پذیرش شکست در برابر فرهنگ و تاریخ ایران؛ حکومت دینی در برابر آنچه که شناسنامه ایرانی است زانو زد

- روح‌الله خمینی گفته بود «ما به ملیت اعتقاد نداریم. ما به اسلام اعتقاد داریم»؛ یعنی هویت ایرانی را در مقابل اسلام و چیزی بنام هویت اسلامی قرار داد.
- امروز هم بدنبال شکست مفتضحانه در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و با توجه به احتمال جنگی دیگر، رژیم دوباره به ملی‌گرایی رو آورده و خامنه‌ای پس از خروج از مخفیگاه خود از مداح ویژه خود تقاضای سرودی برای ایران می‌کند.
- تردیدی نیست که پس از شکست نظامی و عمیق‌تر شدن فاصله بین حکومت و ملت، رژیم با انگیزه سیاسی، در تلاش برای تغییر ظاهری و کسب مشروعیتی مبتنی بر ملی‌گرایی ویژه ایرانیان است.
- تظاهر به ملی‌گرایی ابزاری، به مفهوم احترام واقعی و صمیمانه به میراث پیش از اسلام ایران نیست، بلکه استفاده تاکتیکی از ملی‌گرایی برای پوشش ضعف ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است. یک استراتژی برای بقا.

شنبه ۱ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۲۲ نوامبر ۲۰۲۵


نادر صدیقی – یک ضرب المثل  آمریکایی می‌گوید: «معیار نهایی یک انسان فرهیخته در چگونگی رویارویی او با بزنگاهی است که او را فرا می خواند(۱).»

ایرلندی‌ها هم مثل مشابهی دارند با مضمونی غنایی: «بهترین حقیقت یک فرد، نه در رویاهای دوردست بلکه در درخششی است که در زمان  حال می‌درخشد(۲).»

تمثیل‌های نغز و عمیقی هستند با این مفهوم که لحظات دشوار زندگی، آزمون‌های واقعی ما می‌باشند. هنگامی که زندگی همچون رودخانه‌ای آرام جریان دارد، حفظ آرامش، مهربانی و بردباری آسان می‌شود؛ ولی در مواقع درگیری، متأثر از فشار یا نبود قطعیت، ارزش‌های واقعی انسان را آشکار می‌کند. به سخن دیگر، مقام واقعی یک فرد، در چگونگی حضور او در زمان حک شده؛ بی‌باک، برازنده، مقاوم و پایدار در بزنگاهی که او را فرا می‌خواند. بعبارتی، برای هر آنچه که درست است ولی دشمنان و مخالفان پرسر و صدایی دارد و از نگر شخصی پرخطر و چالش برانگیز می‌نماید، باید محکم ایستاد. در چنین شرایطی است که مسئولیت اخلاقی ما برجسته جلوه می‌کند.

در پایان هفته اول آبانماه، تهران شاهد یک رویداد دولتی بسیار مهم بود؛ برپا کردن تندیس باشکوه شاپور ساسانی در میدان ۲۴ اسفند که امروزه میدان «انقلاب» نامیده می‌شود. در برابر شاهنشاه ساسانی که سوار بر اسب است، با چهره‌ای گشاده و نگاهی پیروزمندانه به فیلیپ امپراتور شکست خورده روم می‌نگرد که در برابر او زانو زده و تمنای گذشت و بخشش می‌کند.

این رویداد، روایتی ملی را نشان داد که به مدت ۴۷ سال مرز ممنوعه و انعطاف‌ناپذیر در جمهوری اسلامی بود؛ درست از روزی که روح الله خمینی در نطقی در حُسنیه جماران به شدت به ملی‌گرایی و ملیت و در واقع به ایرانی بودن حمله کرد و آن را نه تنها خلاف مسلمانی که دشمن اسلام نامید. او گفت: «ما به ملیت اعتقاد نداریم. ما به اسلام اعتقاد داریم»؛ یعنی هویت ایرانی را در مقابل اسلام و چیزی بنام هویت اسلامی قرار داد. نطق بسیار معروفی است که یکی از ارکان ایدئولوژی جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهد. مانند دوران اولیه اشغال ایران توسط عرب‌های بدوی، صحبت کردن از هویت و ملیت ایرانی مجازات سخت داشت. از همان نطق کذایی بود که معتقد بودن به اسلام فقاهتی و نه اعتقاد به ملیت ایران، تنها عامل گزینش مدیران حکومتی و نظامی در تمام سطوح شد و در واقع بدبختی ایرانیان و نزول و توقف روند توسعه ملی از آن تاریخ آغاز شد.

مدتی بعد، بنا به ضرورت جنگ خمینی با صدام حسین، ملیگرایی باردیگر بکار آمد و سرودهای هیجان‌انگیز ملی مانند «ای ایران ای مرز پرگهر» از صدا و سیمای دولتی پخش شد ولی پس از پایان جنگ، این ملی‌گرایی موقتی هم فروکش کرد.

امروز هم بدنبال شکست مفتضحانه در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و با توجه به احتمال جنگی دیگر، رژیم دوباره به ملی‌گرایی رو آورده و خامنه‌ای پس از خروج از مخفیگاه خود از مداح ویژه خود تقاضای سرودی برای ایران می‌کند و چندی بعد، تندیس شاهنشاه ساسانی و زانو زدن امپراتور رومی را در یکی از میدان‌های معروف پایتخت ایران برپا کرده و شعار «دشمن در برابر ایرانیان زانو خواهد زد» را شعار این تندیس قرار داده است.

