تایمز اسرائیل: «محور مقاومت» جمهوری اسلامی یک ماشین مالی چندملیتی است

- روزنامه «تایمز اسرائیل» ۹ دسامبر (۱۷ آذرماه) در مقاله‌ای تحلیلی به قلم خوزه لِو آلوارس گومز تحلیلگر مسائل بین‌الملل، جمهوری اسلامی هم‌زمان با اخوان‌المسلمین دست به هر تلاشی می‌زند تا اسرائیل را نابود کند.
-خط لوله مالی ایران -صدها میلیون دلار برای حماس و حدود ۷۰۰ میلیون دلار در سال برای حزب‌الله- بر اکوسیستمی از دورزدن تحریم‌ها استوار است که از قاچاق طلای آفریقا تا پولشویی رمز‌ارز در مالزی و شرکت‌های صوری در مناطق آزاد دبی گسترش یافته است. «محور مقاومت» فقط یک ایدئولوژی نیست؛ یک ماشین مالی چندملیتی است.
-در دوران اردوغان، ترکیه به مرکز لجستیکی امن حماس تبدیل شده و اقامت، کانال‌های بانکی، دسترسی اطلاعاتی و سکویی برای ورود به اروپا و قفقاز فراهم می‌کند. آنکارا همچنین بی‌سروصدا به عوامل حماس اجازه داده کسب‌وکارهایی ایجاد کنند که نقش پوششی برای عملیات دارند.
-این واقعیت کمتر بیان‌شده خاورمیانه است: یک جنبش اسلامگرای سنی که یک دولت انقلابی شیعی را تقدیس می‌کند، چون هر دو باور دارند که اسرائیل باید از میان برداشته شود. از این‌رو، اخوان‌المسلمین تنها ایران را عادی‌سازی نکرد، ایران را جهانی کرد.

سه شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۰۹ دسامبر ۲۰۲۵


روزنامه «تایمز اسرائیل» ۹ دسامبر (۱۷ آذرماه) در مقاله‌ای تحلیلی به قلم خوزه لِو آلوارس گومز تحلیلگر مسائل بین‌الملل، جمهوری اسلامی هم‌زمان با اخوان‌المسلمین دست به هر تلاشی می‌زند تا اسرائیل را نابود کند.

نویسنده با اشاره به سرازیر شدن ملیاردها دلار کمک مالی و تسلیحاتی به گروه‌های شبه نظامی از سوی برخی کشورهای مسلمان از جمله ایران، قطر، ترکیه، مالزی و سایرین تأکید می‌کند، محور ایران-حماس-حزب‌الله به این دلیل کار می‌کند که اخوان‌المسلمین، نفرت از اسرائیل را به اصل سازمان‌دهنده یک ائتلاف ژئوپلیتیک تبدیل کرده است.

بنر حسن نصرالله دبیرکل سابق حزب‌الله و جمعی از فرماندهان این گروه ک در حمله اسرائیل کشته شدند

در مقدمه این مقاله آمده، حماس و حزب‌الله خود را مخالفان فرقه‌ای نشان می‌دهند، اما در واقعیت اخوان‌المسلمین تصمیم گرفت که نابودی اسرائیل مهم‌تر از این مسائل است و جمهوری اسلامی ایران از همین فرصت سوء‌استفاده کرد تا پول، سلاح، شبکه‌های پنهان، ابزارهای سایبری و سپر سیاسی را وارد پروژه‌ای کند که رسانه‌ها هنوز با احتیاط درباره آن صحبت می‌کنند.

آنچه تقریباً هیچ‌کس درباره‌اش صحبت نمی‌کند این است که حکومت ایران چگونه از سازمان‌های غیردولتی مرتبط با اخوان‌المسلمین در اروپا، آفریقا و جنوب‌شرقی آسیا به‌عنوان مسیرهای مالی بی‌سرو‌صدا برای غزه و بیروت استفاده کرد و «خیریه‌های» سنی را به شاخه‌های لجستیکی یک انقلاب شیعی تبدیل کرد.

حماس که از شاخه غزه اخوان‌المسلمین تشکیل شد، در همان لحظه‌ای که جمهوری اسلامی به‌جای شعار، راکت پیشنهاد داد، از مرز عقیدتی عبور کرد. امروز این رابطه عمیق‌تر است: پیمانکاران حوزه فن‌آوری سپاه پاسداران اغلب در ترکیه، لبنان یا قفقاز نیروهای حماس را در هدایت پهپاد، اخلال جنگ الکترونیک، شبکه‌های رمزگذاری‌شده و مهندسی تونل آموزش می‌دهند.

