پزشک خرافهسوز – رامینخان که تازه از در وارد شده بود گفت: شنیدین عروسی دختر سردار بود؟ مشحسین سرشو خاروند و گفت: آره بابا، لباس عروس رو که تو تلگرام دیدم فهمیدم دشمن اصلی اسلام نه اسرائیله نه آمریکا… خود سرداره، با تعرفهی پاریسی!
رامین زد زیر خنده و گفت: لباس که بد نبود، اما ریختوپاش شمخانی خودش یه جوکه!
مشحسین گفت: مگه قرار نبود سادهزیستی کنن؟
رامین گفت: سادهای تو… یه عمره عقدهای دارن به نام «از پهلوی بهتر زندگی کردن!»
مشحسین با خنده تلخ گفت: اگه اینهمه پول هست، چرا نذری دوغ آبه و جهیزیه مردم وام پنج میلیونی؟
همون موقع روح گلآقا اومد پایین، چپقشو آتیش زد و گفت: جیب اینا که ته نداره… فقط ورودی داره؛ اونم مستقیم از جیب مردم! نون خالی مستضعفانه مال ماست و عروسی آنچنانی مال اونا!


