نوید محمدزاده، نماینده انجمن ملی سلامت رازی – سلامت یکی از ارکانهای اصلی توسعه پایدار و قدرت ملی هر کشور است. کشورهایی که به سلامت بهعنوان یک محور استراتژیک مینگرند، در تمامی شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی عملکرد بهتری داشتهاند. کشور ایران نیز در دهههای پیش از انقلاب، با ایجاد زیرساختهای نوین پزشکی، توسعه آموزش پزشکی، گسترش بهداشت روستایی و اجرای برنامههای ملی سلامت، در مسیر پیشرفت نظام سلامت قرار گرفته بود. اما در چهار دهه گذشته، نظام سلامت کشور دچار انحطاط ساختاری شده و پیامدهای آن به شکل بحرانهای گسترده اجتماعی، روحی-روانی، جسمی و همچنین اقتصادی بروز کرده است.
در این مقاله، ضمن بررسی سلامت و مدیریت آن در ایران، عوامل مؤثر در اهمیت موضوع سلامت در آینده ایران تحلیل میشود. همچنین جایگاه سلامت در گفتمان سیاسی مسؤلین و اپوزیسیون بررسی شده و دلایل غیبت آن بیان میشود. در پایان، ضرورت تدوین یک برنامه و استراتژی جامع برای مدیریت سلامت و بهزیستی در حکومت آینده ایران، طرح شده و نقش انجمن ملی سلامت رازی در تهیه این برنامه بررسی میشود.
سلامت صرفا یک مفهوم پزشکی یا درمانی نیست؛ بلکه یک شاخص بسیار مهم از نحوه حکمرانی، کارآمدی دولت، توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی و سرمایه ملی انسانی است. کشورهای پیشرفته سالهاست که مدیریت سلامت جامعه را نه بخشی از خدمات عمومی، بلکه مهمترین فاکتور توسعه میدانند. مدیریت صحیح سلامت در یک کشور تعیینکننده توان جامعه در تولید، آموزش، نوآوری، مشارکت اجتماعی و رسیدن به دموکراسی میباشد.
با توجه به این فاکتورها، واقع است که مدیریت سلامت در حکمرانی جمهوری اسلامی، اولویت و جایگاه خاصی نداشته و لذا ساختاری آشفته، فرسوده و ناکارآمد پیدا کرده است. عدم سیاستگذاری علمی و مبتنی بر شواهد، فساد ساختاری، برنامهها و تصمیمهای غیرتخصصی، مهاجرت گسترده کادر درمان از پرستاران تا پزشکان، فشار روحی و روانی شدید بر متخصصین درمان، افزایش بیماریهای مزمن، و عدم اعتماد عمومی تنها بخشی از بحرانهای حاضر در سلامت ایران هستند.
تاسفبار آنکه با وجود این بحرانها و مشکلات عمیق، موضوع سلامت در بحثهای سیاسی اپوزیسیون و تحلیلهای رسانهای چندان در اولویت قرار ندارد؛ گویی آینده ایران بدون مردم سالم نیز ممکن است. این غفلت، خود یک تهدید بزرگ استراتژیک برای منافع ملی ما میباشد.
برای درک وضعیت امروز مدیریت نظام سلامت، لازم است مسیر گذشته مرور شود.
در زمان محمدرضا شاه فقید، بهزیستی و ارتقای سلامت عمومی همیشه یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری ملی بود. برنامههای زیرساختی آن منجمله تأسیس سپاه بهداشت با هدف ارتقای سلامت روستایی، توسعه خانههای بهداشت در سراسر کشور، ساخت دانشگاههای پزشکی با استانداردهای روز، جذب پزشکان خارجی، اعزام دانشجویان به خارج برای فراگیری تخصصهای پیشرفته، برنامهریزی برای ایجاد نظام بیمه و رفاه ملی و تقویت فناوری پزشکی و بهداشت عمومی، نمونههای موفقی از سیاست های ارتقای سلامت پیش از انقلاب اسلامی بودند.
اجرای موفق این طرحهای نوین در ان زمان موجب شد شاخصهای سلامت ایران در دهه ۵۰ به سرعت رو به رشد بروند و ایران در مسیر ایجاد یک نظام سلامت مدرن و پیشرفته قرار گیرد.
