جنگ در میان جنگ، زورآزمایی ترامپ با آخرالزمانی‌ها

- در نهمین هفته از «آتش‌بس» شکننده میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، بعد از چند هفته درگیری و زد و خورد پراکنده در خلیج فارس و تنگه هرمز، طی ۴۸ ساعت، جمهوری اسلامی دو بار وارد جنگ‌های جداگانه‌ی چند ساعته با اسرائیل و آمریکا شد؛ آنهم در شرایطی که آغازگر هر دو جنگ حاکمان تهران بودند.
- در این مدت، مقام‌های آمریکایی در اظهارات خود کوشیده‌اند اهمیت این حملات را کم‌رنگ جلوه دهند. با این حال، آنها تأکید می‌کنند که آتش‌بس همچنان برقرار است و روند مذاکرات با ایران نیز تحت تأثیر این تحولات قرار نگرفته است.
- برخی معتقدند ترامپ بیشتر از آنکه عمل کند، بلوف می‌زند. این گروه بیان می‌کنند مقام‌هایی آمریکایی بدون در نظر گرفتن آنکه مردم ایران در چه برزخ وحشتناکی قرار دارند، صرفا منفعت‌طلبانه معادلات خود را پیش می‌برد و چندان نمی‌شود روی او به‌عنوان قدرتمندترین رهبر دنیا حساب ویژه‌ای باز کرد.
- مردم ایران در سخت‌ترین شرایط بعد از سرکوب خونین بیش از ۴۰ هزار شهروند در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، اعدام‌های روزانه و بازداشت‌ها، منتظر تصمیم ترامپ هستند؛ خسته اما امیدوار به اینکه او همان کاری را کند که در جریان خیزش وعده آن را داده بود: کمک برای کنار زدن رژیم.

جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶


در نهمین هفته از «آتش‌بس» شکننده میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، بعد از چند هفته درگیری و زد و خورد پراکنده در خلیج فارس و تنگه هرمز، طی ۴۸ ساعت، جمهوری اسلامی دو بار وارد جنگ‌های جداگانه‌ی چند ساعته با اسرائیل و آمریکا شد؛ آنهم در شرایطی که آغازگر هر دو جنگ حاکمان تهران بودند.

در این مدت، مقام‌های آمریکایی در اظهارات خود کوشیده‌اند اهمیت این حملات را کم‌رنگ جلوه دهند. با این حال، آنها تأکید می‌کنند که آتش‌بس همچنان برقرار است و روند مذاکرات با ایران نیز تحت تأثیر این تحولات قرار نگرفته است.

دونالد ترامپ ۲۴ ساعت پس از حمله آمریکا به تأسیسات نظامی در نوار ساحلی خلیج فارس و مناطق مرکزی ایران، بار دیگر تهدید کرد حمله «بسیار سخت» دیگری به ایران خواهد کرد و در آینده کنترل جزیره خارک و برخی زیرساخت‌های نفتی ایران را در دست خواهد گرفت.

به نظر می‌رسد دونالد ترامپ امید خود را به نتیجه‌بخش بودن مذاکره با حکومت ایران، حتی پس از دوران رهبری علی خامنه‌ای، تا حد زیادی از دست داده است. شروطی که ترامپ برای توافق با جمهوری اسلامی داشت بسیار سخت‌تر از آن است که حاکمان تهران بپذیرند. ارفاق‌هایی که او روی میز گذاشت نیز برای راضی کردن آنها کافی نبود. در چنین فضایی احتمالا گزینه‌ای جز «زور» باقی نمانده باشد. هرچند قطری‌ها تلاش کردند در آخرین دقایق، نشست سه‌ جانبه‌ای برگزار کنند اما طرف ایرانی موافقت نکرد.

اکنون که گزینه دیپلماسی مثل تمام دو دهه گذشته برای مهار تهدیدات جمهوری اسلامی به نتیجه نرسیده‌ است، طرفین راهی ندارند جز اینکه در میدان زورآزمایی کنند.

آنچه برای جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه باقی‌مانده، موشک‌ها هستند و سرکوب داخلی برای جلوگیری از خیزش‌های براندازانه درونی؛ اما در طرف مقابل امکانات و تجهیزات و از اینها مهمتر «دلیل‌های کافی» برای حل این معامله‌ی سخت وجود دارد.

