در عراق قرار است ۱۱ نوامبر (۲۰ آبانماه) انتخابات پارلمانی برگزار شود؛ انتخاباتی که برای میزان نفوذ جمهوری اسلامی ایران در عراق تعیینکننده است. تحلیلگران معتقدند پس از حملات سنگین اسرائیل به «محور مقاومت» و جنگ ۱۲ روزه، جمهوری اسلامی در موقعیتی شکننده قرار گرفته است و به دنبال تغییر راهبرد در منطقه است.

حکومت ایران از طریق احزاب شیعه و به هدایت «سپاه قدس» در بغداد نفوذ دارد؛ احزابی که نقشی تعیینکننده در انتخاب نخستوزیر دارند از جمله محمد شیاع السودانی، نخستوزیر کنونی و نیز گروههای مسلح همپیمان که اصلیترین آنها حشدالشعبی است.
پایگاه خبری «امواج مدیا» در گزارشی که ۱۳ آبانماه منتشر شد مینویسد به نظر میرسد جمهوری اسلامی، با درک این واقعیت که دستیابی به جبههای شیعیِ متحد حتی در میان متحدان خود احتمالاً دیگر مقدور نیست، در حال تغییر مسیر است.
بنا بر گفتهی منابع سیاسی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ماههای اخیر کانالهای غیررسمی جدیدی با برخی از گروههای مسلح شیعی برقرار کرده است. هدف ظاهری این ارتباطات، بررسی سناریوهایی برای انتقال برخی از این گروهها از تمرکز بر «مقاومت» به مشارکت کامل در فرآیند سیاسی است. گفته میشود سپاه ترجیح میدهد این تغییر توسط «چهرههای تازهنفس» هدایت شود که ممکن است برای افکار عمومی عراق پذیرفتنیتر باشند.
این مانور، تلاشی استراتژیک برای پوشش ریسکها در چارچوب سیاستی از دومسیر است: تشویق برخی گروههای مسلح به ورود بیشتر به عرصهی سیاست و در عین حال تحکیم قدرت دیگر متحدان برای مواجهه با هرگونه تشدید احتمالی منطقهای.
جنگ موقعیت
فشار برای تغییر در عراق تنها از سوی جمهوری اسلامی ایران نیست. به گفتهی یکی از منابع دفتر نخستوزیری، بغداد نیز به گروههای شیعی فشار میآورد تا فعالیتهای مسلحانهی خود را کاهش دهند، در ازای آنکه فضای سیاسی بیشتری برایشان فراهم شود. با این حال، این توازن بسیار شکننده و با بحران اعتماد روبهرو است.
این منبع به پایگاه «امواجمدیا» گفته است که دولت عراق در تلاش است این توازن را با تقویت نهادهای دولتی بازتنظیم کند، اما نفوذ تهران و رقابتهای داخلی مانع از تغییر در معادلهی قدرت سیاسی موجود میشود.
این تحولات نشان میدهد هدف تهران تثبیت نفوذ بلندمدت در نهادهای دولتی با هزینهی کمتر و بازده سیاسی بیشتر است، به گونهای که از تلقی شدن به عنوان نیروی خارجی سنگیندست و نامطلوب جلوگیری کند.
در ادامه این گزارش آمده، رویکرد جدید جمهوری اسلامی هرچند نوآورانه است، اما کاملاً بیسابقه نیست. جمهوری اسلامی از دیرباز از مشارکت متحدان عراقی خود در روند سیاسی حمایت کرده است، از جمله سازمان بدر و کتائب حزبالله. هر دو بازیگر در دههی ۲۰۱۰ هویت سیاسی مستقلی برای خود ایجاد کردند، در حالی که پیوند خود را با شاخههای مسلحشان حفظ کردند.
امروزه سازمان بدر و کتائب حزبالله از ارکان اصلی چارچوب هماهنگی حاکم هستند. در عرصهی نظامی نیز نیروهای آنها از سال ۲۰۱۶ در «نیروهای بسیج مردمی» (حشد الشعبی) ادغام شدهاند؛ نهادی که پارلمان عراق آن را به عنوان بخشی رسمی از نیروهای مسلح کشور به رسمیت شناخت.
با وجود این پیوند میان قدرت سیاسی و نظامی، برخی از گروهها همچنان بر هویت مسلحانهی خود پافشاری کردهاند. «حرکت حزبالله النجباء»، تیپ دوازدهم حشد الشعبی، تاکنون از ورود به سیاست خودداری کرده و تمرکز خود را بر فعالیتهای نظامی و ایدئولوژیک گذاشته است.
یک منبع سیاسی عراقی نزدیک به «محور مقاومت» به امواجمدیا گفته است که رویکرد جدید تهران موجب نارضایتی در میان طیفی از گروههای شیعی عراقی شده است. در حالی که برخی رهبران، ادغام بیشتر در ساختار دولتی را راهی برای بقا در بلندمدت میدانند، دیگران آن را تهدیدی علیه هویت اصلی خود تلقی میکنند.
در پایان این گزارش ادعا شده، حکومت ایران که از درگیر شدن مستقیم در اختلافات متغیر و ناپایدار میان گروههای عراقی پرهیز دارد، عمداً موضعی سنجیده در پیش گرفته است؛ رویکردی که در آن تنها در مواقع لازم، با فشار هدفمند بر شرکای عراقی، منافع خود را تضمین میکند.
آمریکا با هدف کاهش نفوذ جمهوری اسلامی در بغداد، فشارهای سیاسی و اقتصادی خود را افزایش داده است. کمتر از یک ماه پیش تعدادی از بانکداران و شرکتهای عراقی مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و «کتائب حزبالله» شدند و آمرکا هشدار داد که عراق نباید به کانالی برای دور زدن تحریمها و فروش نفت ایران تبدیل شود.
مارک ساوایا فرستاده ویژه آمریکا در عراق، ماه گذشته در «ایکس» نوشت: «عراق باید کشوری کاملاً مستقل باشد، عاری از مداخله مخرب خارجی، از جمله از سوی ایران و نیروهای نیابتی آن. هیچ جایی برای گروههای مسلح خارج از اختیار دولت وجود ندارد.»
این در شرایطی است که اخیراً وزیر دفاع آمریکا به دولت عراق در مورد هرگونه تحرک و فعالیت گروههای شبهنظامی علیه منافع آمریکا هشدار داده است.