بعد از انقلاب شوم ۵۷، نظام سلامت ایران کمکم از مسیر علمی دور شد. مجموعهای از عوامل مدیریتی غلط، ساختار سلامت ایران را دچار فرسودگی و انحطاط کردند که عبارتند از:
– سیاسیسازی نظام سلامت ایران، ورود ایدئولوژی اسلامی به تصمیمگیریهای علمی، انتصاب افراد غیرمتخصص و رانتی، بیثباتی مدیریتی و حذف متخصصان مستقل از ساختار تصمیمسازی، باعث شدند که سلامت به ابزاری سیاسی آن هم از نوع اسلامی تبدیل شود. تصمیمهایی که باید بر اساس شواهد و علم گرفته میشد، تحت تأثیر منافع سیاسی حکومت اسلامی قرار گرفت.
– اخراج اساتید برجسته و مخالف حکومت، افت شدید آموزش، جایگزینی دهها واحد علمی دانشگاهی با موضوعات مذهبی، فاصله گرفتن از استانداردهای جهانی و نفوذ نیروهای غیرمتخصص به بدنه آموزش پزشکی باعث شد نسل جدید متخصصان با چالشهای جدی علمی روبهرو باشد.
– شرایط و وضعیت کاری نامناسب، پرداخت کارمزدهای پایین، ساعتهای کاری طاقتفرسا، نبود امنیت و آینده شغلی، و فشارهای روانی، موجی کمسابقه از مهاجرت پزشکان، پرستاران و پیراپزشکان را با خود به همراه داشت. ایران امروز با کمبود متخصص در بسیاری از رشتههای تخصصی روبهروست؛ مشکلی که سالها طول خواهد کشید تا جبران شود.
– فساد ساختاری و ناکارآمدی مدیریت در سلامت کشور، فساد در واردات و خرید تجهیزات پزشکی، دارو، انتصاب مدیران رانتی، ساختوسازها و عدم تخصیص بودجه کافی، اعتماد عمومی مردم را نسبت به کادر درمان نابود و کیفیت خدمات سلامت را بسیار پایین آورده است.
– افزایش بیماریهای مزمن و بحران سلامت روان، فشارهای حکومتی، اجتماعی، اقتصادی، آلودگی هوا، عدم تشویق مردم به ورزش و نحوه زندگی سالم، تغذیه نامناسب، استرس مزمن و نبود برنامههای پیشگیرانه، سبب رشد چشمگیر افسردگی، اضطراب، بیماریهای قلبی عروقی، دیابت، بیماریهای نورولوژیک مثل ام اس، سرطانها و بیماریهای اسکلتیعضلانی شده است. با توجه به این مسایل متاسفانه جامعه امروز ایران از نظر سلامت جسمی و روانی در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ خود قرار دارد.
عدم پرداختن به موضوع سلامت در گفتمان سیاسی اپوزیسیون؛ یک فقدان خطرناک
متاسفانه با وجود این بحرانهای عمیق، گفتمان مدیریت سلامت در میان سیاستمداران اپوزیسیون و مباحث سیاسی خارج و داخل ایران تقریباً اولویت و جایگاهی ندارد. در بیانیهها، جلسات، سخنرانیها و تحلیلهای سیاسی، موضوع سلامت یا کلا مطرح نمیشود یا به حاشیه رانده میشود.
اپوزیسیون عمدتا درگیر مسائل مختلف سیاسی مثل گذار از رژیم فعلی، ساختار حکومت آینده و مسائل امنیتی است و کمتر به مسایل زیرساختی، از جمله سلامت، توجه میکند.
همچنین بسیاری از احزاب و گروههای سیاسی فاقد متخصصان حوزه سلامت، مدیریت سلامت و کارشناسان بهداشت عمومی هستند. بنابراین طرح و برنامهای برای آن ندارند.
کاملا واضح است که بخش زیادی از جریانهای سیاسی هنوز درک نکردهاند که بدون مدیریت درست سلامت، هیچ برنامه سیاسی، ملی، اقتصادی و اجتماعی پایدار نمیماند.
افرادی نیز تصور میکنند که سلامت پس از تشکیل دولت جدید قابل حل است، در حالی که ساختارهای سلامت به سالها بازسازی نیاز دارد و باید از امروز برای آن یک طرح و برنامه اصولی و پایدار وجود داشته باشد.