خط لوله مالی ایران  -صدها میلیون دلار برای حماس و حدود ۷۰۰ میلیون دلار در سال برای حزب‌الله- بر اکوسیستمی از دورزدن تحریم‌ها استوار است که از قاچاق طلای آفریقا تا پولشویی رمز‌ارز در مالزی و شرکت‌های صوری در مناطق آزاد دبی گسترش یافته است. «محور مقاومت» فقط یک ایدئولوژی نیست؛ یک ماشین مالی چندملیتی است.

امروز حزب‌الله همچنان قدرتمندترین شعبه، حماس ویترین سنی، و اخوان‌المسلمین توزیع‌کننده ایدئولوژیکی است که این پروژه شیعه‌محور را به جهان سنی عرضه می‌کند.

نظریه‌پردازان اخوان، از دوحه تا استانبول، اکنون موعظه می‌کنند که شکاف سنی-شیعه ساخته غرب است و در عین حال ایران را به‌عنوان «پیشتاز اصیل» مبارزه با اسرائیل ترویج می‌کنند. این یک تحول الهیاتی نیست، جنگ روانی است که هدفش بازاریابی بلندپروازانه تهران است.

هم‌زمان، رهبران حماس آشکارا از ایران به‌عنوان شریک انقلابی تجلیل می‌کنند، و سپاه پاسداران حماس را ستون اصلی محور خود معرفی می‌کند.

بنابراین نوآوری واقعی، نقش اخوان‌المسلمین در مشروعیت‌بخشی است: این جنبش، مبارزه‌جویی شیعی ایران را به محصولی تبدیل می‌کند که برای اهل سنت قابل‌قبول باشد. ترکیه و قطر این معماری را تثبیت می‌کنند.

در بخش دیگری از این مقاله آمده، در دوران اردوغان، ترکیه به مرکز لجستیکی امن حماس تبدیل شده و اقامت، کانال‌های بانکی، دسترسی اطلاعاتی و سکویی برای ورود به اروپا و قفقاز فراهم می‌کند. آنکارا همچنین بی‌سروصدا به عوامل حماس اجازه داده کسب‌وکارهایی ایجاد کنند که نقش پوششی برای عملیات دارند.

قطر در همین زمان، این ساختار را تأمین مالی می‌کند، دفتر سیاسی را میزبانی می‌کند و از طریق رسانه‌ها و اندیشکده‌های همسو با اخوان، روایت جهانی را شکل می‌دهد. دوحه هم‌زمان نقش میانجی، تأمین‌کننده، سخنگو و حتی بازیگر بی‌طرف را بازی می‌کند، هرچند بی‌طرفی‌اش ظاهری است.

در سطح منطقه‌ای، این محور در حوزه‌های کمتر گزارش‌شده نیز فعالیت می‌کند: مربیان ایرانی در کنار نیروهای حوثی در یمن؛ شبکه‌های اخوان در سودان که مسیرهای قاچاق سلاح از دریای سرخ را تسهیل می‌کنند؛ نیروهای حزب‌الله که به شبه‌نظامیان در سوریه و عراق مشاوره می‌دهند؛ و دستگاه اطلاعاتی ترکیه که از غزه به‌عنوان اهرمی در لیبی و شرق مدیترانه استفاده می‌کند. اینها تقاطع‌های پراکنده نیستند، حلقه‌های بیرونی همان موتور ضداسرائیلی‌اند.

با جمع کردن همه اینها، الگو کاملاً آشکار می‌شود: حکومت ایران قدرت سخت را تأمین می‌کند، حزب‌الله نظم و ساختار را، حماس برند سنی را، ترکیه سپر دیپلماتیک را، قطر پول و رسانه را، و اخوان‌المسلمین گذرنامه ایدئولوژیکی را که میلیون‌ها سنی را برای حمایت از یک پروژه ژئوپلیتیک شیعی قانع می‌کند.

نویسنده در پایان به این جمه‌بندی رسیده است که این واقعیت کمتر بیان‌شده خاورمیانه است: یک جنبش اسلامگرای سنی که یک دولت انقلابی شیعی را تقدیس می‌کند، چون هر دو باور دارند که اسرائیل باید از میان برداشته شود. از این‌رو، اخوان‌المسلمین تنها ایران را عادی‌سازی نکرد، ایران را جهانی کرد.

اگر خطابه‌ها و هشتگ‌ها را کنار بگذاریم، قاعده روشن است: محور ایران-حماس-حزب‌الله به این دلیل کار می‌کند که اخوان‌المسلمین، نفرت از اسرائیل را به اصل سازمان‌دهنده یک ائتلاف ژئوپلیتیک تبدیل کرده است.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵ / معدل امتیاز: ۳٫۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=392127