هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است برجریده عالم دوام ما (حافظ)
محمد طباطبایی- ماه آبان در طی چهار دهه گذشته، همچون گوهری ناپیدا در ضمیر ناخودآگاه جمعی ایرانیان نهفته بود. اما به راستی، راز این تولدهای پیدرپی در این ماه چیست؟ گویی یک واقعه و یا انسان دوباره متبلور میشود. ماهی که در آن رویدادهای تاریخی ارزشمندی رقم خورده و گویی در آن نه پایانی هست و نه مرگی. این چه هویت جمعی پنهانشدهای است که در سالهای اخیر در این ماه متجلی میشود و گویی هر بار دوباره زاده میشود؟ چه ویژگی خاصی میتواند انسانی داشته باشد که تولدش بیپایان است و مرگ را نمیشناسد؟
بدون هیچگونه تعصب و با نگاهی تحلیلگرانه، میتوان به این تحول روزافزون در جامعه ایرانی پی برد: برخلاف تلاشهای بیوقفه تمامی دیدگاهها و تفکرات سیاسی افراطی – از چپ تندرو و اسلامگرایان تا کمونیستهای افراطی -نیاز و گرایش به هویتی دیرینه روزبهروز در جامعه شکل میگیرد و تقویت میشود. ریشه این پایداری هویت ملی در چیست؟ چرا همچون گیاه عشقه در تار و پود فرهنگ مردم این سرزمین ریشه دوانده است و در دو دهه گذشته چهره ریشهدار خود را با «جوانههای نسل وی» نمایان میسازد؟
هرچند در چند دهه گذشته تلاش شده است نقش هویت ملی پیش از ظهور اسلام و جایگاه کورش بزرگ، پادشاه هخامنشی و پیامآور صلح و احترام به فرهنگها و مذاهب مختلف، در جامعه کمرنگ و بیارزش جلوه داده شود، اما این کوششها کامیاب نبوده است. کورش، مردی که با رفتار انساندوستانهاش با ملتهای دیگر با احترام و روادمندی برخورد کرد، برای بسیاری از ایرانیان نماد افتخار ملی، پایهگذار تمدن کهن و سمبل دوراندیشی، صلح و دوستی است. بزرگ مردی که منشور او بهعنوان نخستین سند مکتوب حقوق بشر شناخته میشود. و آرامگاهش در پاسارگاد هرساله بیش از پیش مقصدی برای علاقهمندان به فرهنگ دیرینه خود شده است. این هویت جمعی ملی در طی دههای اخیر محبوبیت بیشتری یافته و به یک حرکت فرهنگی-سیاسی برای حفظ میراث فرهنگی و میراث تاریخی تبدیل شده است.
رویدادهای پراهمیت و بسیار ارزشمند تاریخ گذشته و معاصر ایران – از روز بزرگداشت کورش بزرگ تا جشن آبانگان (بزرگداشت ایزدبانو آناهیتا، ایزدِ آبها، پاکی و باروری) و زادروز محمدرضاشاه پهلوی و همچنین زادروز شاهزاده رضا پهلوی – همگی در این ماه قرار دارند. در کنار اینها، حرکتهای اجتماعی گوناگون دو دهه اخیر، از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ گرفته تا خیزش ملی ۱۴۰۱ که پس از قتل مهسا امینی به اوج خود رسید، به این ماه رنگ و بوی متفاوتی بخشیده و آن را به نقطه عطفی در هویت تاریخی و تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است.
ماه آبان اکنون نه تنها یادآور گذشتهای پرافتخار است، بلکه نماد بازگشت آگاهانه به هویتی است که هرگز نمرده و همچنان در اعماق ضمیر جمعی ایرانیان زنده و پویاست.
آنچه که موجب تحسین و آرمانگرایی بخش بزرگی از جامعه ایران و بهویژه نسل جوان نسبت به کوروش هخامنشی گردیده است، شاید بتوان در این نکته جستجو کرد که کوروش نماد «عدالت، آزادگی، صلح و دوستی»، و از همه شاید پراهمیتتر، «نماد هویت اصیل ایرانی» است. این دیدگاه موجب پیوندی عمیق و عاطفی میان جامعه امروز ایران و گذشته تاریخی خود شده است که در طی چهار ده گذشته به صورت مغرضانهای مورد تهاجم قرار گرفته شده است. شاید بتوان این تلاش آگاهانه و خردمندانه نسل جوان در بازآفرینی این هویت ملی گمشده را چنین تشریح کرد، که پس از حدود نیم قرن حقارت و سرخوردگی و فسردگی روانی و اجتماعی به اینگونه سعی برآن دارد که نوعی هویت تاریخی خود بازسازی کند؛ هویتی که ریشه در مفاهیمی چون «گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک» و همچنین میهن دوستی و کرامت انسانی دارد.
