریکی روانی وِزارت اقتصاد هَکِنه، اره وه.
یکی دیگه پرید وسط: عمو، من امروز صبح خواستم نون بخرم… دیدم قیمتش دو برابر شده؛ گفتم حتما نونوا رفته دورهی تکاوری عملیات روانی!
خانمی با سبد ماهی بلند گفت: نون رو میگی، تا قیمت قزلآلا رو دیدم، زدم توصورتم و گفتم خدا دق بده هر چی آخونده… بعد فروشنده گفت: خانم! بداخمی نکن، این فقط پیشعملیات روانیه، تازه مرحله اصلیش تو راهه!
جمعیت توی واگن از خنده ترکید. پیرمردی با عینک شکسته، روزنامهشو بالا کشید و گفت: امان از دست این عملیات روانی؛ تنها چیزی که تو این مملکت هنوز ارزونه، اعصاب همین مردمه!
همین موقع، روح گلآقا از بین جمعیت سرک کشید، دستی هم به سبیلش کشید و گفت: دشمن کجا بود آخه؟! این ملاهای روانی خودشون ارتش کامل عملیات روانیان؛ صبح تا شب رو اعصابمون رژه میرن، بعدش پول نفت و گاز رو میریزن تو جیبشون بابت بودجه عملیات!