این غفلت در شرایطی رخ میدهد که سلامت نه یک موضوع جزئی، بلکه اساس توسعه و حتی شرط مهم برای رسیدن به دموکراسی است. همانطور که در این سالها دیدیم، جامعه بیمار نمیتواند پایدار، ملیگرا، خلاق، کارآمد و فعال سیاسی باشد. شاید این نکته، دقیقا همان هدف اصلی حکومت اسلامی بوده تا جامعه ایران را از نظر سلامتی در چنین وضعیتی قرار دهد تا مردم به مسائل سیاسی کمتر بپردازند.
حکومت آینده ایران با هر نوع تفکری، کشوری را تحویل خواهد گرفت که از نظر سلامت عمومی و مدیریت ان در یک وضعیت بحران ساختاری است. برخی از چالشها برای مدیریت سلامت در حکومت آینده عبارتاند از: وضعیت بودجه سلامت، بحران بیماریهای مزمن، افسردگی بالا، اضطراب، کمبود متخصصان سلامت، فساد ساختاری، فرسودگی زیرساختها، بیاعتمادی مردم به خدمات درمانی، نبود نظام بیمههای کارآمد، عدم وجود استانداردها، نظارت علمی و نبود سیاست پیشگیری.
باید توجه کرد که این چالشها تنها با تغییر حکومت حل نخواهد شد؛ بلکه نیازمند یک برنامه ملی، مستمر، علمی و چندبعدی میباشد.
ضرورت برنامه جامع بازسازی نظام سلامت
با توجه به مشکلات فعلی، ارتقا و بازسازی نظام سلامت کشور ایران باید با یک الگوی علمی و آیندهنگر شروع شود. برنامهای که شامل: اصلاح ساختار مدیریتی و حذف سیاسیکاری، بازسازی آموزش پزشکی و ارتقای استانداردها، جذب و بازگشت کادر درمان مهاجرتکرده، توسعه زیرساختهای سلامتی و طرحهای پیشگیرانه، تقویت بهداشت عمومی جامعه و سلامت روان، ایجاد نظام مالی پایدار برای نظام سلامت و تخصیص بودجه کافی، مبارزه با فساد سیستماتیک، تمرکز بر حقوق بیمار، اخلاق حرفهای و بهکارگیری تکنولوژی نوین پزشکی باشد.
این برنامه استراتژیک باید یک طرح ۱۰ تا ۱۵ ساله باشد و روند بازسازی بهزیستی کشور را هدایت کند.
نقش انجمن ملی سلامت رازی در تدوین و تهیه برنامه مدیریت سلامت آینده ایران
انجمن ملی سلامت رازی با حضور متخصصان از همه حوزههای پزشکی، مدیریت سلامت، آموزش، بهداشت عمومی و سیاستگذاری، طی یک سال اخیر مشغول تهیه برنامهای جامع و چندبعدی برای آینده نظام سلامت ایران بوده است.
این برنامه مبتنی بر شواهد و مطالعات داخلی و بینالمللی است، شامل بازنگری کامل ساختار سلامت فعلی ایران است، از سیاسیکاری و جهتگیری جناحی به دور است. همچنین همه موضوعات سلامت از آموزش، خدمات، بودجه سالیانه، بیمه، اخلاق حرفهای، زیرساختها تا فناوری پزشکی را پوشش میدهد و برای ارائه به حکومت آینده ایران آماده خواهد شد. هدف این برنامه و استراتژی، کمک به ایجاد یک نظام سلامت کارآمد، مدرن، انسانی و علمی است که بتواند پس از گذار شروع و ایران را در مسیر توسعه پایدار قرار دهد.
چراکه سلامت نه یک موضوع کم اهمیت و حاشیهای، بلکه یک موضوع ملی و اصلی برای آینده ایران است. بدون مردم سالم، هیچ اصلاح سیاسی، توسعه اقتصادی، سرمایهگذاری آموزشی، یا تحول اجتماعی امکانپذیر نیست. ایران آینده نیازمند یک نظام سلامت نوسازیشده، علمی، پاک و کارآمد میباشد.
همه ما بایستی موضوع سلامت را در مرکز تصمیمگیریهای سیاسی قرار دهیم.
کمتوجهی به مشکلات سلامت، یعنی نادیده گرفتن آینده ایران، و آینده ایران بدون جامعهای سالم و پویا، ممکن نخواهد بود.

