عرفان نوربخش – هر ساله در آستانه سالگرد اشغال سفارت ایالات متحده در تهران توسط «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» به سفارت آمریکا در تهران در آبان ۱۳۵۸ تحلیلهای متعددی در فضای رسانهای داخل ایران منتشر میشود. در اغلب این تحلیلها، تلاش میشود تا نشان داده شود که اشغال سفارت در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹) و خصومتهای متعاقب، عمدتاً ناشی از تعارض ذاتی و هژمونیک ایالات متحده با ایران بوده است.

از زمان وقوع این حمله، بسیاری از افرادی که در آن مشارکت داشتند، از آن تمجید و سعی کردهاند این اقدام را به عنوان واکنشی به توطئههای آمریکا علیه انقلاب ایران یا حتی فراتر از آن، به عنوان پاسخی به تمام دخالتهای آمریکا در تاریخ معاصر ایران (از جمله سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق در ۱۹۵۳) توجیه کنند.
این مقاله در نظر دارد که این استدلال را به چالش بکشد و نشان دهد که اتکای صرف به «خصومت ذاتی آمریکا» برای توضیح این پدیده، از یک نکته حیاتی غفلت میورزد: حمله و اشغال سفارتخانههای خارجی در ایران نه اولین بار بوده و نه آخرین بار. تکرار حملات به نمایندگیهای دیپلماتیک خارجی، این پدیده را به یک رویه دائم تبدیل کرده است که به جای ریشهیابی صرفاً در یک تعارض ژئوپلیتیک خارجی واحد، نشاندهنده یک الگوی رفتاری عمیقتر و مزمن در جامعه و ساختار سیاسی ایران است.
ما در این بررسی، فراتر از روایت تعارض هژمونیک، به دنبال ریشهیابی این رویه هستیم و نشان خواهیم داد که چرا این رفتار مکرر، بیشتر نمودی از واکنشهای درونی به احساس ضعف و تحقیر است تا صرفاً پاسخ به فشارهای بیرونی ایالات متحده.
پدیدهای تکرارشونده؛ زمینههای تاریخی و پیامدهای ژئوپلیتیک
حملات مکرر به نمایندگیهای دیپلماتیک خارجی در ایران یک چالش منحصر به فرد و مداوم برای حقوق بینالملل و دیپلماسی محسوب میشود. تصرف سفارت آمریکا در تهران در ۴ نوامبر ۱۹۷۹، که اغلب به عنوان برجستهترین نمونه شناخته میشود، سرآغاز بحران ۴۴۴ روزه گروگانگیری در ایران بود. این رویداد، که طی آن ۵۲ آمریکایی تا ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ گروگان نگه داشته شدند، بیتردید مسیر تاریخ معاصر ایران را تغییر داد. با این حال، این واقعه نه بیسابقه بود و نه یک مورد استثنا. درک این الگو مستلزم تمایز قائل شدن میان اقدامات تاریخی و خودجوش خشم مردمی و حوادث مدرنی است که با درجات متفاوتی از تأیید یا هدایت دولتی همراه بودهاند.
حملات به سفارتخانهها در بستر وسیعتر خاورمیانه
حمله به تأسیسات دیپلماتیک منحصر به ایران نیست. با این حال، زمینه و عاملان این حملات در منطقه اغلب به طور چشمگیری متفاوت است. در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، حملات به سفارتخانهها در درجه اول با بیثباتی ژئوپلیتیک و اقدامات بازیگران غیردولتی مرتبط است:
- درگیری داخلی و شورش: کشورهایی که با جنگ داخلی یا شورشهای شدید مواجهاند و دولتهای مرکزی برای حفظ امنیت تلاش میکنند، حملات مکرری را شاهد هستند. لبنان، به ویژه در طول جنگ داخلی (۱۹۷۵-۱۹۹۰)، حملات ویرانگری به نمایندگیهای دیپلماتیک، مانند بمبگذاریهای سفارت آمریکا در ۱۹۸۳ و ۱۹۸۴ را تجربه کرد که عمدتاً به گروههای افراطی وابسته به جمهوری اسلامی نسبت داده شد است. به همین ترتیب، عراق نیز پس از تهاجم ۲۰۰۳، شاهد هدف قرار گرفتن مکرر سفارتخانهها (مانند سفارت اردن در ۲۰۰۳) توسط جناحهای شبهنظامی مختلف بوده است، حملاتی که دولتها عموماً آنها را محکوم میکنند.