تناقض در ایدئولوژی جمهوری اسلامی بر اساس رد ملی‌گرایی بنا نهاده شده؛ با این حال، نصب تندیس پادشاه ساسانی و زانو زدن امپراتور روم باستان در برابر او که نماد شکوه ایران پیش از اسلام است، به وضوح نشان‌دهنده غرور ملتی است که به رغم گرفتار شدن در چنبره حکومت عقب مانده مذهبی، همچنان زنده و پرشرر است.

تردیدی نیست که پس از شکست نظامی و عمیق‌تر شدن فاصله بین حکومت و ملت، رژیم با انگیزه سیاسی، در تلاش برای تغییر ظاهری و کسب مشروعیتی مبتنی بر ملی‌گرایی ویژه ایرانیان است. ترفندی با استناد به گذشته پر افتخار امپراتوری باستانی ایران، برای بسیج مردم پیرامون یک هویت فرهنگی مشترک که فراتر از مذهب است.

به تعبیری دیگر، تظاهر به ملی‌گرایی ابزاری، به مفهوم احترام واقعی و صمیمانه به میراث پیش از اسلام ایران نیست، بلکه استفاده تاکتیکی از ملی‌گرایی برای پوشش ضعف ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است. یک استراتژی برای بقا. تجربه نشان داده که وقتی ایدئولوژی مذهبی الهام‌بخش نیست، حاکمان شکست خورده، اغلب به نمادهای تاریخی روی می‌آورند. تندیس یک پادشاه ایرانی که بر امپراتوری روم تسلط دارد، غرور را برمی‌انگیزد، اما همچنین ضعف رژیم را برجسته می‌کند – نیاز به وام گرفتن مشروعیت از گذشته‌ای که برای سال ها آن را نادیده گرفته بود.

به تعبیر من روزنامه نگار ایرانی، این پدیده، اقرار و اذعان به شکست خفت بار رهبران و سپاهیان جمهوری اسلامی در برابر هویت و ملیت ایرانی است. در واقع این حکومت دینی است که در برابر آنچه که شناسنامه ایرانی است زانو زده. اعترافی اگرچه دغل بازانه ولی بیانگر واقعیتی عریان که مانند تمام نمونه‌های تاریخی، همه اقوام وحشی، پس از حمله به ایران و پیروزی‌های اولیه جنگی، سرانجام در برابر فرهنگ و ملیت ایرانی شکست خوردند و زانو زدند. آنجه در هفته اول نوامبر و بعبارتی در هفته سوم آبان‌ماه در ایران روی داد. دقیقا شکست ایدئولوژیک جمهوری خمینی و خامنه‌ای را در برابر ایران و ایرانیان ترسیم کرد.

اگر از ظواهر آنچه در نزدیک به نیم قرن گذشته در میان ایرانیان دیده‌ایم اندکی دور شویم و به عمق رفتار خود و دیگران و بویژه جوانان دقت کنیم، شما نیز چه بسا با این ادعای من هم قول می‌شوید که ایرانیان واقعا تافته‌ی جدابافته‌ای هستند، ضریب هوشمندی و توانایی‌های فرهنگی‌شان، با فاصله زیادی نسبت به بسیاری از ملت‌ها و ملیت‌ها قرار دارد. امری که البته تازگی ندارد و از هزاره‌های گذشته، پیشینیان ما چنین بوده‌اند و ما وارثان آنها هستیم؛ با فرهنگی غنی و پربار و با تاریخی افتخارآمیز. حفظ هویت ملی به معنای داشتن این میراث به طور اصیل است، نه اینکه اجازه دهیم توسط برنامه‌های سیاسی دستکاری شود. در اینجا چند مسیر سازنده وجود دارد:

– مطالعه و تجلیل تاریخ ایران، یادگیری شخصیت و خدمات کوروش بزرگ، داریوش بزرگ، رضاشاه یزرگ و سایر شاهنشاهان نامدار ایران و آموختن جدی آنها به فرزندان ایران.

– برگزاری باشکوه جشن‌های ایرانی، نوروز، تیرگان، مهرگان، آبانگان، یلدا و چهارشنبه‌سوری و سایر سنت‌های فرهنگی که ما ایرانیان را به ریشه‌های باستانی‌مان پیوند می‌زند.

– زبان و ادبیات فارسی را پاس بداریم؛ رودکی و عنصری و فردوسی و مولوی و حافظ و سعدی و شهریار و دیگر سخنوران ستون‌های هویت ما هستند و شاهنامه حکیم طوس اهمیت ویژه‌ای دارد.

– بین ملی‌گرایی ناب ایرانی با تبلیغات حکومتی تمایز قایل شویم. ملی‌گرایی موجب وحدت و سبب عزت ملی ماست.

– بخاطر داشته باشیم که تظاهر سردمداران جمهوری اسلامی به هویت ملی ما ایرانیان، نقابی است که برای پوشاندن شکست‌هایشان برگزیده‌اند. حکومت دینی در برابر آنچه که شناسنامه ایرانی است زانو زده است.

 

  1. The ultimate measure of enlightened people lies in how they confront the critical moment that calls upon them. (American parable)
  2. A person’s finest truth lies not in distant dreams, but in the radiance that shines in the present moment. (Irish parable)

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۸ / معدل امتیاز: ۳٫۶

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=391353