نارضایتی در نیروهای مسلح

رژیم ایران علاوه بر اینکه در داخل با بحران مشروعیت روبروست، از نظر امنیتی و نظامی هم دچار مشکلات عمیقی است. کمبود تجهیزات و تلفات سنگین نیروی انسانی طی دو جنگ سنگین، ساختار دفاعی جمهوری اسلامی را متزلزل کرده است. نارضایتی در قوای مسلح رو به افزایش است و ریزش‌ها را تشدید کرده است. بنابر آخرین گزارش‌ها بخش زیادی از نیروهای مسلح [نظامی و انتظامی] هنوز «پاداش جنگ » را دریافت نکرده‌اند. جیب آنها خالیست و به‌شدت از نظر معیشتی با مشکل روبرو هستند، به‌ویژه آنکه بعضی از آنها هفته‌ها در مناطق جنگی ماموریت داشتند و به خانه نرفته‌اند.

نارضایتی در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی آنقدر زیاد شده است که اعتراض آنها به صداوسیما نیز کشیده است. در هفته‌ای که گذشت دو سه کارشناس و مجری تلویزیونی روی آنتن زنده نسبت به وضعیت معیشتی نیروهای مسلح و تبعیض میان آنها هشدار دادند.

جمهوری اسلامی شروع کننده دو جنگ

یکی از رویدادها که نباید ساده از کنار آن گذشت میل حاکمان جمهوری اسلامی به جنگ است. وقتی فرماندهی کل قوا با علی خامنه‌ای بود، هرچند در سخنرانی‌ها با اغراق و بزرگنمایی از قدرت نظامی حکومت، برای دشمنان رجزخوانی می‌کرد، اما اقدامات تهاجمی آنها در ماموریت‌ نیابتی‌ها خلاصه می‌شد اما با وجود آنکه تلاش شد مجتبی خامنه‌ای یک رهبر معقول‌تر به نظر برسد، رژیم در حمایت از حزب‌الله به اسرائیل موشک‌پرانی کرد و همان عامل اقدام متقابل اسرائیل شد. به فاصله کمتر از ۴۸ ساعت سپاه پاسداران هلی‌کوپتر آپاچی سنتکام را در تنگه هرمز به عمد هدف قرار داد و دلیل آمریکا برای حمله مجدد شد.

این اقدامات نشان داد در تهران، فرماندهان و سیاستمداری که هسته اصلی قدرت را تشکیل می‌دهند نه تنها قصد عقب‌نشینی و تسلیم ندارند بلکه عزمشان جزم است تا به هر قیمتی در میدان تکلیف را روشن کنند.

تا زمان نگارش این گزارش [پنجشنبه ۲۱ خرداد] دونالد ترامپ اعلام کرد: «ایالات متحده امشب ایران را هدف حمله بسیار شدید قرار خواهد داد (ایرانی که نیروی دریایی، نیروی هوایی، رادارها، سامانه‌های ضدهوایی و سایر اشکال دفاعی آن، همراه با بخش عمده‌ای از توان تهاجمی‌اش، از بین رفته‌است!)».

برخی معتقدند او بیشتر از آنکه عمل کند، بلوف می‌زند. این گروه بیان می‌کنند مقام‌هایی آمریکایی بدون در نظر گرفتن آنکه مردم ایران در چه برزخ وحشتناکی قرار دارند، صرفا منفعت‌طلبانه معادلات خود را پیش می‌برد و چندان نمی‌شود روی او به‌عنوان قدرتمندترین رهبر دنیا حساب ویژه‌ای باز کرد.

در مقابل گروهی دیگر همچنان امیدوارند فشارهای چندسویه ترامپ به حکومت، آنها را ضعیف‌تر کند تا شرایط برای بازگشت مردم به خیابان و اقدام نهایی یعنی براندازی جمهوری اسلامی فراهم شود.

برای ترامپ راهی نمانده جز زورآزمایی با آخرالزمانی‌ها، جنگ در میان جنگ، آنهم زیر عنوان «آتش بس». رئیس جمهوری آمریکا تهدید کرده اگر لازم باشد در «خارک» نیرو پیاده می‌کند. او این حرف را پس از آن زد که مدعی شد گزینه عملیات زمینی در ایران را کنار گذاشته است.

مردم ایران در سخت‌ترین شرایط بعد از سرکوب خونین بیش از ۴۰ هزار شهروند در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، اعدام‌های روزانه و بازداشت‌ها، منتظر تصمیم ترامپ هستند؛ خسته اما امیدوار به اینکه او همان کاری را کند که در جریان خیزش وعده آن را داده بود: کمک برای کنار زدن رژیم.

[کیهان لندن شماره ۵۶۶]

 

 

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۳٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=403316