- ستیزهجویی و افراطگرایی: در کشورهایی مانند پاکستان و افغانستان، حملات اغلب توسط گروههای ستیزهجو انجام میشود که نمایندگیهای دیپلماتیک کشورهای دارای مواضع بحثبرانگیز در سیاست خارجی یا حضور امنیتی را هدف قرار میدهند. بمبگذاری خودرو در منطقه دیپلماتیک کابل در سال ۲۰۱۷ و بمبگذاری سفارت مصر در اسلامآباد در سال ۱۹۹۵ نمونههایی از این حملات هستند که دولتها معمولاً آنها را محکوم میکنند.
ایران یک ناهنجاری متمایز را ارائه میدهد: بر خلاف همسایگان منطقهای خود، ایران در دوران مدرن جنگ داخلی طولانیمدت را تجربه نکرده است، با این حال نمایندگیهای دیپلماتیک مکرراً هدف قرار گرفتهاند، اغلب توسط گروههایی که با رضایت ضمنی یا حمایت صریح عناصری در دستگاه حاکم فعالیت میکنند.
سابقه تاریخی: کشتار سفارت روسیه در سال ۱۸۲۹
اولین حادثه مستند و بسیار خشونتآمیز در تاریخ ایران، کشتار سفارت روسیه در تهران در سال ۱۸۲۹ بود. این رویداد که در تاریخنگاری روسیه اغلب به عنوان «تراژدی تهران» شناخته میشود، به کشته شدن سفیر روسیه، الکساندر گریبایدوف –نویسنده و دیپلمات مشهور– و تقریباً تمامی کارکنان سفارت منجر شد.
- زمینه: این حمله در اوج احساسات شدید ضد روسی پس از انعقاد عهدنامه ترکمانچای (۱۸۲۸) رخ داد، که پس از جنگهای ایران و روس (۱۸۲۶-۱۸۲۸)، شرایط سنگینی را بر ایران تحمیل کرده بود. گریبایدوف به عنوان عامل اصلی اجرای مفاد عهدنامه، از جمله خواستههای مربوط به بازگرداندن اتباع روس و اسیران ارمنی شناخته میشد.
- جرقه فوری: آخرین عامل تحریککننده، امتناع گریبایدوف از تحویل دادن یک خواجه ارمنی بلندپایه و دو زن ارمنی بود که از حرمسرای شاه فرار کرده و تحت حمایت دیپلماتیک روسیه در سفارت پناه گرفته بودند. روحانیون اعلام کردند که اقدامات روسیه ناقض احکام شرعی است و این امر توده مردم را به حمله گسترده وادار کرد.
- پیامد: تقریباً ۵۴ نفر در این کشتار جان باختند. برای جلوگیری از یک جنگ تلافیجویانه با امپراتوری روسیه (که همزمان با امپراتوری عثمانی درگیر بود)، شاه نوه خود، خسرو میرزا، را برای ارائه عذرخواهی رسمی و اهدای الماس مشهور شاه به تزار نیکلای اول به سن پترزبورگ فرستاد. این حادثه رسماً «به بوته فراموشی سپرده شد» تا از درگیری بیشتر جلوگیری شود.
مورخان در مورد میزان تحریک دربار قاجار اختلاف نظر دارند، اما شدت واقعه نشاندهنده انباشت تحقیر و رنجش اجتماعی علیه تحمیل خارجی است که اقدام «نابجای» گریبایدوف آن را به خشم تکانشی و مخرب تبدیل کرد.
حوادث با تأیید دولتی از سال ۱۹۷۹ به بعد
پس از گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹، الگوی حملات به سفارتخانهها در تهران تغییر کرد و از اقدام صرفاً خودجوش توده مردم به حوادث هدایتشده سیاسی تبدیل شد که اغلب از رضایت یا حمایت دولتی بهره میبردند.
