یونس قانونی (غلامی) – برخی روزها در تقویم جهانی تنها یک مناسبت نیستند، بلکه آینهایاند که وجدان بشر در آن به خود مینگرد. ۲۴ اکتبر، روز ملل متحد، از همین دست روزهاست؛ روزی که جهان باید نه در آمار و بیانیهها، بلکه در چهرهی زخمی انسان امروز تأمل کند. از دل دو جنگ جهانی و بر خاکستر میلیونها جان، سازمانی پدید آمد با آرمان صلح، برابری و کرامت انسانی. اما امروز، در قرن بیستویکم، آن آرمان بزرگ در غبار سیاست و منافع قدرتها کمفروغ شده است.
هر سال در چنین روزی، رهبران جهان از همکاری و صلح سخن میگویند، اما در واقعیت، فاصلهی میان منشور سازمان ملل و رنج انسانها هر روز بیشتر میشود. سوریه، یمن، اوکراین و دهها نقطهی دیگر شاهدند که عدالت جهانی اغلب در حد شعار باقی مانده است. در بسیاری از موارد، سازمان ملل نه صدای ملتها، که بازتاب مصلحت دولتها بوده است.
اما در میان همهی بحرانهای جهانی، فاجعهی نقض حقوق بشر در ایران جایگاهی ویژه دارد. در حالی که حکومت جمهوری اسلامی با موجی از اعدامها، بازداشتها و سرکوب گستردهی معترضان و روشنفکران، مرزهای خشونت حکومتی را درنوردیده است، جامعهی جهانی اغلب با سکوتی سنگین از کنار آن گذشته. اعدام در ایران دیگر حکم قضایی نیست، بلکه ابزار سیاسی برای ایجاد وحشت است. جوانانی که تنها خواستهشان آزادی و کرامت بوده، بر چوبهی دار میروند و خانوادههایشان در خاموشی و تهدید زندگی میکنند.
این سکوت، تنها سکوت در برابر یک دولت نیست؛ سکوت در برابر انسان است. هربار که طناب دار بر گردن بیگناهی بسته میشود، وجدان جهانی نیز در محک آزمایش فرو میماند. اگر منشور سازمان ملل از «حق حیات» و «آزادی اندیشه» سخن میگوید، چگونه میتوان این اصول را با حضور جمهوری اسلامی در نهادهای بینالمللی همزمان دانست؟
روز ملل متحد باید فرصتی برای تجدید این پرسش باشد: آیا این سازمان هنوز حافظ کرامت انسان است یا به نهادی تشریفاتی و بیجان بدل شده است؟ تا زمانی که حکومتهایی چون جمهوری اسلامی بیپاسخ بمانند، سخن از عدالت و صلح جهانی معنایی نخواهد داشت. وظیفهی اعضای سازمان ملل امروز این است که از تماشاگران منفعل به کنشگران مسئول بدل شوند؛ با تشکیل کمیتههای حقیقتیاب، پیگیری قضایی عاملان نقض حقوق بشر، و لغو مصونیت سیاسی جنایتکاران در ساختار قدرت.
با اینهمه، نباید فراموش کرد که فلسفهی وجودی سازمان ملل، هنوز میتواند احیا شود. اگر به روح اولیهی منشور بازگردیم ، همان جملهی آغازین که میگوید: «ما مردم ملل متحد تصمیم گرفتهایم…» شاید راهی به آینده باز شود. ملل متحد، پیش از آنکه نهادی در نیویورک باشد، باید در وجدان مشترک بشریت دوباره زاده شود. نه «ما دولتها»، بلکه «ما انسانها».
امروز جهان بیش از هر زمان دیگری به شجاعت حقیقت نیاز دارد؛ به سازمانی که از جان انسان دفاع کند، نه از منافع قدرتها. اگر این صدا از دل مردم برآید ، از مادران دادخواه ایران، از پناهندگان، از کودکان جنگزده، از دانشجویان تبعیدی و از هر انسانی که هنوز به کرامت باور دارد ، آنگاه شاید بتوان گفت که روز ملل متحد دیگر یک تاریخ تقویم نمادین نیست، بلکه یادآور ایمان به انسان است.
۲۴ اکتبر تنها روزی در تقویم نیست؛ فرصتی است برای بازگشت به وجدان، برای ایستادن در برابر مرگ و تبعیض و یادآوری اینکه صلح، نه در مجامع رسمی، بلکه در قلب انسان آغاز میشود.
*یونس قانونی نویسنده و فعال حقوق بشر