در طی چند دهه گذشته، جامعه ایران شاهد تلاش حکومت مافیای اسلامی برای فروپاشی هویت ملی بوده است، تلاشی که سعی بر آن داشته است و هدفش جایگزینی هویت ملی با «امت اسلامی» و تضعیف پیوندهای تاریخی و حس تعلق به هویت ملی بوده است.
از آنجایی که کوروش هخامنشی روز به روز به عنوان نمادی کاریزماتیک در حافظه جمعی ایرانیان همچنان حضور دارد و گویی وجودش بیپایان است. نقش او نه فقط در تاریخ و گذشته این فرهنگ قابل جستجو میباشد، بلکه به عنوان نمادی از رهبری در حافظه جمعی نسل جوان در بازسازی هویت ریشهدار و ارزشمند یاری میرساند.
در اینجا این پرسش مطرح میشود که چه ویژگیهای خاصی افراد کاریزماتیک دارند که محبوبیت آنها گاهی پس از مرگ آنها نمودار میگردد. ریشه این جاذبه از نوبرخاسته در چیست که فریاد «رضا شاه روحت شاد» و «جاوید شاه» در جامعه، در مترو و یا استادیومهای ورزشی شنیده میشود؟ نسلی که تنها به توهمی خیالی و ساخته شده تلقین گردیده بود: شاه یک دیکتاتور غرب زده بود. اما این توهم سازی پایدار نماند و حقیقت دیگری جای خود را به آن داد. شاید بتوان از عوامل اصلی این تحول را در چارچوب ساختارهای روانشناختی و ویژگیها ی شخصیتی او جستجو کرد.
از ویژگیهای اصلی افراد کاریزماتیک همچون محمدرضا شاه پهلوی میتوان به وفاداری و عشق او به میهن و فرهنگ ایرانی اشاره کرد. بسیاری از رفتارهای اجتماعی وی با ارزشهای اخلاقی شفافی همچون اصالت رفتار و صداقت در بیان اهداف، باورمندی به قدرت بدون خشونت و همچنین تغییرات بزرگ اجتماعی و باورمندی به توانایی های اجتماعی جامعه میتوان اشاره کرد. این ارزشها که درونی شده بودند (Internalization)، موجب تقویت هویت جمعی جامعه شده است. نسلی که با اسناد و مدارک شفاهی، سخنرانیها، فیلمها و گفتگوها توانایی مقایسه زندگی گذشته و زندگی کنونی خود را دارد و با همه نقصها و کاستیها، به این نگرش رسیده است که ارزشهای رهبری که او را ندیده و تجربه نکرده است، با بخش زیادی از ارزشهای خود سازگار است. این امر موجب نهادیه سازی هویت ملی و جمعی مشترک، افزایش نقش کاریزماتیک و موجب پیوندی نو میگردد.
این پیوند عاطفی موجب آن میشود که نقش رهبری و تأثیر عمیق و ماندگار به عنوان نقطه عطف تاریخی همچنان زنده و پایدار بماند و تأثیر آن در راه اندازی تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همچون شعلهای پر نور از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. این اثرگذاری عمیق عاطفی موجب تقویت حس وفاداری و تعلق خاطر در جامعه میگردد.
بدین جهت، میتوان نقش عمیق و تأثیرگذار شخصیتهای کاریزماتیک ماندگاری چون کورش هخامنشی و محمدرضا شاه پهلوی را فراتر از مرگ جسمانی آنها دانست. این افراد نه تنها در کتابهای تاریخ، بلکه در قلبها، اندیشهها و اعمال نسلهای بعدی حضور دارند. میراث آنها یادآور این حقیقت است که یک زندگی معنادار و مبتنی بر اصول اخلاقی و کرامت انسانی میتواند تأثیری فراتر از زمان و مکان داشته باشد و اثری بیپایان از خود به جای گذارد.
*دکتر محمد طباطبایی، روانشناس، روانکاو، پژوهشگر و عضو انجمن روان درمانی تحلیلی آلمان