نتیجهگیری: هزینه روانی و ژئوپلیتیک
| تاریخ | سفارتخانه / کنسولگری هدف | زمینه حمله | پیامد و اهمیت |
| ۱ مرداد ۱۳۶۶ (۱۹۸۷) | سفارتخانههای عربستان و کویت | حمله معترضان پس از درگیری پلیس عربستان با حجاج ایرانی در مکه در جریان مراسم حج. | یک دیپلمات سعودی کشته شد؛ سفارت کویت به آتش کشیده شد. |
| ۱۷ بهمن ۱۳۸۴ (۲۰۰۶) | سفارتخانههای دانمارک و اتریش | حمله گروههای شبهنظامی (گزارش شده اعضای بسیج) در اعتراض به انتشار کاریکاتورهای پیامبر اسلام در یک روزنامه دانمارکی. | سفارت دانمارک با کوکتل مولوتف مورد حمله قرار گرفت. |
| ۸ آذر ۱۳۹۰ (۲۰۱۱) | سفارت بریتانیا | معترضان در اعتراض به تحریمهای جدید بریتانیا علیه ایران، وارد محوطه سفارت شدند. | دروازهها شکسته شد، پنجرهها خرد شد، اسناد تخریب و پرچم بریتانیا سوزانده شد. این حادثه مستقیماً به قطع روابط دیپلماتیک منجر شد. |
| ۱۳ دی ۱۳۹۴ (۲۰۱۶) | سفارت و کنسولگری عربستان | حمله و به آتش کشیدن سفارت در تهران و کنسولگری در مشهد توسط اوباش، پس از اعدام روحانی برجسته شیعه، نمر النمر، توسط عربستان سعودی. | عربستان سعودی بلافاصله تمامی روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد و تنشهای منطقهای را تشدید نمود. |
| ۷ بهمن ۱۴۰۱ (۲۰۲۳) | سفارت جمهوری آذربایجان | یک حمله مسلحانه که به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن دو نفر دیگر منجر شد. | این حادثه توسط برخی مقامات به اختلافات شخصی نسبت داده شد، اما تنش سیاسی بین دو کشور را برجسته کرد. |
هدف قرار دادن مکرر نمایندگیهای دیپلماتیک، چه به صورت مستقیم و چه با اغماض، تصویر ایران را به عنوان کشوری که تمایل به نادیده گرفتن اصول اساسی حقوق بینالملل، به ویژه مصونیت اماکن دیپلماتیک مندرج در کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک (۱۹۶۱) دارد، تقویت کرده است.
این الگو نشاندهنده یک تعامل حیاتی است:
- تکانشگری تاریخی: حادثه ۱۸۲۹ منعکسکننده یک تمایل روانی خطرناک در جامعه ایران است – یک واکنش بسیار احساسی و اغلب تکانشی به تحقیر یا شکست در برابر قدرتهای خارجی.
- ابزاری شدن دولتی: از سال ۱۹۷۹ به بعد، این انگیزه توسط جناحهای سیاسی به ابزار تبدیل شده است. حملات اغلب به عنوان یک راه کمهزینه و تایید شده برای ابراز خشم رسمی، تنبیه یک دولت خارجی یا اعمال فشار دیپلماتیک بدون توسل به درگیری نظامی مستقیم استفاده میشوند. عاملان، که اغلب از گروههای شبهنظامی یا دانشجویی هستند، غالباً این اقدامات را نردبانی برای پیشرفت سیاسی خود میدانند.
با این حال، اکثریت مردم ایران و اقتصاد ملی بار این اقدامات را به دوش میکشند. این حوادث پیوسته منجر به انزوای شدید دیپلماتیک، اعمال تحریمها و ایجاد یک درک منفی جهانی شده است که به طور اساسی به جایگاه بینالمللی و چشمانداز اقتصادی ایران آسیب رسانده است. رفع این چرخه مستلزم فراتر رفتن از واکنشهای تکانشی و اغلب مخرب به ضعف درکشده و پذیرش یک رویکرد بالغ و نهادینه شده در قبال تعهدات بینالمللی است.
منابع و مآخذ
- برگردان فارسی کنوانسیون وین: کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک (۱۹۶۱)، منتشر شده توسط وزارت امور خارجه یا پژوهشگاههای حقوقی.
- روند گروگانگیری: آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و ابراهیم فتاحی. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۷. (بخشهای مربوط به پیامدهای انقلاب و بحران گروگانگیری).
- تحلیل کشتار ۱۸۲۹: کاظمزاده، فیروز. روس و انگلیس در ایران: ۱۸۶۴-۱۹۱۴. ترجمه منوچهر امیری. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۴. (بخشهای مرتبط با تنشهای پس از عهدنامه ترکمانچای و حادثه گریبایدوف).
- تحلیل ژئوپلیتیک معاصر: رابرت، ج. و ل. اودانل. سیاست خارجی ایران: ایدئولوژی، منافع و بازیگران. (بخشهای مرتبط با نقش بسیج و گروههای شبهدولتی در اعتراضات و حملات دیپلماتیک پس از ۱۹۷۹)

